الإمام ناصر محمد اليماني
10 - ربیع الآخر - 1434 هـ
20 - 02 - 2013 مـ
۲ - اسفند - ۱۳۹۱ ه.ش.
03:39 صـبح
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مهدی منتظر به دکتر احمد عمرو که منکر این است که رضوان خداوند بزرگترین نعیم است...
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله وآلهم الأطهار، يا أيّها الذين آمنوا صلّوا عليهم وسلّموا تسليماً لا نفرق بين أحد من رسله ونحن له مسلمون، أما بعد..
دکتر احمد عمرو، بگذارید اوّل اقتباسی از مضمون آن چه که در بیان شماست را با رنگ قرمز بیاوریم. دکتر فاضل و ارجمند احمد عمرو میگوید:
اقتباس المشاركة :
[غضب خداوند بر دشمنانش، از صفات ازلی خداوند است و غضب صفتی نیست که خدا بعد آفرینش آنها [دشمنانش] کسب کرده باشد. من به این ایمان کامل دارم چون خداوند ازلی است و نمی توان او را مانند سایر مبتدعات به کسب یک صفت، بعد ساخت وصف نمود.
در مورد صفت «رضی» ، خداوند سبحان قبل از اینکه آفرینش را آغاز نماید این صفت را داشته است، خداوند قبل از خلقت، از کسی که شاکر باشد راضی و از کفر کافر ناراضی بودهاست. ما همین گونه که هست به او ایمان داریم و میدانیم او ازلی و بدون تغییر و تبدل است. خداوند صفت رضایت را بعد از شکر بنده و صفت عدم رضایت را بعد کفر کافران فرضی اش کسب نکردهاست. بلکه این از صفات ازلی خداوند سبحان است که قبل از آغاز خلقت به آن متصف بوده است.]
—
انتهى الاقتباس
نقل قول از بیان احمد عمروتمام شد. حال امام مهدی ناصر محمد جوابش را داده و میگوید: ای مرد تو اعتراف میکنی صفت رضایت و غضب از صفاتی است که در نفس خداوند وجود دارد، اما تحول صفت غضب خدا بر بندگان به رضوان را [در نفسش] با این حجت که صفات خداوند ازلی و غیر قابل تغییراست، انکار میکنی. دلیلی که مهدی منتظر، عبدالنعیم الاعظم، ناصر محمد یمانی برایت اقامه میکند این است که: دکتر فاضل و محترم جناب احمد عمرو، اشتباه شما در این است که رضوان خداوند و غضب او را از صفات ازلی خداوند به شمار میآورید، در حالیکه پاسخ امام مهدی به شما این است: غضب و رضایت خداوند جزو صفات نفسانی خداوند سبحان و تعالی است. پس بیا تا به تو بیاموزم کدام صفت خدوندا ازلی [صفات الله الازلیّه] بوده و در ذات خداوند سبحان [صفات ذات الله] هستند. از صفاتی که در ذات خداوند است یعنی صفات ذاتی خداوند، این است که او یگانه است و هیچ چیزی مانند او در خلقت وجود ندارد. نه زاده شده و نه میزاید «لم یلد و لم یولد» وعقل و چشمها توانایی درک او را ندارند. اینها از جمله صفات ازلی خداوند هستند که هرگز تغییر و تبدیلی در آنها راه ندارد. دیگر اینکه او از همه چیز بزرگتر است «الله اکبر» و هیچ چیز با حجم ذاتِ سبحان، یارای برابری ندارد بلکه او از تمام مخلوقاتش بزرگتر است. از همین روست که خداوند ذاتش را به اکبر، بزرگترینِ بزرگها و بزرگتر از هر کبیری توصیف مینماید. پاک و منزه است او! صفت اکبر از صفات ذاتی خداوند است (ذات الله). و اما در مورد صفات نفسی که در حقیقت فضل خداوند بر بندگانش است، چرا که غیر قابل تغییر بودن این صفات، بزرگترین مصیبت برای بندگان خواهد بود بلکه صفات نفسی خداوند رحمتی برای بندگان هستند. از صفات نفسی خداوند میتوان به راضی شدن بعد از غضبش اشاره کرد. امکان تحول به رضوان به جای غضب برای بندگان امری خوب و خیر است. لذا اگر امکان تبدیل صفت غضب به رضایت نباشد، مصیبت بزرگی گریبان بندگان را میگیرد. طبق فتوای دکتور احمد عمرو کسی که مورد غضب خداوند قرار گرفت، دیگر باید برای ابد از رحمت او مأیوس شود؛ چرا که اگر صفت غضب از صفات ازلی ذات خداوند باشد، که قابل تغییر نیست. ای مرد! من امام مهدی منتظر، بشریت را به تفکر در صفات الله...صفات نفسی که در روح خداست دعوت میکنم، مثل: صفت رحمت، صفت کرم، صفت غفران. بندگان خداوند در این صفات نفسی خداوند با او شریکاند چون خداوند از روحش با کلمات قدرتش، در بندگان دمیده است، مثل صفت رحمت که بندگانِ رحیمِ خداوند در این صفت با او شریکاند به همین علت خداوند خود را {أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ﴿٨٣﴾} [الأنبياء] میخواند. به این معنی که صفت رحمت تنها به خداوند اختصاص نداشته و بندگانش هم میتوانند دارای این صفت باشند اما نکته این است که تنها او «ارحم الرحمین» است. همینطور صفت کرم که آن را تنها به خود اختصاص نداده است و گروهی از بندگان او هم میتوانند کریم باشند. به همین علت خود را «اکرم الاکرمین» میخواند. صفت غفران نیز به همین صورت است، لذا به برخی بندگان «غافرون» خطاب میشود و خدا صفت غفران را تنها برای خود نگذاشته است و او خود را{خَيْرُ الْغَافِرِينَ(۱۵۵)} [الأعراف] وصف مینماید. از آنجا که او از همه بندگان بخشندهترست لذا برخود نام «خیرالغافرین» را مینهد. همانا که صفت «الرضی» از اسماء الحسنیِ خداوند است که خداوند آن را از صفات نفسی خود قرار داده و از صفات ازلی و غیرقابل تبدیل نمیباشد.صفت غضب و رضوان از صفات نفسانی خداوند بوده و قابل تغییرند. صفت غضب خداوند میتواند به رضوان تبدیل شود و در کتاب [قرآن] مییابیم که صفات نفسانی خداوند از قابلیت کم و زیاد شدن برخوردارند. مثال از فرموده خداوند تعالی:
{ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّـهِ}صدق الله العظيم[البقرة:۶۱] ولی هنگامی که کفر و نافرمانیشان فزونی یابد،غضب خدا در نفسش نیز بر آنان فزونی مییابد و دلیل آن فرموده خداوند تعالی است که:
و غضب خداوند در نفسش نسبت بندهاش، با زیاد شدن گناه بنده، زیاد میشود. پس غضب خداوند در نفسش بر بندهای که گناهان کمتری دارد با بندگان مجرمی که فساد بیشتری در زمین کردهاند، برابر نیست و هر کدام به اندازه غضب خداوند در نفسش نسبت به فرد گناهکار سهمی از عذاب دارند. همانا که مقدار غضب نفس الله بر فرد بسته به مقدار گناهانش است و خداوند به هیچکس ظلم نمیکند. اما در مورد صفت رضوان خداوند در نفسش، کسانی که رضوان خداوند را به عنوان «وسیله» بر میگزینند، تنها در پی این هستند که خدا از شخص خودشان راضی باشد و همین برایشان کافیست! اما فتوای امام مهدی این است که رضایت خدا از فلان بنده تنها جزئی از رضوان الله است، «رضوان نفس خداوند» مادامی که خداوند از تمام بندگانش راضی نشده و همگی آنها را مشمول رحمت خود نکرده باشد [فیرضی] ابدأ تحقق نمییابد. این وعده حق بوده و او الرحم الراحمین است.اما مشکل تعداد کثیری از بندگان خداوند این است که از روحِ رحمتِ الهیِ خداوندِ سبحان نا امیدند. همانا که از بزرگترین ظلمهای انسان در نفسش، مأیوس بودن از رحمتِ الهیِ خداوندِ ارحم الراحمین است. خداوند تعالی میفرماید: {إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّـهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم [يوسف] به جز کافران کسی از روح رحمت خداوندِ ارحم الراحمین نا امید نمیشود واقعیت این است که صفت رحمت از صفات روحی نفس الله است. کسانی که قدر و شأن خداوند را آنگونه که شایسته اوست ندانسته و او را چنان که باید نمیشناسند، نسبت به این معرفت جاهلند و گرنه اگر خداوند را آنگونه که بایسته اوست میشناختند، چرا ملتمسانه جویای رحمت در نفس فرشتگان جهنم هستند. خداوند تعالی میفرماید: {وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ ﴿٤٩﴾قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۚ قَالُوا فَادْعُوا ۗ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ﴿٥٠﴾}صدق الله العظيم [غافر] یعنی کافران دست طلب به سوی رحمتِ خداوندِ الرحم الراحمین که صفتی از صفات نفس الله است، دراز نمیکنند بلکه او را رها کرده و به جای او، از بندگان خداوند درخواست میکنند که نزد خداوند شفاعتشان را نمایند تا شاید خداوند حاضر شود یک روز از عذابشان بکاهد،اما خداوند از دعای آنها به عنوان ضلالت و گمراهی یاد میکند [وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾] و نام کافرین را بر آنها مینهد اگر چه آنها به کفر نسبت به ذات خداوند بازنگشتهاند بلکه ایمان آوردهاند که جز خدا، خدایی نیست و شریکی ندارد. اما وقتی خداوند هنوز آنها را کافر مینامد درحالیکه دیگر به ذات خداوند کافر نیستند منظور این نیست که نسبت به ذات خداوند کافرند،آنها واقعا درک کردهاند که خداوند در ذات خود «خداوند یگانه و قهار» است، خدایی جز او نیست و معبودی بجز او وجود ندارد ولیهنوز از جانب خداوند کافر نامیده می شوند چرا که همچنان از صفات روحی خدا در نفسش چیزی نم دانند. آنها از صفات جوهری خداوند سبحان بی خبرند و همانطور که در حیات دنیاییشان خداوند را نشناخته بودند، اکنون نیز نابینا هستند. به همین علت خداوند تعالی می فرماید: {وَمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً}صدق الله العظيم [الإسراء:۷۲] منظور از نابینا بودن، نداشتن معرفت نسبت به صفاتی از خداوند است که جزو نفس خداوند هستند.
صفت رحمت از همین صفات بوده و وعده حق خداوندِ ارحم الراحمین است. از آنجا که اینها در دنیا آن گونه که باید قدر خداوند را نشناختهاند، در آخرت هم قادر نیستند آن طور که شایسته خداوند است [شأن و] قدر او را بشناسند. به همین دلیل است که میبینید به جای خواندن او، از بندگانش درخواست میکنند تا در نزد خدا شفاعت آنها را بکنند! چطور میشود نزد کسی که خود از همه مهربانتر است شفاعت کرد؟ رحم خداوند به بندهاش بیش از رحم پدران و مادران و فرزندان وعشیره(خاندان) فرد است. خداوند از ملائکه مقرب و تمامی انس و جن نسبت به آنها مهربانتر و رحیمتر است. وعده او حق و او الرحم الراحمین است. به همین دلیل است که خداوند از ما دعوت میکند تا او را بشناسیم و از روح صفاتی که در نفس خداوند سبحان و تعالی است آگاهی و شناخت پیدا کنیم. این صفات باطنی، جوهر صفات خداوند هستند.پاک و منزه است خداوند از آنچه که برای او شریک میگیرند...او بسیار والاتر و برتر از شریکانی است که برایش قائل میشوند. این است و جز این نیست که رحمت، غضب و رضایت، جزو صفات روح نفس خدا هستند. جز این نیست که رضایت خداوند از تمام بندگانش «رضوان اللهِ علیِ عباده» نعیم اعظم خداوند، نعیمی بزرگتر از بهشت است.آن انصاری که خود را «خادم رسول الله» نام نهاده است، جزو انصار پیشگام برگزیده نمیدانم زیرا او منکر این است که صفت «رضوان نفس الله»، نعیم بزرگتر از بهشت خداوند است و بنابراین دستور دادیم تا لقب «الانصار السابقین الاخیار» از زیر اسمش پس گرفته شود تا اینکه یقین پیدا کند .بر اوست که به جستجوی حقیقت بازگردد و با امام مهدی ناصر محمد یمانی به بحث بپردازد تا یا او حجتی در برابر ما اقامه کند و یا ما برایش حجت حق بیاوریم. اگر هر چیزی به غیر نعیم اعظم را انکار کند، میتواند این صفت را زیر نام خود بگذارد و حق اوست که در مورد اختلاف با ما مجادله کند. اما نمیشود اساسی را که «دعوت مهدوی» بر آن پایه نهاده شده است، یعنی اینکه «نعیم رضوان نفس خداوند؛ همان نعیم بزرگتر از بهشت است» منکر شود. فتوای ما در مورد تحسر خداوند در نفسش را انکار کرده و بخواهد آن را به تحسر بندگان بر خودشان محدود کند و با وجود این، فکر کند خداوند علم کتاب را به او عطا کرده یا بخشی از علم کتاب را به او دادهاست. بنابر این برادر گرامی، ای کسی که خود را «خادم رسول الله» نامیدهای، بر توست که به آن گروهی بگردی که با امام مهدی، عبد الانعیم الاعظم مجادله میکنند.شما همانند دکتور احمد عمرو هستی که با ما بر سر دعوت به تحقق «رضوان خداوند بر بندگانش، نعیمی که بزرگتر از بهشت او برای یندگانش است» مجادله میکند.
سبحان الله، دکتر احمد عمرو! چطور میتوانی فتوا بدهی رضوان خداوند چیزی نیست مگر جزئی از نعیم! اگر رضوان خداوند نباشد چگونه عطر بهشت نعیم از فاصلهای به اندازه هزار سال به مشام جانها میرسد؟ رضوان خداوند اصل اساسی است و خداوند خلایق را نیآفریده جز برای اینکه او را بدون گرفتن شریکی برایش، عبادت کرده و در پی رضوان الله باشند. همانا که بهشت را پاداشِ پیروی از رضوان خداوند و آتش جهنم جزای نافرمانی خود قرارداده است. پس از نادانان و جاهلان مباش. ما قومی که حبیبان خداوند و محبان او هستند، رضوان خداوند را هدف نهایی خود قرار دادهایم و تا او راضی نشود، راضی نمیشویم و رضایت او نعیم اعظم ماست. معنایش این نیست که بهشت خداوند را نمیخواهیم، چه کسی جنات النعیم را رد میکند؟! ولی ای مرد، چگونه ما در بهشت نعیم خداوند و با حور العین خوش باشیم، در حالی که دوست داشتنیترین حبیب ما، برای بندگان گمراهش متحسر و حزین باشد؟ کسانی که به هنگام دگرگونی صورتشان در آتش صدایشان را میشنود و خداوند تعالی میفرماید: {يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّـهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا ﴿٦٦﴾ وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ﴿٦٧﴾ رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا ﴿٦٨﴾}صدق الله العظيم [الأحزاب]
ای خادم رسول الله، کلام خدا را از موضعی که خداوند برایش مقرر کرده جابهجا نکرده و مقصود او راعوض نکن. فرموده خداوند تعالی است که: {يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿٣٢﴾}صدق الله العظيم [يس] ای مرد، از آنجا که شما تعریف صفات نفسیه روح خدا را نمیدانید و بین صفات نفسیه روحش و صفات ذاتی او تمایزی قائل نمیشوید، لذا منکرِ تحسر خدا در نفسش هستید. چرا که صفات ذاتی خداوند، صفاتی ازلی هستند که نه در دنیا و نه در آخرت تغییر و تحولی نخواهند داشت. اما امام مهدی از شما دعوت میکند تا صفات روحی خداوند را به شما بشناساند صفتهایی که در نفس متعالی خداوند هستند. از این صفتها «رضوان خداوند در نفسش» است، همان نعیمی که در نزد قومی که حبیبان خداوند هستند و محبان او از جنات النعیم، بزرگتراست. به همین علت است که تا او راضی نشود راضی نخواهند شد. آنها بر این شاهدند و هم چنین شاهدند که امام مهدی حقیقتاً آن بندهی آگاه به «الرحمن» است. تصدیقِ فرمودهی خداوند تعالی: {الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۚ الرَّحْمَـٰنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا ﴿٥٩﴾}صدق الله العظيم [الفرقان]
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
برادرتان امام مهدي عبد النّعيم الأعظم ناصر محمد يماني.
الإمام ناصر محمد اليماني
10 - 04 - 1434 هـ
20 - 02 - 2013 مـ
03:39 صـباحاً
ـــــــــــــــــــــ
ردّ المهديّ المنتظَر إلى الدكتور أحمد عمرو الذي ينكر أنّ رضوان الله النّعيم الأكبر ..
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله وآلهم الأطهار، يا أيّها الذين آمنوا صلّوا عليهم وسلّموا تسليماً لا نُفرِّق بين أحد من رُسله ونحن له مسلمون، أمّا بعد..
ويا دكتور أحمد عمرو، لسوف نقتبس بادئ الأمر مضمون ما جاء في بيانك باللون الأحمر، وقال فضيلة الدكتور أحمد عمرو ما يلي:
اقتباس المشاركة :
(ان غضب الله على اعداءه وهي صفة في الله ازلية قبل الخلق لم يكتسب صفة الغضب بعد ان خلقهم نؤمن بذلك لان الله ازليا ولا يتصف بصفات يكتسبها كسائر المبتدعات. صفة الرضى: الله يتصف بهذه الصفة قبل ان يخلق سبحانه فالله يرضى عن من شكره ولا يرضى عن من كفره كما هي صفة على ما هي عليه نصا نؤمن بها ونعلم انها ازلية لا تتغير ولا تتبدل ولم يكتسبها الله بعد ان شكره الخلق فرضي عليهم او كفره الكفار ولم يرضى عليهم بل هي صفة في الله سبحانه ازلية قبل ان يخلق الخلق).
—
انتهى الاقتباس
اِنتهى الاقتباس من بيان أحمد عمرو.
ومن ثم يردّ عليه المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني وأقول: يا رجل، إنك تعترف أنّ الغضب والرضى صفةٌ في نفس الله ولكنّك تنكر أن يتحول الغضب في نفس الله على عباده إلى رضوانٍ بحجّة أنّ صفات الله أزليّة لا تتغير. ومن ثمّ يقيم عليك الحجّة المهديّ المنتظَر عبد النّعيم الأعظم ناصر محمد اليماني وأقول: يا فضيلة الدكتور المحترم أحمد عمرو، لقد أخطأت فجعلت رضوان الله وغضبه من صفات ذات الله الأزليّة، ومن ثم يردّ عليه الإمام المهديّ وأقول: بل الغضب والرضى من صفات الله النفسيّة سبحانه وتعالى.
وتعالَ لأعلِّمك ما هي صفات الله الأزليّة، وهي: صفات ذاتِ الله سبحانه.
ومن صفات ذات الله أنّه الأحدُ ليس كمثله شيء في الخلق، وأنه لم يلد ولم يولد ولا تدركه الأبصار، فهذه من الصّفات الأزليّة لا تتبدّل، فهو الله أكبر من كلّ شيءٍ فلا يساويه شيءٌ في حجم ذاته سبحانه؛ بل هو الله أكبر من كلِّ شيءٍ في خلقه أجمعين، ولذلك يصف الله ذاته بالأكبر أي أكبر كبيرٍ أي الأكبر من كلّ كبيرٍ سبحانه! وصفة الأكبر هي من صفات ذات الله.
وأمّا الصّفات النفسيّة فهي فضلٌ من الله عظيمٌ ولو لم تتغيّر في نفس الله لكانت الطّامّة الكبرى على عباده؛ بل صفات الله النفسيّة رحمةٌ بالعباد.
ومن صفات الله النفسيّة لله هو أن يرضى من بعد أن كان غاضباً فيَحِلُّ الرضوان بدل الغضب فذلك خيرٌ لعباده، ولكن لو لا تبديلَ لصفة الغضب بالرضى لكانت طامّةً كبرى على العباد، فمن غضِب الله عليه فعليه أن يستيئِسَ من رحمة الله أن يرضى الله عنه أبداً لكون الغضب من صفة ذات الله الأزليّة التي لا تتبدل بحسب فتوى الدكتور أحمد عمرو.
ويا رجل، إنّي الإمام المهديّ المنتظر أدعو البشر إلى التفكّر في صفات الله؛ روح الله النفسيّة، مثل صفة الرحمة وصفة الكرم وصفة الغفران، وإنّ من صفات الله النفسيّة ما تشترك مع عبيده التي نفخ فيهم من روحه بكلمات قدرته، مثال صفة الرحمة فيشاركه فيها من عباده الرحماء، ولذلك يُسمّي نفسه {أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ﴿٨٣﴾} [الأنبياء]، بمعنى أنّ صفة الرحمة لا يتفرّد بها الله وحده من دون عباده غير أنّه أرحمُ الراحمين، وكذلك صفة الكرم لم يتفرّد بها وحده بل جعلها في بعضٍ من عباده وهم عباده الكرماء ولذلك يسمّي نفسه أكرم الأكرمين، وكذلك صفة الغفور يتّصف بها الغافرون ولم يُفتِ الله أنّه تفرّد بصفة الغفران وحده ولذلك يصف نفسه: {خَيْرُ الْغَافِرِينَ ﴿١٥٥﴾} [الأعراف]؛ أي خير الغافرين من عباده، ولذلك تجد الله يُسمّي نفسه خيرَ الغافرين.
ألا وإنّ صفة الرضى هي من أسماء الله الحسنى جعلها من أسماء صفاته النفسيّة وليست من صفات الله الأزليّة لذاته التي لا تبديل لها؛ بل صفة الغضب والرضوان من صفات الله النفسيّة قابلة للتحول فتتحول صفة الغضب في نفسه إلى رضوانٍ، ونجد في الكتاب أنّ صفات الله النفسيّة قابلة للارتفاع والانخفاض. مثال قول الله تعالى: {وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّـهِ} صدق الله العظيم [البقرة:61].
ولكن عندما يزداد كفرهم وتعنتهم فيزداد غضب الله في نفسه عليهم. تصديقاً لقول الله تعالى: {بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ أَن يَكْفُرُوا بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ بَغْيًا أَن يُنَزِّلَ اللَّـهُ مِن فَضْلِهِ عَلَىٰ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ فَبَاءُوا بِغَضَبٍ عَلَىٰ غَضَبٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ ﴿٩٠﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
وغضب الله في نفسه على عباده يرتفع بحسب ازدياد الإثم من عبده، فلا يستوي الغضب في نفس الله على العبد الذي ذنوبه قليلة مع الغضب في نفس الله على العباد المجرمين الأكثر فساداً في الأرض، وكلٌ له نصيبه من العذاب على قدر الغضب عليه في نفس الله. ألا وإنّ مقدار الغضب عليه في نفس الله هو بقدر ذنوبه من غير ظلمٍ، ولا يظلم ربّك أحداً.
وبالنسبة لصفة رضوان الله نفس الله فإن الذين يتّخذون رضوان الله وسيلةً تجدهم لا يهتمّون إلا أن يكون الله راضياً عليهم وحسبهم ذلك! ولكنّ الإمام المهديّ يفتي بالحقّ أنّ ذلك ليس إلا جزءٌ من رضوان نفس الله أي رِضى الله على عبده فلان، وأمّا رضوان نفس الله فلن يكون الله راضياً في نفسه أبداً حتى يدخل عباده في رحمته (فيرضى)، ووعده الحقّ وهو أرحم الراحمين.
ولكن مشكلة كثيرٍ من عباد الله أنّهم مُبلِسون من روح رحمة الله سبحانه، ألا وإنّ من أكبر ظلم النّفس هو اليأس من رحمة الله أرحم الراحمين. وقال الله تعالى: {إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّـهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم [يوسف].
أي لا ييأس من روح رحمة الله أرحم الراحمين إلا القوم الكافرون لكون الرحمة صفة روحيّة في نفس الله ويجهل تلك الصّفة الذين لم يقدّروا ربّهم حقّ قدره فلم يعرفوه حقّ معرفته، ولو كانوا يعرفون الله حقّ معرفته لما وجدتهم يلتمسون الرحمة في أنفس الملائكة خزنة جهنم. وقال الله تعالى: {وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ ﴿٤٩﴾ قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَىٰ قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [غافر].
أي وما دعاء الكافرين بصفة الرحمة في نفس الله أنّه هو أرحم الراحمين فيذرونه فيدعون عباده من دونه ويلتمسون الرحمة في أنفسهم بأن يشفعوا لهم عند الله أن يُخفِّف عنهم يوماً من العذاب؛ ولكنّ الله وصف دعاءهم أنّه في ضلال، وكذلك يسمّيهم بالكافرين برغم أنّ هؤلاء الكافرون لم يعودوا كافرين بذات ربّهم؛ بل أصبحوا يؤمنون بالله أنّه لا إله إلا هو وحده لا شريك له ولكنّ الله لا يزال يسمّيهم بالكافرين برغم أنّهم لم يعودوا كافرين بذات الله، ولا يقصد الله أنهم كافرون بذات الله؛ بل قد أدركوا حقيقة ذات الله أنّه هو الله الواحد القهّار لا إله غيره ولا معبود سواه ولكن الله لا يزال يسمّيهم بالكافرين لكونهم لا يزالون يجهلون صفات الله الروحيّة في نفسه وهي صفاته الجوهريّة سبحانه، فهم لا يزالون عميان عن معرفة ربّهم كما كانوا في الدنيا، ولذلك قال الله تعالى: {وَمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً} صدق الله العظيم [الإسراء:72]، أي أعمى عن معرفة صفات الله نفس الله سبحانه.
ومن صفات الله في نفسه هي صفة الرحمة ووعده الحقّ وهو أرحم الراحمين، وبما أنّهم لم يقدروا ربّهم حقّ قدره في الدنيا كذلك نجدهم لم يقدروا ربّهم حقّ قدره في الآخرة، ولذلك نجدهم يدعون عبيدَه من دونه ليشفعوا لهم عند ربّهم! فكيف يشفعون لهم عند من هو أرحم بهم من آبائهم وأمّهاتهم وأبنائهم وعشيرتهم وأرحم بهم من ملائكته المقربين وأرحم بهم من الإنس والجنّ أجمعين ووعده الحقّ وهو أرحم الراحمين؟ وذلك ما يدعونا الله إلى معرفته هو أن نتعرف على روح صفات نفس الله سبحانه وتعالى، وهي صفاته الباطنية كونها الجوهر لصفات الله، سبحانه عمّا يشركون وتعالى علواً كبيراً.
ألا وإنّ من صفات روح نفس الله الرحمة والغضب والرضى، ألا وإن رضوان الله على عباده هو النّعيم الأعظم من جنّته، ولا أرى الأنصاري الذي يسمي نفسه خادم رسول الله فلا أراه من الأنصار السابقين الأخيار كونه ينكر صفة رضوان نفس الله أنّه النّعيم الأعظم من جنّته، ولذلك أمرنا أن يتمّ نزع صفته من تحت اسمه (من الأنصار السابقين الأخيار) حتى يكون من الموقنين، وعليه أن يعود إلى باحثٍ عن الحقّ فيجادل الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني حتى يُقيم الحجّة علينا أو نقيم عليه الحجّة بالحقّ، ولو كان ينكر علينا أي شيء آخر غير النّعيم الأعظم لما أمرنا بنزع صفته. ويحقّ له أن يجادلنا ولكنّه ينكر علينا الأساس الذي بُنيَتْ عليه الدعوة المهديّة؛ نعيم رضوان نفس الله بأنّه النّعيم الأعظم من جنّته، ويُنكر علينا فتوى تحسّر الله في نفسه ويريد أن يحصر التحسّر في أنفس عباده، وكذلك يزعم أنّ الله آتاه علم الكتاب أو علمٌ من الكتاب. ولذلك يا من يسمّي نفسه خادم رسول الله فعليك أخي الكريم أن ترجع إلى الطائفة الذين يجادلون الإمام المهديّ عبد النعيم الأعظم، فمثلك كمثل الدكتور أحمد عمرو الذي يجادلنا في الدعوة إلى تحقيق رضوان الله النّعيم الأعظم من جنّته على عباده.
ويا سبحان الله! يا فضيلة الدكتور أحمد عمرو، فكيف تفتي أنّ رضوان الله ليس إلا جزءٌ من النّعيم؟ ويا رجل، فلولا رضوان الله عليهم لما اشتمّوا رائحة جنّات النّعيم على مسافة ألف عامٍ؛ بل رضوان الله هو الأساس وما خلق الله الخلق إلا ليعبدوه وحده لا شريك له فيتّبعون رضوان الله، وإنّما جعل الجنّة جزاءً لمن يتّبع رضوانه والنّار جزاءً لمن يتّبع ما يسخط الله، فلا تكن من الجاهلين.
ونحن قوم يحبّهم الله ويحبّونه اتّخذنا رضوان الله غايةً فلن نرضى حتى يرضى لكون ذلك هو النّعيم الأعظم بالنسبة لنا، وليس معنى ذلك أنّنا لا نريد جنّة الله، ومن الذي يرفض جنّات النّعيم؟ ولكن يا رجل، كيف نهنأ بجنّات النّعيم والحور العين وأحبّ شيء إلى أنفسنا متحسرٌ وحزينٌ على عباده الضالين الذي يسمعهم يقولون حين تتقلب وجوههم في النّار. وقال الله تعالى: {يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّـهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا ﴿٦٦﴾ وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ﴿٦٧﴾ رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا ﴿٦٨﴾} صدق الله العظيم [الأحزاب].
ويا (خادم رسول الله)، لا تحرّف كلام الله عن مواضعه المقصودة. في قول الله تعالى: {يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس].
ويا رجل، إنّكم لتنكرون تحسّر الله في نفسه لكونكم تجهلون تعريف صفات روح الله النفسيّة ولا تميّزون بين صفات روحه النفسيّة والصّفات الذاتيّة، ألا وإنّ الصّفات الذاتيّة هي الصّفات الأزليّة لا تتبدّل ولا تتغيّر لا في الدنيا ولا في الآخرة، ولكنّ الإمام المهديّ يدعوكم ليُعرّفكم على صفات الربّ الروحيّة وهي صفاتٌ في نفسه تعالى، ومنها صفة رضوان نفسه هو النّعيم الأعظم من جنّات النّعيم لدى قوم يحبّهم الله ويحبّونه، ولذلك لن يرضوا حتى يرضى وهم على ذلك من الشاهدين وأنّ الإمام المهديّ هو حقاً العبد الخبير بالرحمن. وذلكم تصديقاً لقول الله تعالى: {الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَـٰنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الفرقان].
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم؛ الإمام المهدي عبد النّعيم الأعظم ناصر محمد اليماني.
______________
پاسخ قاطع امام مهدی به تمام علمائی که در مورد اسم اعظم خداوند مجادله میکنند.
بسم الله الرحمن الرحيم، و صلوات و سلام بر تمام انبیا و رسولان الهی و خاندان پاک و مطهر آنان از اولین تا آخرینشان باد، رسولی که با قرآن عظیم به سوی جن و انس فرستاده شدهاست. ای کسانی که ایمان آوردهاید به او و رسولان پیش از او صلوات و سلام فرستاده و تسلیم باشیدما میانانها فرقی نمیگذاریم. حنیفانه هیچچیز را با خدا شریک نگیرید که از عذابشوندگان خواهید بود و اما بعد. از تمامی «اانصار پیشگام برگزیده» میخواهم در حین گفتوگو و بحث از سیرت و اخلاق امام مهدی پیروی کنند. اگر گاهی میبینید مهدی منتظر در حین گفتوگو با برخی شیاطین بشر با تندی صحبت میکند برای این است که میداند آنها ایمان نمیآورند حتی اگر برایشان روشن شود که مهدی منتظر همان ناصرمحمد یمانی است، این بر گمراهی و ناپاکیشان میافزاید و مکر و تلاش بیشتری میکنند تا مردم را از راه راست [صراط مستقیم] دور کنند. ولی دکتر فاضل و ارجمند احمد عمرو از آنان نیست. او از عالمان مسلمین است و واجب است به ایشان احترام بگذارید و با روشی که نیکوتر است با او مناظره کنید. به فرمانی که خداوند در آیات محکم کتابش به دعوتگرانی که مردم را به سوی او میخوانند میدهد، پایبند باشید:
{ ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ۚ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ ۖ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿١٢٥﴾}صدق الله العظيم [النحل] دکتر فاضل جناب احمد عمرو به جهت ادامهی گفتوگو با مهدی منتظر در «عصر گفتوگو قبل از ظهور» به شما خیرمقدم عرض میکنم. جناب احمد عمرو، صلوات و سلام خداوند بر شما باد و در صورتی که بخواهید از حق پیروی کرده و راهی به سوی خدایتان بیابید، باشد تا به شما بصیرت دیدن حق را عنایت فرماید. ای حبیب من در راه خدا، گفتوگویمان را درباره اسماء ذاتی و اسماء صفاتی خداوند سبحان و تعالی و بسیار والا مرتبه ادامه میدهیم. ای حبیب من در راه خدا، مگر هر انسانی دارای صفات ذاتی در جسم خود نیست؟ مثل شکل صورت، قد، رنگ و چاق یا لاغر بودن....اینها خصوصیات جسمانی ذات آن فرد است. همچنین انسان خصوصیات نفسی و روحی هم دارد. اما والاترین و پسندیدهترین صفات در آسمانها و زمین از آن خداوند است وهمچنین میگوییم رب العالمین دارای اسماء ذاتی و منزهی مثل«الله» و «الرحمن» است. از آنجایی که این اسامی مربوط به ذات خداوند است، هیچ بندهای را نشاید که با این نامها خوانده شود. تصدیقِ فرمودهی خداوند تعالی: {وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ ۖ لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَٰلِكَ ۚ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا ﴿٦٤﴾رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ ۚ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا ﴿٦٥﴾}صدق الله العظيم [مريم] از آنجا که اسم «الله» و اسم «الرحمن» از اسامی ذات خداوند سبحان هستند و نه از اسامی صفاتی، اجازه اطلاق آنها به احدی از بندگان داده نمیشود. به همین علت خداوند تعالی میفرماید:
{رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ ۚ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا}صدق الله العظيم.
