-2-
الإمام ناصر محمد اليماني
04 - شعبان - 1430 ه
27 - 07 - 2009 م
۵ - مرداد - ۱۳۸۸ ه. ش.
10:45 عصر
ـــــــــــــــــــ
پاسخ امام مهدی به بلال:
فتوای حق امام مهدی دربارهی تفاوت بین روزه سکوت مریم و روزهای که رکنی از ارکان اسلام است..
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على النَّبي الأميّ الأمين والتابعين للحقّ في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين..
ای برادر بزرگوارم بلال، من نمیبینم که جویای بیان و تفسیر آیهای باشی و منتظر جوابش بمانی؛ بلکه با تفسیرِ بدون علمِ خودت فتوا میدهی و میگویی روزهای که خداوند آن را رکنی از ارکان اسلام قرار دادهاست، روزه داشتن از خوردن و آشامیدن نیست؛ بلکه روزهی سکوت است! و از این رو، ای بلال برای ما فرمودهی خداوند تعالی را در داستان مریم به عنوان دلیلت میآوری:
{إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَـٰنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا} صدق الله العظيم [مريم:۲۶]
پس ای بلال، گمان کردی که این سخنِ قاطع برای گرفتن روزهی سکوت، همان روزهی واجبی است که خدا آن را رکنی از ارکان اسلام قرار داده و همان روزهی سکوت است و روزه داشتن از خوردن و آشامیدن نیست؛ در حالیکه تو از خطاکارانی ای بلال، و من ناصح امین تو هستم تا از گامهای شیطان پیروی نکنی که نادانسته به خدا نسبت دهی که تو را از راه راست (صراط مستقیم) خارج میکند. در این تفسیرت از قرآن، از امر خداوند رحمان پیروی نکردهای بلکه پیرو فرمان شیطان شدهای، که نادانسته آنچه را که در آن به علم الیقین و برهانی از جانب پروردگار جهانیان نرسیدهای به خداوند نسبت دهی! پس بیا تا به تو بیاموزم آنچه را که خداوند رحمان بر شما حرام کرده و آنچه را که شیطان به آن امر کردهاست. خداوند تعالی میفرماید:
{قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّـهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
و اما فرمان شیطان را همواره در تضاد با فرمان حقِ خداوند مییابی. و فرموده خداوند تعالی:
{وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿١٦٨﴾ إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ﴿١٦٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
پس چگونه نادانسته به خدا نسبت میدهی ای بلال؟ و خداوند در سخنان (آیات) محکم خود از میان آنچه که بر شما حرام کرده است، تو را نهی کرده که:
{وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم
و به همین سبب میبینی که شیطان به شما امر میکند که نادانسته به خدا نسبت دهید:
{إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩﴾} صدق الله العظيم
آیا متوجه شدی که از فرمان خدا پیروی میکردی یا از امر شیطان، درحالیکه نمیدانی که پیرو امر شیطان بودی؟ و به همین صورت، بسیاری از علماءِ تفسیر از امر شیطان پیروی کردند درحالیکه آنها نیز مانند تو از آن باخبر نیستند، پس ملامت و سرزنشی بر تو نیست اگر از آن [نادانسته به خدا نسبت دادن] توبه کنی، همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.
و ای برادرم، بلال، اگر مهدی منتظَر از تو بپرسد: آیا خداوند به زنی که باردار بود امر فرمود که در روز تولدِ [فرزندش] روزه بگیرد؟ پاسخ این سوال را تمامی مسلمانان، از علمایشان تا عامهی مردم، درمییابند که مادر [که تازه وضع حمل کرده] روزه نگرفته و اگر روزه بود افطار میکرد. پس چگونه روزهی سکوت مریم را همان حکم حق برای روزهی ماه رمضان در نظر میگیری ای بلال؟ آیا نمیبینی که از خطاکاران شدهای؟ بیا تا به تو بیاموزم چه کسی به مریم امر فرمود تا به اذن خدا روزه بگیرد و پاسخ دادن به پرسشگران از مریم را برعهده گرفت تا بیگناهی او از عملِ زِنا ثابت شود، او مسیح عیسی بن مریم را با قدرتِ کن فیکون باردار شد، و در یک روز هم او را باردار شد و هم او را به دنیا آورد.
