- 23 -
الإمام ناصر محمد اليماني
23 - رجب - 1430 هـ
16 - 07 - 2009 مـ
۲۵-تیر-۱۳۸۸ه.ش.
03:29 صبح
ـــــــــــــــــ
ههههههههه بارك الله به تو أبا وهبی، با وجود اندوهم؛ مرا به خنده انداختی. السلام عليكم ورحمة الله وبركاته السلام علينا وعلى جميع عباد الله الصالحين، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله رب العالمين.. به خدا که علیرغم حزن و اندوهم مرا به خنده انداختی أبا وهبی، خداوند در روزی که مال و فرزند منفعتی نخواهد داشت و تنها قلب سلیم به کارخواهد آمد؛ تو را خندان سازد. تصدیق فرموده خداوند تعالی: { فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ ﴿۳۴﴾ عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ ﴿۳۵﴾ هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ ﴿۳۶﴾ } صدق الله العظيم [المطففين] اما خنده من از این گفته حبیب قلبم ابا وهبی است که:
اقتباس المشاركة :
ولی از خدا میخواهم بیان را فهمیده و درک آن برایم آسان باشد؛ نه مثل ادراک [رسیدن خورشید به ماه]
—
انتهى الاقتباس
ههههههههه به تو بشارت میدهم که در زمان مقدر شده در کتاب مسطور؛ دعایت اجابت شده است. حبیب قلبم أبا وهبی! همانا که مهدی منتظر ناصر محمد یمانی به تو میگوید: به تو بشارت میدهم که خداوند بیان مهدی منتظردرمورد حکم نماز و تفصیل رکعتهای هر نماز از آیات محکم قرآن عظیم را از آسانترین بیانات مهدی منتظر قرار داده و همگان [ از عالم و جاهل] آن را به راحتی و سهولت میفهمند. خداوند بیان نماز را در قرآن، به زبان عربی مبین و خیلی آسان قرار داده و به زبان عجمی نیاورده تا اعراب حجت نداشته باشند که بگویند: «ما عرب هستیم چطور زبان عجم را بفهمیم!» خداوند تعالی میفرماید:
{ وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآناً أَعْجَمِيّاً لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ ﴿۴۴﴾} صدق الله العظيم [فصّلت]
وسلامُ على المُرسلين، والحمدُ لله رب العالمين..
أخوك الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
- 23 -
الإمام ناصر محمد اليماني
23 - 07 - 1430 هـ
16 - 07 - 2009 مـ
03:29 صباحاً
ـــــــــــــــــ
ههههههههه بارك الله فيك يا أبا وهبي لقد أضحكتني برغم حُزني ..
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى جميع عباد الله الصالحين، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
ألا والله إنك أضحكتني يا أبا وهبي برغم حُزني، جعلك الله من الضاحكين يوم لا ينفع مالٌ ولا بنون إلا من أتى الله بقلب سليم. تصديقاً لقول الله تعالى: {فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ (34) عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ (35) هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ (36)} صدق الله العظيم [المطففين].
وأما الذي أضحكني من أبي وهبي حبيب قلبي هو قوله:
اقتباس المشاركة :
ولكن اسأل الله على أن نفهم البيان ويكون سهلاً ولا يكون مثل إدراك الشمس للقمر
—
انتهى الاقتباس
هههههههههههههههه فأبشر قد أُجيبت دعوتك بقدرٍ مقدورٍ في الكتاب المسطور.
ويا حبيب قلبي أبو وهبي، إنّ المهديّ المُنتظَر ناصر محمد اليماني يقول لك: أبشر إنّ بيان المهديّ المنتظَر في حُكم الصلوات وتفصيل الركعات لكُلّ صلاةٍ من مُحكم القرآن العظيم قد جعله الله من أسهل بيانات المهديّ المُنتظَر قاطبةً يفهمه العالمِ والجاهل بكُل بساطةٍ ويُسرٍ، وقد جعله الله يسيراً جداً في القرآن العربي المُبين وليس أعجمياً حتى لا تكون للعرب حُجّة فيقولوا كيف نفهمه أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ! وقال الله تعالى:
{وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآناً أَعْجَمِيّاً لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ} صدق الله العظيم [فصّلت: 44].
وسلامُ على المُرسلين، والحمدُ لله رب العالمين..
أخوك الإمام المهديّ؛ ناصر محمد اليماني.
_______________
الإمام ناصر محمد اليماني
26 - رجب - 1430 هـ
19 - 07 - 2009 مـ
۲۸-تیر-۱۳۸۸ه.ش.
12:56 صبح
ــــــــــــــــــ
ای علمای امت اسلام! بیدار و هوشیار شوید.... بسم الله الرحمن الرحيم،و صلوات و سلام بر خاتم الأنبياء والمُرسلين و خاندان طیب و طاهرش باد؛ سلام و صلوان بر پیروان حق تا يوم الدين، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين.. ای جماعت علمای اهل سنت و شیعه! ای علمای تمام فرقهها و گروههای متفرق و گوناگون اسلامی! به خداوند بزرگ قسم میخورم، من به اذن خداوند و پروردگار عالمیان قادرم بیانی از آیات محکم قرآن عظیم بیاورم که درآن پنج نوبت نماز [روزانه] به تفصیل و با دقت کامل؛ بدون کمترین خطا تشریح شده باشد و ا زآیات محکم قرآن عظیم تعداد نمازهای روزانه را به شما بیاموزم و اینکه در هر نماز چند رکعت باید بهجا آورده شود را نیز، از آیات محکم قرآن عظیم بیان کنم؛ و باز از آیات محکم قرآن عظیم به شما بیاموزم، در هر نماز چند تکبیر باید گفته شود. از آیات محکم قرآن عظیم به شما یاد دهم در رکوع چه باید گفته شود و باز از آیات محکم قرآن عظیم، ذکر بعد از برخاستن از رکوع را به شما بیاموزم و هم چنین اینکه در سجدههایتان چه باید بگویید را، از آیات محکم قرآن عظیم برایتان بیاورم و از آیات محکم قرآن عظیم به شما بیاموزم وقتی بعد از سجده نشستید، چه باید بگویید و آنچه را که نمیدانید به شما بیاموزم. به این شرط که اگر همه شما، چه علمای اهل سنت و شیعه و چه علمای تمام مذاهب متفرقه را ساکت نکردم؛ مهدی منتظر نیستم و شما را بر سر دو راهی انتخابی بگذارم که راه سوم نداشته باشد. چارهای نداشته باشید جز اینکه یا به کتاب خداوند قرآن عظیم ایمان بیاورید و یا به آن کافر شوید که در این صورت خداوند بین من و شما حکم خواهد کرد که او اسرع الحاسبین است. شاید یکی از انصار بگوید: «ای امام علیم! چرا به ما که انصار هستیم یاد نمیدهی که نماز را طبق آنچه که خداوند در قرآن عظیم به ما خبر داده بهجا آوریم؟» امام مهدی منتظر حق پروردگار عالمیان در پاسخ میگوید: گوش کن نور چشم امام و حبیب قلب من! من مانند علمای دینی نیستم که دعوتشان، مسلمانان را به تفرقه کشانده و با اختلافات دینی باعث پراکندگی آنان میشوند. برای همین اگر برای شما چگونگی نماز گذاردن حق را بیان نمایم و حکم آن را از آیات محکم قرآن برایتان بیاورم، تمام انصار پیشگام برگزیده باید از صفوف نمازجماعت در خانههای خداوند جدا شوند؛ چون نمازشان با نمازاهل سنت و شیعیان تفاوت دارد و سپس آنها اقدام به ساختن مساجدی مخصوص به خود میکنند تا در آنجا برای پروردگارشان نماز اقامه کنند و فرقه جدیدی ایجاد میکنند. ولی من چنین نمیکنم ولو اینکه این امر مربوط به یکی از ارکان اسلام و بلکه مهمترین رکن اسلام باشد؛ چون به شدت در تلاشم که مانع پراکندگی و ناتوانی مسلمانان شده و صفوف آنان را متحد سازم. همانا که به انصار گفتهام مانند اهل سنت و جماعت