به همین دلیل کسی را پیدا نمیکنی که نامش «الله» یا «الرحمن» باشد چرا که اینها اسامی ذاتی هستند. تصدیقِ فرمودهی خداوند تعالی: {قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَنَ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأسماء الْحُسْنَى}صدق الله العظيم [الإسراء:۱۱۰] اما اسامی صفات نفسیه، خداوند با بندگانش شریک است و میتوانید بندگانی را بیابید که خداوند آنها را با یکی از اسامی صفات نفسیه خود میخواند. امام مهدی ناصر محمد یمانی سؤال بسیار مهمی از شیخ فاضل دکتر احمد عمرو دارد و میپرسد: ای برادر کریم، خداوند تو را هدایت فرماید، مگرنام «الرؤوف الرحیم» از اسامی صفات نفسیه نیست؟ چرا که بندگان صالح در این نام شریک هستند، به همین دلیل خداوند محمد عبد و رسولش را با صفات مشترک بین خداوند و بندگان مهربانش وصف میکند. خداوند تعالی میفرماید: {لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿١٢٨﴾}صدق الله العظيم [التوبة] به همین ترتیب آیا اسم «الحلیم» از اسامی صفات نفسیه خداوند نیست؟ میبینید که خداوند خلیل و رسولش ابراهیم صلّى الله عليه وآله وسلم را حلیم وصف میکند.خداوند تعالی میفرماید: {إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُّنِيبٌ ﴿٧٥﴾}صدق الله العظيم [هود] خداوند نبی خود اسماعیل را نیز «الحلیم» وصف میکند. خداوند تعالی میفرماید: { فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ ﴿١٠١﴾} صدق الله العظيم [الصافات] این صفتها از صفات نفسیه خداوند سبحان هستند که از جانب او در قلب بندگان مهربان نهاده میشود. بنابر این خداوند به هر کدام از بندگانش که بخواهد جزئی از این صفات پسندیده و حمید را که جزئی از صفات نفسیه خداوند سبحان و تعالی است عطا مینماید! صفت رحمت از اسامی مربوط به صفات نفسیه خداوند است .لذا خداوند تعالی میفرماید: {لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿١٢٨﴾}صدق الله العظيم [التوبة] اما این خداست که ارحم الراحمین است. صفت کَرَم هم از اسامی صفات نفسیه خداوند است و بعضی بندگان با این ویژگی توصیف میشوند، ولی «اکرم الاکرمین» خداوند است..و لکن خداوند «ارحم الراحمین» است....و لکن خداوند «خیرالغافرین» است. صفت رضوان خدا درنفسش «رضوان نفس الله» هم از صفات نفسیه خداوند است و خداوند بندگانش را از غضب نفسش برحذر میدارد تا مبادا رضوان نفس خدا را با غضبش عوض کنند. خداوند تعالی میفرماید: {لَّا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۖ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَن تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً ۗ وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ ۗ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ ﴿٢٨﴾ }صدق الله العظيم [آل عمران] کسی که بهجای مؤمنان، کسانی را به دوستی و ولایت بگیرد که مورد غضب خدا هستند، غضب خدا نصیبش خواهد بود. خداوند تعالی میفرماید: {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ }صدق الله العظيم [المجادلة:۱۴] کسی که با آنها دوستی کند، مانند آنها به غضب خداوند دچار میشود. تصدیقِ فرمودهی خداوند تعالی: {وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ} صدق الله العظيم [المائدة] نمیخواهیم از موضوع خارج شویم، لذا گفتوگو در مورد اسامی ذاتی و اسامی صفاتی خداوند را ادامه میدهیم، چرا که مشکل شما عدم تمایز بین اسامی ازلیِ ذات خداوند و اسامی صفات نفسی اوست. اسامی صفات نفسیه پروردگار بر حسب عمل بنده دچار تبدیل و تغییر میشوند، از یاد خداوند رو برگرداندن به معنای تبدیل رضوان خدا به غضبش است که حاصل آن چیزی جزعذاب نیست. توبه و انابه، غضب نفس خداوند را به رضوان نفس او تغییرمیدهد. لذا دکتر ارجمند احمد عمرو شاکر این نعمت خداوند عالمیان بر بندگانش یعنی «رضوان در نفس خدا» باش و نسبت به آن کافر نشو.
ممکن است دکتر احمد عمرو صحبت مرا قطع کرده و بگوید: «ناصر محمد یمانی، دکتر احمد عمرو از کسانی است که در آرزوی رضوان خداوند است، پناه بر خدا اگر از کسانی باشد که از رضوان نفس خدا کراهت دارند. بلکه اختلاف ما با شما بر سر این است که ناصر محمد و یارانش، رضوان خداوند را به عنوان هدف نهاییشان در نظر گرفتهاند، اما من و کسانی که همراهم هستند خدا را عبادت میکنیم تا از ما راضی باشد و همین ما را بس است». جواب ناصر محمد یمانی به او این است که چرا فقط به دنبال این هستی که خدا از تو راضی باشد و این برای تو کافی است؟ جواب دکتر احمد عمرو روشن است: «چون میخواهم به بهشت رفته و از آتش درامان باشم». پس ناصر محمد پاسخ میدهد: در این صورت شما رضوان خداوند را که بزرگترین نعیم اوست، یعنی «نعیم اعظم» را وسیلهای برای رسیدن به نعیم کوچکتر یعنی بهشت قرار دادهای. اما دکتر فاضل، رضوان خداوند، نعیم بزرگ و اعظم اوست. تصدیقِ فرمودهی خداوند تعالی:
{ وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿٧٢﴾}صدق الله العظيم [التوبة] در این جا خدا به «نعیم جنت» که یک بهشت مادی است اشاره مینماید و سپس برایتان فتوا میدهد که «رضوان نفس ِخداوند از نفس بندگانش»، نعیمی است که بزرگتر از بهشت اوست و راز و هدف آفرینش خلق در همین نهفته است. تصدیقِ فرمودهی خداوند تعالی: {وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿٥٦﴾}صدق الله العظيم [الذاريات] خداوند ما را برای ازدواج با حورالعین و یا منازل و مساکن پاک بهشتی نیافریدهاست بلکه هدف آفرینش ما در نفس خداوند است. گرچه خداوند استفاده از «رضوان خدا» را به عنوان «وسیلهای» برای تحقق بهشت و دوری ازعذاب جهنم، بر بندگانش حرام نکردهاست؛ اما هدف او فرستادن ما به بهشت یا نجات ما از آتش نیست. خداوند هدف خلقت ما را به روشنی در کتاب استوارش بیان نموده است: {وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿٥٦﴾}صدق الله العظيم [الذاريات] به همین دلیل مهدی منتظر، بشریت را به سوی تحقق هدف خلقتشان فرا میخواند تا رضوان خداوند را هدف نهایی خود بدانند نه وسیلهای جهت تحقق بهشت. رضایت خدا از بندگانش نعمتی بزرگتر از بهشت است. تصدیقِ فرمودهی خداوند تعالی: { وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿٧٢﴾}صدق الله العظيم [التوبة] حبیب من در راه خدا، جناب احمد عمرو محترم، به خدا قسم نمیتوانی رضوان خداوند را هدف نهایی خود قرار دهی مگر اینکه از قومی باش که حبیب خداوند هستند و محب او [يحبّهم الله ويحبّونه]. آنان چون مورد محبت خدا بوده و خودشان نیز او را دوست دارند تا زمانی که خداوندشان راضی نشود به حور العین و نعمت بهشت خداوند راضی نخواهند شد. آنها خداوند را برای تحقق هدف بزرگتری عبادت میکنند که همان رضوان نفس خدا بر بندگانش است. میبینی که هدف آنها درست بر خلاف هدف شیاطین انس و جن است. احمد عمرو! آیا شیطان ابلیس و هوادارنش از شیاطین جن و انس برای خشمگین کردن خداوند، فقط خودشان از نماز رو برگردانده و به شهوات میپردازند و همین برایشان کافیاست؟ دکتر ارجمند احمد عمرو به حق شهادت بده، آیا ابلیس و لشکریان شیطانیِ جن و انس او، به برانگیختن غضب خدا بر خودشان بسنده میکنند یا اینکه شب و روز در تلاش هستند تا خداوند به تمام بندگانش غضب کند، تا احدی از بندگان را پیدا نکنی که شاکر خداوند باشد؟..به همین علت است که شیطان راندهشده و حزبش از شیاطین جن و انس به شدت در تلاشاند تا به هدفشان برسند. آنها میخواهند تمام جماعت انس و جن «یک امت کافر» باشند و کسی شکرگزار خداوند نباشد و لذا رضایت خداوند متحقق نشود. به همین علت شیطان راندهشده میگوید: {ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ ۖ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ﴿١٧﴾}صدق الله العظيم [الأعراف] لذا ای حبیب من در راه خدا و ای نور چشمانم دکتر فاضل احمد عمرو، برایت روشن کردم که شیطان و دار و دستهاش از هر وسیله و حیلهای استفاده میکنند تا مانع هدایت مردم شوند. آنها مانع پیروی مردم از انبیا و دعوت کنندگان به راه خداوند عزیز و حمید میشوند. به همین علت است که شیطان میگوید: {لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿١٦﴾ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ ۖ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ﴿١٧﴾{
صدق الله العظيم[الأعراف]
لذا ای حبیب من در راه خدا،احمدعمرو، میبینی که شیطان راندهشده، فقط به شرک به خداوند و پیروی از شهوات قناعت نمیکند، بلکه او و حزبش به سختی در تلاشاند تا به هدفشان در نفس خداوند برسند و آن هم چیزی نیست جز عدم تحقق «رضوان خدا در نفسش نسبت به بندگان». آنها میدانند خداوند از کفر بندگانش ناراضیاست و شکرگزار بودن را برایشان میپسندد. تصدیقِ فرمودهی خداوند تعالی: {إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ ۖ وَلَا يَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ ۖ وَإِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ}صدق الله العظيم [الزمر:۷] از آنجا که رضوان خداوند در شاکر بودن بندگان است، شیطان و دار و دستهاش در تلاشاند که برعکس این هدف در نفس خداوند محقق شود. لذا شیطان راندهشده در قصص قرآنی میگوید: {لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿١٦﴾ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ ۖ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ﴿١٧﴾}
صدق الله العظيم[الأعراف]
ای حبیب من در راه خدا احمد عمرو، به هدفی که شیطان در تلاش است در نفس خداوند محقق شود، نگاه کن: محقق نشدن رضایت خدااز بندگانش، لذا میگوید:
{لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿١٦﴾ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ ۖ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم
.احمد عمرو ببین شیطان در نفس خدا به دنبال چه هدفیاست: {وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}. میدانی چرا برای این هدف تلاش میکند؟ چون میداند خداوند دوست دارد بندگانش شاکر باشند. تصدیقِ فرمودهی خداوند تعالی:
{وَلَا يَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ ۖ وَإِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ} صدق الله العظيم.
سؤالی که در برابر شیخ احمد عمرو و تمام علمای مسلمان قرارمیگیرد، این است: آیا شیطان و حزبش به تحقق نیافتن رضوان خداوند بر خودشان اکتفا میکنند، یا شب و روز میکوشند با هر وسیله و حیلهای همگی مردم را کافر کرده و نگذارند رضوان خدا بر بندگانش محقق شود؟
شما میبینید که امام مهدی و حزبش درست عکس این عمل میکنند. ما فقط به رضای خدا از خودمان راضی نبوده و بسنده نمیکنیم، بلکه شب و روز و با هر وسیله و ترفندی در تلاشایم تا رضوان خدا در نفسش محقق گردد و لذا به اذن خداوند میخواهیم همه مردم در راه مستقیم [صراط مستقیم] عبادت خداوند یگانه و بی شریک متحد کنیم. هدف ما از تحقق رضوان خداوند بر بندگان، برگرداندن مکر شیاطین جن و انس به خودشان و تنها خودشان است، چرا که برای سوختن در آتش جهنم سزاوارتر هستند. تصدیقِ فرمودهی خداوند تعالی:
{فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّيَاطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا ﴿٦٨﴾ ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَـٰنِ عِتِيًّا ﴿٦٩﴾ ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلَىٰ بِهَا صِلِيًّا ﴿٧٠﴾ }صدق الله العظيم [مريم] خطاب من به دوست عزیزم دکتر فاضل احمد عمرو و تمام علمای مسلمان این امت این است که خدا را شاکر باشید چون خداوند در سرنوشت شما مقدر فرمودهاست در امت امام مهدی ناصر محمد یمانی باشید. برانگیختن امام مهدی در این امت بزرگترین فضیلت خداوند در کتابش است، پس شاکر لطف خدا باشید. چقدر امتهای قبلی در آرزوی برانگیخته شده امام مهدی در بینشان بودند تا از انصار او گشته و پشتیبانیاش کنند اما این اقبال نصیبشان نشد. در پیشگاه خداوند چه پشیمانی بزرگتر از این خواهد بود که از کسی از دعوت امام مهدی منتظر در «دوران گفتوگو پیش از ظهور» مطلع شود ولی از او پیروی نکرده و برای پیروزشدن دعوت حق، از وی پشتیبانی نکند! در برابر خداوند چه پشیمانی بزرگتر از این خواهد بود که از دعوت امام مهدی منتظر در «دوران گفتوگو پیش از ظهور» مطلع شدهباشند اما از او روبرگردانده و اورا مجنون بخوانند! ولی شدیدترین ندامت برای کسانی خواهد بود که به تکذیب و پشت کردن به وی بسنده نکردند، بلکه شب و روز تلاش میکردند تا با هر وسیله و حیلهای مانع پیروی مردم از امام مهدی ناصر محمد یمانی شوند. اینان مورد لعنت خداوند و همه لعنتکنندگان هستند، مگرآنان که توبه کرده و اشتباهشان را تصحیح کنند که خداوند غفور ورحیم است. تصدیقِ فرمودهی خداوند تعالی: {إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَـٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّـهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ﴿١٥٩﴾ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَـٰئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ ۚ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿١٦٠﴾}صدق الله العظيم [البقرة] ای کسانی که مانع پیروی از بیاناتِ حقِ قرآنِ عظیمی میشوید که امام مهدی با آنها برای مردم استدلال میکند، بنگرید که اگر توبه نکنید چه سر انجامی خواهید داشت. خداوند تعالی میفرماید: {إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَـٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّـهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ﴿١٥٩﴾ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَـٰئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ ۚ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿١٦٠﴾ }صدق الله العظيم [البقرة] شما مانند شیاطین بشر از قوم یهود هستید، همانها که با وجود اینکه برایشان روشن شد قرآن عظیم به حق و از جانب خداوند است مردم را از پیروی از آن باز میداشتند. به خدا شهادت میدهم شیخ فاضل احمد عمرو از آنان نیست .ای انصار پیشگام برگزیده !با او با ملایمت رفتار کنید باشد که خداوند به واسطه شیخ فاضل احمد عمرو، پشت شما را محکم کند. او با تصور اینکه ناصر محمد یمانی و حزبش در گمراهی هستند ، به سوی شما آمده است تا با تمام توان و امکاناتش از حدود دین خداوند دفاع کند. او در زمره علمای ترسویی نیست که جرأت ندارند با امام مهدی ناصر محمد یمانی وارد گفتوگو شوند با وجود اینکه خداوند آنها را از دعوت امام مهدی در «دوران گفتوگوی پیش از ظهور» مطلع ساخته است.
بازهم به شیخ فاضل دکتر احمد عمرو خیرمقدم عرض کرده و خوشآمد میگوییم و امید داریم خداوندی که از همگان بر عبدش مهربانتر است به او توانایی شناخت حق را داده و قلبش را نورانی گردانده و به راه مستقیم هدایتش نماید، باشد که در این امر پشتیبان و شریک ما گردد . چه مرد شریفی است! به جواب علمایی که خدا هدایتشان نکرده است بنگرید که در شأن امام ناصر محمد یمانی چه میگویند: او مجنون و ابله گمراه است و دیگران را هم گمراه میکند.. ممکن است یکی از علمایی که چنین فتوایی را در شأن امام ناصر محمد یمانی داده است بگوید: «ناصر محمد از کجا میدانی خداوند ما را هدایت نکرده است، آیا وارد قلب ما شده و از آن آگاه شدهای، یا فقط گمان داری که ما هدایت نشدهایم؟». جواب مهدی منتظر ناصر محمد یمانی این است که: به خداوند سوگند میخورم هر کس قبل از شنیدن دلایل محکم و قاطع امام مهدی ناصر محمد یمانی و پیش از اندیشیدن درباره منطقاش در شأن او فتوا بدهد، جزو هدایتشدگان خدا نیست، چرا که آنان که خداوند هدایتشان کرده است، قبل شنیدن سخنان و اندیشیدن در دلایل قاطع فرد، در مورد دعوت کننده قضاوت نمیکنند. بندگان هدایت شده خداوند آنانی هستند که در هر زمان و مکانی، ابتدا به صحبت دعوتگر گوش فرا میدهند و سپس به دلایل قاطع او میاندیشند تا دریابند، آیا سخنان حقاً از جانب خدا هستند؟ تا بدون آگاهی و بر اساس گمان قضاوت نکنند. تصدیقِ فرمودهی خداوند تعالی: {وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّـهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُۚ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾ أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّارِ ﴿١٩﴾}صدق الله العظيم [الزمر]
ای جویندگان حق! اگر میخواهید یقین پیدا کنید که فلان سخنران منبر از علمای خردمند و اؤلی الالباب است،بعد تمام شدن نماز به حضورش رفته و به او بگویید: «شیخ فاضل، کسی درعالم اینترنت هست که میگوید امام مهدی منتظر است و با جدیت در حال جهاد و آوردن حجتهای قاطع قرآنی است. قرآن را برای ما بیان میکند و آن را با دلایل معتبری از خود قرآن و به نحوه عجیبی به تفصیل توضیح میدهد و عالمی نیست که بتواند در قرآن بر او غلبه کند». اگر جواب این عالم این باشد که: «فرزندم من تا بیانات او در مورد قرآن را ندیده و درباره آنها فکر نکرده باشم، نمیتوانم بگویم از خودش درآورده یا دعوت او به سوی خداوند بر حق است . چیزی از این بیانات را برای من بیاور یا آدرس سایتش را بده تا بعد درباره این مرد فتوای درستی بدهم». در مورد چنین کسی میگویم که او از علمای امت است و به خدا قسم میخورم از خردمندانی است که به خداوند شرک نیاوردهاند، ولو اینکه در برخی مسائل شرعی در اشتباه باشد، اما از کسانی است که به خداوند شرک نیاوردهاند که مهمترین نکته هم همین است.
اما اگر بعد از پرسش در مورد دعوت امام ناصر محمد یمانی و اینکه آیا او امام مهدی است، مستقیماً فتوا دادند که: «نه نه از او پیروی نکن .او خودش گمراهاست و دیگران را نیز گمراه میکند.» واگر از علمای سنت باشد بگوید: «همان گونه که به ما گفته شده نام او محمد بن عبدالله است. و یا میگوید: «مهدی منتظر همان گونه که به ما گفته شده از اهل بیت بوده و نامش محمد و فرزند حسن عسگری است».سؤال کننده از همین جا یقین پیدا میکند عالمی که در مقابلش قرار گرفتهاست از خردمندان نیست. از کسانی نیست که خدا هدایتشان کرده باشد چرا که فقط براساس گمان و قبل از شنیدن بیان، درباره آن قضاوت میکند. تصدیقِ فرمودهی خداوند تعالی:
{فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُۚ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾ أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّارِ ﴿١٩﴾}صدق الله العظيم [الزمر] به فرموده خداوند بنگرید:
{أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّارِ ﴿١٩﴾}صدق الله العظيم،
اینها کسانی هستند که قبل از شنیدن دعوت و تفکر در دلایل قاطع آن، تنها از روی گمان و غیب در مورد دعوت کننده قضاوت میکنند. لذا ما در اینجا برای حبیب من در راه خدا، شیخ فاضل احمد عمرو دلیل آوردیم. اگر او بخواهد از حق تبعیت کرده و راه خداوند را برگزیند، حقیقت را به روشنی در این بیان خواهد شناخت که: برخی از اسامی خداوند اسماء ذات خدا بوده و هیچ احدی از مخلوقات را نمیتوان با آنها نامید. تصدیقِ فرمودهی خداوند تعالی:
{رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ ۚ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا ﴿٦٥﴾ }صدق الله العظيم [مريم]
و برخی از اسامی خداوند برای توصیف نفس خداوند تعالی است، که هریک از بندگانش را که بخواهد هم با آن وصف میکند. به همین علت محمد عبد و رسولش صلی الله علیه و آله و سلم را چنین مینامد : { لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ} صدق الله العظيم آیا انکار میکنی نام «الرؤوف الرحيم» از اسماء الحسنی خداوند است؟ اما از اسامی مربوط به صفات نفسیه خداوند تعالی است؛ نه از اسامی ذاتی او مثل اسم ذات «الله»یا «الرحمن» که هیچ بندهای در این اسامی با او شریک نیست. تصدیقِ فرمودهی خداوند تعالی:
{رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ ۚ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا ﴿٦٥﴾ }صدق الله العظيم [مريم]
احمد عمرو حبیب من در راه خدا آیا مهدی منتظر حق را برایت بیان کرد؟ وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
الإمام ناصر محمد اليماني
12 - 04 - 1434 هـ
22 - 02 - 2013 مـ
05:14 صــــباحاً
ــــــــــــــــــــ
الردّ الملجم من الإمام المهديّ إلى كلّ عالمٍ يجادل في اسم الله الأعظم ..
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمرسلين وآلهم الطيبين الطاهرين من أوّلهم إلى خاتمهم رسول الله بالقرآن العظيم إلى الإنس والجنّ أجمعين، يا أيّها الذين آمنوا صلّوا عليه وعلى الرسل من قبله وسلّموا تسليماً، لا نفرّق بين أحدٍ منهم حنفاء ولا تشركوا بالله شيئاً فتكونوا من المعذبين، أمّا بعد..
يا معشر الأنصار السابقين الأخيار، اقتدوا بالإمام المهديّ في الخُلُقِ في الحوار، وإنّما تجدون في المهديّ المنتظَر أحياناً غِلظةً في الحوار مع شياطين البشر كوني أعلم أنّهم لا يؤمنون حتى ولو تبيّن لهم أنّ المهديّ المنتظر هو ناصر محمد اليماني فلما زادهم إلا رجساً ومكراً وصداً شديداً عن الصراط المستقيم، وليس فضيلة الدكتور أحمد عمرو منهم؛ بل هو من علماء المسلمين فوجب عليكم احترامه وجداله بالتي هي أحسن، فالتزموا بأمر الله إلى الدعاة إليه في محكم كتابه: {ادْعُ إِلِى سَبِيلِ ربّك بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ ربّك هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ} صدق الله العظيم [النحل:125].
فأهلاً وسهلاً ومرحباً بفضيلة الشيخ الدكتور أحمد عمرو في الاستمرار في الحوار مع المهديّ المنتظَر في عصر الحوار من قبل الظهور ناصر محمد اليماني، وصلوات ربّي وسلامه عليك يا فضيلة الشيخ أحمد عمرو عسى الله أن يُبصِّرك بالحقّ إن كنت تريد اتّباع الحقّ وأن تتّخذه إلى ربّك سبيلاً.
ويا حبيبي في الله، فلنواصل الحوار حول أسماء الذات لله وأسماء صفاته سبحانه وتعالى علوَّاً كبيراً. ويا حبيبي في الله، أليس لكلّ إنسانٍ صفاتٌ ذاتيّةٌ جسمانيّة في صورته وطوله ولونه وهل هو سمين أو نحيف؟ فهذه صفاتٌ جسمانيّةٌ لذات الشخص وكذلك للإنسان صفات نفسيّة روحيّة، ولله المثل الأعلى في السماوات والأرض ونقول فكذلك ربّ العالمين له أسماء لذاته سبحانه مثال الله الرحمن وتلك من أسماء ذات الله لا ينبغي أن يَتَسَمَّى بها أحدٌ من عباده. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَٰلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا ﴿٦٤﴾ رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا ﴿٦٥﴾} صدق الله العظيم [مريم].
وبما أنّ الاسم (الله) والاسم (الرحمن) من الأسماء لذات الله سبحانه وليست أسماء صفاته ولذلك لا يجوز أن يتسمّى بها أحدٌ من عباده. ولذلك قال الله تعالى: {رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا} صدق الله العظيم. ولذلك لن تجد أحداً اسمه الله أو الرحمن لكونهما من أسماء الذات. تصديقاً لقول الله تعالى: {قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَنَ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأسماء الْحُسْنَى} صدق الله العظيم [الإسراء:110].
وأما أسماء الصفات النفسيّة فهي تشترك مع عبيده وتجد الله يصف أحدَ عباده بأحدِ أسماء صفات الربّ النفسيّة..
ويلقي الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني سؤالاً هاماً إلى فضيلة الشيخ الدكتور أحمد عمرو وأقول: يا أخي الكريم هداك الله أليس الاسم (الرؤوف الرحيم) من أسماء صفاته النفسيّة؟ وبما أنّها تشترك مع عباده الصالحين ولذلك يصف الله محمداً عبده ورسوله بصفات مشتركة بين الربّ وعباده الرحماء. وقال الله تعالى: {لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ} صدق الله العظيم [التوبة:128].
وكذلك أليس اسم (الحليم) من أسماء صفات الله النفسيّة؟ ولكنّك تجد الله يصف به خليله ورسوله إبراهيم الحليم صلّى الله عليه وآله وسلم. وقال الله تعالى: {إِنَّ إِبْرَاهِيم لَحَلِيم} صدق الله العظيم [هود:75].
وكذلك يصف الله به نبيّه إسماعيل الحليم. وقال الله تعالى: {فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ} صدق الله العظيم [الصافات:101].
وهذه الصفات هي من صفات الله النفسيّة سبحانه ويلقيها في قلوب الرحماء من عباده فيهب من يشاء جزءاً من تلك الصفات الحميدة وهي جزءٌ من صفات الله النفسيّة سبحانه وتعالى! وكذلك صفة الرحمة من أسماء صفات الله النفسيّة. ولذلك قال الله تعالى: {لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ} صدق الله العظيم، ولكنّ الله هو أرحم الراحمين. وكذلك صفة الكرم هي من أسماء الصفات النفسيّة لله ويتّصف بها بعض عباده ولكنّ الله أكرم الأكرمين.. ولكنّ الله أرحم الراحمين.. ولكنّ الله خير الغافرين. وكذلك صفة رضوان نفس الله هي من صفات الله النفسيّة، ويُحذِّركم الله غضب نفسه لئن استبدلتم رضوان نفسه بغضبه. وقال الله تعالى: {لاَّ يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُوْنِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللّهِ فِي شَيْءٍ إِلاَّ أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللّهِ الْمَصِيرُ} صدق الله العظيم [آل عمران:28].
كون من يتّخذ من دون المؤمنين أولياء من قومٍ غضب الله عليهم فسوف يناله غضبٌ ربّه. وقال الله تعالى: {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ} صدق الله العظيم [المجادلة:14]. كون من يتولّهم فسوف ينال غضب الله كما نالهم. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ} صدق الله العظيم [المائدة:51]
ولا نريد أن نخرج عن الموضوع فليستمر الحوار في أسماء الذات وأسماء الصفات لله ربّ العالمين كون مشكلتكم لم تميّزوا بين أسماء الذات الأزليّة وأسماء الصفات النفسيّة لكون أسماء الصفات النفسيّة للربّ تتبدل تجاه العبد بحسب عمله، فإن أعرض عن ذكر ربّه فقد استبدل رضى نفس ربّه بغضبه فيناله العذاب، وإنْ تابَ وأناب استبدل غضب نفس ربّه بنعيم رضوان نفسه. فكن من الشاكرين ولا تكن من الكافرين بنعيم رضوان نفس الله ربّ العالمين يا فضيلة الدكتور أحمد عمرو.
وربّما يودّ أن يُقاطعني الدكتور أحمد عمرو فيقول: "يا ناصر محمد اليماني، بل الدكتور أحمد عمرو من الذين يطمعون في رضوان الله وأعوذ بالله أن أكون ممن كرِهوا رضوان الله نفس الله، وإنّما يا ناصر محمد إنّ خلافنا معكم هو أنّكم تبتغون رضوان الله غايةً ولكن أحمد عمرو ومن كان على شاكلته يعبدون الله ليرضى عنهم وحسبنا ذلك". ومن ثم يردّ عليه الإمام ناصر محمد اليماني وأقول: ولماذا تبتغي فقط رضوان الله عليك وحسبك ذلك؟ ومعلوم جواب الدكتور أحمد عمرو فسوف يقول: "لكي يدخلني جنّته ويقيني من ناره". ومن ثم يردّ عليه الإمام المهدي ناصر محمد اليماني وأقول: إذاً اتّخذت رضوان الله وهو النّعيم الأكبر وسيلةً لكي تفوز بالنّعيم الأصغر، ولكنّ رضوان الله هو النّعيم الأكبر يا فضيلة الدكتور. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَعَدَ اللَّهُ المُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جنّات تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جنّات عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الفَوْزُ العَظِيمُ} صدق الله العظيم [التوبة:72].
وهنا ذكر الله نعيم جنّته وهي نعيمٌ ماديٌّ، ومن ثم أفتاكم أنّ رضوان نفس الله على أنفس عباده هو النّعيم الأكبر من نعيم جنّته، وفي ذلك سرّ الهدف من خلق الخلق، تصديقاً لقول الله تعالى: { وَمَا خَلَقْتُ الجنّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ } صدق الله العظيم [الذاريات:56].
ولم يخلقنا الله من أجل أن يزوّجنا بالحور العين ولا من أجل مساكن طيبة في جنّات النّعيم؛ بل الهدف هو في نفس الله يا فضيلة الدكتور. برغم أنّ الله لم يحرّم على عباده أن يتّخذوا رضوان الله وسيلةً لتحقيق جنّات النّعيم ويقيهم من عذاب الجحيم، ولكنّ الله بيّن لنا في محكم كتابه الهدفَ من خلقنا بأنّه ليس ليُدخلنا جنّته ويقينا من ناره؛ بل علّمنا الحكمة من الخلق في محكم كتابه: {وَمَا خَلَقْتُ الجنّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ} صدق الله العظيم [الذاريات:56].
ولذلك يدعو البشرَ المهديُّ المنتظر إلى تحقيق الهدف من خلقهم فيعبدون رضوان الله غايةً وليس وسيلةً لتحقيق نعيم الجنّة؛ بل رضوان الله على عباده نعيم أكبر من نعيم جنّته. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَعَدَ اللَّهُ المُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جنّات تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جنّات عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الفَوْزُ العَظِيمُ} صدق الله العظيم [التوبة:72].
ويا حبيبي في الله فضيلة الشيخ أحمد عمرو المحترم، والله لا تستطيع أن تتّخذ رضوان الله غايةً حتى تكون من قومٍ يحبّهم الله ويحبّونه، وبما أنّهم يحبّهم الله ويحبّونه ولذلك لن يرضوا بالحور العين وجنّات النّعيم حتى يرضى، فهم يعبدون الله ليرضى عنهم ويسعون إلى تحقيق الهدف الأكبر رضوان نفس الله على عباده، وتجد هدفهم بعكس هدف شياطين الجنّ والإنس. ويا أحمد عمرو، فهل ترى الشيطان إبليس وحزبَه من شياطين الجنّ والإنس قد اكتفوا بأن يتولّوا عن الصلوات ويتبعوا الشهوات ليغضب الله عليهم وحسبهم ذلك؟ فاشهد بالحقّ يا فضيلة الدكتور أحمد عمرو فهل اكتفى إبليس وجنده من شياطين الجنّ والإنس بغضب الله عليهم أم تجدهم كذلك يطمعون في تحقيق غضب نفس الله على عباده أجمعين فيسعون الليل والنّهار لتحقيق غضب نفس الله على عباده حتى لا يجد عبادَه من الشاكرين فتغضب نفسُه؟ ولذلك يسعى الشيطانُ الرجيم وحزبُه من شياطين الجنّ والإنس إلى تحقيق هدفهم بأن يجعلوا الإنس والجنّ أمّة واحدةً على الكفر حتى لا يكونوا شاكرين لربّهم فيرضى. ولذلك قال الشيطان الرجيم: {ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
إذاً يا حبيبي في الله وقرّة عيني فضيلة الدكتور أحمد عمرو، لقد تبيّن لك أنّ الشيطان وحزبَه يسعون بكل حيلةٍ ووسيلةٍ لعدم تحقيق هدي الأمّة فيصدّون الأمم عن اتّباع الأنبياء وعن اتّباع كافة الدعاة إلى صراط العزيز الحميد. ولذلك قال الشيطان الرجيم: {لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿١٦﴾ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
إذاً يا حبيبي في الله أحمد عمرو، إنّك تجد الشيطان الرجيم لم يكتفِ بأن يشرك بالله ويكفر به ويتّبع الشهوات وحسبه ذلك؛ بل تجد له هدفاً وحزبه يسعون إلى تحقيقه في نفس الله وهو عدم رضوان نفس الله على عباده لكونهم علموا أنّ الله لا يرضى لعباده الكفر بل يرضى لهم الشكر. تصديقاً لقول الله تعالى: {إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَلَا يَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ} صدق الله العظيم [الزمر:7].
وبما أنّ رضوان نفس الله أن يكون عباده شاكرين ولذلك يسعى الشيطانُ وحزبُه إلى تحقيق عكس ذلك في نفس الله على عباده، ولذلك الشيطان الرجيم في قصص القرآن العظيم يقول: {لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿١٦﴾ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم[الأعراف].
فانظر يا حبيبي في الله أحمد عمرو إلى هدف الشيطان في نفس الله وهو عدم تحقيق رضوان نفس الله على عباده ولذلك قال: {ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم. فانظر يا أحمد عمرو إلى هدف الشيطان في نفس الله: {وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ}. وهل تدري لماذا السعي إلى تحقيق هذا الهدف؟ لكون الشيطان علم أنّ الله يرضى لعباده الشكر. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَا يَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ} صدق الله العظيم.
والسؤال الذي يطرح نفسه لفضيلة الشيخ أحمد عمرو وكافة علماء المسلمين: فهل تجدون أنّ الشيطان وحزبَه اكتفوا بعدم تحقيق رضوان الله عليهم، أم كذلك تجدونهم يسعون إلى عدم تحقيق رضوان نفس الله على عباده ولذلك يسعون الليل والنّهار بكل حيلةٍ ووسيلةٍ إلى أن يجعلوا النّاس أمّة واحدةً على الكفر؟ ولكنّ الإمامَ المهدي ناصر محمد اليماني وحزبَه تجدونهم بالعكس تماماً، فنحن لم نكتفِ أن يرضى الله علينا وحسبنا ذلك؛ بل نسعى الليل والنّهار بكل حيلةٍ ووسيلةٍ إلى تحقيق رضوان نفس الله، ولذلك نريد بإذن الله أن نجعل النّاس أمّة واحدةً على صراطٍ مستقيمٍ يعبدون الله وحده لا شريك له، وهدفنا من ذلك تحقيق رضوان نفس الله على عباده حتى لا يحيق مكر شياطين الجنّ والإنس إلا بأنفسهم وحدهم لكونهم أولى بنار جهنّم صلياً. تصديقاً لقول الله تعالى: {فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّيَاطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا ﴿٦٨﴾ ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَـٰنِ عِتِيًّا ﴿٦٩﴾ ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلَىٰ بِهَا صِلِيًّا ﴿٧٠﴾} صدق الله العظيم [مريم].