و به داستان حق توجه کن: روزی مریم برای ذکر خداوند و عبادت به مکانی خلوت رفت، چرا که از شدت اخلاصش نسبت به خدا، دوست نداشت زمانیکه چشمهایش گریانند، کسی از مردم صدایش را بشنود، و این نشانهی اخلاص را کسانی میدانند که بندهی مخلص خداوند هستند. پس از خانوادهاش جدا شد و به سمت ناحیه شرقی، نزدیکِ خانوادهاش کناره گرفت و میان خود و آنان حجابی افکند تا در مکانی نزدیک به خانوادهاش به ذکر خداوند مشغول شود. سپس خداوند، روح -جبرئیل- را به همراه فرشتگان به سوی او فرستاد، پس جبرئیل به شکل انسانی ناطق بر او ظاهر شد و با او به بیانی روشن سخن گفت و او را به فرزندی (پسری) پاک بشارت داد. و فرموده خداوند تعالی:
{إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّـهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ﴿٤٥﴾ وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ ﴿٤٦﴾ قَالَتْ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ ۖ قَالَ كَذَٰلِكِ اللَّـهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ ۚ إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿٤٧﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].
پس بشارت این بود: خبری از جانب خدا از طریق فرشتگانش برای مریم علیها الصلاة والسلام؛ درحالیکه جبرئیل او را ترسانده بود، چون به طور ناگهانی به شکل انسانی بیعیب و نقص روبهرویش ظاهر شد:
{قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَـٰنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّا ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [مريم].
که یعنی من از شرّ تو به خداوند رحمان پناه میبرم اگر از خدا پروا میکنی و از او میترسی:
{قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا ﴿١٩﴾ قَالَتْ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا ﴿٢٠﴾ قَالَ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ ۖ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِّلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا ۚ وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا ﴿٢١﴾} صدق الله العظيم [مريم].
و به محض این که جبرئیل علیه الصلاة والسلام گفت:
{قَالَ كَذَٰلِكِ اللَّـهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ ۚ إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ} [آل عمران:۴۷]
پس ناگهان شکمش بالا آمد و بزرگ شد، و این بعد از آن بود که جبرئیل به او فتوا داد که با قدرت کن فیکون به کلمهای از جانب خداوندِ سبحان باردار خواهد شد که [خداوند] به مریم القا میکند:
{فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا ﴿٢٢﴾ فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَىٰ جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَـٰذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم [مريم].
و این بعد از آن بود که او -عیسی بن مریم- را باردار شد و به مکان دوری رفت؛ و آن مکان، دورتر از مکانی بود که بشارت به او رسیده بود، و زمانی که او را به دنیا آورد، فکر کرد که به قومش چه خواهد گفت؟ اگر بگوید که با قدرت کن فیکونِ خداوند باردار شده، حتماً جواب قومش این خواهد بود که: "ای مریم! آیا فکر میکنی ما آنقدر سادهلوحیم که تو را باور کنیم؟ بلکه کار بسیار عجیب و بدی انجام دادهای!" پس مریم نسبت به [اثبات] بیگناهیاش ناامید شد چرا که حتماً قومش با تهمت زنا به او هتاکی خواهند کرد، و آنها چه میدانند که او با قدرت کن فیکون به کلمهای از جانب خدا باردار شده است. و به همین سبب شدیداً و بسیار اندوهگین شد و گفت:
{يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَـٰذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا} صدق الله العظيم.
و ناگهان فرزندش از طرف پایین پایش او را صدا میزند و به او میگوید:
{فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا ﴿٢٤﴾ وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا ﴿٢٥﴾ فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا ۖ فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَـٰنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا ﴿٢٦﴾} صدق الله العظيم [مريم].
پس به او نگاه کرد و زمانی که او را بر بستری مانند بستر کودکانی که آن زمان به عنوان گهوارهی کودکان از آن استفاده میکردند به دنیا آورد، فرزندش به او فتوا داد که حمد و تسبیح خدا را به جا آوَرَد و با مردم سخن نگوید، بلکه به آنها اشاره کند تا با او -عیسی بن مریم- سخن بگویند و به او فتوا داد که او همان کسی است که سخن خواهد گفت تا بیگناهی او را آشکارا اثبات کند و آنها را از شأن و منزلتش آگاه سازد:
{فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ ۖ قَالُوا يَا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئًا فَرِيًّا ﴿٢٧﴾ يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا ﴿٢٨﴾ فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ ۖ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا ﴿٢٩﴾ قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّـهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا ﴿٣٠﴾ وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا ﴿٣١﴾ وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا ﴿٣٢﴾ وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا ﴿٣٣﴾}صدق الله العظيم [مريم].