نماز بگذارند، چون حداقل درنماز اهل سنت به علت سجده نکردن بر خاک حسین، شرک به خدا وجود ندارد ولی اهل سنت و شیعیان برخی از ارکان نماز را ازدست داده و چیزهایی به آن اضافه کردهاند که امر خدا نیست و نه شیعه و نه سنی و نه تمام مذاهب اسلامی حق نماز را رعایت ننمودهاند. ای علمای شیعه و سنی! و ای علمای تمام مذاهب و فرق! من امام مهدی حق پروردگارتان هستم و اگر شما در مسیر هدایت بودید؛ چرا باید زمان مقدر شده و دوران مهدی منتظر فرا رسد تا شما و همه مردم را به راه خداوند عزیز و حمید دعوت کند. پس بفرمایید در پایگاه آزادی که برای گفتگوی میان علمای دینی برپا کردهایم، با هم از روی علم و برهان گفتگو کنیم. ای انصار پیشگام برگزیده! مبادا، مبادا، اگر ناصر محمد یمانی به وعده خود عمل نکرد و نتوانست از آیات محکم قرآن عظیم برهان بیاورد و زبان علمای سنی و شیعه را در احکام حق نماز خاموش نساخت؛ به پیروی از او ادامه دهید. ما تعداد رکعتها در هر نماز و ذکری را که باید در مقام سلام بر زبان آورید را از آیات محکم قرآن عظیم میآوریم و به خداوند بزرگ قسم میخورم که شما مانند محمد رسولالله و صحابهای که با دل و جان همراهش بودند، صلى الله عليهم وسلم تسليماَ، نماز نمیخوانید. کسانی که خداوند درباره آنان میفرماید: { مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّار ِرُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً ﴿۲۹﴾} صدق الله العظيم [الفتح] اما کسانی که بعد از آنان آمدند؛ نمازها را تباه و ضایع کردند و پیرو شهوات شدند. از من پیروی کنید تا شما را به منهاج و مسیر اولیه نبوت بازگردانم. خداوند مرا امام علیم شما قرار داده است و به وعده خود و رسولش به شما عمل نموده و مهدی منتظر حق پروردگارتان را برانگیخته تا بعد از گمراهی و پراکندگی و تفرقه در صفوفتان، شما را هدایت نماید و صفوفتان را متحد ساخته و شوکتتان را تقویت کند تا در تمام عالم کلمه طیبه خداوند «لا إله إلا الله وحده لا شريك له» اعتلا یافته و بالاترین کلام گردد و کلام شرک به خداوند را چون شجره خبیثهای که ریشهای نداشته و ناپایدار است؛ از روی زمین برکنیم. همانا که خداوند خلف وعده نمیکند. پس شکرگزار باشید تا خداوند به علم و آگاهی و حکمت شما بیفزاید و اگر کافر شدید، بدانید که همانا خداوند شدید العقاب است. وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين.. أخو عُلماء الأمة الإسلامية وأتباعهم أجمعين الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
- 24 -
الإمام ناصر محمد اليماني
26 - 07 - 1430 هـ
19 - 07 - 2009 مـ
12:56 صباحاً
ــــــــــــــــــ
ويا معشر عُلماء أمّة الإسلام تيقّظوا ..
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين وآله الطيبين الطاهرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
ويا معشر عُلماء السّنة والشيعة وكافة المذاهب الإسلاميّة على مُختلف فرقهم وتفرّقهم وشيعهم، أقسمُ بالله العظيم إنّي لقادرٌ بإذن الله ربّ العالمين أن أُنزِّل بياناً في الصلوات الخمس بياناً تفصيلياً بدقةٍ مُتناهيةٍ عن الخطأ بإذن الله من مُحكم القرآن العظيم، فأعلِّمكم كم عدد الصلوات من مُحكم القرآن العظيم، وأعلمكم كم عدد ركعات كُل صلاة من مُحكم القرآن العظيم، وأعلمكم كم عدد التكبيرات لكُلّ صلاةٍ من مُحكم القرآن العظيم، وأعلمكم ما يُقال في الركوع من مُحكم القرآن العظيم، وأعلمكم ما تقولون من بعد الرفع من الركوع من مُحكم القرآن العظيم، وأعلمكم ما تقولون في السجود من مُحكم القرآن العظيم، وأعلمكم ما تقولون في الجلوس من بعد السجود من مُحكم القرآن العظيم، وأعلمكم ما لم تكونوا تعلمون، شرط إذا لم أخرس ألسنتكم جميعاً سُنّة وشيعة وكافة عُلماء المذاهب المُتفرقة فأنا لست المهديّ المُنتظر إذا لم أجعلكم بين خيارين اثنين لا ثالث لهما إما أن تؤمنوا بكتاب الله القرآن العظيم أو تكفروا به ثم يحكم الله بيني وبينكم بالحقّ وهو أسرع الحاسبين.
ولربّما يودّ أحد الأنصار أن يقول: "يا أيها الإمام العليم لما لا تُعلمنا نحن الأنصار كيف نُصلّي كما علمنا الله في القرآن العظيم كيف نُصلي؟". ومن ثم يردّ عليه الإمام المهديّ المُنتظر الحقّ من ربّ العالمين وأقول: اسمع يا قُرة عين إمامك وحبيب قلبي في حُب ربّي، إنّي لست كمثل عُلماء الدين الذين يدعون الى تفرّق المُسلمين إلى شيعٍ وأحزابٍ بسبب اختلافهم في الدين وذلك لأنّي لئن بيّنت لكم كيف تصلّون الصلاة الحقّ فآتيكم بها من مُحكم القرآن العظيم فسوف يُجبر كافة الأنصار السابقين الأخيار للانفصال عن الجماعة في بيوت الله نظراً لاختلاف صلاتهم عن صلاة الشيعة والسنة، ومن ثم يقومون ببناء بيوت لله تخصّهم ليصلّوا فيها لربِّهم فيكوّنون فرقةً جديدةً. ولكني لن أفعل حتى ولو كان الأمر مُتعلق بركنٍ من أركان الإسلام؛ بل من أهم أركان الإسلام حرصاً على لمّ شمل المُسلمين وتوحيد صفّهم، وإنّما قلنا للأنصار من قبل صلّوا كما يصلي أهل السنُّة والجماعة وذلك لأنّ صلاتهم على الأقل ليس فيها شرك بالله (خالية من تُراب الحُسين)، ولكن أضاع السُّنة والشيعة من أركانها وزادوا ما لم يأمرهم الله وما رعوا الصلاة حقّ رعايتها لا السُّنّة ولا الشيعة ولا كافة المذاهب الإسلاميّة.
ويا معشر عُلماء السُّنة والشيعة وكافة عُلماء المذاهب والفرق، إنّي الإمام المهديّ الحقّ من ربكم ولو لم تزالوا على الهُدى لما جاء قدر وعصر المهديّ المُنتظر ليهديكم والناس أجمعين إلى صراط العزيز الحميد فهلمّوا لموقع الحوار الحُرّ لكافة عُلماء الأديان لنتحاور بالعلم والسُلطان.
ويا معشر الأنصار السابقين الأخيار، إيّاكم ثم إيّاكم أن تستمروا في اتّباع ناصر محمد اليماني إذا لم يفِ بما وعد فيخرس ألسنة كافة عُلماء السّنة والشيعة في أحكام الصلاة الحقّ فآتيهم بها من مُحكم القُرآن العظيم وأفصل ركعاتها تفصيلاً وما يجب أن تقولوا من المقام إلى السلام فإنكم -أقسمُ بالله العلي العظيم- لا تصلّون كما كان يصلي مُحمد رسول الله وصحابته الذين معه قلباً وقالباً -صلى الله عليهم وسلم تسليماَ- من الذين قال الله تعالى عنهم: {مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّار ِرُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً} صدق الله العظيم [الفتح:29].
ولكنه خلفَ خَلفٌ من بعدهم أضاعوا الصلوات واتّبعوا الشّهوات، فاتّبِعوني أهدِكم صراطاً مُستقيماً فأعيدكم إلى منهاج النبوة الأولى، فقد جعل الله لكم إماماً عليماً فأصدقكم الله ما وعدكم ورسوله ببعث المهديّ المُنتظَر الحقّ من ربكم ليهدُيكم من بعد ضلالكم ويوحّدُ صفّكم من بعد تفرقكم فيجمع شملكم فتقوى شوكتكم فتكون كلمة لا إله إلا الله وحده لا شريك له (الكلمة الطيبة) هي العُليا في العالمين فنُطهِّر الأرض من كلمة الشرك بالله كشجرةٍ خبيثةٍ اجتثت من فوق الأرض ما لها من قرار، إنّ الله لا يخلف الميعاد، فكونوا من الشاكرين يزيدكم ربكم علماً وحُكما وإن كفرتم فاعلموا إنّ الله شديدُ العقاب.
وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
أخو علماء الأمّة الإسلامية وأتباعهم أجمعين؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
____________
الإمام ناصر محمد اليماني
11 - ربیع الآخر - 1431 هــ
27 - 03 - 2010 مـ
۷-فروردین-۱۳۸۹ه.ش.
12:02 صبح
ــــــــــــ
خداوند در آیات محکم قرآن علم نجوم و افلاک را به تفصیل بیان نموده است... [همانا که نماز صبح به حق و بدون شکوتردید نماز وسطی است] بسم الله الرحمن الرحيم، و صلوات و سلام بر خاتم الانبياء والمُرسلين جدّم محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم وپیروان حق تا یوم الدين، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين.. سلام خدا بر ابوفراس زهرانی از حافظان قرآن، خدا تو را حفظ نموده و به راه راست هدایت فرماید. و سؤالت از امام ناصر محمد یمانی که:
اقتباس المشاركة :
«آیا به علوم فلکی احاطه داری؟»
—
انتهى الاقتباس
امام مهدی ناصرمحمد یمانی در پاسخ میگوید: البته که چنین است. خداوند علم فلک را به من آموخته است ولی این دانش برگرفته ازکتابهای نوشته شده توسط بشر نیست؛ بلکه از آیات محکم ذکر و از محکمات قرآن عظیم برایتان برهان میآورم. تصدیق فرموده خداوند تعالی: { وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنين والحساب وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلاً ﴿۱۲﴾} صدق الله العظيم [الإسراء] اگر دانشمندان علم فلک دچار اشتباه و خطا شوند؛ قادر به گمراه کردن امام مهدی نخواهند بود. من از امیال آنان پیروی نمیکنم، بلکه با آیات محکم، آنچه که درست باشد را تصدیق و آنچه را که باطل باشد؛ باز هم با آیات محکم ذکر باطل میکنم. ابوفراس که از مردمان نیک هستی بر اساس فرموده حق خداوند تعالی: { وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنين والحساب وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلاً ﴿۱۲﴾} صدق الله العظيم [الإسراء] ابوفراس خردمند! درمورد حساب شبانهروز، آنچه که در کتاب پیدا میکنم این است که آغاز شبانهروز از لحظه پنهان شدن خورشید در پس حجاب و سپس گسترش تاریکی است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿٣٧﴾ وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿٣٨﴾ وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ ﴿٣٩﴾ لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ ۚ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظیم [يس]. و خداوند در این آیات محکم، برای شما آغاز حساب را براساس حرکت زمین و خورشید و ماه روشن مینماید. خداوند به شما خبر میدهد که براساس حساب، زمان دقیق آغاز شبانه روز؛ غروب خورشید و آغاز شبی است که متعلق به شبانه روز جدید است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [يس] لذا شب دقیقاً بعد از غروب آفتاب و پنهان شدن آن در پس حجاب آغاز میشود و از نظر«وقت» و نه از نظر حرکت ذاتی [چون در حرکت ذاتی روز جلوتر از شب است که انشاءالله آن را به تفصیل بیان خواهیم کرد] ، شبانهروز با آغاز شب؛ شروع میشود . برای اینکه مطالب را با هم قاطی نکنی، بدان که در حال حاضرما درمورد حساب اوقات معین شده [حساب الموقوت] صحبت میکنیم و اینکه حساب شبانهروز، از چه لحظهای است و فرموده خداوند تعالی را برایت میآوریم: {وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [يس] به این ترتیب از نظر حساب وقت در کتاب؛ شبانهروز دقیقاً با نماز مغرب آغاز میشود و برای همین خداوند تعالی میفرماید: { وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً } صدق الله العظيم [الأعراف: ۱۴۲] پس از آیات محکم کتاب حق برایتان روشن شد و دانستید که حساب ایام با شب آغاز میشود، یعنی از غروب خورشید آغاز میشود و تا غروب خورشید بعد ادامه مییابد و میشود یک شبانهروز. چون از نظر حساب، شبانهروز ۲۴ ساعت است و از نظر حساب در کتاب؛ شبانهروز با غروب آفتاب و پنهان شدن آن پشت حجاب آغاز میگردد. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿٣٧﴾}صدق الله العظيم [يس] و از آنجا که نماز تکلیفی است که در زمانی معین باید انجام شود[ در قرآن از آن با كتابٌ موقوتٌ یاد شده است] ؛ حال برای شما سهل و آسان است که دریابید کدام نماز «نماز وسطی» است، همان نمازی که خداوند توصیه کرده از آن مراقبت کنید؛ چرا که پروردگار میدانست که بسیاری از مسلمانان آن را از دست میدهند. دقیقاً برایتان روشن شد آغاز شبانهروز و حساب ایام از چه لحظهای است. شبانهروز جدید از لحظه دخول شب و پنهان شدن خورشید پشت حجاب آغاز میشود، پس برایتان روشن و واضح شد که این بیان حق است که اولین نماز در شبانهروز نماز مغرب است و سپس نماز عشاء و بعد نماز صبح و ظهر و عصر. وقت نماز عصر با پنهان شدن خورشید در حجاب تمام شده و زمان آغاز نماز در شبانهروز جدید فرا میرسد که با نماز مغرب شروع میشود و الی آخر...پس بیا تا ببینیم «نماز وسطی» بی شک و تردید کدام نماز است: ۱-مغرب ۲-عشاء ۳-صبح ۴-ظهر ۵-عصر پس برای ابوفراس که از مردمان نیک است، روشن شد که همانا نماز صبح بی شکوتردید نماز وسطی است و همین نماز است که خداوند فرمان داده درآن برای دعای قنوت، برخیزید. تصدیق فرموده خداوند تعالی: { حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ ﴿۲۳۸﴾ } صدق الله العظيم [البقرة] واین «نماز مشهود» است چون در موعد انجام آن معقبات [ملائکهای که مأمور روز و شب هستند] گرد آمده و فرشتگان شب؛ امور را تحویل فرشتگان روز میدهند. این تحویل، درست در موعد نماز وسطی که نماز صبح است صورت میگیرد. به همین دلیل این نماز «مشهود» است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا ﴿۷۸﴾} صدق الله العظيم [الإاسراء] ولی آنان که تصور کردهاند نماز وسطی، نماز عصر است؛ ندانسته به خداوند نسبت دادهاند. خداوند آنها را عفو کرده و هدایت نماید؛ این سخنان از روی ظن است و میدانید ظن و گمان جای حق را نمیگیرد. اینها چون فکر میکنند نماز صبح، اولین نمازاست؛ لذا گمان کردهاند نماز عصر نماز وسطی است : ۱-صبح ۲-ظهر
۳-عصر ۴-مغرب ۵-عشاء. اما آنها موعد نمازها را به هم ریختهاند، چون سه نماز از نمازهای روزانه [یعنی نماز صبح و ظهر وعصر] را که مربوط به شبانهروز گذشته است و هم چنین دو نماز را که مربوط به شبانهروز جدید است [یعنی نماز مغرب و عشأ] را با هم آورده و به همین دلیل بر اساس محاسباتشان نماز عصر، نماز وسطی میشود. این از روی اجتهاد ظنی است و خود میدانند ممکن است درست باشد یا غلط. اما ابو فراس! شما میدانید خداوند فتوا داده که ظن شما را از حقیقت بینیاز نمیکند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: { وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا } صدق الله العظيم [یونس: ۳۶]
اما من امام مهدی به حق فتوا میدهم که فتوای اجتهادی در دین خدا حرام است؛ این چنین فتواهایی میتوانند درست باشند یا غلط. حال به شما یاد میدهم اجتهاد حقیقی کدام است: اجتهاد یعنی به دنبال علم حق بودن؛ تا اینکه خداوند فرد را به سوی برهان علمی منیری هدایت کند که بی شکوتردید از پروردگار عالمیان است. و راز اینکه امام مهدی با برهان علمی حق بر تمام علمای امت مهیمن میگردد نیز در همین امر نهفته است. ای ابوفراس! تو نمیتوانی با فتوایی مردم را قانع کنی که احتمال صحت یا خطا در آن است، چون چنین فتواهایی یقینی نبوده و از روی ظن و گمان هستند چرا که برای آنها برهان علمی محکم نداری تا بتوانی با آن مجادله کنندگان را به حق خاموش سازی.
