-1-
الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ 05 - رمضان - 1447 هـ 22 - 02 - 2026 مـ ۳ – اسفند – ۱۴۰۴ ه.ش. 06:43 صبح (بحسب التقويم الرسميّ لأمّ القُرى)
[لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان]
https://ns2.nasser-alyamani.org/showthread.php?p=496071 ___________
از احکام شرعی درباره اموال یتیمان، بر اساس حکم خداوند در آیات محکم کتاب او (قرآن عظیم)
اقتباس المشاركة :
نقلقول از: الصقرالوكري شخصی از دنیا رفت و بیست سکه طلا بر جا گذاشت و به برادرش وصیت کرد که آنها را وقتی پسرش بزرگ شد به او بدهد.عموی پسر، آن بیست سکه طلا را فروخت و با پولش کسبوکاری راهاندازی کرد. او در این مدت خرج برادرزادهاش و مادر او را میداد. وقتی پسر بزرگ شد و فارغالتحصیل گردید، سهم خود را از آن کسبوکار مطالبه کرد. بین آنها اختلاف و شکایت و دادگاه پیش آمد. عمو میگوید حاضر است همان بیست سکه طلایی را که پدر پسر وصیت کرده بود به او بدهد. اما پسر میخواهد کل پروژه (کسبوکار) را بگیرد و میگوید سرمایه اولیه پروژه مال او بوده، پس خود پروژه هم حق اوست. فتوا دهید: آیا او چنین حقی دارد، یا فقط همان بیست سکه طلا را باید بگیرد؟ پیوند نقل قول:
https://ns2.nasser-alyamani.org/showthread.php?p=496067 پایان نقل قول از الصقرالوكري
—
انتهى الاقتباس
بِسم الله الرَّحمن الرَّحيم، و رمضان بر امت اسلامی و همه انسانهای باوجدان و بشردوست مبارک باد، و خداوند اندوه و گرفتاری را از هر ستمدیدهای در سراسر جهان برطرف سازد، و این پاسخی است به پرسشکنندگان: پس پسر (یتیم) حقی در سود و ثمرهٔ آن پروژه ندارد؛ زیرا اگر وصی در کار خود زیان میکرد، باز هم موظف بود امانتی را (سرمایه اصلی) که نزد او بود بپردازد. بنابراین، یتیم فقط حق مال تضمینشدهٔ خود را دارد، یعنی همان بیست سکه طلا که حق حتمی اوست. خداوند روی وصی را سفید و او را موفق بدارد؛ چراکه پاکدامنی و امانتداری نشان داد و هزینههای زندگی، پوشاک و تحصیل یتیم را حساب نکرد و چیزی از مال یتیم (یعنی همان بیست سکه طلا) برنداشت؛ بلکه به نظر من او با عفت و درستکاری رفتار کرده است. بنابراین: وصی موظف است تنها مال تضمینشدهٔ یتیم یعنی همان بیست سکه طلا را پرداخت کند. او پاکدامنی به خرج داد و چیزی از مال یتیم برنداشت؛ بلکه خداوند او را از این امر بینیاز کرد و او با عفت و درستکاری عمل نمودهاست، تصدیق فرمودهٔ خداوند تعالی: {وَابْتَلُوا الْيَتَامَىٰ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ ۖ وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَن يَكْبَرُوا ۚ وَمَن كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ ۖ وَمَن كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ ۚ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِيبًا ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [سُورَةُ النِّسَاءِ].
برادرتان خليفة الله الإمام المهديّ ناصِر مُحَمَّد اليَمانيّ.
======== اقتباس =========
مِن الأحكام الشَّرعيَّة في أموال اليتَامَى بِحُكم الله في مُحكَم كِتابه ..
اقتباس المشاركة : الصقرالوكري
شخص توفى ووضع عشرين حبه جني من الذهب ووصى اخوه ان يعطيهن الى ابنه عندما يكبر.. وعمه قام ببيع الحبات الجني الذهب وفتح به مشروع.. وكان يصرف على ابن اخيه وامه لمن كبرالولدوتخرج قام يطالب بنصيبه من المشروع..وحصل مشاكل ومحاكم وكله العم يريداعطاء ابن اخيه الذهب العشرين حبه من الجني اللي وصاهن ابو الولد.. والولديريداخذالمشروع كامل ويقول راس مال المشروع حقه اذا المشروع حقه... افتوني هل له الحق بذالك ام يأخذالذهب فقط!!