و فرموده خداوند تعالی:
{ذَٰلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ۚ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ ﴿٣٤﴾ مَا كَانَ لِلَّـهِ أَن يَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ ۖ سُبْحَانَهُ ۚ إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿٣٥﴾ وَإِنَّ اللَّـهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ ۚ هَـٰذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ ﴿٣٦﴾} صدق الله العظيم [مريم].
و ای برادرم، بلال، اما روزهای که خداوند آن را رکنی از ارکان اسلام قرار داده است، همانا خداوند آن را در آیات محکم کتابش تبیین کرده که آن روزه، روزه داشتن از [نزدیکی با] زنان و از خوردن و آشامیدن است. فرموده خداوند تعالی:
{وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ۖ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ} صدق الله العظيم [البقرة:۱۸۷].
پس ای بلال، از شکرگزاران باش و از خدا پروا کن و نگذار غرورت تو را به سمت گناه سوق دهد، و از امام مهدی منتظَرِ حق از سوی پروردگارش پیروی کن که نادانسته به خدا نسبت نمیدهد و یاری دهندهی مهدی منتظَرِ بر حق باش بلال.
وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
أخوك الإمام ناصر محمد اليماني.
___________
ردُّ الإمام المهديّ على بلال: الفَتوى الحَقّ من الإمامِ المهديّ عن الفَرْقِ بين صيامِ مريمَ عن الكلامِ والصّيامِ الذي هو رُكنٌ مِن أركان الإسلام ..
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على النَّبي الأميّ الأمين والتَّابعين للحقّ في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين..
ويا أخي الكريم بلال، إني لا أراك تسأل عن بيان آيةٍ ما فتنتظر جوابها؛ بل تُفتي بالبيان من عندك بغير علمٍ فتقول أنّ الصيام الذي جعله الله رُكنًا مِن أركان الإسلام ليس صيامًا عن الشراب والطعام؛ بل هو الصيام عن الكلام! ومن ثم تأتينا يا بلال بدليلك (قول الله تعالى) في قصة مريم: {إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَٰنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا} صدق الله العظيم [مريم:26].
فظننتَ يا بلال أن هذا القول المُحكَم بالصيام عن الكلام أنَّهُ الصيام المفروض الذي جعله الله رُكنًا من أركان الإسلام، وأنه الصيام عن الكلام وليس الصيام عن الشراب والطعام، وإنَّك لَمِن الخاطئين يا بلال، وإني لك لَمِن النَّاصحين أن لا تتَّبِع خطوات الشيطان فتقول على الله ما لا تعلم فيُخرِجَك عن الصراط المستقيم، فبيانك هذا للقرآن لم تتَّبِع فيه أمْر الرحمن بل اتَّبَعت أمْر الشيطان أن تقول على الله ما لا تعلم علم اليقين بسلطان العِلم من رَبِّ العالمين.
فتعالَ لأُعَلِّمك ما حَرَّم عليكم الرحمنُ وما أمركم به الشيطان، قال الله تعالى: {قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّـهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
وأما أمْر الشيطان فسوف تجده دائمًا يُخالِف عن أمر الله الحَقّ، وقال الله تعالى: {وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿١٦٨﴾ إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
فكيف تقول على الله ما لم تعلم يا بلال وقد نهاك الله في قوله المُحكَم من ضمن ما حرَّم الله عليكم: {وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم؟! ومن ثم تَجِد الشيطان أمركم أن تقولوا على الله ما لا تعلمون: {إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩﴾} صدق الله العظيم، فهل تراك اتَّبعت أمر الله أم اتَّبعت أمر الشيطان وأنت لا تعلم أنك اتَّبعت أمر الشيطان؟ وكذلك كثيرٌ من علماء التفسير اتّبعوا أمر الشيطان وهم لا يعلمون مثلك، فلا تثريب عليك إنْ تُبْتَ عن ذلك فإنّ ربي غفورٌ رحيم.