لذا اجتهاد [حقیقی] یعنی به دنبال حق بگردی و زمانی که خداوند بداند شما حریص هستید تا جز حق به خداوند نسبت ندهید؛ به وعده حق خود در آیات محکم کتابش عمل کرده و فتوای حق را به شما نشان میدهد: { وَاتَّقُواْ اللّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ } صدق الله العظيم [البقرة: ۲۸۲] چون خداوند میبیند تو مجتهدانه به دنبال حق میگردی و چیزی جز حق نمیخواهی و اکراه داری به خداوند نسبت ناحق دهی؛ اینجاست که خداوند به وعده خود در آیات محکم کتابش عمل نموده و پژوهشگر حق جو را به راه حق و درست هدایت مینماید: {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا } صدق الله العظيم [العنكبوت: ۶۹] یعنی اگر کسی که به دنبال حق باشد و جز حق چیزی نخواهد؛ برعهدهی حق است که او را به راه حق هدایت نماید و دانشی به او عطا نماید که بی شکوتردید از نزد خداوند حکیم و علیم است. ولی ابوفراس! علمای امت به این دلیل اشتباه کرده و گمراه شدهاند که قاعده و ناموس اجتهاد را نمیدانند. قاعده اجتهاد در کتاب این است که: آن قدر به دنبال حق بگردی، تا خداوند با علم و هدایت و کتاب منیر تو را به سوی حق راهنمایی کند و سپس تو مردم را براساس بصیرتی که از نزد پروردگارت آمده به سوی حق هدایت نمایی. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {قُلْ هَـٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّـهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي ۖ وَسُبْحَانَ اللَّـهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿١٠٨﴾} صدق الله العظيم [يوسف]. ولی عزیز من ابوفراس! متأسفانه علمای امت مردم را بهسوی چیزی دعوت میکنند که هنوز برای آن درحال اجتهاد بوده و به دلیلی علمی که گفتوگوکنندگان را قانع کند، دست نیافتهاند؛ چون دانش آنها از روی ظن و گمان است و امکان صحت یا خطا در آن هست. این بصیرت آمده از نزد پروردگار نیست، چون علوم دینی باید یقینی باشند نه ظنی. چون علوم دینی برهان مبین دعوت شما بهسوی خداوند است و باید این دعوت بر پایه بصیرتی باشد که بی شکوتردید از سوی خدا آمده باشد. نه اینکه شما برای مردم فتوا بدهید و بعد بگویید: «الله اعلم، اگرخطا باشد؛ اشتباه از من است»! هیهات، هیهات.... بلکه این شیطان است که فرمان میدهد چیزی را که نمیدانید آیا حق است و از جانب پروردگار عالمیان آمده؛ به خدا نسبت دهید. خداوند تعالی میفرماید: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿١٦٨﴾ إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة]. چرا که اگر شما ندانسته و از روی ظن، که کسی را از حق بینیاز نمیکند، به خداوند نسبت دهید و بگویید این حلال است و این حرام؛ بدون اینکه علمی روشن و بینه از پروردگار عالمیان داشته باشید؛ این ظن است و ظن کسی را از حقیقت بینیاز نمیکند. چرا که اگر چیزی را حرام کنید که خداوند حرام نکرده باشد و یا حرام خدا را حلال کنید؛ به خداوند نسبت دروغ داده و چیزی را گفتهاید که خداوند نفرموده است. خداوند تعالی میفرماید: {وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَـٰذَا حَلَالٌ وَهَـٰذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُوا عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ ۚ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ ﴿١١٦﴾} صدق الله العظيم [النحل]. لذا در کتاب خدا، از روی ظن و گمان فتوا دادن بر شما حرام شده است؛ فتوایی که احتمال دارد درست باشد یا غلط و برای آن برهان روشنی از نزد خدا وجود نداشته باشد. اینکه ندانسته و بدون یقین به خداوند نسبت دهید؛ فرمان الهی نیست. این فرمان شیطان است که امر میکند بدون اینکه اهمیتی بدهید، ندانسته به خداوند نسبت دهید؛ حال چه فتوا حق باشد یا خطا؛ چنین کاری فرمان شیطان است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿١٦٨﴾ إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة]. ابوفراس! والله که اگر امام مهدی ناصر محمد یمانی تابع امر شیطان بود و ندانسته به خدا نسبت میداد؛ چطور میتوانست حتی یک عالم از علمای امت را شکست دهد؟ اما راز هیمنهی امام ناصر محمد یمانی در این است که از فرمان خداوند رحمن پیروی کرده و ندانسته به خدا نسبت نمیدهد. برای همین هم نمیبینی که امام مهدی ناصرمحمد یمانی با علوم ظنی که احتمال دارد درست باشند یا غلط؛ برای مردم حجت آورده و بعد بگوید: والله اعلم؛ اگر خطا باشد؛ اشتباه از من بوده! اگر چنین بود؛ چگونه میتوانستم در برابر علمای امت حجت اقامه کنم؟ و چگونه میتوانستم درموارد اختلافات، با حکم حق آنان را قانع نمایم درحالیکه حکم ظنی، احتمال درست و غلط بودن دارد. پناه برخدا که از جاهلان باشم. ممکن است جناب شیخ ابوفراس زهرانی بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید: «برادرمن! علما از انبیا نیستند که خدا به آنها وحی کند؛ لذا آنان با اجتهاد فتوا میدهند و برای همین هم میبینی به فتوای خود یقین ندارند. برای همین قسم نمیخورند که جز حق نمیگویند، بلکه اعتراف میکنند که ممکن است فتوایشان درست باشد یا غلط؛ پس راه درست و حقی که باید از آن پیروی کرد و به خدا ندانسته نسبت نداد؛ کدام است؟». پس امام مهدی درمورد راه حق به او فتوا میدهد تا نه خودشان گمراه شوند و نه امتشان را گمراه نمایند. آنان حق ندارند کورکورانه از گذشتگان پیروی نمایند و هرکاری که آنها میکردند، انجام دهند؛ چون شاید اسلافشان درمورد مسئلهای به خطا رفته باشند و اینکه فرزندانشان نمیدانستند این راه درست نیست در پیشگاه پروردگار حجت نبوده و نفعی برایشان ندارد. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ ۖ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ﴿١٧٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف]. و خداوند تعالی میفرماید: {وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۛ شَهِدْنَا ۛ أَن تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَـٰذَا غَافِلِينَ ﴿١٧٢﴾ أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ ۖ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ﴿١٧٣﴾ وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿١٧٤﴾} صدق الله العظيم [الأعراف]. وبرای همین خداوند به کسانی که در طلب علم هستند، فرمان میدهد از عقل خود استفاده کرده و قبل از پیروی؛ در مورد برهان فرد دعوت کننده، تدبر و تفکر نمایند. خداوند تعالی میفرماید: {وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا ﴿٣٦﴾} صدق الله العظيم [الإسراء]. چرا که عقل و منطق همیشه با حق موافق است و وقتی در مورد برهان علمی فرد دعوت کننده تدبر شود، اگر برهان از جانب خدا باشد؛ حتماً عقل در برابر آن سرفرود آورده و کاملاً تسلیم میشود. برای همین هم خداوند به کسانی که ازقرآنی رومیگردانند که محمد رسول الله آورده و ذکری برای عالمیان است؛ میفرماید که اگر کسی از آنها بخواهد راه راست را درپیش گیرد: {قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ ۖ أَن تَقُومُوا لِلَّـهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ۚ مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ ۚ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَّكُم بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [سبأ]. وبرای همین امتها بعد از اینکه فرصت از دستشان رفت؛ میفهمند علت گمراه و دورشدن از مسیر هدایت پروردگارشان این بوده است که کورکورانه از پیشینیان پیروی کرده و درمورد حجت کسی که آنها را به سوی راه حق پروردگارشان دعوت میکرده؛ تدبر نکردهاند. برای همین فتوا میدهند، علت گمراهی از حق این بوده که از عقلشان استفاده نکردند. خداوند تعالی میفرماید: {وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ ﴿١٠﴾} صدق الله العظيم [الملك]. و برای همین اگر ابوفراس عقلش را بکار گیرد و در بیانات امام ناصر محمد یمانی از قرآن تدبر کند؛ درمییابد که عقلش با بیان امام ناصر محمد یمانی از قرآن موافق است و آن را بهترین تأویل و هدایت کنندهترین مسیر میبیند و اینکه او به حق با برهان علمی از آیات محکم قرآن عظیم، که احتمال تشکیک و ایراد در آن نیست، مردم را بهسوی حق دعوت میکند و راه راست را نشان میدهد؛ مگر کسی که نسبت به حکم قرآن عظیم کافر شود که در این صورت خداوند او را گرفتار عذاب دردناکی خواهد کرد. برادر گرامی ابوفراس! از مردمان خوب و گزیده باش وعقل خود را تکذیب مکن. امام مهدی ناصر محمد یمانی را تکذیب مکن، چون عقل تو در هیچ موردی با بیانات امام مهدی مخالف نیست، چرا که اگر از بصیرت استفاده شود؛ فرد هیچ وقت نابینا نخواهد شد و همانا که قلبهایی که در سینههاست کور میشوند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: { فَإِنَّهَا لاَ تَعْمَى الأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ } صدق الله العظيم [الحج: ۴۶] و لذا میبینید در تمامی امتها تنها کسانی مسیر هدایت را درپیش میگیرند که از عقل خود استفاده کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [الزمر] و لذا امام مهدی منتظر به تمام بشریت اعلان مینماید که در دوران گفتوگو قبل از ظهور؛ کسی مهدی منتظر را تصدیق نکرده و نخواهد کرد مگر خردمندان. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَىٰ ۚ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم [الرعد].