رابط الاقتباس : https://ns2.nasser-alyamani.org/showthread.php?p=496067
—
انتهى الاقتباس من الصقرالوكري
بِسم الله الرَّحمن الرَّحيم، ورمضان مُباركٌ على الأُمَّة الإسلاميَّة وأصحاب الإنسانيَّة أجمَعين، وكَشَف الله الغُمَّة عَن كُلِّ مَظلومٍ في العالَمين، وإجابةٌ للسَّائلين:
فَلَيس للولد ثَمرة المَشروع، كونه لو خَسِر الوصي لكان يلزمه دفع الأمانة التي لديه؛ بل فقط لليتيم حقه المُؤَّمن (عشرين جنيه)، وبَيَّض الله وجه الوصي وكَفَّى ووَفَّى كونه استعفَف ولم يحسب مصروفات اليتيم وكسوته وتعليمه ولم يخصم من مال اليتيم شيئًا (وهو العشرون الجنيه)؛ بل أراه استعفَف.
سؤال روشن بود و پاسخ به سؤال نیز روشن، بدون اینکه سؤال از جایگاهش تحریف شود یا بهصورت ناخواسته از سوی پرسشکننده تغییر داده شود. ای دوستانم در راه خدا، پس نیازی به اختلاف و بدگویی و تخریب یکدیگر در میان خودتان نیست؛ و اهانت و تخریب یکدیگر بر شما حرام است. از خدا پروا کنید، باشد که رستگار شوید. و ما بهزودی در آنچه دربارهاش اختلاف داشتید، به حق میان شما داوری خواهیم کرد. رمضان بر شما و همه مسلمانان مبارک باد، و نصرٌ مِن اللهِ وفتحٌ قريبٌ...
[لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان]
https://ns2.nasser-alyamani.org/showthread.php?p=496370 _________
سؤال روشن بود و پاسخ به سؤال نیز روشن، بدون اینکه سؤال از جایگاهش تحریف شود یا بهصورت ناخواسته از سوی پرسشکننده تغییر داده شود. ای دوستانم در راه خدا، پس نیازی به اختلاف و بدگویی و تخریب یکدیگر در میان خودتان نیست؛ و اهانت و تخریب یکدیگر بر شما حرام است. از خدا پروا کنید، باشد که رستگار شوید. و ما بهزودی در آنچه دربارهاش اختلاف داشتید، به حق میان شما داوری خواهیم کرد. رمضان بر شما و همه مسلمانان مبارک باد، و نصرٌ مِن اللهِ وفتحٌ قريبٌ...
بِسمْ الله الرَّحمن الرَّحيم، و صلوات و سلام خداوند بر خاتم پیامبران و فرستادگان، و پیروان ایشان باد، کسانی که با بینش و بصیرت الهی یعنی قرآن عظیم مردم را بهسوی حق دعوت میکنند. و ای دوستانم در راه خدا، طلا مانند کالاهای کنسروی و فروشگاههای مواد غذایی نیست که اگر فروخته نشوند فاسد شوند و تاریخ مصرفشان به پایان برسد؛ پس اگر متوفّا میراثی بر جای گذاشته باشد ــ مانند مغازهها و املاک تجاری برای خرید و فروش ــ این اموال، خواه ناخواه، علیرغم میل یتیم در معرض سود و زیان هستند [یتیم خودش نقشی در مدیریت آن ندارد] و تنها چیزی که از حقّ او محافظت میکند، امانتداری و درستکاریِ وصی (سرپرست قانونی) است. آنان در سود و زیان شریک هستند اما زیان را برای دختران همانند پسران محاسبه نکنید، بلکه زیانِ دخترِ یتیم به اندازهٔ نصف زیانِ پسر یتیمِ محاسبه میشود؛ زیرا سهم پسر برابر با سهم دو دختر است. بنابراین، زیان هر یک به اندازهٔ سهم او از میراث محاسبه میگردد، و چون سهم دختر نصف سهم پسر است، زیان او نیز به همان نسبت خواهد بود. پس جایز نیست که زیان را برای همه بهطور مساوی حساب کنید، در حالی که هنگام سودِ تجارت، سهم دختر نصفِ سهم پسر است! این عادلانه و منصفانه نیست. بلکه زیان هر کس باید به اندازهٔ سهم او از میراث محاسبه شود؛ و این در حالتی است که متوفّا مغازهها یا اموال تجاریای بر جای گذاشته باشد که قابلیت سود دارند و در عین حال در معرض زیاناند؛ چرا که این اموال کالای تجاریاند و تابع خرید و فروش و