ويا أخي بلال، لو سألك المهديّ المنتظَر: هل أَمَر اللهُ التي وَضَعتْ مَولودًا أن تصومَ يومًا في يوم الولادة؟ وجواب هذا السؤال يدركه جميعُ المسلمين - عُلماؤهم وعامّتهم - أنّ الوالدة لا تصوم، وإن كانت صائمةً أفطَرَت. إذاً كيف تجعل صيام مريم عن الكلام هو الحُكم الحَقّ في صيام رمضان يا بلال؟! أفلا ترى أنَّك كنت لَمِن الخاطئين؟ وتعالَ لأعلِّمك مَن الذي أمَر مريم بإذن الله أن تصومَ عن الكلام وتَكَفَّل بإجابة السائلين لمريم لكي يُثبتَ براءتها مِن الزِّنى، فهي حملَت بالمسيح عيسى ابن مريم بِكُن فَيكون، فحملته فولدته في يومٍ واحد.
وإليك القصة بالحق: فذات يومٍ ذهبت مريم لتذكُر الله في مكانٍ خالٍ لأنها لا تُحِبّ أن تدمع أعينها وأحدٌ يسمعُها من الناس مِن شِدّة إخلاصها لله، وتلك علامة الإخلاص يعلمها المُخلصون لربِّهم، فانتبذت مِن أهلها مكانًا شرقيًّا على مَقرُبةٍ منهم، فاتَّخذت مِن دونهم حِجابًا لتذكُر الله في مكانٍ على مَقرُبةٍ من أهلها، فأرسل اللهُ إليها الرُّوح (جبريل) ومعه الملائكة، فتمثَّل لها جبريلُ المُتكلِّم فكلَّمها تَكليمًا فبشَّروها بغلامٍ زكيٍّ، وقال الله تعالى: {إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّـهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ﴿٤٥﴾ وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ ﴿٤٦﴾ قَالَتْ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ ۖ قَالَ كَذَٰلِكِ اللَّـهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ ۚ إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا َيَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿٤٧﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].
فالتبشير هو: الخَبَر من الله عن طريق ملائكته لمريم عليها الصلاة والسلام، وقد أفزعها جبريل لأنه تمثَّل لها فجأةً أمامها بَشرًا سويًّا: {قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَـٰنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّا ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [مريم]. أي: إنَّي أعوذ بالرحمن مِنك إن كُنت تَتَّقي الله وتخافه: {قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا ﴿١٩﴾ قَالَتْ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا ﴿٢٠﴾ قَالَ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ ۖ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِّلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا ۚ وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا ﴿٢١﴾} صدق الله العظيم [مريم].
وبمُجرَّد ما قال جبريل عليه الصلاة والسلام: {قَالَ كَذَٰلِكِ اللَّـهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ ۚ إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ} [آل عمران:47]، فانتفَخ بطنها فجأةً، وذلك بعد أن أفتاها جبريل عليه الصلاة والسلام أنها سوف تَحمَل (بِكُن فَيكون) بِكلمةٍ من الله سُبحانه يُلقيها إلى مريم: {فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا ﴿٢٢﴾ فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَىٰ جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَـٰذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم [مريم].
وذلك بعد أن حملته فانتبذت به مكان قَصيًّا؛ وهو مكان أبعد من المكان الذي كانت فيه حين التبشير، ومن ثم وضَعته، فتفكَّرَت؛ ماذا ستقول لقومها؟! فإن قالت حملت بقدرة الله (بِكُن فَيكون) فحتمًا سوف يكون جواب قومها: "فهل تعتبرينا سُذَّجًا يا مريم فنُصدِّقك؟! بل جئتِ شيئًا فَريًّا"، فاستيأسَت مريمُ مِن براءتها، وأنّ قومها حَتمًا سيقذفونها بتهمة الزِّنى؛ فما يدريهم أنَّها حملت بكلمةٍ من الله (كُن فَيكون)؟! ومن ثم حزنتْ حُزنًا شديدًا وقالت: {يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَـٰذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا} صدق الله العظيم.
ويا أخي بلال، أمّا الصيام الذي جعله الله ركنًا من أركان الإسلام فقد بيّنه الله في مُحكم كتابه أنه الصيام عن النساء وعن الطعام والشراب في قول الله تعالى: {وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ۖ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ} صدق الله العظيم [البقرة:187].
فَكُن يا بلال مِن الشاكرين واتّقِ الله ولا تأخذك العزّة بالإثم، واتَّبِع الإمام المهديّ المُنتَظَر الحقّ من ربّه الذي لا يقول على الله ما لا يعلم، وكُن بلال الناصر للمهديّ المنتظَر بالحقّ.
وسلامٌ على المُرسَلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
أخوك الإمام ناصر محمد اليماني.
_______________