امام مهدی عقل ابوفراس را بین امام مهدی و ابوفراس داور و حَکَم میکند. ابوفراس! اگر دیدی عقل و منطق، برهان علمی ناصر محمد یمانی را نمیپذیرد؛ بدان که ناصر محمد یمانی در گمراهی آشکار است. و اگر دیدی عقل و منطق، برهان علمی امام ناصر محمد یمانی را میپذیرد؛ به یقین بدان که این حق آمده از نزد پروردگارت است. خداوند عقل را حجت بر انسان قرار داده و اگر عقل انسان برود، اعمالش ثبت نمیشود؛ پس چه راهی برای نجات تو ومسلمانان و تمام مردم از یوم عقیم هست ابوفراس؟ آیا به امام مهدی کمک نمیکنی تا تو و امت را از فتنه مسیح کذاب نجات دهد؟ ممکن است ابوفراس بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید: «ای مرد! در مورد فتنه مسیح کذاب، همانطور که معروف است، محمد رسولالله صلى الله عليه وآله وسلم چنین فتوا داده است که او میگوید: «ای آسمان ببار» و آسمان میبارد ، «ای زمین برویان» و زمین میرویاند و مردی را از وسط نصف کرده و بین دو نیمه بدن او راه میرود و سپس روح را به کالبد او برگردانده و زندهاش میکند». پس کسی که خداوند او را امام مردم قرار داده درپاسخ به ابوفراس میگوید: سبحان الله العظیم! این برتری طلبی بزرگی است!! چگونه دروغهایی را باور میکنید که تحدی خداوند در برابر باطل و اولیای او را که در آیات محکم قرآن عظیم آمده است نفی میکند؟ خداوند باطل و اولیای او را به چالش میکشد که روح را به بدن مرده بازگردانند و خداوند فرموده است اگر آنان چنین کنند [در حالی که به جای خداوند باطل را میخوانند] در دعوت خود به سوی باطل آنها درست گفتهٔاند نه خداوند متعال! خداوند تعالی میفرماید: {فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿٨٣﴾ وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ ﴿٨٤﴾ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ ﴿٨٥﴾ فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم [الواقعة]. به این ترتیب افترا زنندگان، کاری کردهاند مسلمانان نسبت به تحدی خداوند در برابر اهل باطل درآیات محکم قرآن برای زنده کردن مرده؛ کافر شوند و به مراد خود هم رسیدهاند. آنها میدانند چنین چیزی هرگز رخ نخواهد داد و میخواهند شما را بعد از ایمان آوردن نسبت به آنچه که خداوند در آیات محکم قرآن عظیم که آیات محکم و بینه و ام الکتاب هستند، نازل نموده، کافر کنند. باطل قادر به این کار نیست و به جای خداوند ادعای ربوبیت میکند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ﴿٤٩﴾} صدق الله العظيم [سبأ]. ای ابوفراس که از انسانهای نیک و گزیده هستی! به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم! تا زمانی که به قاعدهای که در آیات محکم کتاب برای کشف احادیث و روایاتی که به دروغ به خدا ورسولش نسبت داده شدهاند، آمده است، ایمان نیاورید؛ امام مهدی نمیتواند در موارد اختلاف میان شما حکم کند. ولی شاید ابوفراس بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید: «برای نجات از فتنهی احادیثی که به دروغ و با بهتان به نبی نسبت داده شده چه راهی وجود دارد؟» پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ میگوید: راه آن پیروی از کتاب خداوند و سنت حق رسول اوست و اگر در سنت چیزی برخلاف آیات محکم کتاب بود؛ در این صورت به ریسمان الهی قرآن عظیم بیاویزید و نسبت به هرچه که مخالف آیات محکم قرآن عظیم است کافر شوید، که اگر چنین کنید؛ هدایت خواهید شد و اگر سرباز زنید؛ گمراه میشوید و وظیفه ما تنها ابلاغ بیان حق قرآن عظیم برای عالمیانی است که بخواهند به راه راست هدایت شود. چرا که بصیرت امام مهدی بی شک و تردید،همان بصیرتی است که جدش محمد رسولالله صلى الله عليه وآله وسلم از نزد پروردگار عالمیان آورده است. و لذا خداوند تعالی میفرماید: {وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ ۖ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ ۖ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِينَ ﴿٩٢﴾} صدق الله العظيم [النمل]. چون آیات محکم قرآن عظیم؛ برهان آشکار برای دعوت تمامی مردم بهسوی خداوند است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾} صدق الله العظيم [النساء]. لذا ریسمانی که خداوند فرمان داده تا به آن پایبند مانده و نسبت به هرچه که مخالف آیات محکم آن است کافرشوید؛ قرآن عظیم است. فرموده خداوند تعالی را به یاد داشته باشید: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾} صدق الله العظيم [النساء]. مقصود خداوند از التزام به قرآن، این نیست که تنها به قرآن پایبند بوده و سنت حق نبوی را رها کنید؛ سنت حق نبوی بیان و تشریح بیشتر قرآن است و اگر چنین کنید از فرموده خداوند تعالی سرباز زدهاید که: { وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ } صدق الله العظيم [النحل: ۴۴] مقصود از بیان قرآن، سنت نبوی حق است که چیزی نیست جز بیان و توضیح بیشتر قرآن عظیم برای مردم. ولی افتراهایی که به نبی] صلى الله عليه وآله وسلم نسبت داده میشود برخلاف آیات بینه و محکم [آیات ام الکتاب] هستند و بعد از تطبیق قاعده کشف احادیث دروغ؛ به یقین خواهید دانست این حدیث در سنت نبوی از خدا و رسول او صلى الله عليه وآله وسلم نیست، بلکه این حدیث نبوی که برخلاف آیات محکم قرآن است از نزد خدا نیست.تصدیق فرموده خداوند تعالی: {مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّـهَ ۖ وَمَن تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ﴿٨٠﴾ وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء]. برادر گرامی ابوفراس! اگر در این آیات بینه تدبر کنید، به نکات زیر میرسید: ۱-قرآن و سنت بیان، هردو از نزد خدا آمدهاند. ۲- قرآن از تحریف محفوظ است ولی سنت بیان از تحریف مصون نیست. ۳-از آنجا که قرآن از تحریف محفوظ است، پس در مواردی که در سنت نبوی دچار اختلاف میشوید؛ حتما قرآن مرجع شماست. ۴- سپس خداوند به شما میآموزد قاعده کشف احادیث دروغ کدام است. حدیث دروغ با آیات بینه و محکم که آیات ام الکتاب بوده و برای عالم و جاهل شما روشن و واضح هستند؛ مغابرت دارد و برخلاف آنهاست. پس به قرآن عظیم،ریسمان الهی پایبند بمانید و نسبت به هرچه که برخلاف آیات محکم و ام الکتاب آن هستند کافر شوید، حال چه در تورات یا انجیل باشد یا در سنت نبوی. چون خداوند قرآن عظیم را مرجع، حکم و مهیمن بر تورات و انجیل و سنت نبوی دانسته است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: { وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللَّـهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّـهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ﴿٤٩﴾ أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّـهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [المائدة]
ای اهل بصیرت! تدبرکنید که آیا قرآن به دلیل محفوظ بودن از تحریف، مهیمن بر تورات و انجیل و سنت نبوی نیست؟ درحالیکه خداوند وعدهای برای حفظ تورات و انجیل و سنت نبوی از تحریف شیاطین نداده است؟ خداوند تعالی میفرماید: { إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ ۚ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِن كِتَابِ اللَّـهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ ۚ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ ﴿٤٤﴾ وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنفَ بِالْأَنفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ ۚ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٤٥﴾وَقَفَّيْنَا عَلَىٰ آثَارِهِم بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ ۖ وَآتَيْنَاهُ الْإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ ﴿٤٦﴾ وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فِيهِ ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿٤٧﴾ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ ۚ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّـهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـٰكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ ۚ إِلَى اللَّـهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿٤٨﴾ وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللَّـهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّـهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ﴿٤٩﴾ أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّـهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿٥٠﴾ } صدق الله العظيم [المائدة]