ويا حبيبي في الله فضيلة الدكتور أحمد عمرو وكافة علماء المسلمين في هذه الأمّة، كونوا من الشاكرين أن قدّر الله وجودكم في أمّة الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني، فذلك أعظم فضلٍ في الكتاب على هذه الأمّة التي بعث الله فيها الإمام المهديّ المنتظَر فكونوا من الشاكرين، فكم تمنّت الأمم من قبلكم أن يبعث الله الإمام المهديّ فيهم ليكونوا من أنصاره ويشدّوا أزره ولكن لم يحالفهم الحظ، فما أعظمَ ندم الذين مَنَّ الله عليهم بالعثور على دعوة المهديّ المنتظر في عصر الحوار من قبل الظهور ولم يتّبعوه ولم يشدّوا أزره وينصروا دعوته الحقّ! وما أعظمَ ندم الذين مَنَّ الله عليهم بالعثور على دعوة المهديّ المنتظَر في عصر الحوار من قبل الظهور فاعرضوا عنه وقالوا إن هو إلا مجنون! ولكن الأشدّ ندماً من المعرضين جميعاً هم الذين لم يكتفوا بالتكذيب وتولّوا وحسبهم ذلك؛ بل رابطوا الليل والنّهار للصدِّ عن اتّباع الإمام المهدي ناصر محمد اليماني بكل حيلةٍ ووسيلةٍ أولئك سيلعنهم الله ويلعنهم اللاعنون إلا الذين تابوا وأصلحوا فإن الله غفورٌ رحيمٌ. تصديقاً لقول الله تعالى: {إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَـٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّـهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ﴿١٥٩﴾ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَـٰئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿١٦٠﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
فانظروا يا معشر الذين يصدّون عن اتّباع البيان الحقّ للقرآن العظيم الذي يحاجّ النّاس به المهديّ المنتظَر فانظروا إلى مصيركم إن لم تتوبوا. وقال الله تعالى: {إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَـٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّـهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ﴿١٥٩﴾ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَـٰئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿١٦٠﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
فمثلكم كمثل شياطين البشر من اليهود الذين يصدّون عن اتّباع القرآن العظيم من بعد ما تبيّن لهم أنّه الحقّ من ربّهم. وأشهد لله أنّ فضيلة الشيخ أحمد عمرو ليس منهم فأرفقوا به يا معشر الأنصار السابقين الأخيار عسى الله أن يشدّ أزركم بفضيلة الشيخ أحمد عمرو فإنّه رجل جاءكم ليذود عن حياض الدّين بكلّ حيلةٍ ووسيلةٍ ظنّاً منه أنّ ناصر محمد اليماني وحزبه على ضلالٍ مبينٍ، ولم يكن من العلماء الجبناء الذين لم يتجرّأوا أن يحاوروا الإمام المهدي ناصر محمد اليماني بعد أن أظهرهم الله على دعوته في عصر الحوار من قبل الظهور.
ونكرر الترحيب الكبير بفضيلة الشيخ أحمد عمرو ترحيباً كبيراً، ورجوت من الله الذي هو أرحم به من عبده أن يبصّره بالحقّ وينير قلبه ويهديه إلى صراطٍ مستقيمٍ ويشدد الله به أزرنا ويشركه في أمرنا، ونِعْمَ الرجل! فانظروا إلى ردود الذين لم يهدِهم الله من علماء الأمّة ما يقولون في شأن الإمام ناصر محمد اليماني؛ إنّه مجنونٌ معتوهٌ ضالٌّ مُضِلٌّ.
ولربّما يودّ أحد علماء الأمّة ممّن أفتوا في شأن الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني أن يقول: "فما يُدريك أنّنا لم نكُن من الذين هداهم الله يا ناصر محمد، فهل دخلت قلوبنا فاطّلعت عليها أم حكمت علينا بالظنّ أننا لم نكُن من الذين هداهم الله؟". ومن ثم يردّ عليهم المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني وأقول: أقسم بربّي أنّ من أفتى في شأن ناصر محمد اليماني من قبل أن يستمع إلى سلطان علمه ويتدبّر في منطقه فإنه ليس من الذين هداهم الله كون الذين هداهم الله من عباده هم الذين لا يحكمون على الداعية من قبل أن يستمعوا إلى قوله ويتدبّروا سلطان علمه؛ بل الذين هداهم الله من عباده في كل زمانٍ ومكانٍ هم الذين يستمعون إلى قول الداعية ويتدبّرون سلطان علمه هل هو الحقّ من ربّهم من قبل أن يحكموا عليه بالظنّ من قبل الاطلاع. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّـهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾ أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّارِ ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم [الزمر].
ويا معشر الباحثين عن الحقّ، إن شئتم أن تعلموا علم اليقين هل ذلك العالم من أولي الألباب من خطباء المنابر فتقدمْ بين يديه من بعد انقضاء الصلاة وقل له: (يا فضيلة الشيخ يوجد هناك شخص في الإنترنت العالمية يقول أنّه الإمام المهدي المنتظر ويحاجّ النّاس بالقرآن العظيم ويجاهدهم به جهاداً كبيراً، ويبيّن لنا القرآن ويفصّله تفصيلاً عجيباً، ويأتي بسلطان البيان من ذات القرآن، ولا يجادله عالمٌ من القرآن إلا غلبه). انتهى.. وما نريد قوله للباحثين عن الحقّ فإن قال لكم ذلك العالم: يا بني لا أستطيع أن أفتي في شأن هذا الرجل هل هو على صراطٍ مستقيمٍ حتى أتدبر بيانه للقرآن العظيم هل يُأوِّله من عند نفسه أم يدعو إلى الله على بصيرةٍ من ربّه. فأمهلني حتى تأتيني بشيء من بيانات للقرآن أو أطّلع على موقعه ومن ثم أفتيك بالحقّ في شأن هذا الرجل. فمن قال ذلك من علماء الأمّة فأقسم بربّي أنّه من الذين لا يشركون بالله شيئاً من أولي الألباب حتى وإن كان على ضلال في شيء من المسائل الفقهيّة؛ ولكنّه من الذين لا يشركون بالله شيئاً وهو الأهم. ولكن إذا وجدتم العالم بعد أن تسألوه عن شأن دعوة الإمام ناصر محمد اليماني وهل هو الإمام المهديّ فمباشرةً تجدونه يصدر الفتوى فيقول: "لا تتّبعه فإن هذا ضالٌ مضلٌّ فليس هو؛ بل المهديّ المنتظر كما ورد في الأثر اسمه محمد بن عبد الله!" إن كان عالماً سنيّاً، أو يقول: "بل المهديّ المنتظر كما ورد في الأثر عن آل البيت اسمه محمد بن الحسن العسكري". ومن ثم يعلَم السائل علم اليقين أنّ ذلك العالم الذي بين يديه ليس من أولي الألباب، وما دام ليس من أولي الألباب فهو ليس من الذين هداهم الله، ولو كان من أولي الألباب لاستمع إلى القول من قبل أن يحكم علينا بالظنّ. تصديقاً لقول الله تعالى: { فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾ أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّارِ ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم [الزمر]، فانظروا لقول الله تعالى: {أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّارِ ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم، وأولئك الذين يحكمون على الداعية بالغيب بالظنّ من قبل أن يستمعوا إلى قوله ويتدبّروا سلطان علمه.
وها نحن أقمنا الحجّة على حبيبي في الله فضيلة الشيخ أحمد عمرو فإن كان من الذين يريدون أن يتّبعوا الحقّ ويتّخذوه إلى ربّهم سبيلاً فسوف يُبصر الحقّ جليّاً في هذا البيان و حقاً أنّ أسماء الله منها ما هي أسماء لذاته سبحانه ولا ينبغي أن يتسمّى بها أحد من خلقه أجمعين. تصديقاً لقول الله تعالى: {رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا ﴿٦٥﴾} صدق الله العظيم [مريم].
ومنها أسماء لصفات نفسه تعالى ويصف بها من يشاء من عبيده ولذلك يسمي محمداً عبده رسوله صلى الله عليه وآله وسلم: {لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ} صدق الله العظيم، فهل تنكر إنَّ الاسم (الرؤوف الرحيم) من أسماء الله الحسنى؟ ولكنّها من أسماء صفات نفسه تعالى وليس من أسماء الذات كون من أسماء الذات (الله) أو (الرحمن) فلا يشترك عباده في أسماء ذاته. تصديقاً لقول الله تعالى: { رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا ﴿٦٥﴾ } صدق الله العظيم [مريم].
فهل تبيّن لك الحقّ في بيان المهدي المنتظر حبيبي في الله أحمد عمرو؟
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
___________
فتوای امام مهدی به احمد عمرو، درباره ماهیت واقعی قومی که «حبیبان خداوند هستند و محبان او» و هرکه بخواهد از آنان باشد بزرگترین پیروزی را طبق کلام کتاب خداوند به دست آورده است...
فتوای امام مهدی به احمد عمرو، درباره ماهیت واقعی قومی که «حبیبان خداوند هستند و محبان او» و هرکه بخواهد از آنان باشد بزرگترین پیروزی را طبق کلام کتاب خداوند به دست آورده است...
بسم الله الرحمن الرحيم، وصلوات و سلام بر تمام انبیا و خاندانشان، از اولین تا آخرین رسول خداوند محمد رسول الله، ای کسانی که ایمان آوردهاید بر او و تمام انبیای پیش از او صلوات بفرستید و صلوات خدا و ملائکه و مهدی منتظر بر قومی که محبوب خداوند هستند و محب او، خالصترین انسانها و بهترین افریدگان خداوند، گناهکارانی که به درگاه خدا توبه میکنند و از رحمت خداوند مأیوس نشده و میدانند که گناهان گذشته آنها هر چه که باشند، مأیوس نشده و امیدوار هستند از بندگان مقرب و مکرم بارگاه او گردند. و صلوات پروردگارم بر تمام مسلمانان که از این بندهاش به آنان مهربانتر است و وعده خداوند حق است و او ارحم الراحمین است ، و اما بعد... شیخ فاضل محترم و مکرم احمد عمرو، به فتوایی که با قسم به خداوند عظیم تزکیه شدهاست گوش کن. به خداوندی که زنده کننده دوباره استخوانهای پوسیده است، به خداوند آسمانها و زمین و مابین آنها و به خداوند عرش عظیم سوگند، در این امت، مردمانی هستند که تا خداوند راضی نشدهباشد، به ملکوت خداوند هم راضی نخواهند شد، چرا که بزرگترین بهشت [نعیم اعظم] خداوند از نظر آنها رضایت خداوند در نفسش [رضوان الله فی نفسه] است. میدانی چرا از نظر آنها، رضایت خداوند، نعیم اعظم است؟ چون خداوند را بیش از هر چیزی دوست دارند و لذا میگویند زمانی که خداوند و حبیب ما متحسر و حزین است، چگونه میتوانیم در «جنات نعیم» با حورالعین خوش باشیم. هیهات از این که قبل راضی شدن خداوند سبحان و تعالی ما راضی شویم. امام مهدی باز به خداوند آسمانها و زمین و آنچه که مابینشان است و به خدای عرش عظیم سوگند خورده و اضافه میکند که اگر خداوند درجه عالی و رفیع بهشت را هم به هر یک از آنان عطا کند، آن را «وسیله» قرار داده و میگویند: «خدایا ما از آن، به امید تحقق نعیم اعظم تو میگذریم. آن را به هریک از بندگانت که میخواهی عطا کن و راضی شو». تنها همین هم نیست. مهدی منتظر به خداوند الرحمن الرحیم سوگند میخورد و این سوگند یک کافر یا یک گنهکار نافرمان نیست؛ اگر خداوند یکی از آنها را به مقام قرب خود برساند تا محبوبترین بنده نزد او بوده و در بالاترین مکان نعیم و نزدیکترین مکان ممکن نسبت به عرش خدا جای گیرد، بازهم تا وقتی خداوند در نفس خود راضی نشده و حزن و تحسری داشته باشد، رضایت نخواهد داد. دکتر فقط این هم نیست. بلکه اگر خداوندشان به آنها خطاب کند که آنچه که آرزویش را دارید، هرگز رخ نخواهد داد؛ درحالیکه گروه کثیری از بندگان من با انحراف از راه راست [صراط مستقیم] در حق خودشان ظلم کردهاند و تنها عده کمی از آنان شکرگزار بودهاند چگونه من در نفس خود راضی باشم؟ برشماست که از تحقق رضوان در نفس «الرحمن» مأیوس شوید. آیامی دانی جوابشان چه خواهد بود؟ خواهند گفت: «خدایا خودت و تمام مخلوقاتت را شاهد میگیریم، ما پیمان خود را تغییر نمیدهیم و از آرزوی خود برای تحقق نعیم اعظم، دست بر نمیداریم. ما به «جنات نعیم» راضی نخواهیم شد. ای خداوند ارحم الراحمین از تو درخواست میکنیم تا زمانی که تو متحسر و حزین هستی، ما را بین بهشت و دوزخ رها کنی، ولو تا ابد؛ ما در اینجا باقی مانده وحسرت خورده و گریه و ناله میکنیم... . یا ارحم الراحمین. دکتر فاضل احمد عمرو! نگاه کن این قوم که «حبیبان خداوند و محبان او» هستند، تا چه حد روی تحقق رضایت در نفس جبیبشان، خداوند الرحمن الرحیم، اصرار داشته و به شدت پافشاری میکنند. آنان تا زمانی که حبیبشان در نفس خود راضی نشده و متحسر و حزین باشد، به هیچچیز، هرچه که هست یا میخواهد باشد؛ رضایت نخواهند داد. بعد از اینکه فرد آگاه به حال «الرحمن»، به آنها خبر داد که خداوندشان در نفسش در چه حالیاست، از این پیمان نگذشته و آن را تغییر نخواهند داد. ممکن است کسی که خود را «خادم رسول الله» مینامد صحبت مرا قطع کرده و بگوید: «ناصر محمد، ببین که از محکمات کتاب خداوند برایت دلیل میآورم. خداوند تعالی فرموده است: {وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَٰهَيْنِ مِن دُونِ اللَّهِ ۖ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ ۚ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ ۚ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ ۚ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿١١٦﴾} صدق الله العظيم [المائدة]
ناصر محمد پس تو چطور از نفس خدا خبر داری؟» امام مهدی ناصر محمد یمانی برای «خادم رسول الله» دلیل میآورد که: ای مرد! به خداوند قسم من با علوم غیبی از آنچه که در نفس خدا میگذرد، باخبر نشدهام، بلکه وصف حال خداوند در محکمات کتابش آمده است و نشان میدهد خداوند بر حال بندگان گمراهش حسرت میخورد. بندگانی که تکذیبشان باعث شد رسولان خدا بر علیه آنها دعا کنند و خداوند نیز اجابتشان کند. گمان نکنید خداوند به وعدهی خود به رسولانش وفا نمیکند و «آن جز یک بانگ مرگبار نبود، پس ناگاه همه خاموش شدند» و سپس آنچه که میماند حسرت آنها بر خودشان به خاطر کوتاهیهایی است که در حق خدا کردهاند و هر یک از آنها میگوید: {يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ ﴿۵۶﴾} صدق الله العظيم [الزمر] آنگاه است که خدا بر آنها حسرت میخورد، حسرتی از روی حزن و اندوه، نه از روی ندامت که او از چنین نسبتی پاک و منزه است! اگر شیخ فاضل احمد عمرو شاهد فریاد زدن یکی از فرزندان یا برادران یا مادر یا پدرش در آتش جهنم باشد [البته خدا چنین روزی را نیاورد، من فقط مثال زدم] چه حسرتی خواهد خورد؟ مادری را تصور کن که میبیند فرزندش در آتش جهنم فریاد میزند، حتی اگر پسرش هزار سال هم نافرمانی او را کرده باشد، حسرت و حزن مادر برای پسرش عظیم است. حال حسرت خداوند ارحم الراحمینی که از مادر به فرزند مهربانتر است چگونه خواهد بود؟ حبیب من در راه خدا، «خادم رسول الله» تصور کن حال او چگونه است؟! صلوات خدا بر تو و اهل بیت تو باد، باشد که خداوند شما را از تاریکی خارج و به سوی نور هدایت نماید. شاید شیخ فاضل احمد عمرو بخواهد بگوید: «ناصر محمد یمانی در این موضوع که خداوند در نفسش برای بندگان گمراهی که بر خود ستم کردهاند حسرت میخورد و نه برایِ شیاطین مغضوب، با ما بسیار مجادله و بحث کردی. حال چه دلیل روشنی میتوانی از محکمات کتاب بیاوری که نشان دهد خداوند برای بندگان گمراه خود حزین و متحسر است؟». جواب امام مهدی این است: {فَاللّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ} صدق الله العظيم [يوسف:۶۴]
دکتر فاضل و محترم و مکرم آیا ایمان داری که خداوند بی هیچ شک و تردیدی در نفسش الرحم الراحمین است؟ جواب احمد عمرو معلوم است که خواهد گفت: «ناصر محمد این از صفاتی است که دو نفر هم پیدا نمیشود که در آن اختلاف داشته باشند. به راستی خداوند ارحم الراحمین است این یعنی از مادر به فرزندش، مهربانتر». پس امام مهدی پاسخ میدهد: چنانچه اگر فرزندی یک میلیارد سال هم از امر مادرش اطاعت نکند، ولی وقتی مادر، فریاد زدن فرزندش را در آتش جهنم میبیند؛ میدانی چقدر برای او حسرت میخورد و چشمانش از شدت حزن سفید شده و مدام میگوید افسوس بر فرزندم؟ جواب احمد عمرو این است که: «بله برادر، برای مادر، آگاهی از فریاد کشیدن فرزند در جهنم حزن بسیار بزرگی است ولو اینکه فرزندش عصیان کرده و یا حتی مادر را کتک زده باشد.». حالا امام مهدی برای دوست عزیزش احمد عمرو حجت میآورد که: پس شدت حزن خداوند ارحم الراحمین که از مادر به فرزندش مهربانتر است چگونه خواهد بود ؟ آیا پاسخ عقلی و منطقی این نیست که: بله از آنجا که به راستی این خداوند است که ارحم الراحمین است، پس لابد و بی هیچ شک و تردیدی نسبت به بندگان گمراهی که بر خود ظلم کردند ولی فکر میکردند در مسیر هدایتاند؛ افسوس خورده و حزین خواهد بود. عقل و منطق میگوید به سبب صفت رحمتی که در نفس خداوند است، لابد او در نفسش برای بندگان گمراهش متحسر و حزین است؛ تنها چیزی که عقل و منطق میگوید همین است. حال آیا در محکمات کتاب خداوند برای تأیید این عقل و منطق کلامی هست؟ پاسخ مستقیم سؤال را از جانب خداوند میآوریم که : { يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس] وسلام على المرسلين و الحمد لله رب العالمين.. شاید شیخ فاضل احمد عمرو بخواهد بگوید: «صبرکن ناصر محمد، آیا خداوند الان برای کسانی که از حق روی گرداننده ولی هنوز زنده و در قید حیاتاند متحسر است؟» جواب امام مهدی این است که: هیهات، هیهات، خداوند در حال حاضر از دست آنها خشمگین است. تا وقتی خودشان به علت کوتاهی که در حق خداوند کردهاند، بر حال خودشان افسوس نخورند، خداوند در نفسش حسرتی نخواهد داشت. لکن متأسفانه تنها زمانی پشیمان شده و بر خود حسرت خواهند خورد که عذاب سخت خداوند گریبانشان را گرفته باشد. تصدیقِ فرمودهی خداوند تعالی: {يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿٥٣﴾ وَأَنِيبُوا إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ ﴿٥٤﴾ وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ﴿٥٥﴾ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ ﴿٥٦﴾} صدق الله العظيم [الزمر] تا زمانی که خودشان پشیمان نشده باشند، حسرت به نفس خداوند راه نخواهد یافت. خداوند آنگاه بر آنان حسرت میخورد که از کرده خود پشیمان شده و هر یک از ایشان بگوید: { يَا وَيْلَتَىٰ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا ﴿٢٨﴾ لَّقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي ۗ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا ﴿٢٩﴾} صدق الله العظيم [الفرقان] و خداوند تعالی میفرماید:
{يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا ﴿٦٦﴾ وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ﴿٦٧﴾ رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا ﴿٦٨﴾} صدق الله العظيم [الأحزاب] اما تا زمانی که آنها در حیات دنیوی اصرار بر ادامه کفر و عناد خود دارند خداوند بر آنها متحسر نخواهد بود، مگر آنکه با توبه خداوند را مسرور سازند. خداوند از توبه بندگانش بسیار مسرور میگردد زیرا دوست ندارد آنها را عذاب نماید. به همین جهت محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم گفته است: [[الَلَّهُ أَشَدُّ فَرَحًا بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ حِينَ يَتُوبُ إِلَيْهِ مِنْ أَحَدِكُمْ كَانَ عَلَى رَاحِلَتِهِ بِأَرْضِ فَلَاةٍ ، فَانْفَلَتَتْ مِنْهُ وَعَلَيْهَا طَعَامُهُ وَشَرَابُهُ ، فَأَيِسَ مِنْهَا فَأَتَى شَجَرَةً فَاضْطَجَعَ فِي ظِلِّهَا قَدْ أَيِسَ مِنْ رَاحِلَتِهِ ،فَبَيْنَا هُوَ كَذَلِكَ؛ إِذَا هُوَ بِهَا قَائِمَةً عِنْدَهُ فَأَخَذَ بِخِطَامِهَا ثُمَّ قَالَ مِنْ شِدَّةِ الْفَرَحِ : اللَّهُمَّ أَنْتَ عَبْدِي وَأَنَا رَبُّكَ أَخْطَأَ مِنْ شِدَّةِ الْفَرَحِ]] [[همانا خداوند شادتر میشود به توبهی بندهاش هنگامی که به درگاه او توبه میکند، از يکی از شما که در بيابان بر شترش سوار بوده، ناگهان شترش از نزدش فرار کرده، درحاليکه طعام و آبش بر بالای شتر باشد و چون از رسيدن به شترش مأيوس و نا اميد شده آمده و در سایهی درختي غلطيده است که ناگهان متوجه میشود شترش در کنارش ايستاده است، و او زمامش را بدست میگيرد و از نهايت شادمانی میگويد: خدايا تو بنده منی و من خدای توام! و از نهايت شادمانی اشتباه حرف میزند]] صدق عليه الصلاة والسلام دکتر فاضل احمد عمرو به شادمانی عظیم خداوند بنگر که چقدر از توبه و بازگشت و روآوردن بنده برای بخشایش گناه مسرور میشود. به همین ترتیب اگر بندگانش توبه نکنند حزین میگردد. چرا که کارشان به آتش کشیده شده و در آنجاست که پشیمان گشته و از کوتاهی خود در حق پروردگار، حسرت میخورند. خداوند بعد از آنکه به وعده خود به رسولان و اولیائش عمل کرد [چرا که خداوند خلف وعده نمیکند] و با پیروز کردن دوستان خود از آنها [بندگان گمراهش] انتقام کشید؛ در نفسش برایشان حسرت میخورد. تصدیقِ فرمودهی خداوند تعالی: { يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس] ممکن است این سؤال برای شیخ فاضل احمد عمرو پیش بیاید که: «ناصرمحمد، میبینم به خداوند عظیم سوگند میخوری و از حقیقت آن چه که در نفس برخی از انصار پیشگام و برگزیده امام مهدی ناصر محمد یمانی در عصر گفتوگو پیش از ظهور میگذرد خبر میدهی، همانانی که از قومیاند که حبیبان خداوند و محبان او هستند. سؤال این است که از کجا به حقیقت حال آنها پی بردهای؟» امام مهدی ناصر محمد یمانی پاسخ میدهد: به خداوند یکتا سوگند که اکثر آنانی که به حق برایتان توصیفشان کردم را، از زمانی که از مادر متولد شدهام ندیدهام. اما به خداوند عظیم قسم، وقتی آنها بیانات امام مهدی را درباره حقیقت حالشان میخوانند، میبینند که گویا او با زبان آنها سخن میگوید و به راستی از نفسشان آگاهی دارد و خودشان نیز شاهد آن هستند؛ و اگر بخواهند میتوانند شهادت حق و راستینشان را در این صفحات بنویسند. پس هر کس از آنان که از قومی است که حبیبان خداوند و محبان او هستند، شهادتش را که با قسم به خداوند تزکیه شده است درباره توصیف امام مهدی از حالش بنویسد. این شهادتها نشانهای برای تصدیق امام مهدی هستند. اگر خداوند آنها را به حق هدایت نکرده و از حبیان خداوند و محبان او نبودند؛ این حالتی را که توصیف کردم در نفسشان نبود. همین علتی است که تا خدا راضی نشود راضی نخواهند شد و این وصف مردمی است که خداوند دوستشان دارد و آنها نیز او را [یحبونهم الله و یحبونه]... سؤالی که برای عقل و منطق مطرح میشود این است که اگر اینها واقعا همینطور باشند، خداوند که از آنها کریمتر است، چگونه آنها را گرامی خواهد داشت، چرا که در تمام دنیا پراکنده بوده و صله رحم نیز آنها را به هم ارتباط نمیدهد ...بلکه گروهی اینجا و گروهی آنجا در مناطق مختلف دنیا پراکنده.اند و حب خداوند آنها را جمع کرده است، من نمی گویم تمام کسانی که لقب «الأنصار السابقين الأخيار» زیر نامشان است، بی هیچ شک و تردید از آنها هستند، بلکه تعدادی از آنها در زمره «يحبّهم الله ويحبّونه» هستند و در مناطق پراکنده عالم زندگی میکنند. یکدیگر را نمیشناسند و نه رابطه خویشاوندی با هم دارند و نه مال و تجارتی بینشان هست تا آنان را دور هم جمع کند. بلکه آنچه که آنها را به هم پیوند دادهاست، حب به خداوند و جهاد در راه خداست. جهاد آنها در جهت محقق شدن رضوان نفس در نزد خداوندی که حبیب آنهاست. راضی نمیشوند تا او راضی شود. لذا میگذارم که محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم به حق توصیفشان را کامل کند: [يَا أَيُّهَا النَّاسُ ، اسْمَعُوا وَاعْقِلُوا ، وَاعْلَمُوا أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ عِبَادًا لَيْسُوا بِأنبياء وَلا شُهَدَاءَ ، يَغْبِطُهُمُ النَّبِيُّونَ وَالشُّهَدَاءُ عَلَى مَجَالِسِهِمْ وَقُرْبِهِمْ مِنَ اللَّهِ " . فَقَالَ أَعْرَابِيٌّ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ، انْعَتْهُمْ لَنَا ؟ جَلِّهِمْ لَنَا ؟ فَتَبَسَّمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لِقَوْلِ الأَعْرَابِيِّ ، قَالَ : " هُمْ نَاسٌ مِنْ أَفْنَاءِ النَّاسِ ، وَنَوَازِعِ الْقَبَائِلِ لَمْ تَصِلْ بَيْنَهُمْ أَرْحَامٌ مُتَقَارِبَةٌ ، تَحَابُّوا فِي اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَتَصَافَوْا ، يَضَعُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ لَهُمْ مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ لِيُجْلِسَهُمْ عَلَيْهَا ، فَيَجْعَلُ وُجُوهَهُمْ نُورًا وَثِيَابَهُمْ نُورًا ، يَفْزَعُ النَّاسُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلا يَفْزَعُونَ ، وَهُمْ أَوْلِيَاءُ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ ] [ ای مردم بشنوید و بیندیشید و بدانید به درستی که برای خداوند عز وجل بندگانی وجود دارد که نه از انبیا هستند و نه از شهدا ولی شهدا و انبیا به خاطر جایگاه و نزدیکی آنها به خداوند به آنها غبطه میخورند. کسی پرسید: یا رسول الله، از آنها میگویید؟ اوصافشان را برای ما آشکار میکنید؟ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لبخندی به او زده و فرمودند: آنان مردمی گمنام و ناشناختهاند، نسبت خویشاوندی سبب ارتباط ایشان با یکدیگر نیست، [بلکه] با خداوند عزوجل پیمان مستحکم دوستی بستند. روز قیامت [نیز]، خداوند عزوجل منبرهایی از نور برایشان قرار داده، ایشان را بر روی آن مینشاند و صورتهایشان را نورانی میگرداند. و لباسشان را نور میگرداند. انسانها در روز قیامت هراسناکاند امّا آنان نمیهراسند. آنان اولیای خدا هستند که هیچ هراسی ندارند و اندوهناک نمیشوند.]
صدق رسول الله صلّى الله عليه وسلم وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
برادرتان امام مهدی ناصر محمد یمانی
الإمام ناصر محمد اليماني
13 - 04 - 1434 هـ
23 - 02 - 2013 مـ
03:48 صــــباحاً
ـــــــــــــــــــــــ
فتوى الإمام المهديّ إلى الشيخ أحمد عمرو في حقيقة قوم يحبّهم الله ويحبّونه لمن أراد أن يكون منهم فيفوز بالفوز الأعظم في الكتاب ..
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة الأنبياء وآلهم من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله، يا أيها الذين آمنوا صلّوا عليه وعلى الأنبياء من قبله وسلّموا تسليماً، وصلّى الله وملائكته والمهديّ المنتظَر على قومٍ يحبّهم الله ويحبّونه صفوة البشريّة وخير البريّة المذنبون التائبون إلى الله متاباً، ولم يستيئِسوا من رحمة الله وعلموا أنّ الله هو أرحم الراحمين مهما كانت ذنوبهم من قبل، فلم يستيئِسوا ويطمعوا أن يكونوا من عباد الله المقربين المكرمين. وصلاة ربّي على جميع المسلمين الأرحم بهم من عبده ووعده الحقّ وهو أرحم الراحمين، أمّا بعد..
ويا فضيلة الشيخ المكرم والمحترم أحمد عمرو، اسمع لما سوف أُفتي به بالحقّ مُزَكِّيه بالقسم بالله العظيم من يحيي العظام وهي رميم ربّ السماوات والأرض وما بينهما وربّ العرش العظيم بأنّه يوجد في هذه الأمّة قومٌ لا يرضون بملكوت الله أجمعين حتى يرضى كون رضوان نفس ربّهم هو النّعيم الأعظم بالنسبة إليهم، وهل تدري كيف يرونه النّعيم الأعظم؟ والجواب إنّه بسبب أنّ ربّهم أحبّ إليهم من كلّ شيءٍ ولذلك قالوا وكيف تهنأ لنا جنّات النّعيم والحور العين وربّنا حبيب قلوبنا متحسّرٌ وحزينٌ! هيهات هيهات أن نرضى حتى يرضى سبحانه وتعالى.
ثم يزيدك الإمام المهديّ علماً في شأن قومٍ يحبّهم الله ويحبّونه ومُزكيه بالقسم بربّ السماوات والأرض وما بينهما وربّ العرش العظيم، لو يؤتي الله أحدهم الدرجة العاليّة الرفيعة في جنّات النّعيم لاتّخذها وسيلةً إلى ربّه وقال: "يا رب قد أنفقتها إلى من تشاء من عبادك طمعاً في تحقيق النّعيم الأعظم منها فترضى". وليس ذلك فحسب، وأقسم بالله الرحمن الرحيم قسمَ المهديّ المنتظَر وليس قسمَ كافرٍ ولا فاجرٍ لو يجعل الله أحدهم أحبّ عبدٍ إلى نفسه وأقربَ عبدٍ إلى ذات عرشه في أعلى درجةٍ في نعيم الملكوت فإنّه لن يرضى حتى يكون الله حبيبه راضياً في نفسه لا متحسراً ولا حزيناً. وليس ذلك فحسب يا دكتور؛ بل لو يخاطبهم ربّهم فيقول لهم: أنّ ما تتمنّوه لن يتحقق أبداً، فكيف أرضى في نفسي وكثيرٌ من عبادي ضلّوا عن الصراط المستقيم وظلموا أنفسهم وقليل من عبادي الشكور؟ فعليكم أن تستيئِسوا أن يتحقّق رضوان نفس الرحمن. فهل تدري ماذا سوف يكون جوابهم؟ فسوف يقولون: يا رب، نُشهدك وكافة خلقك أنّنا لن نُبدِّل تبديلاً، فلن نتراجع عن أمنيتنا في تحقيق النّعيم الأعظم ثم نرضى بجنّات النّعيم، ولكن لنا منك طلب يا أرحم الراحمين وهو أن تتركنا بين الجنّة والنّار نتحسّر ونبكي خالدين مخلّدين في البكاء ما دمتَ متحسِّراً وحزيناً يا أرحم الراحمين.
فانظر يا فضيلة الدكتور أحمد عمرو ما أعظم إصرار قوم يحبّهم الله ويحبّونه على تحقيق رضوان نفس حبيبهم الرحمن الرحيم، فلن يرضوا بأي شيءٍ مهما كان ومهما يكون حتى يكون ربّهم حبيبهم راضياً في نفسه لا متحسراً ولا حزيناً، وما بدلوا تبديلاً من بعد أن علّمهم الخبير بحال الرحمن عن حال ربّهم في نفسه.
وربّما يودّ أن يقاطعني من يسمّي نفسه (خادم رسول الله) فيقول: "يا ناصر محمد، لسوف أقيم عليك الحجّة من محكم كتاب الله. وقال الله تعالى:
{وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ} صدق الله العظيم [المائدة:116]، فكيف يا ناصر محمد تعلم ما في نفس الله؟". ومن ثم يقيم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني الحجّة على خادم رسول الله وأقول: يا رجل، والله ما علمت ما في نفس الله من علوم الغيب إلا ما علّمنا به في محكم كتابه عن حاله بأنّ في نفسه حسرةٌ على عباده الضالين الذين كذبوا برسل ربّهم فدعوا عليهم فأجابهم ربّهم، فلا تحسبَنَّ الله مخلف وعده لرسله فإن كانت إلا صيحةً واحدةً فإذا هم خامدون، ومن ثم حلت الحسرة في أنفسهم على ما فرّطوا في جنب ربّهم وقال كلٌ منهم: {يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ ﴿56﴾} صدق الله العظيم [الزمر].
ومن ثم تحسّر الله عليهم حزناً وليس ندماً سبحانه! بل كما يتحسّر فضيلة الشيخ أحمد عمرو لو شاهد أحد أولاده أو إخوته أو أمّه أو أبيه يصطرخ في نار جهنّم ولا قدر الله ذلك أبداً، وإنّما أضرب مثلاً. فحتى ولو عصى الابن أمّه ألف عامٍ ومن ثم رأته يصطرخ في نار جهنّم فتخيّل عظيم حسرة الحزن في نفسها على ولدها، فما بالك بحسرة من هو أرحم من الأم بولدها الله أرحم الراحمين؟ فتخيّل حاله يا حبيبي في الله خادم رسول الله صلّى الله عليك وآل بيتك ليخرجكم من الظلمات إلى النور.