سود و زیان بر اساس عرضه و تقاضا هستند. و همچنین در هر ارثی که شامل مغازهها و اموال تجاری باشد، هر یک از وارثان سهمی از سود و سهمی از زیان دارند؛ و سود و زیان هر کس به اندازهٔ سهم او از میراث محاسبه میشود، چه ترکه شامل مغازههای تجاری باشد و چه املاک و مستغلات. زیرا این اموال ماهیت تجاری دارند و طبعاً همراه با سود و زیاناند؛ پس وارثان در آن شریکاند و هر یک به اندازهٔ سهم خود از ترکه، در سود و زیان نیز سهیم خواهد بود؛ این حکمِ قاطع و روشن است و شوخیبردار نیست. و اما اگر پدرِ یتیمان بیم آن داشته باشد که وصی فردی بی انصاف و طمّاع باشد و عدالت را رعایت نکند و از خدا پروا نکند، در این صورت میتواند در زمان حیات خود و پیش از مرگش، اموالش را تقسیم کند؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی: {فَمَنْ خَافَ مِن مُّوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿١٨٢﴾} صدق الله العظيم [سورة البقرة]. و مقصود از «اصلاح» در اینجا ـ آنگونه که منظورِ آیه است ـ این است که انسان، پیش از مرگ و در زمان حیات خود، در حالی که سالم و تندرست است، اموالش را تقسیم کند. پس او حق دارد داراییاش را میان فرزندانش تقسیم نماید، تا به سبب ترس از وصیِ بی انصاف و طمّاع (خواه بزرگترین فرزندش باشد یا یکی از خویشاوندان)، پس از مرگش ظلم، اختلاف و درگیری میان آنان پدید نیاید. بنابراین، این کار نوعی اصلاح و پیشگیری از نزاع میان وارثان است، پیش از آنکه پس از وفات او اختلاف و مشکل میانشان رخ دهد. با اینکه وصی بزرگترین فرزند اوست، اما انسان از انحراف و گناه او بیم دارد؛ بنابراین حقّ آن است که در زمان حیات خود، ترکهاش را میان وارثان تقسیم کند، یا سهم هر یک را در بانک قرار دهد (به نام یتیم). هیچ اشکالی ندارد که یتیم سود کمی دریافت کند تا وقتی بزرگ شد؛ این ربا نیست، زیرا پول یتیم در قالب یک قرارداد تجاری با سود اندک قرار داده شده است. ای کسانی که به صاحبان بانکها رحم میکنید اما به یتیم ظلم میکنید! این تقسیمی ناعادلانه است!
و در هر حال، مهمترین نکته این است که سرمایهٔ یتیم تا زمان بلوغش حفظ شود. اما وقتی که قصد استفاده از اموال یتیم برای تجارت غیر بانکی باشد، این دیگر نوعی تجارت است که با سود و زیان همراه است و تابع قواعد تجارت و ریسک آن خواهد بود. ما همچنان برادر بزرگوار متوفّا را بسیار ستایش میکنیم، کسی که بیست سکه طلا نزد او گذاشته شده بود؛ زیرا این بیست سکه بهصورت امانت نزد او محفوظ بود و به هیچ قرارداد تجاری همراه با سود و زیان وابسته نبود. چنین به نظر میرسد که پدر، به دلیل اعتمادش به او، این مبلغ را بهصورت مخفیانه به برادر صالح خود سپرده بود، درحالیکه در زمان حیات خود سالم و تندرست بود و مرگ ناگهان فرا رسید. اما برادر، به جای اینکه میراث یتیم را تحویل دهد، با توجه به اینکه یتیم هنوز کودک و نابالغ بود، بیست سکه طلا را در یک تجارت سرمایهگذاری کرد تا از سود آن، مخارج یتیم تأمین شود تا وقتی بزرگ شد. در این حالت، اگر وصی در سرمایهگذاری این بیست سکه ضرر میکرد، ما او را مسئول بازگرداندن همان مقدار سپردهشده توسط متوفّا، یعنی بیست سکه طلا میدانستیم، زیرا این مبلغ بهصورت امانت نزد او بود. حتی اگر او برای تأمین مخارج آنان در طول این مدت پول خرج کرده باشد، به او میگوییم: این حقّ قرابت است و جزو مسئولیت ما نسبت به خانواده محسوب میشود، پس از