و اما سؤال ابوفراس: «ناصر محمد یمانی! چرا فتوا میدهی علمای امت گمراهند؛ درحالیکه آنها درمورد تو حکم به گمراهی آشکار ندادهاند؟» امام مهدی جواب ابوفراس را مستقیم به خداوند میسپارد. خداوند به کسانی که با امر الهی مخالفت کرده و دین خود را فرقه فرقه و پراکنده کرده و به حبل الهی آیات محکم قرآن عظیم تمسک نجسته و نسبت به هرچه که مخالف ان است کافر نشدهاند پاسخ داده است و ما جواب ابوفراس را مستقیم به خداوند میسپاریم: {وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ۚ وَأُولَـٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿١٠٥﴾} صدق الله العظيم [آل عمران]. ای ابوفراس! ای مردم! از خداپروا کنید. شایسته نیست که امام مهدی شیعه یا سنی باشد؛ بلکه او مسلمان حنیف است و از مشرکان نیست و مردم را بر اساس بصیرت بهسوی خداوند دعوت میکند. من نمیگویم شیعه هستم و مردم را بهسوی مذهب آنها دعوت نمینمایم. من نمیگویم اهل سنت و جماعت هستم و مردم را بهسوی مذاهب آنان نمیخوانم. بلکه مردم را با بصیرتی که از نزد پروردگارم آمده است بهسوی خدا دعوت میکنم و میگویم من از مسلمین هستم. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّـهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿٣٣﴾} صدق الله العظيم [فصلّت]. چطور درحالیکه خود شما شیعیان و اهل سنت با هم اختلاف دارید؛ میتوانید مردم را با دین خود قانع نمایید؟ چگونه میخواهید مردم عالم را با دین خود قانع کنید درحالیکه آنها میدانند گروهی از شما به گروهی دیگر لعنت فرستاده و یک دیگر را تکفیر میکنید؟ اختلاف و تفرقه را رها کنید و به ریسمان الهی قرآن عظیم آویخته و بر سر چیزی که برخلاف آیات محکم آن است، با یک دیگر مخاصمه نکنید که خداوند شما را عذاب خواهد کرد؛ آیا پروا نمیکنید؟ عزیز من ابوفراس که از مردمان نیک و گزیده هستی! شاکر باش که خداوند امام مهدی را در دوران ابوفراس برانگیخته است، و شاکر باش که خداوند تو را از طریق این شبکه جهانی که نعمت بزرگ خداوند برای گفتوگو میان مردم عالم است؛ از دعوت مهدی منتظر در دوران گفتوگو قبل از ظهور آگاه کرده است. ابوفراس! نور و ظلمت در یک جا جمع نمیشوند و امام مهدی، یکی مانند دیگر علمای مسلمین است، فقط معلم او خداست و دانش او را بیش از تمام علمای امت قرار داده تا دراختلافات حکم کند و مسلمانان را به سوی وحدت فراخوانده و با وحدت پراکندگی آنان را از بین ببرد و سخن آنان را یکی کرده و جلوی تفرقه دینی را گرفته و صفوف آنان را یکی کرده و شوکتشان را تقویت نماید و قلبهای آنان را از شرک پاک کند. سپس وعده برپایی خلافت جهانی اسلامی را عملی نماید. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَعَدَ اللَّـهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا ۚ وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿٥٥﴾} صدق الله العظيم [النور]. وبرای همین تلاش میکنیم قلب مردم را از شرک پاک سازیم تا شرط خلافت، به حق محقق گردد
{ يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً }صدق الله العظيم [النور:۵۵]. ابوفراس! میبینم که میخواهی مهدی منتظر به اختصار به تو پاسخ دهد؛ مهدی منتظر به تو میگوید: آیا اعتقاد نداری که برانگیخته شدن امام مهدی خبری بزرگ از اخبار کتاب است و بر ما واجب است حق را به تفصیل بیان کنیم تا حجتی نداشته باشند و با اقامه حجت دربرابر آنان، نزد خود از اینکه به حق اعتراف کرده و تسلیم آن شوند؛ احساس ناراحتی نکنند و بگویند:«سمعنا وأطعنا غفرانك ربنا وإليك المصير». با اینکه میبینید امام مهدی در برخی از بیانات به آنها سخت میگیرد، ولی من نسبت به آنها رئوف و رحیم هستم و دلیل سخت گرفتن این است که آنها از دعوت امام مهدی روگردانده و حاضر نیستند به شأن خلیفه خدا در زمین اعتراف کنند و این باعث میشود هم خود وهم امت مسلمان و هم تمام آبادیهای بشر گرفتار عذاب شده و خداوند خلیفه خود مهدی منتظر را در یک شب برجهانیان غالب گرداند در حالی که همگی خوار و ناتوان شدهاند. وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
الذليل على المؤمنين خليفة الله الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
بِسم الله الرَّحمن الرَّحيم، والصَّلاة والسَّلام على خاتم الأنبياء والمُرسَلين جدّي مُحمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - والتَّابعين للحقّ إلى يوم الدِّين، وسلامٌ على المُرسَلين، والحَمدُ لله رَبّ العالَمين..
سلامُ الله عليكم فضيلة الشيخ أبا فراس الزهراني مِن حَفَظَةِ القُرآن العظيم، حَفِظَك الله وهَداك إلى الصراط المستقيم، وسؤالك للإمام ناصر محمد اليمانيّ: هل يُحيط بعلوم الفَلَك؟ ثمّ يردّ عليك الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ وأقول: اللهم نعم قد زادني الله بسطةً في العلم الفلكيّ، ولكني لا آتيكم به من كتب البشر بل آتيكم به من مُحكم الذِّكر وأُفَصِّله تفصيلًا من مُحكَم القرآن العظيم، تصديقًا لقول الله تعالى: {وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ ۖ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُوا فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ۚ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلًا ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [سورة الإسراء]، ولن تجد الإمام المهديّ يستطيع أن يُضِلّه عُلماء الفَلَك في البَشَر إن أخطأوا في شَيءٍ؛ فلن تجدني أتَّبِع أهواءهم بل أُصَدِّق بالحقّ منه بآياتٍ مُحكَماتٍ وأُبطِل الباطل منه بآياتٍ مُحكَماتٍ.
ويا أبا فراس من خِيار النَّاس وبناءً على الحقّ في قول الله تعالى: {وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ ۖ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُوا فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ۚ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلًا ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [سورة الإسراء]، يا أبا فراس مِن أُولي الألباب إني أجد اليوم للحساب في الكتاب يبدأ من لحظة تواري الشمس وراء الحجاب ومن ثمّ يحلّ الظلام، تصديقًا لقول الله تعالى: {وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿٣٧﴾ وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿٣٨﴾ وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ ﴿٣٩﴾ لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ ۚ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [سورة يس].
وفي هذه الآيات المُحكَمات يُبَيِّن الله لكم بدء الحساب بحركة الأرض والشمس والقمر، وعَلَّمكم الله بالتوقيت بالضبط لبدء اليوم في الحساب أنه يبدأ بغروب الشمس لدخول ليلة اليوم الجديد، تصديقًا لقول الله تعالى: {وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [سورة يس].
إذًا الليلة تبدأ بالضَّبط بغروب الشمس وتواريها في الحِجاب، إذًا اليوم يبدأ من بدء ليلته بالنسبة للوقت وليس بالنسبة للحركة الذاتيَّة وذلك لأن النهار يَتَقدَّم الليل في الحركة الذاتية نُفَصِّله فيما بعد إن شاء الله، وحتى لا يختلط عليك الأمر فنحن الآن نتكلَّم عن الحساب الموقوت ومن أيِّ لحظةٍ يتم حساب اليوم وآتيناك بقول الله تعالى: {وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [سورة يس].