وربّما يودّ فضيلة الشيخ أحمد عمرو أن يقول: "يا ناصر محمد اليماني، لقد جادلتنا فأكثرت جدالنا في تحسّر الله في نفسه حزناً على الذين ظلموا أنفسهم من عباده الضالين وليس الشياطين المغضوب عليهم، فما هو برهانك المبين في محكم الكتاب على أنّ الله متحسر وحزين على عباده الضالين؟". ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهديّ وأقول: {فَاللّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ} صدق الله العظيم [يوسف:64]. فيا فضيلة الدكتور المكرم والمحترم، فهل أنت من الموقنين بهذه الصفة في نفس الله أنه أرحم الراحمين لا شك ولا ريب؟ ومعلوم جواب أحمد عمرو فسوف يقول: "يا ناصر محمد، هذه صفة يتصف بها الله لا يختلف عليها اثنان بأنّ الله حقّاً هو أرحم الراحمين، بمعنى أنّه الأرحم من الأمّ بولدها". ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهديّ: فهل لو عصى الأمَّ ولدُها مليار عامٍ لم يطع لها أمراً ومن ثم رأته يصطرخ في نار جهنّم فهل تراها سوف تكون متحسرةً على ولدها وقد تبيض عيناها من الحزن وهي تقول يا أسفي على ولدي؟ فإن كان جواب أحمد عمرو يقول: "نعم يا أخي بالنسبة للأمّ فمهما عصاها ولدها وحتى ولو ضربها ومن ثم اطّلعت عليه يصطرخ في نار جهنّم فلا بد أن تأخذها الحسرة فتحزن على ولدها حزناً عظيماً". ومن ثم يُقيم الإمام المهديّ الحجّة على حبيبي في الله أحمد عمرو وأقول: إذاً فما بالك بحزن من هو أرحم بعبده منها، الله أرحم الراحمين؟ أليس جواب العقل والمنطق يقول: نعم لا شك ولا ريب، فبما أنّ الله هو حقّاً أرحم الراحمين فلا بدّ أنّه متحسرٌ وحزينٌ على عباده الذين ظلموا أنفسهم وهم يحسبون أنّهم مهتدون. فهذا ما يقوله العقل والمنطق فبسبب صفة الرحمة في نفس الله فلا بدّ أنّه متحسرٌ وحزينٌ في نفسه على عباده الضالين، وهذا فقط ما يقوله العقل والمنطق. ولكن فهل قول الله في محكم كتابه جاء مصدقاً لاستنتاج العقل والمنطق؟ ومن ثمّ نترك الردّ من الله مباشرةً على السائلين: {يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿30﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿31﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿32﴾} صدق الله العظيم [يس].
وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
وربّما يودّ فضيلة الشيخ أحمد عمرو أن يقول: "مهلاً مهلاً يا ناصر محمد، وهل الله الآن متحسرٌ على المعرضين عن دعوة الحقّ من ربّهم الأحياء في العالمين؟". ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهديّ وأقول: هيهات هيهات؛ بل غاضبٌ عليهم، ولا ولن تأتي الحسرة في نفس الله عليهم حتى تأتي الحسرة في أنفسهم على ما فرّطوا في جنب ربّهم، ولكن للأسف لم تأتِ الحسرة في أنفسهم والندم إلا بعد أن أخذهم الله بعذاب بئيس. تصديقاً لقول الله تعالى: {قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿53﴾ وَأَنِيبُوا إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ ﴿54﴾ وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ﴿55﴾ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ ﴿56﴾} صدق الله العظيم [الزمر].
فلا تأتي الحسرة في نفس الله عليهم من قبل أن يندموا وسبب تحسّر الله عليهم كونهم قد أصبحوا نادمين ويقول أحدهم: {يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا ﴿27﴾ يَا وَيْلَتَىٰ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا ﴿28﴾ لَّقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا ﴿29﴾} صدق الله العظيم [الفرقان].
وقال الله تعالى: {يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا ﴿66﴾ وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ﴿67﴾ رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا ﴿68﴾} صدق الله العظيم [الأحزاب].
ولكن الحسرة في نفس الله لا تأتي وهم لا يزالون مصرّين على كفرهم وعنادهم في الحياة الدنيا غير أنّ الله يفرح بتوبة عباده فرحاً عظيماً عظيماً لكونه لا يريد لهم العذاب. ولذلك قال محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
[[ لَلَّهُ أَشَدُّ فَرَحًا بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ حِينَ يَتُوبُ إِلَيْهِ مِنْ أَحَدِكُمْ كَانَ عَلَى رَاحِلَتِهِ بِأَرْضِ فَلَاةٍ ، فَانْفَلَتَتْ مِنْهُ وَعَلَيْهَا طَعَامُهُ وَشَرَابُهُ ، فَأَيِسَ مِنْهَا فَأَتَى شَجَرَةً فَاضْطَجَعَ فِي ظِلِّهَا قَدْ أَيِسَ مِنْ رَاحِلَتِهِ ،فَبَيْنَا هُوَ كَذَلِكَ؛ إِذَا هُوَ بِهَا قَائِمَةً عِنْدَهُ فَأَخَذَ بِخِطَامِهَا ثُمَّ قَالَ مِنْ شِدَّةِ الْفَرَحِ : اللَّهُمَّ أَنْتَ عَبْدِي وَأَنَا رَبُّكَ أَخْطَأَ مِنْ شِدَّةِ الْفَرَحِ ]] صدق عليه الصلاة والسلام.
فانظر يا فضيلة الدكتور أحمد عمرو عظيم فرح الله بتوبة عبده حين يتوب فيُنيب إلى ربّه ليغفر ذنبه. إذاً الله يحزن لو لم يتُب عباده كونهم سوف يصْلَون ناراً فيصبحوا نادمين متحسرين على ما فرطوا في جنب ربّهم، ومن ثم تأتي الحسرة في نفس الله عليهم من بعد الانتقام نصرةً لأوليائه وتصديقاً لوعده لرسله ولأوليائه لا يخلف الله وعده. تصديقاً لقول الله تعالى: {يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿30﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿31﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿32﴾} صدق الله العظيم [يس].
وربّما يودّ فضيلة الشيخ أحمد عمرو أن يقول: "يا ناصر محمد، إنّي أراك تقسم بالله العظيم عن حقيقة ما بأنفس قوم يحبّهم الله ويحبّونه من أنصار الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني في عصر الحوار من قبل الظهور والسؤال يا ناصر محمد! فكيف علمتَ هذه الحقيقة في أنفسهم؟". ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وأقول: والله الذي لا إله غيره إنّ أكثر من وصفتهم لكم بالحقّ لم أرَهم منذ أن ولدتني أمّي ولكن والله العظيم أنّهم يقرأون بيان الإمام المهديّ عن حقيقتهم ويرون وكأنّه يتكلم بألسنتهم لما يعلمونه من الحقّ في أنفسهم فهم على ذلك من الشاهدين، ولو شاءوا لألقوا بشهاداتهم بالحقّ في هذه الصفحات، فمن كان منهم فليلقي بشهادته بالحقّ مزكّيها بالقسم عمّا وصفكم به الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني لكون شهاداتهم من آيات التصديق للإمام المهديّ. فكيف أجعل ذلك في أنفسهم ما لم يهدِهم الله بالحقّ ويحبّهم ويحبّونه؟ ولذلك لن يرضوا حتى يرضى؛ فهذا وصف قوم يحبّهم الله ويحبّونه.
والسؤال الذي يطرح نفسه للعقل والمنطق، فإذا كانوا كذلك فكيف بردّة الفعل من ربّهم الأكرم منهم؟ فكيف سوف يكرمهم ربّهم كونهم متفرّقين في العالمين لا تربط بين جماعاتهم صلة رحم؛ بل جماعات هنا وهناك في مناطقٍ متفرّقةٍ في العالمين اجتمعوا على حبّ الله؟ ولا أقول كل من كان تحت اسمه من الأنصار السابقين الأخيار أنّه منهم لا شك ولا ريب؛ بل مَنْ هم قومٌ يحبّهم الله ويحبّونه في مناطق متفرّقة في العالمين لا يعرفون بعضهم بعضاً ولا تربط بينهم أرحامٌ ولا أموالٌ يتعاطونها ولا تجاراتٌ اجتمعوا عليها؛ بل اجتمعت قلوبهم على حبّ الله والجهاد في سبيل الله بالدعوة إلى تحقيق رضوان نفس ربّهم حبيبهم ولن يرضوا حتى يرضى. وسوف أترك محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم يكمل لكم وصفهم بالحقّ:
[ يَا أَيُّهَا النَّاسُ، اسْمَعُوا وَاعْقِلُوا، وَاعْلَمُوا أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ عِبَادًا لَيْسُوا بِأنبياء وَلا شُهَدَاءَ، يَغْبِطُهُمُ النَّبِيُّونَ وَالشُّهَدَاءُ عَلَى مَجَالِسِهِمْ وَقُرْبِهِمْ مِنَ اللَّهِ ]. فَقَالَ أَعْرَابِيٌّ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، انْعَتْهُمْ لَنَا؟ جَلِّهِمْ لَنَا؟ فَتَبَسَّمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لِقَوْلِ الأَعْرَابِيِّ، قَالَ: [ هُمْ نَاسٌ مِنْ أَفْنَاءِ النَّاسِ، وَنَوَازِعِ الْقَبَائِلِ لَمْ تَصِلْ بَيْنَهُمْ أَرْحَامٌ مُتَقَارِبَةٌ، تَحَابُّوا فِي اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَتَصَافَوْا، يَضَعُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ لَهُمْ مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ لِيُجْلِسَهُمْ عَلَيْهَا، فَيَجْعَلُ وُجُوهَهُمْ نُورًا وَثِيَابَهُمْ نُورًا، يَفْزَعُ النَّاسُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلا يَفْزَعُونَ، وَهُمْ أَوْلِيَاءُ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ ].
صدق رسول الله صلّى الله عليه وسلم.
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
______________
آنچه که در ادامه میآید سؤالاتی است که دکتر احمد عمرو از امام ناصر محمد یمانی کردهاند که بدون تحریف یا دستکاری در ادامه آورده میشوند:
اقتباس المشاركة :
—
انتهى الاقتباس
اقتباس المشاركة :
۱-ذکر کردید که صفات خداوند برخی ازلی بوده و برخی نفسانی و قابل تغییرهستند که ازلی نبوده و ممکن است از بین بروند و ممکن است خداوند صفتی را کسب نماید که قبلاً در او نبوده است!! بیان حق از ذکر حکیم درباره صفات غیر ازلی کدام است؟ ۲- آیا ما میتوانیم خودمان از صفات خداوند اسمایی برای او برگزینیم و او را با اسمی جدید که از صفت او مشتق شده است بخوانیم؟ یا بر ما واجب است که زمانی که خداوند را به نام میخوانیم، به نص قرآن و نص سنت صحیح که موافق با قرآن است پایبند بمانیم؟ ۳-آیا ممکن است برای ما روشن کنید کدام یک از صفات خداوند ازلی و کدام یک غیر ازلی هستند؟ ۴- آیا به صفات و اسما خداوند با همان معنایی که دارند و نص هستند بدون تأویل و تحریف و تعطیل و تشبیه و تکییف ایمان داری؟ یا میگویی مجاز است یکی از این پنج شیء در شرح اسما خداوند و صفات او تأویل تحریف تعطیل تشبیه یا تکییف اعمال شود؟لطفا بفرمایید شما با اعمال کدام یک از آنهادرباره اسما و صفات خداوند موافقید؟ اگر اجازه چنین کاری را میدهید. ۵- آیا ایمان دارید که خداوند قبل از خلق مخلوقات، خالق بوده است؟ مقصودم این است که خداوند بعد از خلق مخلوقات، خالق نامیده نشده بلکه قبل از آنکه کسی را خلق نماید خالق بوده است؛ آیا به این ایمان دارید؟ آیا ایمان دارید که خداوند قبل از آنکه چیزی برای شنیدن وجود داشته باشد سمیع بوده است؟ آیا به این ایمان دارید که خداوند قبل از آنکه چیزی جز او باشد که نیاز به باخبر شدن خداوند از آن داشته باشد؛ خبیر بوده است؟ آیا به این ایمان دارید که خداوند قبل از آنکه موجودی جز او وجود داشته باشد که مورد مرحمت او قرار گیرد؛ رحیم بوده است؟ آیا ایمان دارید که خداوند قبل از آنکه موجودی جز او باشد که مورد انعام او قرار گیرد؛ منعم بوده است؟ آیا ایمان دارید که خداوند قبل از آنکه در عالم کون اصلاً نعیمی وجود داشته باشد؛ منعم بوده است؟ ۶- آیا اسامی خداوند سبحان و تعالی هم ازلی و غیر ازلی دارد؟ ۷- گفتهاید و به صورت مکرر از انصارت خواستهای که آن را تکرار کنند تا اثبات سخن تو باشد و بگویند: «لن ترضی حتی ترضی» راضی نمیشوم تا راضی شوی! آیا مقصودت این است که خداوند اکنون در نفس خود راضی نیست؟ ۸- گفتهاید و مرتب تکرار میکنید که راضی نمیشوی تا خداوند راضی شود؛ پس اگر جوابت به سؤال بند هفت مثبت باشد و گفته باشی خداوند در حال حاضر در نفس خود راضی نیست؛ خواهش میکنم به این بند پاسخ دهی: راضی نمیشوم تا خداوند راضی شود، آیا در حال حاضر به قسمتی که خداوند در دنیا برایت قرار داده است راضی نیستی؛ یعنی به نعمتهایی که خداوند در این دنیا به تو عنایت نموده راضی نیستی؛ چگونه میتوانی راضی شوی در حالی که اکنون حبیب قلبت خداوند در نفس خود راضی نبوده و متحسر و حزین است؟ چطور زندگی در این نعیم دنیوی که خداوند به شما عطا کرده و ترا شیخ قبیلهای معروف یمنی و خداوند توراامام مهدی قرار داده و خلیفه نموده است...تمامی این نعمتهایی که الان در آن زندگی میکنی چطوربرایت شیرین است درحالی که حبیب قلبت حزین است؟آیا به قسمتی که خداوند درنعیم این دنیا به تو عنایت نموده راضی نیستی؟ ۹- آیا ایمان داری که انسان مخلوق است و اعمال او قبل از خلق شدنش توسط خالق رحمن و عزوجل خلق شده است؟ آیا ایمان داری که أمور معنوی در انسان از قبیل حزن و فرح و غضب و رضای در نفس انسان از سوی خداوند در نفس انسان خلق شده است؟
—
انتهى الاقتباس
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمرسلين وأئمة الكتاب وجميع المسلمين في الأوّلين وفي الآخرين وفي الملإ الأعلى إلى يوم الدين، أما بعد. جناب دکتر احمدعمرو محترم و گرامی؛ سؤالاتی را مطرح نمودهاید که برای هریک از آنها جواب مفصلی داریم که به چندین صفحه میرسد؛ ولی از آیات محکم ذکروبه صورت خلاصه به شما پاسخ میدهیم تا خردمندان از آن پند گرفته و باشد که تقوا کنند. جواب را با پاسخ به سؤال اول دکتر احمد عمرو آغاز میکنیم که پرسیدهاند: ۱-ذکر کردید که صفات خداوند برخی ازلی بوده و برخی نفسانیو قابل تغییر هستند که ازلی نبوده و ممکن است از بین بروند و ممکن است خداوند صفتی را کسب نماید که قبلاً در او نبوده است!! بیان حق ذکر حکیم درباره صفات غیر ازلی کدام است؟ پس امام مهدی در پاسخ میگوید: جناب دکتر احمد عمرو؛ تو میدانی مقصود از «ازل» چیست؛ یعنی چیزی که قبل از هر چیز بوده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿٣﴾} صدق الله العظيم [الحديد]
برای خداوند شهادت میدهم که صفت رضوان خداوند بر بندگانش از اسمای صفات نفسانی خداوند است و همانا که خداوند قبل از اینکه خلق را بیافریند در نفس خود نه راضی بوده و نه خشمگین؛ بعد از آفریدن خلق، کسانی که خداوند را به یگانگی و بدون شریک عبادت کردهاند خداوند از ایشان راضی میگردد و کسانی که کافر شده و برای خداوند شریکی گرفتهاند -بدون آنکه از نزد خداوند دلیلی برای آن نازل شده باشد- گرفتار غضب خداوند میگردند. دکتر احمد عمرو؛ تو خداوند را اینگونه وصف کردهای که قبل از آفریدن خلق غضبناک است؛ پس به تو میگویم به چه حقی خداوند قبل از آفرینش بندگان نسبت به آنان غضبناک است، خداوند از این نسبتها منزه و پاک است؟! حتی ولو بداند که آنها چه خواهند کرد؛ سزاوار او نیست که قبل از اینکه بندگان بدانند چه چیزی او را خشمگین میکند و قبل از اقامه حجت حق بدون اینکه ظلمی به آنان شود؛ خشمگین گرددد. بلکه قبل از آنکه گرفتار غضب خداوند شوند؛ رسولان خود را به سوی ایشان میفرستد. سزاوار خداوند نیست که قبل از آنکه آنان بدانند او چه چیزهایی را بر ایشان حرام نموده است نسبت به آنها خشمگین شود؛ بلکه خداوند بعد از آنکه حدود الهی را روشن کرد -در صورت عدم رعایت آنها- خشمگین میشود و کسی که با ظلم و ستم حدود الهی را رعایت نکند؛ به خود ظلم کرده و خداوند نسبت به او خشمگین است مگر با توبه به سوی پرورگارش بازگردد؛ آنگاه است که خداوند از او راضی میشود چون وعده خداوند حق بوده واو ارحم الراحمین است. لذا خداوند تا زمانی که حدود الهی را از طریق رسولانش به بندگان ابلاغ نکرده باشد؛ نسبت به آنان خشمگین نمیشود تا بندگان در برابر پروردگارشان بهانه و حجتی نداشته باشند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{ رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿١٦٥﴾} صدق الله العظيم [النساء]
تا اینکه خداوند رسولان خود را به سوی آنان بفرستد و از آنان دعوت کنند خداوند را بدون شریک عبادت نمایند ولی آنها إبا کرده و چیزی را که پدرانشان عبادت میکردند بپرستند؛ آنگاه است که خداوند به خاطر شرک به خداوند، در نفس خود نسبت به آنان غضبناک میگردد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{ قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاءٍ سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا نَزَّلَ اللَّـهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ فَانتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ﴿٧١﴾ } صدق الله العظيم [الأعراف]
و اما «رضوان»، وقتی گروهی از مردم از فراخوان دعوت کنندهای که به حق آنان را به سوی پروردگارشان میخواند، پیروی کنند؛ رضوان به نفس خداوند میآید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۚ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿١٠٠﴾} صدق الله العظيم [التوبة]
و هرکس عهد خود را بشکند؛ رضوان خدا را با غضب او عوض کرده و جایگاه او دوزخ است که بسیار بد سرانجامی است. احمد عمرو؛ همانا که صفات ازلی خداوند این است که او «الأحدُ لم يلد ولم يولد ولم يكن له كفواً أحد» است چون او «ذي القوة المتین» است. از صفات ازلی نفس خداوند این است که او کریم و رحیم است. و از اسامی صفات خداوند؛ آن نامی که خداوند آن را توصیفی برای تمامی اسامی ذاتی و اسامی صفاتی خود قرار داده است نامی نیست جز نام «العظیم»؛ این اسم از نامهای صفات ازلی پروردگار است ولی تمام اسامی ذات و اسامی صفات خداوند را توصیف میکند چون خداوند سبحان در حجم ذاتش العلی العظیم است؛ چرا که خداوند در ذات خود از هرچیزی بزرگتر است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ } صدق الله العظيم [سبأ:۲۳]
به همین ترتیب در رحمت خود اعظم است؛ در کرم خود اعظم است؛ در عفو خود اعظم است؛ در قوت اعظم است؛ در قدرت اعظم است و در تمام صفات عظمای خود اعظم است و تمام صفات او بزرگ است و این مطلب حق و یقین است پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح کن و او را منزه شمار[ اشاره به آیات کریمه: إِنَّ هَـٰذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ ﴿٩٥﴾ فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ﴿٩٦﴾ سوره الواقعة}. و اما صفت رضوان در نفس او؛ خداوند تحقق این صفت در نفس خود را به سبب بندگانش مقرر داشته است تا دربرابر پروردگارشان حجتی نداشته باشند و برخی از آنان تلاش کنند تا به رضوان پروردگارشان دست یابند.تصدیق فرموده خداوند تعالی از زبان نبی او موسى صلّى الله عليه وعلى آل موسى وآل هارون وأسلّم تسليما، خداوند تعالی میفرماید:
{ وَعَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَى } صدق الله العظيم [طه:۸۴]
برخی از آنان هم از رضوان خداوند ناخشنود بوده و کراهت دارند و به دنبال مسیری میروند که خشم خدا را برانگیخته و باعث غضب خداوند نسبت به ایشان میشود. خداوند به آنان وعده عذاب دردناکی را داده است.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ ﴿٢٨﴾ } صدق الله العظيم [محمد] به کلام خداوند تعالی بنگرید: {ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ ﴿٢٨﴾ } صدق الله العظيم [محمد] انتخاب با خودشان است؛ بعد از آنکه خداوند برای آنان روشن ساخت چه کاری رضای خداوند را درپی دارد و چه کاری از جانب بندگان خشم و عدم رضایت پروردگارشان را در نفسش در پی دارد؛ کسانی که از مسیری پیروی کنند که پروردگارآن را دوست داشته و باعث رضایت او از بندگان و محبت به آنان میشود؛ خداوند از آنان راضی شده و با هرآنچه که از پروردگارشان بخواهند راضیشان میکند که او عظیم وکریم است. اما کسانی که از رضوان خداوند اکراه داشته و از مسیری پیروی میکنند که باعث خشم خداوند شود؛ بر ایشان غضب کرده و عذاب بزرگی را به آنها وعده داده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ ﴿٢٨﴾ } صدق الله العظيم [محمد] ولی دکتر احمد عمرو عزیز فتوا میدهد که غضب و رضوان خداوند ازاول و ازل و قبل از آنکه خلق آفریده شوند در نفس خداوند وجود داشته است؛ اما امام مهدی ناصر محمد یمانی به حق درباه حقیقت نفس خداوند سبحان فتوا داده و میگوید قبل از آفریدن خلق رضوان [در نفس خداوند] صفر و غضب نیز صفر بوده است چون او قرار بود نسبت به چه کسی غضبناک شده و از چه کسی راضی باشد چراکه او اول است و چیزی پیش از او نبوده تا خداوند از او راضی باشد و چیزی قبل او نیوده تا نسبت به آن غضب نماید! او هنوز خلق را نیافریده و هنوز غضب یا رضایتی در کار نبوده است؛ چگونه نسبت به خلقی که هنوز آفریده نشدهاند، غضب نماید یا از ایشان راضی باشد. چگونه ممکن است قبل از اینکه بندگان را بیافریند و با برانگیختن رسولان برای مردم حجت بیاورد تا اگر از دعوت حق پروردگارشان روگردادند، آنگاه بر ایشان غضب نماید. اینجاست که غضبی که ظالمانه نبوده و به حق است، درنفس خداوند واقع میگردد و آنان را عذاب کرده و بین ایشان و اولیای خود به حق حکم خواهد کرد. تصدیق فرموده خداوند تعالی: { قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاءٍ سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا نَزَّلَ اللَّـهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ ۚ فَانتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ﴿٧١﴾ } صدق الله العظيم [الأعراف]
و هرکس که باعث غضب در نفس خداوند شود؛ گرفتار عذابی عظیم خواهد شد مگر آنکه قبل از مرگ توبه نماید که پروردگار من نسبت به بندگانش رئوف و رحیم است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: { وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ } صدق الله العظيم [آل عمران:۳۰]. یعنی خداوند شما را از خشمگین کردن نفس الله برحذر میدارد چرا که هدف خلقت آنها در نفس خداوند نهفته است؛ اما خداوند قبل از اقامه حجت بر خلق به واسطه برانگیختن رسولان؛ در نفس خود نسبت به آنان غضبناک نیست و برای همین هم رسولان خود را به سوی ایشان میفرستد تا برای ایشان روشن شود چه امری باعث غضب و چه امری باعث رضوان در نفس خداوند سبحان میگردد. برای همین هم بندگانش را از پیروی از آنچه که باعث خشم خداوند در نفسش میشود برحذر میدارد که در این صورت آنها را به عذاب عظیمی گرفتار و در آتش جهنم خواهد افکند. پایان جواب سؤال اول حال سراغ سؤال دوم دکتر عمرو میرویم که چنین گفته است: ۲- آیا ما میتوانیم خودمان از صفات خداوند اسمایی برای او برگزینیم و او را با اسمی جدید که از صفت او مشتق شده است بخوانیم؟ یا بر ما واجب است که زمانی که خداوند را به نام میخوانیم، به نص قرآن و نص سنت صحیح که موافق با قرآن است پایبند بمانیم؟ و پاسخ ما به خردمندان این است: سزاوار نیست که خداوند را جز با اسامی ذاتی و اسامی صفات حسنه او که برای ما در آیات محکم کتاب و سنت حق نبوی آمده است، بخوانیم. ما نباید اسمی برای او بیاوریم که از اسامی حسنی یا از اسامی عظمای صفات او نباشند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ فَادْعُوهُ بِهَا ۖ وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ ۚ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿١٨٠﴾ } صدق الله العظيم [الأعراف]
از نامهای ذاتی پروردگار که صفات ظاهری و باطنی پروردگار را توصیف میکند نام «الأکبر» است. این از أسماء الله الحسنی است و از صفات ظاهری پروردگار خبر میدهد. این اسم ذات خداوند را که بزرگتر از تمام مخلوقاتش است توصیف میکند. در میان مخلوقات خداوند چیزی وجود ندارد که برابر حجم خداوند سبحان باشد و برای همین نیز خداوند به بندگانش امر نموده تا در نمازهایشان بگویند: «الله اکبر». یعنی الله بزرگتر از تمام خلقش است سبحانه و تعالی.... تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ } صدق الله العظيم [سبأ:۲۳]
و همچنین به شما امر نموده تا در نمازهای خود بگویید «الله اکبر» چون رضوان نفسس خداوند بر بندگانش نعیم اکبر است؛ نعیمی بزرگتر از بهشتی که عرض آن به اندازه آسمانها و زمین است و تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿٧٢﴾ } صدق الله العظيم [التوبة]
واو در ذات خود «الأکبر» است سبحانه و تعالی علواً کبیرا! و در نعیم رضوان نفس خود بر بندگانش او «الأکبر» است؛ اگر او را عبادت میکنید، او را چنان که درخور و قدر اوست بشناسید. در جواب به این دو سؤال به همین مقدار بسنده میکنیم و انشاءالله در فرصتی دیگر به اذن خداوند سمیع و علیم جواب سؤالات دیگر را خواهیم داد و دربرابر دکتر احمد عمرو و تمام علمای مسلمین حجت حق اقامه خواهیم کرد و این وعده به اذن خداوند سمیع و علیم راست است.
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
الإمام ناصر محمد اليماني
14 - 04 - 1434 هـ
24 - 02 - 2013 مـ
06:45 صــــباحاً
ــــــــــــــــــــــ
وما يلي أسئلةٌ موجهةٌ من فضيلة الشيخ الدكتور أحمد عمرو إلى الإمام ناصر محمد اليماني كما يلي بالحقّ من غير تحريفٍ ولا تزييف :
اقتباس المشاركة :
1- ذكرت أن صفات الله منها أزلية ومنها نفسية تتغير وليست أزلية وعليه يمكن أن تزول ويمكن أن يكتسب الله صفة لم تكن فيه من قبل!! فما هو البيان الحق من الذكر الحكيم على قولك غير أزلية؟ 2- هل صفات الله يمكن أن نشتق منها اسماً لله من ذات أنفسنا ونسميه بالاسم الجديد المشتق من الصفة؟ أم إنه يجب علينا أن نلتزم بنص من القرآن وبنص من السنة الصحيحة الموافقة للقرآن عند تسميتنا لله؟ 3- هل يكمن أن تحدد لنا أيّاً من صفات الله أزلية وأيّاً منها غير أزلية؟ 4- هل تؤمن بصفات الله وأسمائه بما تحمله من معنى كما هي نصاً دون تأويل ولا تحريف ولا تعطيل ولا تشبيه ولا تكييف؟ أم إنك تقول أنه يجوز أحد هذه الأشياء الخمسة في شرحنا لأسماء الله وصفاته، التأويل أو التحريف أو التعطيل أو التشبيه أو التكييف؟ أرجو تحديد من منهم أنت موافق أن تفعله مع الأسماء والصفات؟ إن كنت مجيزاً لأحدها. 5- هل تؤمن بأن الله هو الخالق قبل أن يخلق الخلق؟ أقصد أن الله لم يكتسب اسم الخالق بعد أن خلقهم بل كان الخالق قبل أن يخلق أحداً، هل تؤمن بذلك؟ هل تؤمن بأن الله هوالسميع قبل أن يوجد من يسمعهم الله في الوجود؟ هل تؤمن بأن الله هو الخبير قبل أن يوجد في الوجود أحد غيره ليخبره؟ هل تؤمن بأن الله هو الرحيم قبل أن يوجد في الوجود أحد غيره ليرحمه؟ هل تؤمن بأن الله هو المنعم قبل أن يوجد في الوجود أحد غيره ينعم عليهم؟ هل تؤمن بأن الله هو المنعم قبل أن يوجد نعيم في الكون أساساً؟ 6- هل أسماء الله سبحانه وتعالى كذلك منها أزلية ومنها غير أزلية؟ وركز لم نسألك الذاتية والنفسية. بل سألناك الأزلية منها وغير الأزلي منها. 7- قلت وكررت مراراً وأمرت أنصارك أن يكرروها الآن كإثبات على قولك أنك لن ترضى حتى يرضى الله! هل تقصد أن الله ليس راضياً في نفسه الآن؟ 8- قلت وكررت مراراً أنك لن ترضى حتى يرضى، فإن كان جوابك على السؤال 7 بالإيجاب وقلت نعم الله ليس راضياً الآن في نفسه، فأرجو أن تجيب على هذا البند: لن ترضى حتى يرضى فهل تعني أنك لستَ راضياً الآن بما قسّمه لك الله في الدنيا من أي نعيم في الدنيا أعطاك الله إياه فإنك لستَ راضياً به، فكيف ترضى وحبيب قلبك الله حزين ومتحسر الآن وحزين؟ فكيف سيهنأ لك العيش في النعيم الدنيوي الذي أعطاك الله إياه وجعلك شيخ قبيلة معروفة في اليمن وجعلك الإمام المهدي وجعلك خليفته وكل هذا النعيم الذي أنت فيه الآن كيف تهنأ فيه وحبيب قلبك حزين؟ فهل أنت لستَ راضياً الآن بما قسّمه الله لك من النعيم في الدنيا؟ 9- هل تؤمن بأن الإنسان مخلوق وبأن أعماله مخلوقة من قبل الخالق الرحمن عز وجل؟ وعليه هل تؤمن بأن الأمور المعنوية في الإنسان من الحزن والفرح والغضب والرضى في نفس المرء هل تؤمن أنها مخلوقة من قبل الله خلقها الله في نفس البشر؟
—
انتهى الاقتباس
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمرسلين وأئمة الكتاب وجميع المسلمين في الأوّلين وفي الآخرين وفي الملأِ الأعلى إلى يوم الدين، أما بعد..
ويا فضيلة الدكتور أحمد عمرو المكرم والمحترم، لقد ألقيتَ إلينا أسئلة ولكلّ سؤالٍ لدينا جوابٌ مفصّلٌ بالصفحات، ولكنّي سوف أُلقي إليك بالجواب المختصر من محكم الذكر ذكرى لأولي الأبصار لعلهم يتّقون. ونبدأ بالجواب على السؤال الأول الذي يقول فيه الدكتور أحمد عمرو ما يلي:
1- ذكرت أن صفات الله منها أزلية ومنها نفسية تتغير وليست أزلية وعليه يمكن أن تزول ويمكن أن يكتسب الله صفة لم تكن فيه من قبل!! فما هو البيان الحق من الذِّكر الحكيم على قولك غير أزلية؟
ومن ثم يردّ عليك الإمام المهديّ وأقول: يا فضيلة الدكتور أحمد عمرو، إنّك تعلم المقصود بالأزل القديم وأنّه الأول قبل كل شيء. تصديقاً لقول الله تعالى: {هُوَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم [الحديد:3].
وأشهد لله أنّ صفة رضوان الله على عباده من أسماء صفاته النفسيّة وأنّه في نفسه لا راضٍ ولا غضبان من قبل أن يخلق الخلق إلا من بعد أن خلق الخلق، فالذين عبدوا الله وحده لا شريك له رضي الله عنهم والذين كفروا وأشركوا بالله ما لم ينزل به سلطاناً باءوا بغضبٍ من الله.
ويا دكتور أحمد عمرو، إنّك تصف الله أنّه غاضبٌ من قبل أن يخلق الخلق، ومن ثم أقول لك فبأيّ حقٍّ يغضب الله على عباده من قبل أن يخلقهم سبحانه؟ وحتى ولو كان يعلم بما سوف يفعلون فلا ينبغي له أن يغضب من قبل أن يعملوا ما يغضبه ويقيم الحجّة عليهم بالحقّ من غير ظلمٍ؛ بل يرسل إليهم رسله من قبل أن ينالهم غضب من ربّهم، ولا ينبغي لله أن يغضب عليهم وهم لا يعلمون ما حرّم الله عليهم؛ بل يغضب الله عليهم من بعد أن يُبيّن لهم حدود الله، فمن تعدّى حدود الله بغياً فقد ظلم نفسه وغضب الله عليه حتى يتوب إلى ربّه متاباً، ثم يرضى عليه ووعده الحقّ وهو أرحم الراحمين. إذاً الله لا يغضب على العبيد إلا من بعد ما يبيّن لهم حدوده عن طريق رسل الله إليهم حتى لا تكون لهم الحجّة على ربّهم. تصديقاً لقول الله تعالى: {رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا} صدق الله العظيم [النساء:165].
حتى إذا بعث الله إليهم رسله ودعوهم إلى عبادة الله وحده لا شريك له فأبوا إلا أن يعبدوا ما وجدوا عليه آباءهم فمن ثم يقع عليهم في نفس الله الغضب بسبب شركهم بالله. تصديقاً لقول الله تعالى: {قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاءٍ سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا نَزَّلَ اللَّـهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ فَانتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ﴿٧١﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
وأمّا الرضوان فيأتي في نفس الله على الذين اتّبعوا داعي الحقّ من ربّهم حين الاتّباع. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ} صدق الله العظيم [التوبة:100].
ومن نكث عهده فقد استبدل رضوان الله بغضبه ومأواه جهنّم وساءت مصيراً.
ويا أحمد عمرو، إن صفات الله الأزليّة أنّه الأحدُ لم يلد ولم يولد ولم يكن له كفواً أحد لكونه ذي القوة المتين، ومن صفاته الأزليّة في نفسه أنّه الكريم الرحيم. ومن أسماء صفاته ما جعله الله وصفاً لحقيقة كافة أسماء ذاته وأسماء صفاته ألا وهو الاسم (العظيم)، فهو كذلك من أسماء صفات الربّ الأزليّة ولكنّه وصفٌ لكافة أسماء الذات وأسماء الصفات لكونه هو الله العليّ العظيم في حجم ذاته سبحانه، كون الله في ذاته أكبر من كل شيء. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ} صدق الله العظيم [سبأ:23].
وكذلك الأعظم في رحمته والأعظم في كرمه والأعظم في عفوه والأعظم في قوته والأعظم في قدرته والأعظم في كافة صفاته العظمى، وكلُّ صفاته عظمى إن هذا لهو حقّ اليقين فسبح باسم ربك العظيم.
وأما صفة الرضوان في نفسه فهذه الصفة جعل الله تحقيقها في نفسه بسبب عباده حتى لا تكن لهم الحجّة على ربّهم، فمنهم من يسعى إلى تحقيق رضوان ربّه عليه. تصديقاً لقول الله تعالى على لسان نبيّه موسى صلّى الله عليه وعلى آل موسى وآل هارون وأسلّم تسليماً، وقال الله تعالى: {وَعَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَى} صدق الله العظيم [طه:84].