طلبِ هزینههای صرفشده برای نگهداری آنان خودداری کن. اما او سالها برای یتیم و مادرش خرج کرده، شاید حتی بیشتر از بیست سکه طلا، و سرمایهای که به او بهصورت امانت سپرده شده بود را بازگردانده است. با چه حقی یتیم ادعا میکند که عمو پولی به او بدهکار است، درحالیکه وصی سالها یتیم و مادرش را از نظر مالی تأمین کرده، برایشان خرج کرده، و این هزینهها را از سرمایهای که پدر متوفّا به او سپرده بود (بیست سکه طلا) کسر نکرده و امانت را همانگونه بازگردانده است؟ و ما به حق میگوییم: از خداوند میخواهیم به خاطر راستی و درستکاریاش به او برکت دهد! زیرا این مبلغ بهصورت نقد و امانت نزد او بود و هیچ توافقی مبنی بر سرمایهگذاری در تجارتی که ممکن بود سود یا زیان داشته باشد، انجام نشده بود. بلکه در صورت زیان، او موظف است همان مبلغ امانت را که پدر متوفّا به فرزندان و همسرش سپرده بود، بازگرداند (بیست سکه طلا). این حکم قاطع و جدّی است و شوخیبردار نیست، تصدیق فرموده خداوند تعالی: {۞ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ ۚ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا ﴿٥٨﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ ۖ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [سورة النساء]
وسلامٌ على المُرسَلين والحَمدُ للهِ ربِّ العَالَمين.. أخوكم خليفة الله الإمام المهديّ ناصِر مُحَمَّد اليَمانيّ. ======== اقتباس =========
السُّؤالُ كَان وَاضحًا والإجابةُ على السُّؤالِ كَانت وَاضحةً (دون تَحرِيفِ السُّؤالِ عَن موضعهِ بغير قَصدٍ مِن أحد السائلين) أحبَّتي في الله، فلا داعي للاختلافِ والتَّجرِيحِ فيما بَينكم، ومُحَرَّمٌ عليكم التَّجرِيحُ فيما بَينكم، واتَّقوا الله لعلَّكم تُفلحون، ولسَوف نَحكمُ بَينكم بالحقِّ فيما كُنتُم فيه تَختلفون، ورمضان مباركٌ عليكم وجميع المُسلمين، ونصرٌ مِن اللهِ وفتحٌ قريبٌ ..
بِسمْ الله الرَّحمن الرَّحيم، والصَّلاة والسَّلام على خاتم الأنبياء والمُرسَلين والتَّابعين الدُّعاة إلى الحَقّ على بصيرةٍ من الله القُرآن العظيم..
ويا أحبَّتي في الله، ليس الذَّهب كالمُعَلَّبات والمحلات الغذائية فإذا لم تُبَع تتلف وتنتهي صلاحيتها؛ فإذا ترك المتوفَّى تركةً (محلات تجاريَّة للبيع والشراء) فهذه رغم أنف اليتيم مُعَرَّضةٌ للرِّبح والخسارة؛ فليس له إلَّا أمانة الوصي عليها في الرِّبح والخسارة؛ فهم فيه سواء في الرِّبح والخسارة، ولا تحسب الخسارة على الإناث كمثل الذّكور؛ بل تحسب الخسارة على اليتيمة الأنثى نصف خسارة الذّكر اليتيم كون نصيب الذّكر مثل حظ الأنثيين، فعلى قدر نصيبها في الميراث تكون خسارتها كون لها نصف نصيب الذّكر، فلا يجوز حساب الخسارة على الجميع على حدٍّ سواء وحين يكون هناك ربحٌ في التَّجارة فلها نصف ربح الذّكر! فليس هذا من العدل والإنصاف؛ بل كلٌّ خسارته على قدر نصيبه في الميراث وذلك حين يترك المتوفَّى محلات تجارية قابلة للربح ومُعَرَّضة للخسارة كونها بضاعة (بيع وشراء، وربح وخسارة على حسب العَرض والطلب)، وهكذا كلّ إرث محلات التجارة فكلٌّ من الورثة له نصيبٌ من الرّبح ونصيب في الخسارة، وربحه وخسارته على قدر نصيبه في الميراث كون التركة محلات تجارية أو عقارات، فهذه تجارةُ ربحٍ وخسارةٍ فهم فيه شُركاء، وكلٌّ له نصيبه من تركة التّجارة وله من الرّبح والخسارة على قدر نصيبه من التركة؛ (الحُكم الفَصل وما هو بالهَزل).