إذًا اليوم الجديد لحساب الوقت في الكتاب يبدأ من صلاة المغرب بالضَّبط، ولذلك قال الله تعالى: {وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً} صدق الله العظيم [سورة الأعراف:142].
ومن ثمّ تبيَّن لكم الحقّ في مُحكَم الكتاب أن الحساب للأيام يبدأ بالليالي أيْ: (من غروب الشمس إلى غروب الشمس في الحساب هو يومٌ واحدٌ) لأن اليوم هو 24 ساعةً ويبدأ الحساب في الكتاب بغروب الشمس وراء الحجاب، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [سورة يس].
وبما أن الصَّلوات هي كتابٌ مَوقوتٌ فتستطيعون الآن وبِكُلِّ يُسرٍ وسهولةٍ أن تعلموا أيَّ الصَّلوات هي الصَّلاة الوسطى التي توصَّاكُم الله بالحفاظ عليها لِعِلمه تعالى أنه سوف يضيِّعها كثيرٌ من المُسلمين، فبما أنه تبيّن لكم بالضبط من أيِّ لحظةٍ يبدأ حساب الأيام وأنه من لحظة دخول ليلة اليوم الجديد بتواري الشمس وراء الحجاب فأصبح جليًّا في البيان الحقّ أن أوّل صلوات اليوم الجديد هي حقًّا صلاة المغرب ومن ثمّ العشاء والفجر والظهر والعصر ثمّ تنتهي صلاة العصر بتواري الشمس وراء الحجاب فيدخل ميقات البدء لصلوات اليوم الجديد فتبدأ من صلاة المغرب وهكذا.
فتعال لننظر إلى الصَّلاة الوسطى بالضبط لا شكَّ ولا ريبَ وهي كما يلي:
1- المغرب
2- العشاء
3- الفــجر
4- الظهر
5- العصر
فتبيَّن لأبي فراس من خيار النَّاس أن الصَّلاة الوسطى هي حقًّا صلاة الفجر لا شكَّ ولا ريبَ وهي التي أمركم الله أن تقوموا فيها لدعاء القُنوت، تصديقًا لقول الله تعالى: {حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ وَقُومُوا لِلَّـهِ قَانِتِينَ ﴿٢٣٨﴾} صدق الله العظيم [سورة البقرة]. وهي صلاةٌ مشهودةٌ يجتمع في ميقاتها المُعَقِّبات فيتمُّ تسليم الخدمة من ملائكة الليل إلى ملائكة النهار، ويتم تسليم الخدمة بالضبط في ميقات الصَّلاة الوسطى وهي صلاة الفجر ولذلك هي مشهودةٌ، تصديقًا لقول الله تعالى: {أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَىٰ غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ ۖ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا ﴿٧٨﴾} صدق الله العظيم [سورة الإسراء].
ولكن الذين حَسبوا أن الصَّلاة الوسطى هي صلاة العَصر من الذين يقولون على الله ما لا يعلمون عَفا الله عنهم وهداهم، فذلك قولٌ بالظنّ وأنتم تعلمون أن الظنّ لا يغني من الحقّ شيئًا، وسبب ظنّهم أن صلاة العصر هي الصَّلاة الوسطى وذلك لأنهم حسبوا الصَّلاة الأولى هي صلاة الفجر كما يلي:
1- الفجر
2- الظهر 3- العصر
4- المغرب
5- العشاء
ولكنهم لخبطوا التَّوقيت وذلك لأنهم حسبوا ثلاث صلواتٍ من صلوات اليوم المُنقَضي وهي صلاة الفجر والظهر والعصر وأمَّا صلاة المغرب والعشاء فحسبوها من صلوات اليوم الجديد وهذا حسب حسابهم أن الصلاة الوسطى هي العَصر، وهذا علمٌ ظنِّيٌّ اجتهادًا منهم وهم يعلمون أن علمهم يحتمل الصح ويحتمل الخطأ ولكنكم تعلمون يا أبا فراس فتوى الله إليكم أن الظنّ لا يغني من الحقّ شيئًا، تصديقًا لقول الله تعالى: {وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا ۚ إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا} صدق الله العظيم [سورة يونس:36].
ولكني الإمام المهديّ أفتي بالحقّ أنه مُحَرَّمٌ في الدين الفتوى الاجتهاديّة التي تحتمل الصح وتحتمل الخطأ، ومن ثمّ أُعرِّف لكم ما هو الاجتهاد: وهو البحث عن العِلْم الحقّ حتى يهديه الله إليه بعلمٍ وسلطانٍ مُنيرٍ من ربّ العالمين لا شكَّ ولا ريب. وفي هذا سرّ هيمنة الإمام المهديّ بسلطان العلم الحقّ على كافة علماء الأُمّة.
ويا أبا فراس إنَّك لن تستطيع أن تُقنع النَّاس بفتوى إذا كانت تحتمل الصح وتحتمل الخطأ لأنها تُعتَبر فتوى ظنّيةٌ وليست يقينيَّة بسبب أنك لا تملك سلطان العِلْم المُحكَم والبَيِّن حتى تُلجم به بالحقّ مَن يُجادلك.
إذًا الاجتهاد هو أن تبحثوا عن الحقّ، فإذا عَلِم الله أنكم حريصون أن لا تقولوا على الله إلّا الحقّ ومن ثمّ يفتيكم الله كما وعدكم بالحقّ في مُحكم كتابه: {وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۖ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّـهُ ۗ وَاللَّـهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم [سورة البقرة:282]، وذلك لأن الله نظر إلى أنك مُجتهدٌ تبحث عن الحقّ ولا تريد غير الحقّ وتكره أن تقول على الله غير الحقّ، فهنا يصْدقكم الله بما وعدكم في محكم كتابه فيهدي المُجتهد الباحث عن الحقّ إلى سبيل الحقّ: {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا} صدق الله العظيم [سورة العنكبوت:69]، أيْ: الذين يبحثون عن الحقّ ولا يريدون إلّا الحقّ كان حقًّا على الحقّ أن يهديهم إلى سبيل الحقّ لا شكَّ ولا ريبَ بعلمٍ من لَدُن حكيمٍ عليمٍ.
ولكن يا أبا فراس إن خطأ علماء الأمَّة وسبب ضلالهم هو عدم فهمهم لناموس الاجتهاد، وذلك لأن ناموس الاجتهاد في الكتاب هو: أن تبحث عن الحقّ حتى إذا هداك الله إلى الحقّ بعلمٍ وهُدًى من الكتاب المُنير ومن ثمّ تدعو الناس إلى الحقّ على بصيرةٍ من ربّك، تصديقًا لقول الله تعالى: {قُلْ هَـٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّـهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي ۖ وَسُبْحَانَ اللَّـهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿١٠٨﴾} صدق الله العظيم [سورة يوسف].
ولكن للأسف يا حبيبي في الله أبو فراس الزهراني إن علماء الأمَّة يدعون النَّاس وهم لا يزالون مُجتهدين ولم يتوصّلوا إلى علمٍ مُقنعٍ لِمَن يحاورهم لأن علومهم ظنِّيةً تحتمل الصح وتحتمل الخطأ، وليست هذه هي البصيرة من الله؛ بل علوم الدين ينبغي أن تكون يقينيَّةً وليست ظنّيةً وذلك لأنّها البُرهان المُبيْن لدعوتكم إلى الله فلا بدَّ أن تكون الدعوة على بصيرةٍ من الله لا شكَّ ولا ريبَ وليس أنكم تُفتون الأُمَّة ومن ثمّ تقولون: "والله أعلم فإن أخطأت فَمِن نفسي"! هيهات هيهات بل ذلك من أمر الشيطان أن تقولوا على الله ما لا تعلمون أنه الحقّ من ربّ العالمين، وقال الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿١٦٨﴾ إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩﴾} صدق الله العظيم [سورة البقرة]، وذلك لأنكم إذا قُلتم على الله بالظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئًا؛ فتقولون هذا حلالٌ وهذا حرامٌ بغير علمٍ بَيِّنٍ من ربّ العالمين؛ بل بقول الظنّ الذي لا يُغني من الحقّ شيئًا، وذلك لأنكم إذا حرَّمتم شيئًا لم يحرِّمه الله أو أحللتم شيئًا قد حرَّمه الله فقد كذبتم على الله بما لم يقله، وقال الله تعالى: {وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَـٰذَا حَلَالٌ وَهَـٰذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُوا عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ ۚ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ ﴿١١٦﴾} صدق الله العظيم [سورة النحل].