ومنهم من كرهوا رضوان الله واتّبعوا ما يسخط الله فغضب الله عليهم وأعدّ لهم عذاباً عظيماً. تصديقاً لقول الله تعالى: {ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ} صدق الله العظيم [محمد:28]، فانظر لقول الله تعالى: {ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ} صدق الله العظيم، فالخيار لهم من بعد أن بيّن الله لهم ما يرضى به لعباده وبيّن لهم ما لا يرضى به لعباده ويُسخط نفسه، فالذين اتّبعوا ما يحبّه الله ويرضى به لعباده أحبّهم الله ورضي عنهم وأرضاهم بما يتمنّونه من ربّهم؛ إنّه عظيمٌ كريمٌ. وأمّا الذين كرهوا رضوان الله واتّبعوا ما يسخطه غَضِبَ الله عليهم وأعدّ لهم عذاباً عظيماً، تصديقاً لقول الله تعالى: {ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ} صدق الله العظيم، ولكن حبيبي في الله الدكتور أحمد عمرو يفتي أنّ غضب الله ورضوانه موجودان في نفسه منذ الأزل الأول من قبل أن يخلق الله الخلق، ولكنّ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني أفتي بالحقّ عن حقيقة حال نفس الله سبحانه من قبل أن يخلق الخلق فرضوانه صفر وغضبه صفر لكونه على من يغضب وعلى من يرضى وهو الأول ليس قبله شيء يرضى عليه وليس قبله شيء يغضب عليه! فلم يخلق الخلق بعد ولم يفعلوا بعد ما يغضبه أو يرضيه، فكيف يغضب على عباده من قبل أن يخلقهم ومن قبل أن يقيم عليهم الحجّة ببعث رسل الله إليهم حتى إذا أعرضوا عن دعوة الحقّ من ربّهم! فهنا يقع عليهم غضبٌ في نفس الله بالحقّ من غير ظلمٍ، ثم يعذبهم الله ويحكم بينهم وبين أوليائه بالحقّ، تصديقاً لقول الله تعالى: {قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاءٍ سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا نَزَّلَ اللَّـهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ ۚ فَانتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ﴿٧١﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
ومن أغضب نفس الله فسوف يبوء بعذابٍ عظيمٍ إلا أن يتوب إلى ربّه من قبل موته فيغفر الله له إنّ ربّي بعباده رؤوفٌ رحيمٌ، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ} صدق الله العظيم [آل عمران:30]. أي يحذّركم أن تُغضِبوا نفس الله لكون الهدف من خلقهم يكمن في نفس الله، ولكنّه ليس بغاضبٍ في نفسه عليهم من قبل إقامة الحجّة عليهم ببعث رسله، ولذلك يرسل إليهم رسله ليبيّنوا لهم ما يغضب نفس الله وما يرضي نفسه سبحانه، ولذلك يحذّر عباده أن يتّبعوا ما يُسخط نفسَه فيعذّبهم عذاباً عظيماً ويلقيهم في نار الجّحيم.
انتهى الجواب عن السؤال الأول.
ومن ثم نأتي لسؤال الدكتور أحمد عمرو رقم 2 الذي يقول فيه ما يلي:
اقتباس المشاركة :
2- هل صفات الله يمكن أن نشتق منها اسماً لله من ذات أنفسنا ونسميه بالاسم الجديد المشتق من الصفة؟ أم إنه يجب علينا أن نلتزم بنص من القرآن وبنص من السنة الصحيحة الموافقة للقرآن عند تسميتنا لله؟
—
انتهى الاقتباس
والجواب إلى أولي الألباب: لا ينبغي تسميّة الله بغير أسماء ذاته وأسماء صفاته الحسنى كما بيّنها الله في محكم كتاب وفي السُّنة النبويّة الحقّ، ولا ينبغي أن نأتي له باسمٍ لم يكن من أسمائه الحسنى أو من أسماء صفاته العظمى. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف:180].
وكذلك من أسماء ذاته ما يوصف به صفات الربّ الظاهريّة والباطنيّة مثال الاسم (الأكبر)، فهذا من أسماء الله الحسنى، وهذا الاسم من صفات الربّ الظاهريّة، وهذا الاسم يوصف الله به بأنّه أكبر في ذاته من كافة خلقه أجمعين، فلا يوجد شيء في خلق الله يساويه في الحجم سبحانه، ولذلك أمر عباده أن يقولوا في صلواتهم: (( الله أَكبر )). أي الله أكبر من كافة خلقه أجمعين سبحانه وتعالى، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ} صدق الله العظيم [سبأ:23].
وكذلك أمركم الله أن تقولوا في الصلوات (( الله أَكبر )) لكون رضوان نفس الله على عباده هو النّعيم الأكبر من جنّته التي عرضها السماوات والأرض. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ} صدق الله العظيم [التوبة:72]
فهو الأكبر في ذاته سبحانه وتعالى علوَّاً كبيراً! وهو الأكبر في نعيم رضوان نفسه على عباده، فقدِّروا الله حقّ قدره إن كنتم إيّاه تعبدون.
ونكتفي بهذا القدر من الإجابة عن سؤالين اثنين وإن شاء الله نستكمل إجابات الأسئلة الأخرى في فرصةٍ أخرى بإذن الله السميع العليم، ومن ثمّ نقيم الحجّة بالحقّ على فضيلة الدكتور أحمد عمرو وكافة علماء المسلمين وعداً غير مكذوب بإذن الله السميع العليم.
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
_____________
پاسخ مهدی منتظر به دکتر احمد عمرو، و بيان فرموده خداوند تعالى: { وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ } صدق الله العظيم..
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة الأنبياء وأئمة الكتاب وآلهم من أولي الألباب وجميع المسلمين المؤمنين الموقنين، أمّا بعد..
شیخ فاضل جناب احمد عمرو، میبینم مرا نصیحت کرده و میگویی: «قبل از آنکه جان به گلویت برسد، به سوی خداوند بازگرد ناصر محمد و توبه کن». امام ناصر محمد یمانی در پاسخ شما میگوید: احمد عمرو، آیا میخواهی من و انصارم از اینکه رضوان خداوند را به عنوان غایت خود در دنیا و آخرت برگزیدهایم توبه نماییم؟! اگر چنین باشد چه قدر نصیحت تو بد و موعظهات نیز بد است! چقدر به نصیحتی که به آدم و حوا شد تا در برابر خداوند عصیان کنند؛ شبیه است: { وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنْ النَّاصِحِينَ } صدق الله العظيم [الأعراف:۲۱]
با تمام احترامی که برای شیخ فاضل دکتر احمد عمرو قائل هستم ولی نصیحت تو شبیه صاحب آن نصیحتی است که از آدم و حوا میخواهد از رضوان خداوند پیروی نکرده و از درخت بخورند. برادر گرامی شیخ فاضل احمد عمرو هم امام مهدی ناصر محمد یمانی را نصیحت میکند تا غایت قرار دادن رضوان خداوند را رها کند. من با تشبیه نصیحت تو درباره دست کشیدن از رضوان خداوند به عنوان غایت و هدفم به تو ظلم نکردم ولی تو از شیاطین بشر نیستی بلکه از کسانی هستی که تلاششان در دنیا هدر رفته اما خود را هدایت شده میدانند. همچنین انصار مرا به کسانی تشبیه کردهای که به اولیا تمسک جسته وعقاید شرکآمیز دارند؛ چنین نیست. بلکه انصار ناصر محمد یمانی قومی هستند که محبوب خداوند و محب او [يحبّهم الله ويحبّونه] هستند. آنها به خداوند که مولایشان است تمسک میجویند و از کسانی هستند که خداوند ایشان را از شرک مبری ساخته است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا } صدق الله العظيم [النساء:۱۴۶]
شیخ فاضل جناب احمد عمرو! قبل از آنکه پاسخ به سؤالاتت را کامل کنم، مجبورم به تو نصیحت نمایم که کلام خداوند را از موضع مورد نظر پروردگار تحریف نکنی؛ برای مثال فرموده خداوند تعالی که:
{وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ ﴿٩٩﴾ } صدق الله العظيم [الحجر]
دکتر احمد عمرو معتقد است مقصود خداوند یقین در آخرت و بعد از مرگ است، پس امام مهدی در پاسخ شما میگوید: شیخ فاضل دکتر احمد عمرو؛ کلام خداوند را از موضع مورد نظر تحریف ممکن که من به حق از ناصحان هستم. جز این نیست که اولیای خداوند درحالیکه هنوز در همین حیات دنیوی هستند قلبهایشان یقین حقشان به پروردگار را درک میکند؛ اما یقین دشمنان خداوند در قلبشان حادث نمیشود مگر بعد از دیدن عینی و یقینی عذاب خداوند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَلَوْ تَرَىٰ إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقَالُوا يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿٢٧﴾} صدق الله العظيم [الأنعام]
و اما فتوای تو در این مورد که عبادتکنندگان پروردگار تنها درآخرت یا بعد از مرگشان به یقین کامل میرسند؛ اشتباه است. همانا که به تأخیر افتادن یقین به بعد از مرگ تنها درمورد کسانی است که تمام طول حیات خود نسبت به کتاب خداوند کافر بودهاند و بعد از مرگ تأویل واقعی و عملی آن را میبینند. خداوند تعالی میفرماید:
{هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ ۚ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ ۚ قَدْ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ ﴿٥٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف]
بلکه تمنا میکنند کاش مانند اولیای خداوند که در همین حیات دنیوی به یقین رسیدهاند آنان نیز به پروردگارشان یقین داشتند. برای همین گفتند:
{ وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿٤٦﴾ حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ ﴿٤٧﴾ } صدق الله العظيم [المدثر]
آیا باز هم به عابدان نصیحت میکنی که پروردگارشان را عبادت نمایند، درحالیکه یقین ندارند وهمانند تکذیب کنندگان زمانی که به یقین رسیدند؛ بگویند:
{ وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿٤٦﴾ حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ ﴿٤٧﴾ } صدق الله العظيم [المدثر]
من این دام را برای تو پهن نکرده بودم، بلکه این خودت بودی که خود را گرفتار این دام کردی و خروج از بندهای دامی که خود در آن گرفتار شدهای سخت است چون میخواهی یقین عابدان پروردگار را تا رسیدن آخرت به تأخیر بیندازی؛ لذا مانند کسانی خواهی بود که به یقین نمیرسند مگر آخرت فرا برسد. آنان که میگویند:
{ وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿٤٦﴾ حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ ﴿٤٧﴾ } صدق الله العظيم [المدثر]
ای مرد؛ مقصود خداوند تعالی از:{ وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ } صدق الله العظيم؛ این است که تا زمانی که قلب درباره حقیقت پروردگار و نعیم اعظم رضوانش به یقین برسد و مقصود خداوند زمان مشخصی نیست که با فرا رسیدن آن نمازها متوقف شوند، چنان که بیخردان تأویل میکنند. خداوند تعالی میفرماید:
{ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا } صدق الله العظيم [مريم:۳۱]
برادر گرامی جناب دکتر احمد عمرو، از خدا میخواهم که بعد از اینکه حق برایت روشن شد؛ غرور و تعصب تو را به گناه نکشاند. ای مرد اگر کسی از شاگردانت گفتوگوی تو با امام ناصر محمد یمانی را پیگیری میکرد؛ به این بصیرت میرسید که حق با امام ناصر محمد یمانی است. برادر گرامی ما مشغول بازی فوتبال نیستیم که تو از من ببری یا من از تو ببرم؛ بلکه این موضوع برای تو امری عظیم و خطیر است. اگر ناصر محمد یمانی همان مهدی منتظر باشد، چه موضعی در برابر خداوند و بندگان مکرم او خواهی داشت. ای عالم محترم آیا ازخداوند نمیترسی؟ ما به تو احترام گذاشته و بر سر میز گفتوگوی جهانی برای تو وزن قائل شدهایم. ولی نصیحت تو به من برای رها کردن رضوان خداوند به عنوان هدف و غایتم؛ بیاحترامی شدیدی بود.
ای مرد! ما قومی هستیم که محبوب خداوند و محب او هستیم و رضوان خداوند را غایت خود قرار داده و به چیزی کمتر از آن راضی نخواهیم شد. تو و تمام جن و انس شاهد باشید و شاهد بودن خداوند کافی است. آیا میدانی علت اصرار ما بر روی این هدف چیست؟ همانا که یقین ما به حقیقت فرموده خداوند تعالی است:
{ وَرِضْوَان مِنْ اللَّه أَكْبَر } صدق الله العظيم [التوبة:۷۲]
و میگوییم: بله به خداوند قسم که رضوان خداوند بر بندگانش نعیمی است که از تمام ملکوت او بزرگتر است و ما درحالیکه هنوز در حیات دنیوی هستیم به این امر یقین کامل داریم و پناه بر پروردگارعالمیان که یقین تنها در آخرت به سراغ ما بیاید و از کسانی باشیم که میگویند:
{ وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿٤٦﴾ حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ ﴿٤٧﴾ } صدق الله العظيم [المدثر]
علیرغم اینکه برایت روشن شده که بیانت درباره این فرموده خداوند تعالی خطاست: {وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ} صدق الله العظيم، به آن اعتراف نکردهای چون غرور وتعصب تو را به گناه کشانده است و تا زمانی که غرور تو را به گناه بکشاند به هیچ وجه هدایت نخواهی شد و برای آنکه از عذاب شوندگان نباشی؛ از کسانی نباش که خداوند درباره ایشان فرموده است:
{سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِن يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَّا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِن يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِن يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ ﴿١٤٦﴾} صدق الله العظيم [الأعراف]
ای مرد! تو شهادتهای انصار مرا که به حق شهادت دادهاند، دیدی. به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم که علت دادن این شهادت حق که راضی نمیشوند مگر رضوان خداوند بر بندگانش محقق گردد؛ چیزی جز این نیست که قبل از ملاقات پروردگار قلبشان به یقین رسیده است؛ آنها همچنان در حیات دنیوی هستند ولی قلبشان به یقین رسیده و به یقین میدانند که رضوان خداوند بر بندگانش؛ بی شک و تردید نعیمی بزرگتر از نعیم بهشت اوست. و به پروردگار عالمیان قسم که در قلب آنان حد و مرزی برای این اصرار وجود ندارد. اصرار آنها نه در این دنیا و نه در آخرت حد و مرزی ندارد تا زمانی که نعیم اعظمی محقق شود؛ که قلب آنها در همین دنیا درباره آن به یقین رسیده است. به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم، قومی که محبوب خداوند و محب او هستند، در پیشگاه پروردگارشان هم که قرار گیرند؛ ذرهای به یقینشان به اینکه رضوان نفس او نعیمی بزرگتر از نعیم بهشت اوست، افزوده نخواهد شد؛ بلکه یقین قلبیشان به همان اندازهای خواهد بود که درحال حاضر در همین دنیاست و خود آنان شاهد این مدعا هستند. به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم، خداوند کسانی که آنان را دوست داشته باشند۷ دوست دارد و نسبت به کسانی که به آنان غضب داشته باشند خشمگین است.؛ چگونه چنین نباشد؟ چراکه آنها قومی هستند که محبوب خداوند و محب او هستند [یحبهم الله و یحبونه] و تا حبیبشان خداوند و پروردگار ارحم الراحمین راضی نشود؛ راضی نخواهند شد و خود بر این امر شاهدند! آنها شاگردان امام مهدی ناصر محمد یمانی هستند و از این مدرسه جهانی که مدرسه امام مهدی در دوران گفتوگو قبل از ظهور است فارغ التحصیل شده و از بزرگترین علمای بشر گردیدهاند؛ چراکه هرکس خدا را بشناسد؛ کل علم را دانسته و خداوند را آن گونه که شایسته است شناختهاست. ما به حق آنها را برایتان توصیف کردیم و میبینید که ایشان همانی هستند که امامشان توضیح داده است.؛ با اینکه من جز تعداد کمی؛ اکثر کسانی را که شهادت دادهاند، نمیشناسم و بقیه آنان که اسامی واقعی ایشان را میدانیم و در نزد ماست، درعمرم ندیدهام. صلّى الله عليهم وملائكته والمهدي المنتظر وأسلّم تسليماً.
جناب دکتر، اگر بدانی چه قدر امانتدار هستند، به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم که اگر کوهی از طلا در نزد یکی از آنها به امانت بگذاری، قیراطی از آن برنداشته و به تو تحویل خواهند داد؛ چون خداوند قلب آنها را تمامً از فتنه مادیات پاک و تطهیر کرده است. نمیگویم تمام انصار امام ناصر محمد یمانی؛ بلکه میگویم از انصار امام مهدی ناصر محمد یمانی گروهی هستند که محبوب خداوند و محب او هستند [یحبهم الله و یحبونه] و خودشان به یقین آن را میدانند؛ چون میبینند که قلبشان به حق به ملکوت بهشتی که عرض آن به اندازه آسمانها و زمین است راضی نمیشود تا پروردگار و حبیب قلبهایشان راضی گردد. هرکس که از این قوم باشد قومی که محبوب خداوند و محب او هستند؛ این نشانه پروردگارشان را در قلبشان مییابند که راضی نمیشوند تا او راضی شود. به خداوند قسم که برخی از آنها حین دادن شهادت چشمهایشان به خاطر شناخت حق لبریز از اشک شده است؛ صلّى الله عليهم وملائكته والمهدي المنتظر وأسلّم تسليماً.
انصار پیشگام برگزیده، به علمای مسلمین ناسزا نگویید و همگی را یکسان نشمارید. به خداوند که در میان آنان کسانی هستند که از انصار پیشگام برگزیده هستند که دفاتر [مناصب] بزرگ خود را پشت سر انداخته و از حق آمده از نزد پروردگارشان پیروی کردهاند؛ صلوات ربّي وسلامه عليهم ورضي الله عنهم و أرضاهم بنعيم رضوانه وكافة قوم يحبّهم الله ويحبّونه.
احمد عمرو به خداوند بزرگ قسم من امام مهدی، انصارم را بیش از برادرانی که از پدر و مادر من هستند دوست دارم؛ مگر برادرانی که از انصار هستند. آنها نیز مانند امامشان یکدیگر را بیش از نزدیکانشان دوست دارند مگر اینکه نزدیکانشان نیز از انصار امام مهدی ناصر محمد یمانی باشند. آیا علت اینکه محبت بین انصار بیش از محبت آنها به برادرانشان است را میدانی؟ چون خداوند قلبهای آنان را با یکدیگر الفت داده است و با نعمت خداوند برادر یکدیگر شدهاند. به خداوند قسم که من قلبهای آنان را با مادیات به هم الفت ندادم که اگر تمام آنچه که در زمین است به آنان بدهی نمیتوانی چنین الفتی میان ایشان برقرار نمایی؛ بلکه آنها به خاطر حب و دوست داشتن خداوند دور هم جمع شدهاند و خدا نیز آنها را دوست داشته و به قرب خود رسانده و در روز قیامت خداوند ایشان را بر منابر نور قرار داده و درحالیکه خلایق شاهد هستند؛ به سوی «الرحمن» بالا برده میشوند؛ میهمانان مکرمی که حاضر به رفتن به بهشت نیستند و به سوی آتش نیز رانده نمیشوند. پس در پیشگاه «الرحمن» گرد آورده میشوند. سپس بین ایشان و پروردگارشان نجوایی درمیگیرد. خلایق نجوای آنان و پروردگار عالمیان را که محبوبترین شیء در نزد آنان است میشنوند تا این که هدفشان محقق میگردد. آنگاه است که ظالمان گمراه میپرسند: { مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الحقّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ } [سبأ:۲۳] و تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{ وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّىٰ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴿٢٣﴾ } صدق الله العظيم [سبأ] به خداوندی که خدایی جز او نیست؛ آنها برای احدی از بندگان خدا شفاعت نمیکنند و نه سزاوار ایشان است چنین کنند و نه اجازه آن را دارند. همانا که ایشان از پروردگارشان طلب میکنند تا نعیم اعظم را که عظیمتر از نعیم بهشت است برایشان محقق گردانده و راضی شود؛ و چگونه خداوند در نفس خود راضی خواهد شد؟ زمانی که بندگان گمراه او مشمول رحمتش قرار گیرند، آنگاه راضی خواهد شد. و اینجاست که غافلگیری بزرگی رخ میدهد چون شفاعت محقق میشود. آنها برای هیچ کسی شفاعت نمیکنند، بلکه شفاعت در نفس خداوند محقق شده و رحمت خداوند در برابر غضبش شفاعت بندگان ظالمش را میکند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [الزمر]
همانا که امام مهدی و انصارش خدا را به شهادت میگیرند که نسبت به شفاعت بنده در پیشگاه پروردگار معبود کافر هستند و شفاعت آنگونه که مشرکان نسبت به پروردگار باور دارند نیست که انبیا و اولیا در نزد خداوند آنان را شفاعت نمایند. بلکه خداوند به هریک از آنان که بخواهد اجازه میدهد تا درباره شفاعت در نفس خداوند سخن بگویند و از پروردگارشان طلب کنند نعیم اعظمی را که بزرگتر از نعیم بهشت است، محقق ساخته و راضی شود. چگونه خداوند در نفس خود راضی میشود؟ این زمانی است که بندگانش وارد رحمت او شده و راضی شود؛ آنها کسانیاند که به یقین میدانند که خداوند بیش از همه نسبت به بندگانش رحیم است و وعده او حق و او ارحم الراحمین است. ای کسی که خود را با نام «خادم رسول الله» میخوانی؛ میبینم که تو به دشمن آشکار امام مهدی ناصر محمد یمانی تبدیل خواهی شد و به ما افترا میزنی که انگار امام ناصر محمد یمانی فتوا میدهد که از هر چه که در نفس خداوند میگذرد آگاه است! پروردگار من منزه است؛ او میداند که در نفس ما میگذرد و ما از آنچه که در نفس اوست بیخبریم مگر آنچه که خود در آیات محکم کتابش به ما آموخته که :
{ إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿٣٢﴾ } صدق الله العظيم
و خداوند تعالی میفرماید:
{ فَمَا لِهَؤُلاء الْقَوْمِ لاَ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا } صدق الله العظيم [النساء:۷۸]
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
الإمام ناصر محمد اليماني
17 - 04 - 1434 هـ
27 - 02 - 2013 مـ
03:38 صــــباحاً
ـــــــــــــــــــــ
ردّ المهديّ المنتظَر إلى الدكتور أحمد عمرو، وبيان قول الله تعالى :
{ وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ } صدق الله العظيم..
__________________
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافّة الأنبياء وأئمّة الكتاب وآلهم من أولي الألباب وجميع المسلمين المؤمنين الموقنين، أمّا بعد..
ويا فضيلة الشيخ أحمد عمرو، إنّي أراك تنصحني فتقول: "تُبْ إلى الله يا ناصر محمد قبل أن تبلغ الحلقوم". ومن ثم يردّ عليك الإمام ناصر محمد اليماني وأقول: يا أحمد عمرو، فهل تريدني أن أتوب وأنصاري من أن نتخذ رضوان الله غايةً في الدنيا والآخرة؟ إذاً فبئس النصيحة نصيحتك وبئس الموعظة! وما أشبهها بنصيحة الذي نصح آدم وحواء أن يعصيا الله: {وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنْ النَّاصِحِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:21].
ومع احترامي الكبير لفضيلة الدكتور أحمد عمرو ولكن نصيحتك تشبه صاحب تلك النصيحة فهو يريد من آدم وحواء عدم اتّباع رضوان الله وأن يأكلوا من الشجرة، وكذلك أخي الكريم فضيلة الشيخ أحمد عمرو ينصح الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني أن يترك اتّخاذ رضوان الله غاية. ولم أظلمك في تشبيه نصيحتك لي أن أترك اتّخاذ رضوان الله غايةً غير أنّك لست من شياطين البشر ولكن من الذين ضلّ سعيهم في الحياة الدنيا ويحسبون أنّهم مهتدون.
وكذلك تشبّه أنصاري بالمعتصمين بالأولياء وبالعقائد الشركيّة؛ بل أنصار ناصر محمد اليماني قوم يحبّهم الله ويحبّونه اعتصموا بالله مولاهم وهم من الذين برأهم الله من الشرك. تصديقاً لقول الله تعالى: {إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا} صدق الله العظيم [النساء:146].
ويا فضيلة الشيخ أحمد عمرو المحترم، فقبل أن نستكمل الإجابات على أسئلتك الموجهة إلينا فسوف نضطر إلى أن نعظك على أن لا تحرِّف كلام الله عن مواضعه المقصودة، مثال قول الله تعالى: {وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ} صدق الله العظيم [الحجر:99].
وقال الدكتور أحمد عمرو إنّما يقصد الله يقينهم في الآخرة أو بعد الموت، ومن ثم يردّ عليك الإمام المهديّ وأقول: يا فضيلة الدكتور أحمد عمرو، لا تحرِّف كلام الله عن مواضعه المقصودة إني لك من الناصحين بالحقّ. ألا وإنّ يقينَ أولياء الله بالحقّ من ربّهم تُبصره قلوبهم وهم لا يزالون في الحياة الدنيا، وأمّا يقين أعداء الله فلا يحدث في قلوبهم إلا حين يُبصرون عذاب الله بعين اليقين. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَلا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ} صدق الله العظيم [الأنعام:27].
ولكنّ فتواك عن العابدين لربِّهم أنّه لن يأتيهم اليقين إلا في الآخرة أو بعد موتهم فإنّك لمن الخاطئين، وإنّما لا يأتي اليقين المُتأخِّر من بعد الموت إلا لقومٍ كافرين بكتاب الله طيلةَ حياتِهم حتى جاء تأويله الفعلي على الواقع الحقيقي. وقال الله تعالى: {هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بالحقّ فَهَلْ لَنَا مِنْ شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف:53].
بل تمنّوا لو أنّهم كانوا من الموقنين بالحقّ من ربِّهم كمثل أولياء الله الموقنين وهم لا يزالون في الحياة الدنيا، ولذلك قالوا: {وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿٤٦﴾ حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ ﴿٤٧﴾} صدق الله العظيم [المدثر].
فهل هذه كذلك نصيحتك للعابدين أن يعبدوا ربّهم وهم غير موقنين حتى يأتيهم اليقين، كمثل المكذِّبين الذين قالوا: {وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿٤٦﴾ حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ ﴿٤٧﴾} صدق الله العظيم؟ ولم أضع لك هذا الفخ بل أنت الذي أوقعتَ نفسكَ فيه وصعبٌ خروجك من الشباك الذي أوقعت نفسك فيه كونك تريد أن يتأخّر يقين العابدين لربّهم فلا يأتيهم إلا في الآخرة! إذاً فأصبح مَثَلُهم كمثل الذين لم يوقنوا إلا في الآخرة الذين قالوا: {وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿٤٦﴾ حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ ﴿٤٧﴾} صدق الله العظيم. ويا رجل! بل يقصد الله تعالى: {وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ} صدق الله العظيم، ويقصد يقين القلب بحقيقة الربّ ونعيم رضوانه، ولا يقصد الله أنّ ذلك ميقاتٌ معلومٌ لتوقف الصلوات كما يُأَوِّله الذين لا يعقلون. وقال الله تعالى: {وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا} صدق الله العظيم [مريم:31].
ويا أخي الكريم فضيلة الدكتور أحمد عمرو، رجوت من ربّي أن لا تأخذك العزّة بالإثم من بعد ما تبيّن لك أنّه الحقّ، ويا رجل إن كان من تلاميذك من يُتابع حوارك مع الإمام ناصر محمد اليماني فسوف يبصر أنّ الحقّ هو مع الإمام ناصر محمد اليماني.
ويا أخي الكريم، لسنا في كرة قدمٍ تغلبُني أو أغلبُكَ! بل الأمر عظيمٌ وخطيرٌ عليك لو كان ناصر محمد اليماني هو المهديّ المنتظَر، فما موقفك أمام الله وعباده المُكرّمين، ألا تخاف الله أيّها العالِم المحترم ونحن قدّرناك وأقمنا لك وزناً وثقلاً في طاولة الحوار العالميّة؟ ولكن نصيحتك لي أن أترك اتّخاذ رضوان الله غاية أساءتني كثيراً!
ويا رجل، نحن قوم يحبّهم الله ويحبّونه اتّخذنا رضوان الله غاية ولن نرضى بما دونه فكن على ذلك من الشاهدين والإنس والجن أجمعين وكفى بالله شهيداً، وهل تدري عن سبب إصرارنا على هدفنا؟ ألا وهو اليقين بحقيقة قول الله تعالى: {وَرِضْوَان مِنْ اللَّه أَكْبَر} صدق الله العظيم [التوبة:72].
ونقول: إي وربّي إنّ رضوان الله على عباده لهو النّعيم الأكبر من الملكوت كله، فنحن بذلك موقنون ونحن لا نزال بالحياة الدنيا ونعوذ بالله ربّ العالمين أن لا يأتينا اليقين إلا في الآخرة فنكون من الذين قالوا: {وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿٤٦﴾ حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ ﴿٤٧﴾} صدق الله العظيم [المدثر].
وبرغم أنّك لن تعترف بأنّك بيّنت بالبيان الخاطئ لقول الله تعالى: {وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ} صدق الله العظيم، كونها تأخذك العزّة بالإثم ولن تهتدي إذاً أبداً ما دامت تأخذك العزّة بالإثم، وحتى لا تكون من المعذّبين فلا تكنْ من الذين قال الله عنهم: {سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الحقّ وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الرُّشْدِ لاَ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً} صدق الله العظيم [الأعراف:146].
ويا رجل، قد رأيت شهادات أنصاري الشهداء بالحقّ، فوالله الذي لا إله غيره ما جعلهم يشهدون بتلك الشهادة الحقّ على أنّهم لن يرضوا حتى يتحقّق رضوان الله على عباده إلا لأنّ اليقين جاء في قلوبهم من قبل أن يَلقَوا ربّهم؛ بل لا يزالون في الحياة الدنيا ولكنّ اليقين جاء في قلوبهم فعلِموا علم اليقين أنّ رضوان الله على عباده لهو النّعيم الأعظم من نعيم جنّته لا شك ولا ريب.
وأقسم بربّ العالمين أنّه لا يوجد في قلوبهم حدود لإصرارهم؛ بل إصرارُهم لا حدودَ له لا في الدنيا ولا في الآخرة حتى يتحقّق النّعيم الأعظم الذي أيقنتْ به قلوبهم وهم لا يزالون في الحياة الدنيا. ألا والله الذي لا إله غيره إنّ قوماً يحبّهم الله ويحبّونه لن يزداد يقينُهم بين يدي الله شيئاً بأنّ رضوان نفسه هو النّعيم الأعظم من جنّته؛ بل هو هو كما هو في قلوبهم الآن في هذه الحياة وهم على ذلك من الشاهدين. ألا والله الذي لا إله غيره إنّ الله يحبّ من يحبّهم ويبغض من يبغضهم، وكيف لا وهم قومٌ يحبُّهم الله ويحبُّونهُ لن يرضوا حتى يرضى حبيبهم الله أرحم الراحمين، وهم على ذلك من الشاهدين! أولئك تلاميذ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني خرّيجو هذه المدرسة العالميّة للإمام المهدي في عصر الحوار من قبل الظهور وقد صاروا من أكبر علماء البشر لكون من عرف الله فقد عرف العلم كله وقدروا ربّهم حق قدره.
و قد وصفناهم لكم بالحقّ ومن ثم وجدتم أنّهم فعلا كما وصفهم إمامهم برغم أنّي لا أعرف من كل هؤلاء الذين ألقوا بشهاداتهم إلا قليلاً، والباقون أعلم أسماءهم الحقّ لدينا ولكنّي لم أرَهم قطٌ في حياتي، صلّى الله عليهم وملائكته والمهديّ المنتظَر وأسلّم تسليماً.
ألا والله لو تعلم يا فضيلة الدكتور كم يحملون بين جوانحهم من الأمانة، والله الذي لا إله غيره لو تؤمن أحدهم على جبلٍ من ذهبٍ لا يأخذ منه قيراط فيؤدّه إليه كون الله طهّر قلوبهم من فتنة المادّة تطهيراً، ولا أقول كلّ أنصار الإمام ناصر محمد اليماني؛ بل أقول مِن أنصار الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني قوم يحبُّهم الله ويحبّونه، وهم ليعلمون أنفسهم علم اليقين كونهم يجدون في قلوبهم أنّهم حقّاً لن يرضوا بملكوت الجنّة التي عرضها كعرض السماوات والأرض حتى يرضى ربّهم حبيب قلوبهم، فمن كان من قوم يحبّهم الله ويحبّونه فسوف يجد في قلبه هذه الآية لهم من ربّهم أنّهم لن يرضوا حتى يرضى. ألا والله أنّ منهم من أدلى بشهادته وأعينهم تفيض من الدمع مما عرفوا من الحقّ، صلّى الله عليهم وملائكته والمهديّ المنتظَر وأسلّم تسليماً.
ويا أحمد عمرو إن لم تتركنا نستكمل الإجابات على أسئلتك فتحمّل الانتظار واصبر علينا كما سوف نصبر عليك حتى يتبيّن للباحثين عن الحقّ أيّنا ينطق بالحقّ ويهدي إلى صراطٍ مستقيمٍ.
ويا معشر الأنصار السابقين الأخيار، لا تشتموا علماء المسلمين فتجعلوهم سواءً، فوالله إنّ منهم بينكم من الأنصار السابقين الأخيار قد نبذوا مكاتبهم الكبرى وراء ظهورهم واتّبعوا الحقّ من ربّهم صلوات ربّي وسلامه عليهم ورضي الله عنهم وأرضاهم بنعيم رضوانه وكافة قوم يحبّهم الله ويحبّونه.
وأقسم بالله العظيم يا أحمد عمرو إنّني الإمام المهدي أحبّ أنصاري أكثر من حبّي لإخوتي أبناء أبي وأمّي إلا من كان من إخوتي على شاكلتِهم، وهم كذلك مثل إمامهم يحبّون بعضهم بعضاً أشدّ من حبِّهم لأقربائهم إلا من كان منهم من أنصار الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني. وهل تدري لماذا حبّ الأنصار لبعضهم بعضاً أعظم من حبّهم لإخوانهم؟ وذلك لكون الله ألّف بين قلوبهم فأصبحوا بنعمة الله إخواناً. ألا والله ما ألّفتُ قلوبَهم بالمادة ولو أنفقتُ ما في الأرض ما استطعت أن أُؤلّف قلوبهم بالمادة؛ بل اجتمعوا على حبّ الله فأحبّهم الله وقربّهم ويرفعهم إليه يوم القيامة على منابر من نور والخلائق يبصرون، إلى الرحمن وفداً مُكرمين أبَوْا أن يدخلوا جنّته ولم يُساقوا إلى ناره ومن ثمّ تمّ حشرهم إلى الرحمن وفداً، ثمّ تتمّ المناجاة بينهم وبين ربّهم والخلق يسمعون المناجاة بينهم وبين أحبّ شيء إلى أنفسهم الله ربّ العالمين حتى يتحقّق الهدف ومن ثم يقول الظالمون الضالون لهم: {مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الحقّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ} [سبأ:23]، وتصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّىٰ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم [سبأ].