وأمَّا حين يخاف أبو اليتامى أن يكون الوصي جنفٌ طمَّاعٌ لا يخاف الله؛ فهنا يقوم بتقسيم التركة في حياته قبل مماته، تصديقًا لقول الله تعالى: {فَمَنْ خَافَ مِن مُّوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿١٨٢﴾} صدق الله العظيم [سورة البقرة].
والاصلاح هنا يَقصد به الله: تقسيم التَّرِكة من قبل موته؛ بل في حياته وهو صحيحٌ معافى، فيَحِق له تقسيم التَّركة بين أولاده حتى لا يأتي الظُّلم والخلاف والمشاكل بينهم بسبب خشيته من الوصي الجنف (الكبير من أولاده أو أقربائه)، فذلك هو الإصلاح بين الورثه من قبل أن يحدث الخلاف بينهم بعد موته، رغم أن الوصي هو أكبَر أولاده وإنَّما خاف من جنفه وإثمه فالحَقّ أن يُقَسِّم بينهم تركته وهو حيٌّ يُرزق، أو يضع حقّ كلٍّ منهم في البنك (بِاِسم اليتيم) فلا بأس في الزيادة لليتيم حتى يكبر فليس ذلك ربا؛ كونه وضع مال اليتيم باتفاقٍ تجاريٍّ بربحٍ زهيدٍ يا مَن يرحمون أصحاب البنوك ويظلمون اليتيم، فتلك إذًا قسمةٌ ضِيزى!
وعلى كُلّ حال، فأهم شيء هو ما يضمن رأس مال اليتيم حتى يكبَر، وأمَّا حين يُراد بمال اليتامى (تجارة غير بنكية) فهذا اتفاقُ تجارةُ ربحٍ وخسارة.
ولا نزال نُثني ثناءً عظيمًا على الأخ الكريم صاحب العشرين جنيه؛ كون العشرين جنيه كانت مُؤمَّنةً لديه وليس فيها اتفاقُ تجارة وربح وخسارة؛ كونه كما يبدو أن الأب وضعها كأمانة خفيّة بسبب ثقته في أخيه الصّالح وهو صحيحٌ مُعافى وجاءه الموت على غفلةٍ، ولكن الأخ بدل أن يدفع إلى اليتيم ماله بسبب صغر سنه قام بتشغيل العشرين جنيه لكي يصرف عليهم من أرباحها حتى يكبر اليتيم، فهنا لو خسر الوصي فسوف نحمله عشرين جنيه ذهب كونها مُؤمَّنةً لديه كاملةً (عشرين جنيه)، وحتى ولو صرف عليهم فنقول: هذا حقُّ القُربى عليك (فليستعفف)، ولكنه صرف على اليتيم وأمه سنينًا ربما أكثر من عشرين جنيه وردَّ إليهم رأس المال الذي تمّ وضعه أمانة لديه، فبأي حقٍّ يدَّعي اليتيم أن عند عمه أموالًا له رغم أنه صرف على اليتيم وأمه مبالغَ ولم يحسبها من رأس المال المُؤمَّن لديه (عشرين جنيه ذهب) وردَّ إليهم الأمانة كما هي (عشرين جنيه من الذهب)؟!
ونقول: بيَّضَ الله وجههُ بالحقِّ؛ كونها أمانةً نقديةً مُؤمَّنةً لديه ليس فيها اتفاقُ ربحٍ وخسارةٍ، بل عليه إرجاع الأمانة إلى أهلها (عشرين جنيه من الذهب)؛ (القول الفصل وما هو بالهزل) تصديقًا لقول الله تعالى: {۞ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ ۚ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا ﴿٥٨﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ ۖ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [سورة النساء] .
وسلامٌ على المُرسَلين والحَمدُ للهِ ربِّ العَالَمين..
أخوكم خليفة الله الإمام المهديّ
ناصِر مُحَمَّد اليَمانيّ.
_____