ألا والله الذي لا إله غيره ما تَشَفَّعوا لأحدٍ من عباد الله ولا ينبغي لهم ولا يجوز وإنّما طالبوا ربّهم أن يحقِّق لهم النّعيم الأعظم من جنّته فيرضى، وكيف يكون الله راضيّاً في نفسه؟ حتى يُدخِل عباده الضالين في رحمته ومن ثم يرضى. وهنا المفاجأة الكبرى كونها تحقّقت الشفاعة ولم يشفعوا لأحدٍ بل تحققت الشفاعة في نفس الله فشفعت لعباده الضالين رحمتُه من غضبه وعذابه. تصديقاً لقول الله تعالى: {قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ} صدق الله العظيم [الزمر:44].
وإنَّ الإمام المهديّ وأنصاره لَيُشهدون الله وكفى بالله شهيداً بأنّنا نكفر بشفاعة العبيد بين يدي الربّ المعبود، وليست الشفاعة كما يعتقد المشركون بربّهم أنبياءَه وأولياءَه أن يشفعوا لهم عند الله؛ بل يأذن الله لمن يشاء منهم بتحقيق الشفاعة في نفس الله فيُطالِبون ربّهم تحقيق النّعيم الأعظم من جنّته فيرضى، وكيف يكون راضيّاً في نفسه؟ فذلك حتى يُدخِل عبادَه في رحمتِه فيرضى، أولئك علِموا عِلم اليقين إنّ الله هو الأرحم بعبادهِ منهم ووعده الحقّ وهو أرحم الراحمين.
ويا من يسمي نفسه خادم رسول الله إنّي أراك سوف تتحوّل إلى خصيمٍ مُبينٍ للإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وتفتري علينا وكأنّ الإمام ناصر محمد اليماني أفتى أنّه لَيعلم بكل ما يدور في نفس الله! ويا سبحان ربّي هو يعلم ما بأنفسنا ولا نعلم ما في نفسه إلا بما علّمنا به في محكم كتابه في قول الله تعالى: {إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس].
وقال الله تعالى: {فَمَا لِهَؤُلاء الْقَوْمِ لاَ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا} صدق الله العظيم [النساء:78].
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
_______________
تفاصیل بیشتر از آیات محکم «التنزیل» برای شیخ محترم و بزرگ احمد عمرو...
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على الأنبياء والمرسلين من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله وآلهم الطيبين ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين، أمّا بعد..
سلام الله عليكم ورحمة الله وبركاته، برادر گرامی جناب دکتر احمد عمرو، شایسته است که خداوند سبحان را جز با علم حقی که به من آموخته و عقل و منطق آن را میپذیرد، نخوانم. برای مثال وصفی که درباره حال خداوند سبحان در نفسش قبل از آفریدن خلق، کردهام. او قبل از آنکه خلق را بیافریند نه راضی است و نه خشمگین، نسبت به چه کسی خشمگین و از چه کسی راضی باشد؟ چون قبل از او چیزی نیست که از آن خشمگین یا راضی شود چرا که خداوند سبحان «اول» است و چیزی پیش از او نیست که عملی را انجام دهد که موجب غضب خداوند گردد یا به علت آنکه آنها را متقی بیابد از ایشان راضی باشد؛ هیچکس وجود ندارد و از آنجا که تعداد خلق صفر است، پس رضوان و یا غضب خداوند در نفسش صفر است و مقصودم این نیست که از صفات خداوند این است که غضبناک نشده یا راضی نمیگردد و اگر چنین منظوری داشتم چطور ممکن بود بعد از آفریدن خلق راضی شود یا غضب کند؛ بلکه خداوند غضب میکند و راضی میشود. آنچه که میگویم این است که: نسبت به چه کسی غضب کند و از چه کسی راضی شود؟ یعنی خداوند غضب میکند و راضی میشود اما قبل از آفریدن خلق، کسی نبوده تا خداوند از وی راضی شود یا بر او غضب نماید چراکه نه خلقی وجود داشته و نه حجتی برای آنها اقامه شده بود تا خداوند به حق بر ایشان غضب نماید. احمد عمرو به خداوند قسم، اگر مردم کاری را انجام دهند که مورد رضای خداوند نباشد، با وجود اینکه خداوند از عمل آنها راضی نیست اما [تا زمانی که] رسولی بهسوی آن امت نفرستاده است تا آیات او را برای آنان بخواند و به ایشان بیاموزد چه چیزی مورد رضایت خداوند است تا از رضوان او تبعیت نمایند و چه چیزی باعث غضب خداست تا از آن اجتناب ورزند، چیزی که میخواهم بگویم این است که ولو این مردم کاری را که مورد رضای خداوند نیست انجام دهند درحالیکه نمیدانند خداوند از آن راضی نیست؛ چطور خداوند به خاطر ارتکاب عملی که از آن راضی نیست بر ایشان غضب کند درحالیکه هنوز برای آنان حجت اقامه نکرده است. چرا که اگر خداوند رسولی بهسوی ایشان نفرستاده باشد تا برایشان روشن کند چه کاری باعث رضایت اوست و چه کاری باعث غضب او میشود؛ آنان در پیشگاه او حجت خواهند داشت. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿١٦٥﴾} صدق الله العظيم [النساء]
لذا اگر خداوند قبل از آنکه از راه رسولان خود به ایشان ابلاغ کرده باشد، غضبشان کند، در برابر خداوند حجت خواهند داشت چون رسولی بهسوی ایشان نفرستاده است. خداوند میداند که اگر ایشان را غضب کرده و عذابشان نماید، در مقابل خداوند حجت میآورند که رسولی بهسویشان فرستاده نشده است تا برایشان روشن کند چه امری باعث رضای خداوند است و چه عملی باعث غضب و خشم او میگردد. خداوند تعالی میفرماید:
{وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَىٰ ﴿١٣٤﴾ قُلْ كُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا ۖ فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَىٰ ﴿١٣٥﴾} صدق الله العظيم [طه]
تکرار کرده و میگوییم جناب دکتر! امام ناصر محمد یمانی نگفت خداوند غضب نمیکند یا راضی نمیشود بلکه گفتیم غضب و رضوان او، قبل از آفریدن خلق، صفر است؛ نسبت به چه کسی غضب کند یا از چه کسی راضی شود؟ نمیدانم عامدانه متوجه موضوع نمیشوی و یا اینکه آن را میفهمی و میدانی و به آن پی بردهای، اما نمیخواهی به حق بودن آن اعتراف کنی! این به خودت مربوط است و پروردگار تو را بهخاطر آن مورد محاسبه قرار خواهد داد و چیزی از حساب تو بر ما نیست. ما وظیفه داریم ابلاغ کنیم و حساب با خداست. حال به سراغ بیان کلام خداوند تعالی میآییم که میفرماید: {وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ ﴿٩٩﴾ } صدق الله العظيم [الحجر]
احمد عمرو میگوید مقصود این است که آنها پروردگارشان را عبادت میکنند تا زمانی که در آخرت به یقین برسند. سؤالی که مطرح میشود این است که آیا کسانی که تنها در آخرت، به ملاقات پروردگار و وجود بهشت و جهنم یقین پیدا میکنند، از آتش دور شده و وارد بهشت میشوند؟ جناب دکتر جواب این سؤال را به اهالی آتش میسپاریم تا از علم غیب کتاب جواب تو را بدهند که علت ورودشان به آتش چیست:
{مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ﴿٤٢﴾ قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ﴿٤٣﴾ وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ ﴿٤٤﴾ وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ ﴿٤٥﴾ وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿٤٦﴾ حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ ﴿٤٧﴾} صدق الله العظيم [المدثر]
لذا اینان کسانی هستند که در حیات دنیوی نسبت به خداوند یقین نداشتهاند و یقین تنها زمانی به سراغشان میآید که پروردگارشان را ملاقات نمایند. خداوند تعالی میفرماید:
{وَلَوْ تَرَىٰ إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُءُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [السجدة] لذا اینان کسانی هستند که تنها در آخرت به یقین میرسند و میبینیم که قلب آنان در این دنیا به یقین نرسیده است. خداوند تعالی میفرماید: {فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ ۖ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ ﴿٦٠﴾} صدق الله العظيم [الروم]
چون یقین درباره ذات پروردگار و دار آخرت است و برای همین خداوند تعالی میفرماید:
{أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥﴾ أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۚ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦﴾}صدق الله العظيم [الطور]
اما قلب صالحان در حالی که در حیات دنیوی هستند به یقین میرسد. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿٣﴾ } صدق الله العظيم [النمل]
و خداوند تعالی میفرماید:
{وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿٤﴾} صدق الله العظيم [البقرة]
لذا کسانی که تنها در آخرت قلبشان به یقین میرسد از اهالی جهنم هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ﴿٤٢﴾ قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ﴿٤٣﴾ وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ ﴿٤٤﴾ وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ ﴿٤٥﴾ وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿٤٦﴾ حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ ﴿٤٧﴾} صدق الله العظيم [المدثر]
عزیز من چرا به ناحق تکبر میورزی؟ کبر از آن خداوند است و همانا که من و تو بنده هستیم و اگر برای هر یک از ما روشن گردد که حق با دیگری است؛ بر ما واجب است که به حق آمده از نزد پروردگار اعتراف نماییم. پس این سخن مرا به یاد داشته باش: «بر او واجب است که به حق آمده از نزد پروردگارش اعتراف نماید» چون من مستقیم با کلام خداوند با تو مجادله میکنم نه از خود و افکارم؛ و پناه بر خدا که تا یقین نداشته باشم امری بی شک و تردید ازجانب خداوند است آن را به خداوند نسبت دهم. عزیز من جناب دکتر احمد عمرو، بیا تا علت اشتباهت در بیان این کلام خداوند را به تو بیاموزم: { وَاعْبُدْ ربّك حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ }صدق الله العظيم، علت خطای تو در بیان این آیه این است که آیه را گرفته و بیان آن را از خودت آوردهای بدون اینکه بیان خود را به کتاب خداوند عرضه کنی تا روشن شود آیا بر خلاف آیهای از قرآن هست یا خیر. تو به این امر اعتنایی نکرده و اهمیتی برایت ندارد؛ اینکه به خداوند نسبت حق یا باطل بدهی برای تو یکی است و بعد از آن خواهی گفت اگر درست گفتم این سخن از خداست و اگر اشتباه کرده باشم از من و شیطان است. به خداوند قسم، شیطانی که به شما فرمان داده تا ندانسته به خداوند نسبت دهید؛ هیچ به کارت نخواهد آمد. مشکل بسیاری از علمای مسلمین و جاهلان گرفتار، در همین امر نهفته است، کسانی که کلام خدا را با ظن [که کسی را از حق بینیاز نمیکند] تفسیر کرده و هم خود و هم امتشان را گمراه میکنند. احمد! به خداوند قسم هرگاه بنده با اخلاص رو به پروردگارش کرده و او را عبادت نماید، حلاوت ایمان را چشیده و قلبش با یاد و ذکر پروردگارش مطمئن میشود و از رضوان خداوند بر خود بهرهمند میگردد و برای تحقق نعیم اعظم تلاش مینماید که همان رضوان خداوند نسبت به بندگانش است؛ چون رضوان خداوند نسبت به او جزیی از رضوان نفس خداوند بر بندگانش است. بازهم میگوییم ما مشغول بازی فوتبال نیستیم که تو ببری یا من ببرم، بلکه این امری بسیار عظیم و خطیر و کبیر است. تو با امام مهدی گفتوگو میکنی و اگر به راه حق هدایت شوی از نعمت پروردگارت برخوردار شدهای، و یا غرور و تعصب تو را به گناه کشیده و غضب خداوند نصیبت خواهد شد. چون من با آیات محکم کتاب با شما مجادله کرده و با قرآن به سختی با شما جهاد میکنم. فرموده خداوند تعالی را به خاطر داشته باش:
{إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَلَا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّىٰ يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم[الأعراف]
عزیز من در راه خدا، به خداوند قسم که من در برابر تو حجت آورده و امام مهدی با برهان علمی قوی از آیات محکم و بینه قرآن که آیات ام الکتابند بر تو چیره شدهاست. پس چرا نمیخواهی اعتراف کنی که در بیان خود از قرآن اشتباه کردهای و آن را با ظنی که کسی را از حق بینیاز نمیکند تفسیر کردهای؟ جناب شیخ، همانا که امام مهدی ناصر محمد یمانی مشتاق وحریص است تا تو نیز مانند ما هدایت شوی و آنچه را که برای خودم دوست دارم برای تو میخواهم و خداوند شاهد و وکیل این سخن است. پس شاکر باش که خداوند مقدر ساخته تا در امتی زندگی کنی که امام مهدی ناصر محمد یمانی در میان ایشان برانگیخته شده است. به خداوندی که خدا و معبودی جز او نیست؛ من به علت وسوسه قلبی و یا با ظن فتوا نمیدهم که امام مهدی هستم، ظن کسی را از حق بینیاز نمیکند. عزیز من نور و ظلمت قابل جمع نیستند و علم نور است؛ چگونه میشود که من بیان حق قرآن را به شما بیاموزم و درحالیکه امام مهدی منتظر نیستم؛ به او افترا زده و خود را مهدی منتظر بخوانم؟! لعنت خداوند بر دروغگویان باد که نسبت دروغ به خداوند میدهند؛ آنان که نسبت دروغ به خداوند بزنند، رستگار نخواهند شد. عزیز من در راه خدا، من امام مهدی منتظر ناصر محمد باز هم تکرار میکنم که از آیات محکم کتاب خداوند برایت حجت آوردهام و آموختههای بیشتری از پروردگار در نزد من است تا با آیات محکم و بینه کتاب برایتان حجت بیاورم چراکه حجت خداوند بر بندگانش در آن نهاده شده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ ﴿١٠٥﴾ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ ﴿١٠٦﴾ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ﴿١٠٧﴾}صدق الله العظيم [المؤمنون]
بنگر؛ حجت خداوند بر بندگانش، احادیث و روایات نیستند چه حق باشند و چه باطل؛ به حجت خداوند بر بندگانش بنگر:
{أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ ﴿١٠٥﴾ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ ﴿١٠٦﴾ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ﴿١٠٧﴾}صدق الله العظيم.
برای همین است که میبینید امام مهدی ناصر محمد، مسلمانان و تمام مردم را به پذیرش حکمیت بر اساس کتاب خداوند قرآن عظیم دعوت میکند تا حکم خداوند را از آیات محکم آن که برای علمای امت و عامه مسلمانان بینه و روشن است؛ استنباط نماییم و به ایشان امر کنیم از کتاب خداوند و سنت حق رسولش تبعیت کنند مگر بخشی از سنت که برخلاف آیات محکم قرآن عظیم است. شما را موعظه میکنم که متفرق نشده و همگی به حبل الهی قرآن عظیم تمسک جسته و هرچه که مخالف آن است رها کنید فرقی ندارد در تورات و انجیل باشد یا در سنت نبوی هر چقدر هم راویان آن مورد وثوق باشند. هر چه که مخالف آیات محکم قرآن است را پشت سر رها کنید و به حبل الهی قرآن عظیم تمسک جویید که هرکسی که به آن پایبند باشد به راه راست [صراط مستقیم] هدایت شده است.
ممکن است شیخ فاضل احمد عمرو بخواهد بگوید: «برهان آشکاری بیاور که نشان میدهد حبل الهی که خداوند فرمان داده تا به آن ملتزم بوده و نسبت به محکمات آن کافر باشیم؛ قرآن عظیم است؟» و جواب دکتر را مستقیم به پروردگار رحیم و غفور وامیگذاریم. خداوند تعالی میفرماید:
{يَا أَيُّهَا النّاس قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًا ﴿١٧٤﴾فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾} صدق الله العظيم [النساء]
اللهم قد بلغت اللهم فاشهد، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
الإمام ناصر محمد اليماني
18 - 04 - 1434 هـ
28 - 02 - 2013 مـ
04:27 صــــباحاً
ــــــــــــــــــــــ
مزيدٌ من التفصيل من محكم التنزيل إلى فضيلة الضّيف الكبير الشيخ المحترم أحمد عمرو ..
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على الأنبياء والمرسلين من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله وآلهم الطيبين ومن تبعهم بإحسانٍ إلى يوم الدين، أمّا بعد..
سلامُ الله عليكم ورحمة الله وبركاته، ويا أخي الكريم فضيلة الدكتور أحمد عمرو، حقيق لا أصف الله سبحانه إلا بما أعلمه من الحقّ ويُصدّقه العقل والمنطق، كمثل وصفي لحال نفس الله سبحانه قبل أن يخلق الخلق أنّه ليس راضيّاً ولا غضبانَ قبل أن يخلق الخلق كونه على من يغضب وعلى من يرضى ولا يوجد شيء قبله يغضب عليه أو يرضى عنه كونه الأوّل سبحانه ليس قبله شيءٌ يغضبُ عليه لفعلٍ فعله أو يرضى عليه بسبب أنّه قد وجده من المتّقين؛ بل لا يوجد أحدٌ. وبما أنّ الخَلْقَ صفرٌ إذاً رضوان الله أو غضبه صفر في نفسه، ولا أقصد أنّ من صفات الله أنّه لا يغضب ولا يرضى ولو كنت أقصد ذلك إذاً لَمَا غضب الله ولا رضي من بعد خلق الخلق؛ بل الله يغضب ويرضى، وإنّما قلنا: فعلى من يغضب وعلى من يرضى؟ بمعنى أنّ الله يغضب ويرضى ولكن لا يوجد أحدٌ يرضى الله عليه أو يغضب عليه بسبب عدم وجود الخلق وإقامة الحجّة عليهم حتى يغضب بالحقّ.
ألا والله يا أحمد عمرو لو أن النّاس فعلوا شيئاً لا يُرضي الله وبرغم أنّ هذا الشيء لا يُرضي الله غيرَ أنّ الله لم يبعث إلى تلك الأمّة رسولاً منهم يتلو عليهم آياته ويعلِّمهم ما يُرضي الله ليتّبعوا رضوانه وما يُغضب الله ليتجنّبوا عصيانه؛ وما أريد قوله فلو أنّ تلك الأمّة فعلوا فِعلاً لم يُرضِ الله وهم لا يعلمون أنّه لا يرضي ربّهم لما غضب الله عليهم بسبب فعلهم الذي لا يرضيه حتى يقيم عليهم الحجّة بالحقّ كون لهم حجّةٌ على ربّهم لو لم يبعث إليهم رسولاً يبيّن لهم ما يرضي الله وما يغضبه. تصديقاً لقول الله تعالى: {رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا} صدق الله العظيم [النساء:165].
إذاً، الله لو يغضب عليهم بسبب فعلهم من قبل أن يُقيم عليهم حجّة التبليغ عن طريق رُسلِه إذاً فلهم حجّةٌ على ربِّهم كونه لم يبعث إليهم رسولاً، ويعلم الله أنّهم سوف يحتجّون بذلك لو يغضب عليهم فيعذّبهم ولم يبعث الله إليهم رسولاً يبين لهم ما يرضي الله وما يغضبه. وقال الله تعالى: {وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَىٰ ﴿١٣٤﴾ قُلْ كُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا ۖ فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَىٰ ﴿١٣٥﴾} صدق الله العظيم [طه].
ونُكرِّر ونقول يا دكتور إنّ الإمام ناصر محمد اليماني لم يقُل إنّ الله لا يغضب ولا يرضى؛ بل قلنا رضوانه وغضبه صفرٌ، فعلى من يرضى وعلى من يغضب؟ ولا أدري هل تعمّداً منك وكأنّك لم تفهم أم فهمت وعلمت وعقلت ولكنك لا تريد أن تعترف بالحقّ! وهذا شأنك يحاسبك عليه ربّك وما علينا من حسابك من شيء وعلينا البلاغ وعلى الله الحساب.
ومن ثم نأتي لبيان قول الله تعالى: {وَاعْبُدْ ربّك حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ} صدق الله العظيم [الحجر:99]، فقال أحمد عمرو أنّ المقصود أنّهم يعبدون ربّهم حتى يأتيهم يقين الآخرة، والسؤال الذي يطرح نفسه: فهل الذين لم يأتِهم اليقين بلقاء ربّهم والنّعيم والجحيم إلا في الآخرة فهل تراهم قد زُحْزِحوا عن النّار وادخلوا الجنّة؟ والجواب نتركه من أصحاب النّار عن سبب دخولهم النّار في علم الغيب في الكتاب ليُجيبوا عليك يا فضيلة الدكتور: {مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ﴿٤٢﴾ قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ﴿٤٣﴾ وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ ﴿٤٤﴾ وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ ﴿٤٥﴾ وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿٤٦﴾ حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ ﴿٤٧﴾} صدق الله العظيم [المدثر].
إذاً هؤلاء بربِّهم لا يوقنون وهم لا يزالون في الحياة الدنيا؛ بل لم يأتِهم اليقين إلا حين لاقوا ربّهم. وقال الله تعالى: {وَلَوْ تَرَىٰ إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُءُوسِهِمْ عِنْدَ ربّهم رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ} صدق الله العظيم [السجدة:12].
إذاً هؤلاء الذين لم يأتِهم اليقين إلا في الآخرة فنجد أنّ اليقين لم يأتِ قلوبهم وهم لا يزالون في الحياة الدنيا. وقال الله تعالى: {فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لا يُوقِنُونَ} صدق الله العظيم [الروم:60].
كون اليقين متعلقٌ بحقيقة ذات الربّ والدار الآخرة. ولذلك قال الله تعالى: {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥﴾ أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۚ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦﴾} صدق الله العظيم [الطور].
أمّا يقين الصالحين فيأتي في قلوبهم وهم لا يزالون في الحياة الدنيا. تصديقاً لقول الله تعالى: {الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ} صدق الله العظيم [النمل:3].
وقال الله تعالى: {والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:4].
إذاً الذين لم يأتِ في قلوبهم اليقين إلا في الآخرة هم من أصحاب الجحيم. تصديقاً لقول الله تعالى: {مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ﴿٤٢﴾ قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ﴿٤٣﴾ وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ ﴿٤٤﴾ وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ ﴿٤٥﴾ وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿٤٦﴾ حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ ﴿٤٧﴾} صدق الله العظيم [المدثر].
فما خطبك يا حبيبي في الله تٌكابر بغير الحقّ؟ فالكبر لله وإنّما أنا وأنت عبيدٌ فإذا تبيّن لأحدنا الحقّ مع الآخر وجب عليه أن يعترف بالحقّ من ربّه، فتذكّر قولي هذا: ( وجب عليه أن يعترف بالحقّ من ربّه ) لكوني أجادلك بكلام الله مباشرةً وليس من رأسي من ذات نفسي، وأعوذ بالله أن أقول على الله ما لا أعلم علم اليقين أنّه الحقّ لا شك ولا ريب.
ويا حبيبي في الله فضيلة الدكتور أحمد عمرو، تعال لكي أعلّمك سبب خطأك لبيان قول الله تعالى: {وَاعْبُدْ ربّك حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ} صدق الله العظيم، وسبب خطأك لبيان هذه الآية لكونك أخذتها ومن ثم جئت ببيانها من عند نفسك دون أن تعرض بيانك على كتاب الله هل يخالف بيانك في شيء من آياته، فلم تأبه لذلك ولم تبالِ؛ سواء عندك أقلتَ على الله الحقّ أم الباطل؛ بل سوف تقول: "فإن أصبتُ فمن الله وإنْ أخطأتُ فمن نفسي والشيطان". ألا والله لا يغني عنك الشيطان شيئاً الذي يأمركم أن تقولوا على الله ما لا تعلمون،وفي ذلك تكمن مشكلة كثيرٍ من علماء الأمّة والجاهلين الذين يُفسِّرون كلام الله بالظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئاً، فأضلّوا أنفسهم وأضلّوا أمتهم. ألا والله يا أحمد إنّه كلما استمر العبد في العبادة والإخلاص لربّه فإنه يتذوق حلاوة الإيمان فيطمئن قلبه بذكر ربّه ويستمتع برضوان الله عليه ويبقى السعي لتحقيق النّعيم الأعظم وهو رضوان الله على عباده لكون رضوان الله عليه ليس إلا جزء من رضوان نفس الله على عباده.
ولا نزال نقول لسنا في لعبٍ ولهوٍ تغلبني أو أغلبك؛ بل الأمر جدُّ عظيم وجدُّ خطير وكبير فإنّك تجادل الإمام المهديّ ثم تبوء بنعمة من ربّك إن اهتديت إلى الحقّ أو تأخذك العزّة بالإثم فتبوء بغضبٍ على غضبٍ كوني أجادلكم بآيات الكتاب المحكمات وأجهادكم بالقرآن جهاداً كبيراً، فتذكر قول الله تعالى: {إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَلَا يَدْخُلُونَ الجنّة حَتَّىٰ يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ} صدق الله العظيم[الأعراف:40].
ويا حبيبي في الله، والله الذي لا إله غيره أنّه قد أقيمت عليك الحجّة وهيمن عليك الإمام المهديّ بسلطان العلم من آيات الكتاب المحكمات البيّنات من آيات أمّ الكتاب، فلماذا لا تريد أن تعترف أنّك أخطأت في بيانك للقرآن لآيات في القرآن بالظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئاً؟
ويا فضيلة الدكتور، إنّما الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني حريصٌ عليك أن تهتدي كما اهتدينا وأحبّ لك ما أحبّه لنفسي وربّي على قولي شهيدٌ ووكيلٌ، فكن من الشاكرين أن قدّر الله وجودك في الأمّة التي بعث فيها الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني. ألا والله الذي لا إله غيره ولا معبودَ سواه ما أفتيتُكم أنّي الإمام المهديّ بوسوسةٍ في قلبي أو بالظنّ الذي لا يُغني من الحقّ شيئاً، ولا يجتمع النّور والظلمات حبيبي في الله والعلم نور فكيف أنّني أعلّمكم البيان الحقّ للقرآن ثم أفتري شخصيّة المهديّ المنتظَر ما لم أكن الإمام المهديّ المنتظَر؟ ولعنة الله على الكاذبين الذين يفترون على الله الكذب إنّ الذين يفترون على الله الكذب لا يفلحون.
ويا حبيبي في الله، إنّي الإمام المهديّ المنتظَر ناصر محمد أكرِّر لك أنّني أقمت عليك الحجّة من محكم كتاب الله ولدينا مزيدٌ مما علّمني ربّي أن أحاجّكم بآيات الكتاب المحكمات البيّنات كون فيها حجّة الله على عباده. تصديقاً لقول الله تعالى: {أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ ﴿١٠٥﴾ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ ﴿١٠٦﴾ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ﴿١٠٧﴾} صدق الله العظيم [المؤمنون].
فانظر لحُجّة الله على عباده ليست في الأحاديث والروايات سواءً الحقّ منها والباطل، بل انظر إلى الحجّة لله على عباده: {أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ ﴿١٠٥﴾ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ ﴿١٠٦﴾ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ﴿١٠٧﴾} صدق الله العظيم.
ولذلك تجدون الإمام المهديّ ناصر محمد لَيدعو المسلمين والنّاس أجمعين إلى الاحتكام إلى محكم كتاب الله القرآن العظيم لنستنبطَ لهم حكم الله من الآيات المحكمات البيّنات لعلماء الأمّة وعامة المسلمين ونأمرهم أن يتّبعوا كتاب الله وسُنّة رسوله الحقّ إلا ما كان منها قد جاء مخالفاً لمحكم القرآن العظيم، فأعظُكم أن لا تتفرّقوا واعتصموا بحبل الله القرآن العظيم وذروا ما يخالف لمحكمه سواء في التوراة والإنجيل وفي أحاديث السُنّة النبوية مهما كان الرواة ثقاتاً لديكم، فذروا ما يخالف لمحكم القرآن وراء ظهوركم واعتصموا بحبل الله القرآن العظيم من اعتصم به فقد هُدي إلى صراطٍ مستقيمٍ.
ولربّما يود فضيلة الشيخ أحمد عمرو أن يقول: "وما هو البرهان المبين أنّ حبل الله الذي أمرنا أن نعتصم به ونكفر بما يُخالف لمُحكمِه أنّه القرآن العظيم؟". ومن ثم نترك الجواب على الدكتور مباشرةً من الربّ الرحيم الغفور. قال الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النّاس قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًا ﴿١٧٤﴾فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾} صدق الله العظيم [النساء].
اللهم قد بلغت اللهم فاشهد، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
_____________
فتوا برای پرسشگران از بیانات امام مهدی ناصر محمد یمانی، «انسانی» که «الرحمن» بیان حق قرآن را به او آموخته است
با آوردن سؤالاتی که جناب شیخ دکتر احمد عمرو مطرح نمودهاند آغاز میکنیم:
اقتباس المشاركة :
۳-آیا ممکن است برای ما روشن کنید کدام یک از صفات خداوند ازلی و کدام یک غیر ازلی هستند؟
4- آیا به صفات و اسما خداوند با همان معنایی که دارند و نص هستند بدون تأویل و تحریف و تعطیل و تشبیه و تکییف ایمان داری؟ یا میگوییمجاز است یکی از این پنج شیء در شرح اسما خداوند و صفات او تأویل تحریف تعطیل تشبیه یا تکییف اعمال شود؟ لطفا بفرمایید شما با اعمال کدام یک از آنهادرباره اسما و صفات خداوند موافقید؟ اگر اجازه چنین کاری را میدهید.
5- آیا ایمان دارید که خداوند قبل از خلق مخلوقات، خالق بوده است؟ مقصودم این است که خداوند بعد از خلق مخلوقات، خالق نامیده نشده بلکه قبل از آنکه کسی را خلق نماید خالق بوده است؛ آیا به این ایمان دارید؟ آیا ایمان دارید که خداوند قبل از آنکه چیزی برای شنیدن وجود داشته باشد سمیع بوده است؟ آیا به این ایمان دارید که خداوند قبل از آنکه چیزی جز او باشد که نیاز به باخبر شدن خداوند از آن داشته باشد؛ خبیر بوده است؟ آیا به این ایمان دارید که خداوند قبل از آنکه موجودی جز او وجود داشته باشد که مورد مرحمت او قرار گیرد؛ رحیم بوده است؟ آیا ایمان دارید که خداوند قبل از آنکه موجودی جز او باشد که مورد انعام او قرار گیرد؛ منعم بوده است؟ آیا ایمان دارید که خداوند قبل از آنکه در عالم کون اصلاً نعیمی وجود داشته باشد؛ منعم بوده است؟
6- آیا اسما خداوند سبحان و تعالی هم ازلی و غیر ازلی دارد؟
7- گفتهاید و به صورت مکرر از انصارت خواستهای که آن را تکرار کنند تا اثبات سخن تو باشد و بگویند " لن ترضی حتی ترضی" راضی نمیشوم تا راضی شوی! آیا مقصودت این است که خداوند اکنون در نفس خود راضی نیست؟
8- گفتهاید و مرتب تکرار میکنید که راضی نمیشوی تا خداوند راضی شود؛ پس اگر جوابت به سؤال بند هفت مثبت باشد و گفته باشی خداوند در حال حاضر در نفس خود راضی نیست؛ خواهش میکنم به این بند پاسخ دهی: راضی نمیشوم تا خداوند راضی شود، آیا در حال حاضر به قسمتی که خداوند در دنیا برایت قرار داده است راضی نیستی؛ یعنی به نعمتهایی که خداوند در این دنیا به تو عنایت نموده راضی نیستی؛ چگونه میتوانی راضی شوی در حالی که اکنون حبیب قلبت خداوند در نفس خود راضی نبوده و متحسر و حزین است؟ چطور زندگی در این نعیم دنیوی که خداوند به شما عطا کرده و ترا شیخ قبیلهای معروف یمنی و خداوند تو را امام مهدی قرار داده و خلیفه نموده است...تمامی این نعمتهایی که الان در آن زندگی میکنی چطوربرایت شیرین است درحالی که حبیب قلبت حزین است؟آیا به قسمتی که خداوند درنعیم این دنیا به تو عنایت نموده راضی نیستی؟
9- آیا ایمان داری که انسان مخلوق است و اعمال او قبل از خلق شدنش توسط خالق رحمن و عزوجل خلق شده است؟ آیا ایمان داری که أمور معنوی در انسان از قبیل حزن و فرح و غضب و رضای در نفس انسان از سوی خداونددر نفس انسان خلق شده است؟
—
انتهى الاقتباس
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله وأئمة الكتاب كلّ منهم سراجٌ لأمّته، وأصلّي عليهم جميعاً وأسلّم تسليماً وآلهم الأطهار والتابعين لدعوة الحقّ من ربّهم في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، أمّا بعد..
تو با هدف عاجز کردن امام مهدی این سوالها را مطرح کرده و تصور میکنی او از یافتن پاسخ برای آنها از آیات محکم کتاب عاجز است؛ هیهات هیهات. بلکه ما به حق سخن خواهیم گفت تا ذکری باشد برای خردمندان. از سؤال پنجم شروع میکنیم چون از نظر احمد عمرو و دیگر پرسشگران سختترین سؤال است. احمد عمرو و دیگر پرسشگران پاسخی برای آن ندارند مگر کسی که خداوند علم کتاب را به او عطا نموده است. جواب پنجمین سؤال برای انسانی که «الرحمن» بیان حق قرآن را به آموخته یعنی امام مهدی ناصر محمد یمانی آسان است و جواب به این سؤال؛ پاسخی کافی به بقیه پرسشهاست چون سرچشمه همه آنها یکی است؛ مگر اینکه احمد عمرو اصرار داشته باشد به همه آنها پاسخ داده شود و ما به اذن خداوند علیم و حکیم به آنها میپردازیم. و اما سؤال پنجم...
ما جواب سؤال پنجم دکتر احمد عمرو را خواهیم داد که پرسیده است:
اقتباس المشاركة :
۵- آیا ایمان دارید که خداوند قبل از خلق مخلوقات، خالق بوده است؟ مقصودم این است که خداوند بعد از خلق مخلوقات، خالق نامیده نشده بلکه قبل از آنکه کسی را خلق نماید خالق بوده است؛
آیا به این ایمان دارید؟ آیا ایمان دارید که خداوند قبل از آنکه چیزی برای شنیدن وجود داشته باشد سمیع بوده است؟
آیا به این ایمان دارید که خداوند قبل از آنکه چیزی جز او باشد که نیاز به باخبر شدن داشته باشد؛ خبیر بوده است؟
آیا به این ایمان دارید که خداوند قبل از آنکه موجودی جز او وجود داشته باشد که مورد مرحمت او قرار گیرد؛ رحیم بوده است؟
آیا ایمان دارید که خداوند قبل از آنکه موجودی جز او باشد که مورد انعام او قرار گیرد؛ منعم بوده است؟ آیا ایمان دارید که خداوند قبل از آنکه در عالم کون اصلاً نعیمی وجود داشته باشد؛ منعم بوده است؟
—
انتهى الاقتباس
امام مهدی ناصر محمد در جواب میگوید بخشی از سؤال را نقل قول میکنیم:
اقتباس المشاركة :
5- آیا ایمان دارید که خداوند قبل از خلق مخلوقات، خالق بوده است؟ مقصودم این است که خداوند بعد از خلق مخلوقات، خالق نامیده نشده بلکه قبل از آنکه کسی را خلق نماید خالق بوده است؛ آیا به این ایمان دارید؟
—
انتهى الاقتباس
امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ به تو میگوید: به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم تا زمانی که امام مهدی ناصر محمد یمانی برهان خلقت را به صورت واقعی و در عالم واقعیات نبیند و به مخلوقات خداوند نظر نکند؛ خداوند حجتی برای «ایمان داشتن» در برابرش ندارد؛ چون خداوند خلقت آسمانها و زمین و آنچه که در آنها و مابین آنهاست را به عنوان برهانی برای حقیقت نامش که «الخلاق العلیم» است قرار داده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ۖ وَأَلْقَىٰ فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ ۚ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ ﴿١٠﴾ هَـٰذَا خَلْقُ اللَّـهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ ۚ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿١١﴾} صدق الله العظيم [لقمان].
و این برهان حقی است که خداوند در عالم واقعیت و به صورت حقیقی برای حقیقت نام «الخالق» مقرر داشته است. برای همین خداوند تعالی میفرماید:
{هَـٰذَا خَلْقُ اللَّـهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ ۚ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ} صدق الله العظيم
وبا توجه به اینکه جز خداوند خالقی وجود ندارد ولی خداوند مبارزه طلبی میکند که اگر جز او خالقی هست برهان آفرینش خود را به صورت حقیقی در عالم واقعیات نشان دهد. لذا خداوند تعالی میفرماید: {هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلالٍ مُّبِينٍ} صدق الله العظيم
درباره تمامی نامهای خداوند نیز چنین است و پروردگار برای تمام آنها درعالم واقعیات و به صورت حقیقی برهان حقی قرار داده تا با چشم خود ببینید.
جناب دکتر احمد عمرو، مقصود تو این است که امام مهدی ناصر محمد یمانی را از جواب دادن عاجز کنی. هیهات، هیهات، تا زمانی که امر مربوط به کتاب خداوند قرآن عظیم باشد؛ به اذن خداوندی که دعای کسانی که او را میخوانند میشنود و به نفوس بندگان آگاه است، امام مهدی در بیان قرآن مهتر و زعیم است؛ پس برخداست که صدق أسماء الحسنی را در عالم واقعیات به صورت حقیقی نشان دهد، و وقتی خداوند خود را «الرزاق» میخواند که از آسمان و زمین به شما رزق میرساند این فقط در حد اسم باقی می ماندتا خداوند برای این نام حق در عالم واقعیت برهانی حقیقی بیاورد. و حال برهان نام «الرزاق» در آیات محکم قرآن. خداوند تعالی میفرماید:
{قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُلِ اللَّهُ} صدق الله العظيم [سبأ:۲۴].
و برهانی که در عالم واقعیات و حقیقت ثابت کند که این خداوند است که حقا «رزاق» است چیست؟ خداوند تعالی میفرماید:
{فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ ﴿٢٤﴾ أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاءَ صَبًّا ﴿٢٥﴾ ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا ﴿٢٦﴾ فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا ﴿٢٧﴾ وَعِنَبًا وَقَضْبًا ﴿٢٨﴾ وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا ﴿٢٩﴾ وَحَدَائِقَ غُلْبًا ﴿٣٠﴾ وَفَاكِهَةً وَأَبًّا ﴿٣١﴾ مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [عبس].
و به همین ترتیب خداوند برای تمام نامهای الهی که خود را با آن نام وصف نمودهاست، حقیقت آن نام را در عالم واقعیات به صورت حقیقی نشان داده تا با چشم خود آن را دیده و با حواس خود آن را درک نمایید و او خالق نفس شما و در نفس شماست؛ آیا بصیرت پیدا نمیکنید؟ او بهبود دهنده شما «البارئ» از بیماریهایتان است؛ اگر راست میگویید، آیا کسی غیر از «البارئ» شما را شفا میدهد؟
برای تمام نامهایی که خداوند با آنها خود را وصف مینماید، به صورت واقعی و حقیقی، برهان حقی پیدا میکنید و آن را با چشم خود دیده و با حواس خود درک مینمایید مگر برهان حقیقت رضوان پروردگار که راز حکمت آفرینش شما در آن نهفته است. این نام را قلب شما درک میکند و میبیند که بی شک و تردید نعیم اعظم از بهشت نعیم خداوند بزرگتر است. به خداوند قسم قومی که محبوب خداوند و محب او هستند در روز ملاقات با پروردگارشان، چیزی به یقین قلبیشان اضافه نمیشود. آنها او را همانگونه که هست دیدهاند و روز ملاقات با پروردگار یقین ایشان حتی به اندازه مثقال ذره هم زیاد نمیشود. یعنی در روز ملاقات با پروردگارشان به یقین قلبیشان درباره اینکه رضوان نفس او نعیمی بزرگتر از بهشت نعیم است چیزی اضافه نمیشود چون این عقیده در قلب آنان بیش از رسوخ این عالم عظیم رسوخ پیدا کرده است. این کیهان از بین میرود اما عقیده قومی که محبوب و محب خداوند هستند درباره حقیقت رضوان خداوند که نعیمی بزرگتر از نعیم بهشت است، زایل نمیشود و ما باز هم میگوییم و خود آنان براین شاهدند؛ و به یقین میدانند امام مهدی ناصر محمد یمانی وقتی آنان را به عنوان شاهد برای بیان نعیم اعظم انتخاب کرده، به حق سخن میگوید و «نعیم رضوان الرحمن بر بندگانش» به حق نعیمی بزرگتر از نعیم بهشت است و ما همچنان میگوییم و آنها، قومی که در این امت «محبوب و محب خداوند» هستند بر آن شاهدند و خداوند تعالی می فرماید:
{ فَذَٰلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ ۖ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ ﴿٣٢﴾ } صدق الله العظيم [يونس].
و هنوز نزد ما مطالب بیشتری از آموزههای پروردگارم هست و تمام علمای جن و انس قادر نخواهند بود بر کسی که خداوند رحمن معلم اوست؛ چیره گردند ولو اینکه به کمک و یاری یکدیگر بشتابند. وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
و خداوند تعالی میفرماید:
{وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ قُلْ كَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ ﴿٤٣﴾} صدق الله العظيم [الرعد].
الإمام المهدي ناصر محمد اليماني..
ــــــــــــــــــــ
الإمام ناصر محمد اليماني
19 - 04 - 1434 هـ
01 - 03 - 2013 مـ
04:14 صـباحاً
ـــــــــــــــــــــ
من بيان الإنسان الذي علّمه الرحمنُ البيان الحقّ للقرآن الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني؛ فتاوى للسائلين ..
ونبدأ بعرض الأسئلة من فضيلة الشيخ الدكتور أحمد عمرو كما يلي:
اقتباس المشاركة :
3هل يمكن ان تحدد لنا ايا من صفات الله ازلية وايا منها غير ازلية ؟
4 هل تؤمن بصفات الله واسماءه بما تحمله من معنى كما هي نصا دون تاويل ولا تحريف ولا تعطيل ولا تشبيه ولا تكييف؟
ام انك تقول انه يجوز احد هذه الاشياء الخمسة في شرحنا لاسماء الله وصفاته, التاويل او التحريف او التعطيل او التشبيه او التكييف؟
ارجوا تحديد من منهم انت موافق ان تفعله مع الاسماء والصفات؟ ان كنت مجيزا لاحدها .
5هل تؤمن بان الله هو الخالق قبل ان يخلق الخلق ؟ اقصد ان الله لم يكتسب اسم الخالق بعد ان خلقهم بل كان الخالق قبل ان يخلق احدا , هل تؤمن بذلك؟
هل تؤمن بان الله هوالسميع قبل ان يوجد من يسمعهم الله في الوجود؟
هل تؤمن بان الله هو الخبير قبل ان يوجد في الوجود احد غيره ليخبره؟
هل تؤمن بان الله هو الرحيم قبل ان يوجد في الوجود احد غيره ليرحمه؟
هل تؤمن بان الله هو المنعم قبل ان يوجد في الوجود احد غيره ينعم عليهم؟
هل تؤمن بان الله هو المنعم قبل ان يوجد نعيم في الكون اساسا؟
6 هل اسماء الله سبحانه وتعالى كذلك منها ازلية ومنها غير ازلية ؟
وركز لم نسالك الذاتية والنفسية . بل سالناك الازلية منها والغير ازلي منها
7 قلت وكررت مرارا وامرت انصارك ان يكرروها الان كاثبات على قولك انك لن ترضى حتى يرضى الله!!!
هل تقصد ان الله ليس راضيا في نفسه الان؟
8 قلت وكررت مرارا انك لن ترضى حتى يرضى
فان كان جوابك على السؤال 7 بالايجاب وقلت نعم الله ليس راضيا الان في نفسه , فارجوا ان تجيب على هذا البند
لن ترضى حتى ترضى فهل تعني انك لست راضيا الان بما قسمه لك الله في الدنيا من اي نعيم في الدنيا اعطاك الله اياه فانك لست راضيا به فكيف ترضى وحبيب قلبك الله حزين ومتحسر الان وحزين فكيف سيهنا لك العيش في النعيم الدنيوي الذي اعطاك الله اياه وجعلك شيخ قبيلة معروفة في اليمن وجعلك الامام المهدي وجعلك خليفته وكل هذا النعيم الذي انت فيه الان كيف تهنا فيه وحبيب قلبك حزين
فهل انت لست راضيا الان بما قسمه الله لك من النعيم في الدنيا؟
9 هل تؤمن بان الانسان مخلوق وبان اعماله مخلوقة من قبل الخالق الرحمن عز وجل؟
وعليه هل تؤمن بان الامور المعنوية في الانسان من الحزن والفرح والغضب والرضى في نفس المرء هل تؤمن انها مخلوقة من قبل الله خلقها الله في نفس البشر؟
ــــــــــــــــــ
—
انتهى الاقتباس
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله وأئمة الكتاب كلّ منهم سراجٌ لأمّته، وأصلّي عليهم جميعاً وأسلّم تسليماً وآلهم الأطهار والتّابعين لدعوة الحقّ من ربّهم في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، أمّا بعد..
فتلك أسئلةٌ تعجيزيّةٌ كما تزعم أنّك سوف تُعْجِزُ بها الإمام المهديّ فلا يجد الجواب في محكم الكتاب! هيهات هيهات، بل سوف ننطِق بالحقّ ذكرى لأولي الألباب، ومن ثم نبدأ بتفصيل الإجابة عن السؤال الخامس كونه من أصعب الأسئلة في نظر أحمد عمرو وكذلك في نظر السائلين، وكذلك أحمد عمرو وكافة السائلين لا يملكون له الجواب إلا من آتاه الله علم الكتاب ولكن الإجابة على السؤال الخامس يسيرة على الإنسان الذي يعلّمه الرحمنُ البيان الحقّ للقرآن الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني كون الإجابة عليه سوف تكفي أن تكون إجابةً على كافة الأسئلة المتبقية كونها تصبّ في مصبٍّ واحدٍ إلا أن يصّر أحمد عمرو أن نُجِب عليها جميعاً فنحن لها بإذن الله العليم الحكيم. وإلى السؤال الخامس...
ومن ثم نأتي للإجابة عن السؤال الخامس الذي يقول فيه الدكتور أحمد عمرو ما يلي:
اقتباس المشاركة :
5هل تؤمن بان الله هو الخالق قبل ان يخلق الخلق ؟ اقصد ان الله لم يكتسب اسم الخالق بعد ان خلقهم بل كان الخالق قبل ان يخلق احدا , هل تؤمن بذلك؟
هل تؤمن بان الله هو السميع قبل ان يوجد من يسمعهم الله في الوجود؟
هل تؤمن بان الله هو الخبير قبل ان يوجد في الوجود احد غيره ليخبره؟
هل تؤمن بان الله هو الرحيم قبل ان يوجد في الوجود احد غيره ليرحمه؟
هل تؤمن بان الله هو المنعم قبل ان يوجد في الوجود احد غيره ينعم عليهم؟
هل تؤمن بان الله هو المنعم قبل ان يوجد نعيم في الكون اساسا؟
—
انتهى الاقتباس
ومن ثمّ يردّ عليك الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني ونقتبس شطر من السؤال كما يلي:
اقتباس المشاركة :
5 - هل تؤمن بان الله هو الخالق قبل ان يخلق الخلق ؟ اقصد ان الله لم يكتسب اسم الخالق بعد ان خلقهم بل كان الخالق قبل ان يخلق احدا ، هل تؤمن بذلك؟
—
انتهى الاقتباس
ومن ثمّ يردّ عليك الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وأقول: والله الذي لا إله غيره لا حجّة لله على الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني أن (يؤمن) بأنّ الله هو الخالق من قبل أن يخلق الخلق حتى أرى برهان خلقه على الواقع الحقيقي فانظرُ ماذا خلق الله، لكون الله جعل خلق السماوات والأرض وما فيهما وما بينهما هو البرهان لحقيقة اسمه أنّه الخلاّق العليم. تصديقاً لقول الله تعالى: {خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ۖ وَأَلْقَىٰ فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ ۚ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ ﴿١٠﴾ هَـٰذَا خَلْقُ اللَّـهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ ۚ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿١١﴾} صدق الله العظيم [لقمان].
فهنا قدّم الله البرهان لحقيقة اسمه أنّه (الخالق) بالحقّ على الواقع الحقيقي. ولذلك قال الله تعالى: {هَـٰذَا خَلْقُ اللَّـهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ ۚ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ} صدق الله العظيم. وبما أنّه لا خلّاق غير الله ولكن الله تحدّى إن كان يوجد خلّاقٌ سواه بأنّ يأتي ببرهان خلقه على الواقع الحقيقي. ولذلك قال الله تعالى: {هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلالٍ مُّبِينٍ} صدق الله العظيم. وكذلك جميع أسماء صفات الربّ جعل الله لكلٍّ منهنّ برهاناً بالحقّ على الواقع الحقيقي ترونه بأعينكم.
ويا فضيلة الدكتور أحمد عمرو، إنّك تريد أن تُعجز الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني، وهيهات هيهات.. فما دام الأمر متعلِّقاً بكتاب الله القرآن العظيم فأنا ببيانه زعيمٌ بإذن الله السميع لمن دعاه العليم بما في أنفس عباده، فلا بدّ لله أن يُصدّق بأسمائه الحسنى بالحقّ على الواقع الحقيقي، فحين يَصِف الله نفسه أنّه الرّزاق الذي يرزقكم من السماء والأرض فيظلّ اسماً فقط حتى يأتي الله بالبرهان لهذا الاسم بالحقّ على الواقع الحقيقي. وإلى البرهان للاسم (الرّزاق) في محكم القرآن. وقال الله تعالى: {قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُلِ اللَّهُ} صدق الله العظيم [سبأ:24].
فما هو البرهان على الواقع الحقيقي الذي يثبت أنّ الله هو حقّاً الرّزاق؟ وقال الله تعالى: {فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ ﴿٢٤﴾ أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاءَ صَبًّا ﴿٢٥﴾ ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا ﴿٢٦﴾ فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا ﴿٢٧﴾ وَعِنَبًا وَقَضْبًا ﴿٢٨﴾ وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا ﴿٢٩﴾ وَحَدَائِقَ غُلْبًا ﴿٣٠﴾ وَفَاكِهَةً وَأَبًّا ﴿٣١﴾ مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [عبس].
وكذلك لكل اسم من أسماء الله الذي يصف نفسَه بها جعل لكل اسم حقيقةً تجدونها على الواقع الحقيقي فترون حقيقة ذلك الاسم بأمِّ أعينكم وتشعر به كافّة حواسكم، فهو الخالق لأنفسكم؛ وفي أنفسكم أفلا تبصرون؟ وهو البارئ لأمراضكم؛ أمْ مَنْ يشفيكم غير البارئ إن كنتم صادقين؟
ولكل اسمٍ من أسماء الله التي يصف بها نفسه تجدون له برهاناً بالحقّ على الواقع الحقيقي ترونه بأعينكم وتشعر به كافة حواسكم إلا البرهان لحقيقة رضوان الربّ الذي يكمن فيه سرّ الحكمة من خلقكم فتبصره قلوبكم وترى أنّه النّعيم الأعظم من نعيم جنّته لا شك ولا ريب. ألا والله لا يزداد معيار اليقين شيئاً في قلوب قومٍ يحبّهم ويحبّونه يوم لقاء ربّهم؛ بل رؤيتهم كما هي ويقينهم لن يزداد شيئاً ولا مثقال ذرةٍ يوم لقاء الربّ، بمعنى أنّ يقين قلوبهم لن يزداد يوم لقاء الله بأنّ رضوان نفسه هو النّعيم الأعظم من نعيم جنّته كون هذه عقيدة رسخت في قلوبهم أعظم من رسوخ هذا الكون العظيم فقد يزول ولن تزول هذه العقيدة في قلوب قومٍ يحبّهم الله ويحبّونه في حقيقة رضوان الله أنّه النّعيم الأعظم من نعيم جنّته، ولا نزال نقول وهم على ذلك من الشاهدين، وهم يعلمون علم اليقين أنّ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني ينطق بالحقّ حين يجعلهم شهداء بيان النّعيم الأعظم؛ (نعيم رضوان الرحمن على عباده) أنّه حقّاً النّعيم الأعظم من نعيم جنّته. ولا نزال نقول وهم على ذلك من الشاهدين (قوم يحبّهم الله ويحبّونه) في هذه الأمّة. وقال الله تعالى: {فَذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الحقّ فَمَاذَا بَعْدَ الحقّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ} صدق الله العظيم [يونس:32].
ولدينا مزيدٌ مما علّمني ربّي، ومن كان مُعلِّمُه الرحمن فلن يُهيمن عليه علماءُ الإنس والجانّ ولو كان بعضُهم لبعضٍ ظهيراً ونصيراً، وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
وقال الله تعالى: {وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ قُلْ كَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ ﴿٤٣﴾} صدق الله العظيم [الرعد].
ـــــــــــــــــــــ دکتر، قبل از اینکه به اذن خداوند جواب سؤالات شما را بدهیم؛ این بیان مختصر را برای تو مینویسیم که خردمندان آن را درمییابند....
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على أنبياء الله من أولهم إلى خاتمهم محمد رسول الله، يا أيها الذين آمنوا صلّوا عليه وعليهم جميعاً وسلّموا تسليماً لا نفرّق بين أحدٍ منهم ونحن له مسلمون، أمّا بعد.. دکتر احمد عمرو، مهدی منتظر و انصارش همچنان به وجود گرامی شما بر سر میز گفتوگوی مهدی منتظر در دروان گفتوگو قبل از ظهور خیرمقدم میگویند و مهدی منتظر ناصر محمد همچنان بر روی این شهادت حق اصرار شدید دارد که غضب و رضایت خداوند صفات نفس «الرحمن» هستند؛ فقط اینکه من محقق شدن غضب در نفس «الرحمن» را پیش ازآفریدن خلق نمیدانم، چون تحقق غضب و رضوان در نفس خداوند متعلق به اعمال خیر و شر بندگانش است. خداوند بر خود مقرر داشته از کسانی که از او اطاعت کرده و راه پیروی از رضایت او را در پی گیرند راضی شود و بر خود مقرر داشته نسبت به کسی که عصیان کرده و راهی را در پیش گیرد که موجب خشم اوست و از رضوان خداوند اکراه داشته باشد؛ غضب نماید. اما خداوند سبحان قبل از آفریدن بندگانش بر آنان غضب نمیکند، بلکه این امر بعد از برانگیختن رسولان و اقامه حجت بر آنان خواهد بود. و اما کسانی که از پیروی از رسولان سرباز زنند و به دنبال راهی روند که خشم خدا را در پی دارد و از رضوان خداوند اکراه داشته باشند، پروردگار نیز اعمالشان را هدر میدهد و این هدر رفتن اعمال روی نمیدهد مگر بعد از اکراه آنان از رضوان خداوند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ ﴿٢٨﴾}صدق الله العظيم [محمد:]
و به همین ترتیب، رضوان در نفس خداوند نسبت به بندگانش پیش از آفرینش آنها و سخن گفتن از حق آمده از نزد پروردگارشان نخواهد بود. با اینکه غضب و رضوان از صفات نفساني خداوند قبل از آفرینش خلق هستند؛ اما غضب در نفس پروردگار خاموش است چون میزان غضب و رضوان صفر است؛ گرچه این دو صفت غضب و رضوان در نفس خداوند وجود دارند. ولی احمد عمرو میخواهد غضب و رضوان خداوند قبل از روی دادن اعمال باشد یعنی فتوا میدهد که خداوند قبل از آفریدن بندگانی که از پیروی از رسولان سرباز میزنند، نسبت به آنان غضبناک است یعنی پیش از آنکه آفریده شده و رسولان خداوند به سوی ایشان فرستاده شوند و قبل از اینکه از دعوت رسولان سرباز زنند و قبل از اینکه حجت بر آنان اقامه گردد! با این اعتقاد، خداوند موصوف به ظلم بر بندگان میگردد. چگونه ممکن است خداوند نسبت به گروهی از بندگان غضب نماید در حالیکه هنوز ایشان را نیافریده و آنها با معصیت کردن در پیشگاه پروردگار هنوز به خود ظلم نکردهاند؟ لذا عقیده احمد عمرو مخالف کلام خداوند تعالی است که میفرماید: { وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا }صدق الله العظيم [الكهف:۴۹] و این نقطه اختلاف بین امام مهدی ناصر محمد یمانی و شیخ فاضل دکتر احمد عمرو است. چون او به ناحق فتوا میدهد که خداوند قبل از آفریدن بندگانی که از او روگردان هستند و قبل اقامه حجت بر آنها به واسطه برانگیختن رسولان؛ نسبت به ایشان خشمگین و غضبناک است و ما میدانیم که احمد عمرو برای چه تلاش میکند تا ثابت کند که غضب در نفس خداوند ثابت است و میدانیم برای چه فتوا میدهد خداوند قبل از آفریدن روگردانان و معرضان در نفس خود غضبناک است؛ تا ثابت کند بر حسب فتوای او غضب صفتی ثابت و نامتغیر در نفس خداوند است.
پس امام مهدی ناصر محمد به حق در برابر شیخ فاضل احمد عمرو حجت آورده و میگوید:
جناب دکتر عمرو، فرض کنیم که خداوند در همین ساعت که در باره این بیان تدبر میکنی از تو راضی باشد چرا که تو از متقیان بوده و از کسانی هستی که از حدود دین دفاع کرده و تلاش میکنند تا مسلمانان را هدایت نمایند؛ اما ناگهان احمد عمر نسبت به ایمان به «الرحمن» و رسولان او و قرآن كافر گردد و وارد گروهی از جن و انس گردد که نسبت به «الرحمن» ملحد هستند؛ حال جناب دکتر با اینکه خداوند ابتدا از تو راضی بوده، آیا تصور میکنی بعد از کفر آوردن به خداوند و پیوستن به گروه ملحدان به پروردگار، باز هم رضوان خداوند نسبت به تو ادامه خواهد یافت؟ خداوند تو را از چنین اتفاقی حفظ کند وما فقط مثال زدیم و امیدواریم از شیخ فاضل و عزیز دکتر عمرو جوابی بشنویم. بار دیگر سؤال را تکرار میکنیم: «احمد عمرو خداوند از تو راضی بود تا اینکه زمانی رسید که تو مردم را از پیروی از مهدی منتظر ناصر محمد یمانی بازداشتی؛ پس خداوند به خاطر اینکه اگر ناصر محمد یمانی به حق مهدی منتظر است نسبت به تو غضبناک شد؛ آیا تصور میکنی رضوان خداوند نسبت به تو بدل به غضب و خشم شدید نخواهد شد؟»
بعد از اینکه دکتر عزیز احمد عمرو به این سؤال جواب داد، به او و تمام انصار پیشگام برگزیده و حقجویان وعده میدهيم كه به بقیه سؤالات او جواب دهیم و به اذن خداوند پاسخ هر سؤال را به صورت مفصل از آیات محکم تنزیل بیاوریم که خداوند مولای ماست؛ نعم المولى ونعم الوكيل، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين.
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني
الإمام ناصر محمد اليماني
21 - 04 - 1434 هـ
03 - 03 - 2013 مـ
03:37 صـــباحاً
ـــــــــــــــــــــ
قبل استكمال جواب الأسئلة - بإذن الله - يا دكتور كتبنا لك هذا البيان المختصر يدركه أولو الأبصار ..
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على أنبياء الله من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله، يا أيها الذين آمنوا صلّوا عليه وعليهم جميعاً وسلّموا تسليماً لا نفرّق بين أحدٍ منهم ونحن له مسلمون، أمّا بعد..
يا دكتور أحمد عمرو، لا يزال المهديّ المنتظَر وكافة الأنصار نُكرِّر التّرحيب بشخصكم الكريم ضيف طاولة الحوار للمهديّ المنتظَر في عصر الحوار من قبل الظهور، ولا يزال المهديّ المنتظَر ناصر محمد شديد الإصرار على الاستمرار في الشهادة بالحقّ أنّ من صفات الرحمن الأزليّة في نفسه أن يغضب ويرضى غير أنّي لا أصف تحقيق الغضب في نفس الرحمن من قبل أن يخلق عباده كون تحقيق الغضب والرضوان في نفس الرحمن متعلقٌ بما سوف يفعله عباده من الخير والشر، فكتب الله على نفسه أن يرضى على من أطاعه واتّبع رضوانه وكتب أن يغضب على من عصاه فاتّبع ما يسخطه وكره رضوانه، غير أنّه سبحانه لم يغضب على عباده من قبل أن يخلقهم؛ بل بعد أن يقيم عليهم الحجّة ببعث رسله، فأمّا الذين أعرضوا على أن يتّبعوا رسله بل اتّبعوا ما يسخط الله وكرهوا رضوانه ومن ثم أحبط الله أعمالهم ولم يُحبِط الله أعمالهم إلا من بعد أن كرِهوا رضوانه. تصديقاً لقول الله تعالى: {ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ} صدق الله العظيم [محمد:28].
وكذلك لم يتحقّق الرضوان في نفس الله على عباده من قبل أن يخلقهم فينطقون بالحقّ من ربّهم برغم أنّ من صفات الله النفسيّة الغضب والرضوان من قبل أن يخلق الله الخلق ولكنّ الغضبَ ساكتٌ في نفس الربّ كون معيار الغضب صفرٌ ومعيار الرضوان صفرٌ برغم وجود صفة الغضب والرضوان في نفسه، ولكن أحمد عمرو يريد أن يسبقَ غضبُ الله ورضوانه الأحداث بمعنى أنّه يفتي أنّ الله غاضبٌ على عباده المُعرضين عن اتّباع رسله من قبل أن يخلقهم ومن قبل أن يبعث إليهم رسله ومن قبل أن يُعرِضوا ومن قبل أن يُقيم عليهم الحجّة! وهذه العقيدة تصف الله بالظّلم لعباده. فكيف يغضب على طائفةٍ منهم من قبل أن يخلقهم ومن قبل أن يظلموا أنفسهم بمعصية الربّ؟ إذاً عقيدة أحمد عمرو مخالفةٌ لقول الله تعالى: {وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا} صدق الله العظيم [الكهف:49].
وهنا نقطة الخلاف بين الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وفضيلة الدكتور أحمد عمرو كونه يُفتي بغير الحقّ أنّ الله غاضبٌ على المعرضين من قبل أن يخلقهم ومن قبل أن يُقيم عليهم الحجّة ببعث رسله، ونعلم ماذا يريد أن يصل إليه أحمد عمرو من السعي وراء الإثبات أنّ غضب الله ثابتٌ في نفسه ويفتي أنّه تحقق على المعرضين في نفس الله من قبل أن يخلقهم كون الغضب في نفس الله لا بدّ أن يكون صفةً ثابتةً في نفس الله لا تتغيّر حسب فتوى الدكتور أحمد عمرو، ومن ثم يُقيم الإمام المهديّ ناصر محمد الحجّة بالحقّ على فضيلة الشيخ أحمد عمرو ونقول: يا دكتور أحمد عمرو، فلنفرض أنّ الله راضٍ عليك الآن في هذه الساعة التي تتدبّر فيها البيان كونك من المُتّقين ومن الذين يذودون عن حياض الدين ويسعون إلى هدى المسلمين وفجأة كفر الدكتور أحمد عمرو بالإيمان بالرحمن وبرسله وبالقرآن ودخلت في حزب المُلحدين بالربّ في عالم الإنس والجانّ بعد أن كان الله راضيّاً عليك، فهل يا ترى سوف يستمر رضوان الرحمن عليك يا دكتور من بعد الكفر بالله والانضمام إلى طائفة الملحدين بالربّ؟ وحفظك الله من ذلك؛ وإنّما أضرب مثلاً ونرجو الجواب من حبيبي في الله فضيلة الدكتور أحمد عمرو. ونكرر السؤال مرة أخرى بالحقّ ونقول:
( كان الله راضيّاً عليك يا أحمد عمرو حتى إذا صدَدْت عن اتّباع المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني فغضِب الله عليك لو كان ناصر محمد اليماني هو حقّاً المهديّ المنتظَر، فهل يا ترى لن يتبدّل رضوان الله عليك إلى غضب ومقتٍ كبير؟ )
ومن بعد الجواب من حبيبي في الله فضيلة الدكتور أحمد عمرو نعده وكافة الأنصار السابقين الأخيار والباحثين عن الحقّ في طاولة الحوار أن نستكمل الجواب للأسئلة المتبقّية لأحمد عمرو جميعاً ونُفصِّل الإجابة لكل سؤال تفصيلاً من مُحكم التنزيل بإذن الله المولى نِعم المولى ونِعم الوكيل.
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
___________
امام مهدی به اذن خداوند با برهان قوی علمی بر دکتر احمد عمرو چیره میشود و هر کس که به دنبال حق باشد آن را خواهد دید، غیر حق راهی وجود ندارد..
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله وآلهم الأطهار وجميع أنصار الله الواحد القهّار إلى اليوم الآخر، أمّا بعد.. بازمیگردیم تا جواب سؤالات را کامل کنیم ، درحالیکه خشم خود را فرو مینشانیم. حال جواب به سومین سؤال که میپرسد:
اقتباس المشاركة :
س-۳ ممکن است برای ما معین کنید کدام یک از صفات خداوند ازلی و کدام یک غیر ازلی هستند؟
—
انتهى الاقتباس
پایان سؤال احمد عمرو.
حال به سؤال سوم به حق جواب داده و میگوییم: احمد عمرو، تمام صفات ذاتی و نفسانی خداوند ازلی هستند. در اینجا احمد عمرو از خوشحالی پرواز کرده و میگوید: «ناصر محمد به این ترتیب اعتراف کردی که خداوند قبل از آن که خلق را بیافریند، غضبناک بوده است». امام مهدی در پاسخ میگوید: پناه بر خدا که به پروردگارم نسبت ظلم بدهم، چرا که او به هیچیک از بندگانش بهناحق و ظالمانه غضب نمیکند؛ بلکه مقصود من این است که از صفات ازلی نفسی خداوند این است که غضب میکند و راضی میشود به این صورت که از کسی که او را اطاعت نماید راضی و نسبت به کسی که راه عصیان درپیش گیرد غضب میکند. اما احمد عمرو میخواهد خداوند قبل از آفریدن خلق و فرستادن رسولان، از آنها غضبناک باشد. احمد عمرو! همانا که تو بر خطایی و چنین نیست. خداوند ابتدا رسولان را به سوی خلق میفرستد تا بعد از آمدن رسولان دیگر در برابر او حجت نداشته باشند. از آنجا که غضب و رضایت از صفات ازلی پروردگار هستند؛ خداوند از کسانی که او را اطاعت نمایند راضی و نسبت به کسانی که در برابر خداوند و رسولانش عصیان میورزند غضبناک میگردد. ما پیش از این نیز به صورت مفصل در بیانات خود در این باره سخن گفتهایم.
پایان پاسخ به سؤال سوم. حال به سراغ جواب سؤال چهارم میآییم که میگوید:
اقتباس المشاركة :
س-۴: - آیا به صفات و اسما خداوند با همان معنایی که دارند و نص هستند بدون تأویل و تحریف و تعطیل و تشبیه و تکییف ایمان داری؟ یا میگویی مجاز است یکی از این پنج شیء در شرح اسما خداوند و صفات او تأویل تحریف تعطیل تشبیه یا تکییف اعمال شود؟ لطفا بفرمایید شما با اعمال کدام یک از آنها درباره اسما و صفات خداوند موافقید؟ اگر اجازه چنین کاری را میدهید.
—
انتهى الاقتباس
ج-۴: احمد عمرو! همانا که امام مهدی به تمام صفات ذاتی و نفسانی خداوند ایمان دارد و همچنین یقین دارد که این از صفات نفسانی خداوند است که غضب کند و یا راضی گردد و یا بعد از غضب کردن، راضی شود که اگر چنین نبود دیگر بازگشت بنده به سوی خداوند و توبه فایدهای نداشت و اگر خداوند به سبب عمل بنده از او غضبناک میگردید؛ هر چقدر هم بنده توبه مینمود، خداوند از او راضی نمیشد چرا که بر اساس فتوای احمد عمرو غضب باید دائم در نفس خداوند به صورت مستمر باقی باشد و سزاوار نیست که غضب به رضوان ورضایت تبدیل گردد!
احمد عمرو از خدا تقوا کن و بترس، این عقیده شیاطین است، آنان که از رحمت خداوند مأیوس شده و باور دارند بعد از آنکه مورد خشم خداوند قرار گرفتند؛ دیگر پروردگار آنان را نمیبخشد و به هیچوجه از ایشان راضی نخواهد شد و به همین سبب به شیطان، ابلیس گفته میشود چون از رحمت خداوند مأیوس و نااميد [مبلس] است و ظن او نسبت به پروردگارش او را به هلاکت انداخته و خدای خود را آنگونه که شایسته اوست نشناخته است. پاسخ به سؤال چهارم تمام شد و اما سؤال پنجم؛ ما پیش از این به صورت مفصل به آن پاسخ دادهایم. حال به سراغ سؤال ششمی میآییم که احمد عمرو پرسیده است:
اقتباس المشاركة :
س-۶: - آیا اسما خداوند سبحان و تعالی هم ازلی و غیر ازلی دارد؟ و توجه کنید که سؤال نکردهایم ذاتی و نفسانی؛ بلکه پرسش این است که نامهای ازلی و غیر ازلی خداوند کداماند؟
—
انتهى الاقتباس
ج-۶: امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ میگوید: قسمت اعظم سؤالات تو منشأ یکسان دارد ولی مشکلی نیست. احمد! من به تو یادآوری میکنم، باز به نام خود و تمام انصار به تو یادآوری میکنم ما ایمان داریم که از صفات ازلی نفسانی خداوند غضب و رضای اوست و این از صفات ازلی در نفس خداوند است؛ یعنی او بر بندگان عصیانگر غضب کرده و از بندگانی که اطاعت میکنند راضی است. به همین ترتیب به حق به تمام بندگان خداوند که در حق خود اسراف نمودهاند، فتوا میدهیم: به خاطر فتوای احمد عمرو که میگوید غضبی که در نفس خدا نسبت به شما وجود دارد امکان ندارد به رضایت و رضوان تبدیل گردد، از رحمت خداوند مأیوس نشوید. بلکه فتوای امام مهدی بر حسب فتوایی است که خداوند در مورد کسانی داده است که به علت افراط در ارتکاب گناهان و اسراف در این امر گرفتار غضب خداوند شدهاند؛ غضبی که در پی کثرت گناهان واعمالشان در نفس خداوند نسبت به آنان وجود دارد. ما به آنان فتوا میدهیم از رحمت خداوند مأیوس نشوند که خداوند توبه بندگانش را میپذیرد و با اینکه نسبت به آنان غضبناک است، اما با توبه، از ایشان راضی میشود و آن را با نعمتی از نزد خود به رضوان مبدل میسازد، البته اگر با توبه وانابه به سوی پروردگار بازگردند و از آنچه که خداوند نازل نموده پیروی نمایند. نگاه کنید که خداوند به تمام بندگان جن و انس از هر جنس و گونهای که با گناه اسراف کردهاند چه میفرماید. آنان اگر انابه و توبه کرده و از آنچه که پروردگارشان به سویشان نازل نموده است، پیروی نمایند؛ آنگاه خداوند بدیهای ایشان را به حسنات مبدل ساخته و غضب او به رضوان تبدیل میگردد تا هیچ بندهای حجت نداشته باشد که از رضوان خداوند مأیوس است چون پروردگار بعد ازغضب از او راضی نمیشود و بگوید: «امیدی به پذیرش توبه من نیست چون خداوند از من غضبناک شده است و از من راضی نمیشود؛ پس توبه فایدهای ندارد». سبحان الله العظیم! به خداوند قسم که تو جناب احمد عمرو از مردم دعوت میکنی تا از رحمت خداوند نا امید و مأیوس گردند. ای مرد! اگرغضب خداوند برای کسی که توبه کرده و به سوی خداوند بازگشته تبدیل به رضایت و رضوان نشود و بدیها به حسنات مبدل نگردد، تمام بندگان از رحمت پروردگار و معبودشان نا امید میشوند، سبحان الله؛ پاک و منزه است خداوندی که رحمت و علمش همه چیز را در برمیگیرد، خدایی که احکام گناهان و بدیها را به حسنات و عفو مبدل میسازد و با احسان خود، غضب را به رضایت و رضوان مبدل مینماید تا بندگان نا امید نشوند که به خاطر کثرت گناهان، خداوند از ایشان غضبناک است و تصور کنند که امیدی نیست که ایشان را ببخشد و از ایشان راضی گردد. و برای اینکه حجتی نداشته باشند ، به همین خاطر ندای او تمام بندگان خداوند در آسمانها و زمین را شامل میشود، تا مبادا از رحمت خداوند مأیوس شده و بگویند ما به علت اسراف در گناهان گرفتار غضب خداوند هستیم و امیدی نیست که ما را ببخشاید و از ما راضی گردد چراکه بر اساس فتوای احمد عمرو صفات نفسانی خداوند قابل تغییر نیستند و او بعد از غضب؛ راضی نمیشود. هیهات، هیهات ....و برای اینکه بندگان در پیشگاه پروردگارشان حجت نداشته باشند که غضب او به علت اسراف آنها در گناه و جرایم بدل به رضایت نمیشود؛ تمام بندگان ملکوت را مورد خطاب قرار میدهد. خداوند تعالی میفرماید: {قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿٥٣﴾ وَأَنِيبُوا إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ ﴿٥٤﴾ وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ﴿٥٥﴾ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ ﴿٥٦﴾أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّـهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ﴿٥٧﴾ أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٥٨﴾ بَلَىٰ قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الزمر]. حال سراغ سؤال هفتم می آییم که احمد عمرو در آن میگوید:
اقتباس المشاركة :
س-۷: گفتهاید و به صورت مکرر از انصارت خواستهای که آن را تکرار کنند تا اثبات سخن تو باشد و بگویند " لن ترضی حتی يرضی" راضی نمیشوي تا ( خداوند ) راضی شود! آیا مقصودت این است که خداوند اکنون در نفس خود راضی نیست
—
انتهى الاقتباس
؟ج-۷: امام مهدی در پاسخ به حق میگوید: من به ملکوت پروردگارم راضی نخواهم شد تا خداوند در نفس خود راضی شده و متحسر و حزین نباشد و این اتفاق نمیافتد مگر اینکه خداوند تمام بندگان گمراه خود را مشمول رحمت خود فرماید که پروردگار من بر هر چیز قادر است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [المائدة] احمد عمرو؛ غفران چیست؟ جز این نیست که غفران تبدیل صفت غضب به رضوان است.
امام مهدی منتظر طمع ندارد که رضوان خداوند نسبت به شیطان و اولیائش قبل از تحمل و چشيدن عقوبت اعمالشان رخ دهد، بلکه مقصودمان بندگان گمراهی است که بعد از گرفتار شدن به صیحه [عذاب خداوند]، به خاطر کوتاهیهایی که در پیشگاه پروردگارشان مرتکب شدهاند نادم و پشیمان هستند و خداوند نسبت به ایشان متحسر و حزین است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس]. و اما کسانی که غضب خداوند را غایت و منتهای آرزویشان قرار داده و هدفشان در این دنیا همین است، شب و روز در تلاشاند تا خداوند در نفس خود نسبت به بندگانش غضبناک گردد. در علم کتاب آمده است که در روز قیامت اینان نیز نادم هستند، اما ندامتشان به خاطر کوتاهی در پیشگاه خداوند نیست! بلکه نادم هستند که چرا نتوانستهاند تمام ملتها را گمراه کنند تا همراه ایشان به جهنم افکنده شوند و برای همین است که در نفس خداوند نسبت به این گروه حسرت و تأسف و حزنی نمییابیم. آنان کسانی هستند که مغضوب خداوند هستند [مغضوب علیهم]. کسانی که شب و روز تلاش میکنند تا رضوان خداوند نسبت به بندگانش محقق نگردد، آنان دشمنان خداوند و دشمنان ما هستند و خداوند آنان را جزئی از هدف ما قرار نداده است، چون اثری از ندامت و تحسر به خاطر کوتاهی در پیشگاه خداوند درایشان نمییابیم؛ بلکه میبینیم که شیاطین جن و انس در روز قیامت نادماند که چرا تمام مردم را یکدست نسبت به خداوند کافر نکردهاند تا همراه ایشان در آتش جهنم گرفتار گردند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً ۖ فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّىٰ يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ ۖ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا ﴿٨٩﴾} صدق الله العظيم [النساء] ولی احمد عمرو هدف امام مهدی و انصارش را درک نکردهاست، این هدف رفتن تحسر از نفس خداوند نسبت به بندگان گمراه است نه بندگان مغضوب و ما راضی نخواهیم شد تا پروردگار راضی شود. لذا میبینید که میگوییم راضی نخواهیم شد تا خداوند در نفس خود راضی شده و تحسر و حزن نسبت به کسانی که تصور میکردند هدایت شدهاند، اما تلاششان در دنیا به هدر رفته است؛ از بین برود. همانا که بین گمراهان و کسانی که مغضوب خداوند هستند، تفاوت بسیاری وجود دارد؛ چون گمراهان تصور میکنند هدایت شدهاند اما از راه راست دور شده و بندگان مقرب خداوند رحمان را به امید رسیدن به قرب خداوند عبادت میکنند. آنها خداوند را دوست دارند اما برای او شریک قائل شدهاند و تصور میکنند هدایت شدهاند. و اما «مغضوب علیهم» از خداوند و رضوان او بیزارند و از مؤمنان به خداوند انتقام گرفته و کسانی را که به خداوند افترا میزنند را به دوستی برمیگزینند و شب و روز تلاش مینمایند تا نور خداوند را خاموش سازند و هیچکوتاهی نمیکنند؛ آنان شیاطین جن و انس بوده و از سرکش ترین کافران نسبت به خداوند هستند. آنها، شیاطین جن و انس به آتش جهنم سزاوارترند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّيَاطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا ﴿٦٨﴾ ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَـٰنِ عِتِيًّا ﴿٦٩﴾ ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلَىٰ بِهَا صِلِيًّا ﴿٧٠﴾} [مريم]، صدق الله العظيم، وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين.
حال به سراغ سؤال هشتم میآییم که احمد عمرو در آن میپرسد:
اقتباس المشاركة :
س-۸:گفتهاید و مرتب تکرار میکنید که راضی نمیشوی تا خداوند راضی شود؛ پس اگر جوابت به سؤال بند هفت مثبت باشد و گفته باشی خداوند در حال حاضر در نفس خود راضی نیست؛ خواهش میکنم به این بند پاسخ دهی: راضی نمیشوم تا خداوند راضی شود، آیا در حال حاضر به قسمتی که خداوند در دنیا برایت قرار داده است راضی نیستی؛ یعنی به نعمتهایی که خداوند در این دنیا به تو عنایت نموده راضی نیستی؛ چگونه میتوانی راضی شوی در حالی که اکنون حبیب قلبت خداوند در نفس خود راضی نبوده و متحسر و حزین است؟ چطور زندگی در این نعیم دنیوی که خداوند به شما عطا کرده و ترا شیخ قبیلهای معروف یمنی و خداوند تو را امام مهدی قرار داده و خلیفه نموده است...تمامی این نعمتهایی که الان در آن زندگی میکنی چطور برایت شیرین است درحالی که حبیب قلبت حزین است؟ آیا به قسمتی که خداوند درنعیم این دنیا به تو عنایت نموده راضی نیستی؟
—
انتهى الاقتباس
ج-۸: امام مهدی در پاسخ پرسشگران میگوید: پناه بر خدا که از کسانی باشم که خداوند تعالی درمورد آنان میفرماید: {إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ ﴿٧﴾ أُولَـٰئِكَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿٨﴾} صدق الله العظيم [يونس]. پناه برخدا که از کسانی باشم که خداوند تعالی درمورد آنان میفرماید:
{فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّىٰ عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿٢٩﴾ ذَٰلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ} صدق الله العظيم [النجم:۲۹-۳۰].ولی احمد عمرو، من تمنا دارم که خداوند تمام ملکوت دنیا را به من عطا نماید تا از آن به عنوان «وسیله» به سوی پروردگارم استفاده کرده و مردم را به اذن خداوند به امتی واحد در راه راست [صراط مستقیم] تبدیل نمایم تا خداوند راضی شود. همچنين نبی الله سليمان عليه الصلاة و السلام هم به خاطر رشک به دنیا تمنا نکرد تا خداوند ملکوتی به او عطا نماید که بعد از او سزاوار کسی نباشد. این تمنا به خاطر اصرار او برای جهاد در راه خداوند و امر به معروف و نهی از منکر بود تا نزدیکترین و محبوبترین بنده در نزد پروردگارسبحان باشد و برای همین نبی الله سلیمان گفت: {قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَّا يَنبَغِي لِأَحَدٍ مِّن بَعْدِي ۖ إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ ﴿٣٥﴾} صدق الله العظيم [ص]
این دعای نبی الله سلیمان از روی حب به دنیا نیست تا به آن راضی باشد؛ حاشا لله!! بلکه این مُلک را برای آن میخواهد تا از کسانی باشد که به شدت و بیش از همه در راه رسیدن به حب و قرب خداوند رقابت میکنند. دکتر فاضل احمد عمرو! آیا متوجه موضوع شدی؟ و ما برهانهای علمی بیشتری از آنچه که پروردگارم به من آموخته در نزد خود داریم؛ پاک و منزه است پروردگار من که من چیزی جز آنچه که به من آموختهای نمیدانم که تو عزیز و حکیمی. وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين.
حال به سراغ سؤال نهم میآییم که احمد عمرو درآن میگوید:
اقتباس المشاركة :
س-۹:آیا ایمان داری که انسان مخلوق است و اعمال او قبل از خلق شدنش توسط خالق رحمن و عزوجل خلق شده است؟ آیا ایمان داری که أمور معنوی در انسان از قبیل حزن و فرح و غضب و رضای در نفس انسان از سوی خداوند در نفس انسان خلق شده است؟
—
انتهى الاقتباس
ج-۹: امام مهدی ناصر محمد یمانی در جواب او میگوید: حاشا که پروردگارم اعمال بد انسان را بیافریند یا به بدی و زشتی فرمان دهد! تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَاللَّـهُ أَمَرَنَا بِهَا ۗ قُلْ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ ۖ أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٢٨﴾ قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ ۖ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ ۚ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ ﴿٢٩﴾ فَرِيقًا هَدَىٰ وَفَرِيقًا حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلَالَةُ ۗ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ اللَّـهِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٣٠﴾} صدق الله العظيم [الأعراف]. ممکن است دکتر احمد عمرو بخواهد بگوید: «ولی من ازآیات محکم کتاب برایت حجت ميآورم که:
{وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿٩٦﴾} صدق الله العظيم [الصافات] ». امام مهدی در پاسخ میگوید: همانا که بیان حق فرموده خداوند تعالی: {وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿٩٦﴾} صدق الله العظيم [الصافات]، این است که خداوند شما و بتهایی که شما از صنع خداوند میسازید چه از آهن باشد یا مس یا طلا و یا نقره و یا از سنگ میتراشید را آفریده است و اینها همه صنع خداوند هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ ﴿٩٥﴾ وَاللَّـهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿٩٦﴾} صدق الله العظيم [الصافات]. ای مرد چگونه ممکن است خداوند سبحان سازنده عمل انسان باشد؟ اگر چنین باشد؛ چرا مردم را به خاطر اعمالی که خود آفریده است عذاب میکند؟ چقدر بعضی از سخنان شما که برخلاف عقل و منطق است مرا به تعجب شدید وا میدارد!! اما در مورد صفات حزن و سرور و حسرت و رحمت در نفس انسان، خداوند این صفات را با قدرت کلمات خود در نفس انسان آفریده و هرکس که هدایت بخواهد را هدایت کرده و هرکس گمراهی را بخواهد، گمراه مینماید و پروردگارت به احدی ظلم نمیکند.
وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
من اصطفاه الله للناس إماماً فزاده بسطةً في العلم ليكون برهان الإمامة؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
ـــــــــــــــــــــــ
الإمام ناصر محمد اليماني
09 - 05 - 1434 هـ
20 - 03 - 2013 مـ
08:40 صـباحاً
ـــــــــــــــــــــ
هيمنة الإمام المهديّ بسلطان العلم على الدكتور أحمد عمروا بإذن الله؛ ويراه من أراد الحقّ ولا غير الحقّ سبيلاً ..
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله وآلهم الأطهار وجميع أنصار الله الواحد القهّار إلى اليوم الآخر، أمّا بعد..
ونعود لاستكمال جواب الأسئلة كاظمين الغيظ، وإلى الجواب على السؤال الثالث الذي يقول:
اقتباس المشاركة :
ســ 3 - هل يمكن أن تحدد لنا أياً من صفات الله أزلية وأياً منها غير أزلية ؟
—
انتهى الاقتباس
انتهى سؤال أحمد عمرو، ومن ثم نلقي بالجواب بالحقّ على السؤال الثالث ونقول: يا أحمد عمرو، إنّ صفات الربّ الذاتيّة والنفسيّة جميعاً أزليّة. وهنا يطير أحمد عمرو من الفرح فيقول: "إذاً يا ناصر محمد اعترفت أنّ اللهَ غاضبٌ قبل أن يخلق الخلق". ومن ثم يردّ عليه الإمام المهديّ وأقول: أعوذ بالله أن أصف ربّي بالظلم فهو لا يغضب على أحدٍ من عبيده إلا بالحقّ من غير ظلمٍ؛ بل أقصد أن من صفات الربّ النفسية الأزليّة أنه يغضب ويرضى وذلك حتى يرضى على من أطاعه ويغضب على من عصاه، ولكن أحمد عمرو يريد أن يكون اللهُ غاضباً على الخلق من قبل أن يخلقهم ومن قبل أن يبعث إليهم رسله وإنّك لمن الخاطئين يا أحمد عمرو، بل يبعث الله الرسل حتى لا يكون للناس حجّة من بعد الرسل. وبما أنّ من صفات الربّ الأزليّة الغضب والرضى ومن ثم يرضى على من أطاع الله ورسلَه ويغضب على من عصى الله ورسله، وسبق أن فصّلنا ذلك تفصيلاً في كثير من البيانات.
انتهى الجواب على السؤال الثالث.
. ومن ثم نأتي للردّ على السؤال الرابع الذي يقول:
اقتباس المشاركة :
ســ 4 - هل تؤمن بصفات الله واسماءه بما تحمله من معنى كما هي نصا دون تاويل ولا تحريف ولا تعطيل ولا تشبيه ولا تكييف؟ام انك تقول انه يجوز احد هذه الاشياء الخمسة في شرحنا لاسماء الله وصفاته, التاويل او التحريف او التعطيل او التشبيه او التكييف؟ارجوا تحديد من منهم انت موافق ان تفعله مع الاسماء والصفات؟ ان كنت مجيزا لاحدها .
—
انتهى الاقتباس
جــ 4 : ومن ثم نقول: يا أحمد عمرو، إنّ الإمام المهدي يؤمن بكافّة صفات الله الذاتيّة والنفسيّة وكذلك مؤمنٌ وموقنٌ أنّ مِنْ صفات الله النفسيّة أنه يغضب ويرضى وأنه يرضى من بعد الغضب، ولو لم يكن كذلك فإذاً لا فائدة من توبة العبد لله متاباً لكون الله قد غضب عليه بسبب فعله ولن يرضى عليه مهما تاب لكون من صفات الله - حسب فتوى أحمد عمرو - أنه لا بدّ أن يمكث الغضب مستمراً في نفس الله ولا ينبغي أن يتحول الغضب إلى رضوان!
ويا أحمد عمروا اتّقِ الله، فتلك عقيدة الشياطين الذين يئِسوا من رحمة الله بأنّه لن يغفر لهم ويرضى عنهم أبداً من بعد أن نالوا بغضبٍ من الله ولذلك يسمى الشيطان بالاسم (إبليس) لكونه مُبْلِس من رحمة الله، وظنُّه الذي ظنَّ في ربّه أرداه وما قدر ربَّه حقّ قدره. انتهى الجواب للسؤال الرابع.
وأما السؤال الخامس فقد سبق الردّ عليه من قبل وفصّلنا الجواب تفصيلاً.
. ومن ثم نأتي للجواب على السؤال السادس الذي سأله أحمد عمروا فقال:
اقتباس المشاركة :
ســ 6 - هل أسماء الله سبحانه وتعالى كذلك منها أزلية ومنها غير ازلية ؟ وركز لم نسالك الذاتية والنفسية . بل سالناك الازلية منها والغير ازلي منها.
—
انتهى الاقتباس
جــ 6 : ومن ثم يردّ عليك الإمام المهدي ناصر محمد اليماني وأقول: إنّ معظم أسئلتك في مصبٍّ واحدٍ ولكن لا مشكلة ونقول: يا أحمد أذكرك وأذكرك باسمي وباسم كافة الأنصار أننا نؤمن أنّ من صفات الله الأزليّة النفسيّة أنّه يغضب ويرضى وتلك من صفات الربّ الأزليّة في نفسه، وذلك حتى يغضب على من عصاه من عبيده ويرضى على من أطاعه من عبيده.
وكذلك نُفتي بالحقّ جميعَ الذين أسرفوا على أنفسهم من عبيد الله جميعاً ونقول لهم: لا تستيئسوا من رحمة الله بسبب فتوى أحمد عمرو أنّ غضب الله في نفسه عليكم لا يمكن أن يتحول إلى رضوان؛ بل الإمام المهدي يُفتيكم حسب فتوى الله إلى الذين أفرطوا في إسراف الذنوب على أنفسهم بكثرة الذنوب فنالوا بالغضب في نفس ربّهم من جرّاء أفعالهم، ومن ثم نفتيهم أن لا يستيئسوا من رحمة الله فإن الله يقبل توبة عباده فيرضى عنهم من بعد الغضب فيبدِّلهم نعمة من الله ورضواناً لئن تابوا وأنابوا إلى ربّهم فاتّبعوا ما أُنزل إليهم من ربّهم، فانظروا لوعد الله للمسرفين في الذنوب من كافة العبيد من الجنّ والإنس ومن كل جنسٍ بأنهم إذا تابوا فأنابوا واتّبعوا ما أُنزل إليهم من ربّهم فإنه سوف يبدل سيئاتهم حسنات وبالغضب رضواناً، وحتى لا يكون لأحدٍ من عبيده الحجّة أنه استيأس من رضوان الله وبأنه لن يرضى من بعد الغضب فيقول: "لا أمَلَ في قبول توبتي كون الله سبق وأن غضب عليّ ولن يرضى عني، إذاً لا فائدة من التوبة". ويا سبحان الله العظيم! تالله يا أحمد عمرو إنّك تدعو إلى اليأس والقنوط من رحمة الله، ويا رجل لو لم يتبدّل الغضب في نفس الله إلى رضوان والسيئات إلى حسنات لمن تاب إلى ربّه متاباً إذاً لاستيأس كافة العبيد من رحمة الربّ المعبود، فسبحان الذي وسع كل شيءٍ رحمةً وعلماً الذي يبدل أحكام ذنوب السوء بحسنات العفو والإحسان وبالغضبَ رضواناً حتى لا يستيئس عبيد الله بأنّ الله قد غضب عليهم لكثرة ذنوبهم فيزعمون أنّه لا أمل أن يغفر لهم الله ويرضى عنهم.
وحتى لا تكون لهم حجّة - ولذلك جعل الله النداء شاملاً لكافة العبيد في السماوات والأرض - بأنّ عليهم أن يستيئسوا من رحمة الله فيقولوا لقد نلنا غضبَ نفس الله بسبب إسرافنا في الذنوب فلا أمل أن يغفر لنا الله ويرضى عنّا كون صفاته النفسيّة لا تتبدل حسب فتوى أحمد عمرو، فلن يرضى من بعد الغضب! وهيهات هيهات.. وحتى لا تكون للعبيد حجّةٌ على ربّهم أنّه لن يرضى من بعد الغضب بسبب إسرافهم في الجرائم والذنوب ولذلك جعل الله النداء يشمل كافة العبيد في الملكوت كله. وقال الله تعالى: {قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿٥٣﴾ وَأَنِيبُوا إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ ﴿٥٤﴾ وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ﴿٥٥﴾ أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ ﴿٥٦﴾أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّـهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ﴿٥٧﴾ أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٥٨﴾ بَلَىٰ قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الزمر].
. ومن ثم نأتي إلى السؤال السابع الذي يقول فيه أحمد عمرو ما يلي:
اقتباس المشاركة :
ســ 7 - قلت وكررت مرارا وامرت انصارك ان يكرروها الان كاثبات على قولك انك لن ترضى حتى يرضى الله!!! هل تقصد ان الله ليس راضيا في نفسه الان؟
—
انتهى الاقتباس
جــ 7 : ومن ثم يردّ عليه الإمام المهدي والحقّ أقول: أنّي لن أرضى بملكوت ربّي حتى يرضى الله لا متحسراً ولا حزيناً، ولن يكون ذلك حتى يُدخل اللهُ عبادَه الضالين جميعاً في رحمته، إنّ ربّي على كل شيءٍ قديرٌ. تصديقاً لقول الله تعالى: {أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ} صدق الله العظيم [المائدة:40].
وما هو الغفران يا أحمد عمرو؟ ألا وإنّه استبدال صفة الغضب بالرضوان. ولكن المهديّ المنتظَر لا يطمع في رضوان الله على الشيطان وأوليائه حتى يذوقوا وبال أمرهم، بل نقصد رضوان الله في نفسه على الذين نجد الربّ متحسراً عليهم وحزيناً من عباده الضالين الذين أصبحوا نادمين على ما فرّطوا في جنب ربّهم من بعد أن أخذتهم الصيحة فأصبحوا نادمين على ما فرطوا في جنب ربهم. تصديقاً لقول الله تعالى: {يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس].
وأمّا الذين اتّخذوا غضب الله غايتهم ومنتهى أملهم وهدفهم في هذه الحياة فيناضلون الليل والنّهار لتحقيق غضب نفس الله على عباده فأولئك كذلك وجدناهم نادمين يوم القيامة في علم الكتاب، ولكن ليس أنّهم نادمون على ما فرّطوا في جنب ربّهم! بل نادمون لو أنّهم أضلّوا كافة الأمم جميعاً فيكونوا معهم سواءً في نار جهنّم، إذاً فلن نجد في نفس الله حسرةً عليهم ولا أسفاً ولا حزناً، أولئك المغضوب عليهم الذين يسعون الليل والنّهار إلى عدم تحقيق رضوان الله على عباده، فأولئك أعداء الله وأعداؤنا لم يدخلهم الله ضمن هدفنا كوننا لم نجدهم من النادمين المتحسرين على ما فرطوا في جنب ربّهم، بل وجدنا شياطين الجنّ والإنس نادمين يوم القيامة لو أنّهم جعلوا النّاس أمّةً واحدةً على الكفر بالله ليكونوا معهم سواء في نار جهنّم. تصديقاً لقول الله تعالى: { وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّى يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلا نَصِيرًا} صدق الله العظيم [النساء:89].
ولكن أحمد عمرو لم يفطن لهدف الإمام المهديّ وأنصاره، ألا وإنّها ذهاب الحسرة من نفس الله على الضالين وليس المغضوب عليهم فلن نرضى حتى يرضى، ولذلك تجدنا نقول لن نرضى حتى يرضى في نفسه لا متحسراً ولا حزيناً على الذين ضلّ سعيهم في الحياة الدنيا ويحسبون أنّهم مهتدون.
ألا وأن الفرق لعظيمٌ بين الضالين والمغضوب عليهم كون الضالين إنّما ضلّوا عن الطريق ويحسبون أنّهم مهتدون ويدعون عباده المقربين ليقربوهم إلى الله زلفى، فهم يحبون الله ولكنّهم أشركوا بالله ويحسبون أنّهم مهتدون. وأما المغضوب عليهم فهم يكرهون الله ويكرهون رضوانه، وينقمون على من آمن بالله ويتّخذون من يفتري على الله خليلاً، ويسعون الليل والنّهار ليطفئوا نور الله وهم لا يسأمون، أولئك هم شياطين الجنّ والإنس من أشدّ الكافرين على الرحمن عتياً، بل هم أولى بنار جهنّم صليّاً شياطين الجنّ والإنس. تصديقاً لقول الله تعالى: {فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّيَاطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا ﴿٦٨﴾ ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَـٰنِ عِتِيًّا ﴿٦٩﴾ ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلَىٰ بِهَا صِلِيًّا ﴿٧٠﴾} [مريم]، صدق الله العظيم، وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
. ومن ثم نأتي للسؤال الثامن الذي يقول فيه أحمد عمرو ما يلي:
اقتباس المشاركة :
ســ 8 - قلت وكررت مرارا انك لن ترضى حتى يرضى،فان كان جوابك على السؤال 7 بالايجاب وقلت نعم الله ليس راضيا الان في نفسه , فارجوا ان تجيب على هذا البند:
لن ترضى حتى ترضى فهل تعني انك لست راضيا الان بما قسمه لك الله في الدنيا من اي نعيم في الدنيا اعطاك الله اياه فانك لست راضيا به , فكيف ترضى وحبيب قلبك الله حزين ومتحسر الان وحزين فكيف سيهنا لك العيش في النعيم الدنيوي الذي اعطاك الله اياه وجعلك شيخ قبيلة معروفة في اليمن وجعلك الامام المهدي وجعلك خليفته وكل هذا النعيم الذي انت فيه الان كيف تهنا فيه وحبيب قلبك حزين فهل انت لست راضيا الان بما قسمه الله لك من النعيم في الدنيا؟
—
انتهى الاقتباس
جــ 8 : ومن ثم يردّ على السائلين الإمام المهديّ وأقول: أعوذ بالله أن أكون من الذين قال الله عنهم: {إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ ﴿٧﴾ أُولَـٰئِكَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿٨﴾} صدق الله العظيم [يونس].
وأعوذ بالله أن أكون من الذين قال الله عنهم: {فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّىٰ عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿٢٩﴾ ذَٰلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ} صدق الله العظيم [النجم:29-30].
ولكنّي يا أحمد عمروا أتمنى أن يؤتيني الله ملكوت الدنيا جميعاً لاتّخذها وسيلةً إلى ربّي لنجعل النّاس بإذنه أمّةً واحدةً على صراطٍ مستقيمٍ ليرضى، وكذلك هدف نبيّ الله سليمان عليه الصلاة والسلام ليس تمنيه أن يؤتيه الله ملكوتاً لا ينبغي لأحدٍ من بعده فليس منه حسداً على الدنيا بل حسداً في الجهاد في سبيل الله للأمر بالمعروف والنًهي عن المنكر ليكون هو العبد الأحبّ والأقرب إلى الربّ سبحانه، ولذلك قال نبي الله سليمان: {قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ۖ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ} صدق الله العظيم [ص:35].
فليس ذلك الدعاء من نبي الله سليمان حبّاً في ملكوت الدنيا وأنّه رضي بها حاشا لله! بل يريد أن يتخذ المُلك وسيلةً ليكون من أشدِّ المتنافسين في حبّ الله وقربه. فهل فقهت الخبر يا فضيلة الدكتور أحمد عمروا؟ ولدينا مزيدٌ من سلطان العلم مما علّمني ربّي، سبحانك ربّي لا علم لي إلا ما علمتني إنّك أنت العزيز الحكيم، وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين.
. ومن ثم نأتي للسؤال التاسع الذي يقول فيه أحمد عمرو ما يلي:
اقتباس المشاركة :
ســ 9 - هل تؤمن بان الانسان مخلوق وبان اعماله مخلوقة من قبل الخالق الرحمن عز وجل؟وعليه هل تؤمن بان الامور المعنوية في الانسان من الحزن والفرح والغضب والرضى في نفس المرء هل تؤمن انها مخلوقة من قبل الله خلقها الله في نفس البشر؟
—
انتهى الاقتباس
جــ 9 - ومن ثم يردّ عليه بالجواب الإمام المهدي ناصر محمد اليماني وأقول: حاشا لله أنّ يكون ربّي خلق أعمال السوء للإنسان أو أمر بالسوء والفاحشة! تصديقاً لقول الله تعالى: {وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَاللَّـهُ أَمَرَنَا بِهَا ۗ قُلْ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ ۖ أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٢٨﴾ قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ ۖ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ ۚ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ ﴿٢٩﴾ فَرِيقًا هَدَىٰ وَفَرِيقًا حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلَالَةُ ۗ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ اللَّـهِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٣٠﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
وربّما يودّ الدكتور أحمد عمرو أن يقول: ولكنّي أقيم عليك الحجّة من محكم القرآن بقول الله تعالى: {وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم [الصافات:96]. ومن ثم يردّ عليه الإمام المهديّ وأقول: إنّما البيان الحقّ لقول الله تعالى: {وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ}، أي خلقكم وخلق الأصنام التي تعملوها مما خلق الله سواء تعملونها من الحديد أو من النحاس أو من الذهب أو الفضة أو تنحتوها من الحجارة فهي من خلق الله جميعاً. تصديقاً لقول الله تعالى: {قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ ﴿٩٥﴾ وَاللَّـهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿٩٦﴾} صدق الله العظيم [الصافات].
ويا رجل كيف يكون عمل الإنسان من خلق الله سبحانه؟ إذاً فلمَ يعذبهم الله على أعمالهم ما دامت الأعمال من خلقه؟ فيا عجبي الشديد من بعض الأقاويل المخالفة للعقل والمنطق!
وأما صفات الحزن والفرح والحسرة والرحمة في نفس الإنسان فنقول: أوجد الله تلك الصفات في أنفس عباده بكلمات قدرته فيهدي من يشاء الهدى ويُضلّ من يشاء الضلالة ولا يظلم ربّك أحداً.
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
من اصطفاه الله للناس إماماً فزاده بسطةً في العلم ليكون برهان الإمامة؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
______________
نگفتیم که «نعیم» همان ذات خداوند سبحان است، بلکه «نعیم» صفت رضوان نفس خدا نسبت به بندگانش است.
بسم الله الرحمن الرحيم والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمرسلين من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله وآلهم الطيبين وجميع المؤمنين، أمّا بعد..
احمد عمرو از خدایی بترس که زندانش آتشی است که هفت دروازه دارد و هر دروازه مختص گروهی از مجرمان، ما نگفتیم نعیم، ذات خداوند سبحان است؛ بلکه نعیم صفت رضوان در نفس خداوند نسبت به بندگان است. و اما اينكه آن را به نعیمی که بزرگتر از بهشت است توصيف نمودهايم، این خداوند سبحان است که این فتوا را در آیات محکم کتاب خدا قرآن عظیم نهاده است که نعیم رضوان خداوند بر بندگانش، نعیمی بزرگتر از بهشت اوست. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿٧٢﴾}صدق الله العظيم [التوبة] ای مرد! تو را چه میشود که هر بیانی باعث میشود کورتر شوی؟ با خداوند صادق باش تا خداوند با تو صادق باشد. علت اینکه نسبت به حق بصیرت پیدا نمیکنی این است که نور خداوند در قلب تو نیست. به سوی پروردگارت انابه کن تا قلبت را هدایت نماید. به خداوند قسم که نابینا و بینا یکسان نیستند و نور و ظلمات یکی نبوده و زنده و مرده مانند هم نیستند و تو نمیتوانی سخن خود را به گوش کسانی که در قبرها هستند برسانی. خداوند هرگز تو را از انصار پیشگام برگزیده قرار نمیدهد چون برای جستجوی حق نیامدهای، بلکه هدفت باز داشتن مردم از دعوت امام مهدی ناصر محمد یمانی است.
الإمام ناصر محمد اليماني
20 - 05 - 1434 هـ
31 - 03 - 2013 مـ
07:02 صـــباحاً
ــــــــــــــــــــ
فلم نقل أنّ النعيم هو ذات الله سبحانه بل النعيم هو صفة رضوان نفس الله على عباده ..
بسم الله الرحمن الرحيم والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمرسلين من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله وآلهم الطّيّبين وجميع المؤمنين، أمّا بعد..
ويا أحمد عمرو خفِ الله الذي سجنه النّار له سبعة أبواب لكل بابٍ من المجرمين جزءٌ مقسومٌ، فلم نقل أنّ النعيم هو ذات الله سبحانه بل النعيم هو صفة رضوان نفس الله على عباده.
وأما وصفنا له بالنّعيم الأعظم من جنته، فسبحان من جعل تلك الفتوى في محكم كتاب الله القرآن العظيم أنّ نعيم رضوان الله على عباده هو النّعيم الأعظم من جنّته. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَمَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)} صدق الله العظيم [التوبة].
ويا رجل، ما خطبك يزيدك البيان عمًى؟ فاصدق الله يصدقك فإنك لا تبصر الحقّ بسبب عدم وجود نور الله في قلبك، فأنِب إلى ربك ليهدي قلبك، ألا والله لا يستوي الأعمى والبصير ولا الظلمات والنّور ولا يستوي الأحياء والأموات، وما أنت بمسمعٍ من في القبور. ولن يجعلك الله من الأنصار السابقين الأخيار في عصر الحوار من قبل الظهور كونك لم تأتِ باحثاً عن الحقّ شيئاً بل لتصدّ عن دعوة الإمام المهدي ناصر محمد اليماني..