إذًا أصبحت الفتوى بقول الظنّ الذي يحتمل الصَّح ويحتمل الخطأ بغير سلطانٍ بَيِّنٍ من الله مُحرَّمةً في كتاب الله وليس من أمر الله أن تقولوا عليه ما لا تعلمون عِلْم اليقين؛ بل من أمر الشيطان الذي يأمركم أن تقولوا على الله ما لا تعلمون غير مُبالين سواءً تكون الفتوى حقًّا أم خطأً فذلك من أمر الشيطان، تصديقًا لقول الله تعالى: {إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿١٦٨﴾ إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩﴾} صدق الله العظيم [سورة البقرة].
وأمر الشيطان تجده دائمًا يختلف فيتناقض مع أمر الله؛ بل العكس تمامًا فما أحلَّه الشيطان تجده محرَّمًا عند الله، تصديقًا لقول الله تعالى: {قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّـهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٣﴾} صدق الله العظيم [سورة الأعراف].
ألا والله يا أبا فراس لو كان الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ اتَّبع أمر الشيطان وقال على الله ما لم يعلم لَما استطاع أن يُلجِم عالِمًا واحدًا من علماء الأمَّة ولكن سِرّ هيمنة الإمام ناصر محمد اليمانيّ هو لأنه اتَّبع أمر الرَّحمن ولا يقول على الله ما لم يعلم، ولذلك لن تجد الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ يُحاجُّ النَّاس بالعلوم الظنّية التي تحتمل الصَّح وتحتمل الخطأ ثمّ يقول والله أعلم فإن أخطأت فَمِن نفسي، إذًا لما استطعت أن أقيم الحجّة الحقّ على علماء الأمَّة ولَما استطعت أن أقنعهم بالحكم الحقّ بينهم فيما كانوا فيه يختلفون ما دام حُكمًا ظنِّيًا يحتمل الصَّح ويحتمل الخطأ، وأعوذُ بالله أن أكون من الجاهلين.
ولربّما يودُّ أن يقاطعني فضيلة الشيخ أبو فراس الزهراني فيقول: "يا أخي إن العُلماء ليسوا بأنبياء يوحى إليهم وإنما يجتهدون بالفتوى، ولذلك لا تجدهم موقنين بفتواهم ولذلك لا تجدهم يقسمون أنهم لا ينطقون إلّا بالحقّ؛ بل تجدهم يعترفون أن فتواهم تحتمل الصَّح وتحتمل الخطأ، فما هو السبيل الحقّ الذي إن اتّبعوه فلن يقولوا على الله ما لا يعلمون؟" ومن ثمّ يفتيه الإمام المهديّ بالسبيل الحقّ حتى لا يضِلّوا أنفسهم ويُضِلّوا أمّتهم فلا ينبغي لهم أن يتّبعوا الاتّباع الأعمى لِما وجدوا عليه أسلافهم فلعلَّهم ضلّوا (أسلافهم) في مسألةٍ وذريتهم لا يعلمون أنهم قد ضلّوا عن سواء السبيل فلن ينفعهم هذا القول بين يدي ربّهم، تصديقًا لقول الله تعالى: {أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ ۖ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ﴿١٧٣﴾} صدق الله العظيم [سورة الأعراف].
وقال الله تعالى: {وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۛ شَهِدْنَا ۛ أَن تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَـٰذَا غَافِلِينَ ﴿١٧٢﴾ أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ ۖ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ﴿١٧٣﴾ وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿١٧٤﴾} صدق الله العظيم [سورة الأعراف]. ولذلك أمر الله طالِب العِلم باستخدام العقل والتدبّر والتفكّر في سلطان الدَّاعية من قبل أن يتّبعه، وقال الله تعالى: {وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا ﴿٣٦﴾} صدق الله العظيم [سورة الإسراء]، وذلك لأن العقل والمنطق دائمًا تجده يتَّفق مع الحقّ، فإذا تفكَّروا في سلطان عِلم الدّاعية فإذا كان من عند الله فحتمًا يجدون العقل يرضخ له ويُسَلِّم تسليمًا، ولذلك قال الله تعالى للمُعرِضين عن القرآن العظيم الذي جاء به محمدٌ رسول الله (ذِكْر العالمَين لمَن يشاء منهم أن يستقيم)، وقال الله تعالى: {قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ ۖ أَن تَقُومُوا لِلَّـهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ۚ مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ ۚ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَّكُم بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [سورة سبأ].
ولذلك اكتشفَت الأُمَم بعد فوات الأوان أن سبب ضلالهم عن الهُدَى من ربّهم هو الاتّباع الأعمى للذين من قبلهم وعدم استخدام عقولهم بالتفكّر في حُجَّة مَن يدعوهم إلى سبيل الحقّ من ربّهم، ولذلك تجد فتواهم عن سبب ضلالهم عن الحقّ من ربّهم هو عدم استخدام العقل، وقال الله تعالى: {وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ ﴿١٠﴾} صدق الله العظيم [سورة الملك].
ولذلك فإن أبا فراس حين يستخدم عقله في بيان الإمام ناصر محمد اليمانيّ للقرآن يجد أن عقله يتَّفق مع بيان الإمام ناصر محمد اليمانيّ للقرآن، فيجده أحسن تأويلًا وأهدَى سبيلًا وأنه حقًّا يدعو إلى الحقّ ويهدي إلى صراطٍ مستقيمٍ بسلطان العِلم من مُحكَم كتاب الله القرآن العظيم الذي لا يحتمل الطعن والتشكيك إلّا مَن يكفر بمُحكَم القرآن العظيم فيعذِّبه الله عذابًا أليمًا.
ويا أخي الكريم أبو فراس، كُن من خيار النَّاس ولا تُكذِّب عقلك وتُكذِّب الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ، وذلك لأن عقلك لن يختلف مع بيان الإمام المهديّ في شيءٍ وذلك لأن الأبصار لا تعمَى عن الحقّ إذا استُخدِمَت وإنما تعمَى القلوب التي في الصدور، تصديقًا لقول الله تعالى: {فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَـٰكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ} صدق الله العظيم [سورة الحج:46]، ولذلك يا أبا فراس لن تَجِد الذين اتّبعوا الهُدى من النَّاس في كافة الأمم إلّا الذين يعقلون، تصديقًا لقول الله: {فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [سورة الزمر]، ولذلك يُعلِن الإمام المهديّ المنتظَر إلى كافة البَشَر أنهم لا ولن يُصدِّق المهديّ المنتظَر في عصر الحوار من قبل الظهور إلّا أولو الألباب، تصديقًا لقول الله: {أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَىٰ ۚ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم [سورة الرعد].
وقد جعل الإمام المهديّ عَقْل أبي فراس هو الحَكَم بين الإمام المهديّ وأبي فراس، فإن وجدتَ يا أبا فراس أن سلطان عِلْم ناصر محمد اليمانيّ لا يقبله العلم والمنطق فاعلم أن ناصر محمد اليمانيّ على ضلالٍ مبينٍ، وإن وجدت سلطان عِلم الإمام ناصر محمد اليمانيّ يقبله العقل والمنطق فاعلَم عِلْم اليقين أنه الحقّ من ربّك وقد جعل الله الحُجَّة على الإنسان هو عقله فإن ذهب عقله رفع الله عنه القَلَم.
فكيف السبيل لإنقاذك والمسلمين والنَّاس أجمعين من عذاب يومٍ عقيمٍ يا أبا فراس؟ أفلا تُساعد الإمام المهديّ على إنقاذك وإنقاذ الأُمَّة من فتنة المسيح الكذّاب؟ ولربّما يودّ أن يقاطعني أبو فراس ويقول: "يا رجل بالنسبة لفتنة المسيح الكذّاب فهي معروفةٌ كما أفتانا محمدٌ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - أن فتنة المسيح الكذاب أن يقول: "يا سماء أمطري فتمطر ويا أرض أنبتي فتنبت، ويقطع رجلًا إلى نصفين فيمرّ بين الفلقتين ثمّ يُرجع إليه روحه فينهض حيًا"، ومن ثمّ يردّ على أبي فراس من جعله الله إمامًا للناس، وأقول: سبحان الله العظيم وتعالى علوًّا كبيرًا، فكيف تُصدِّقون الافتراء الذي ينفي تحدِّي الله في مُحكَم القرآن العظيم إلى الباطل وأوليائِه أن يُرجعوا روح ميتٍ؟! وقال الله لئن فعلوا ذلك مع أنهم يَدَّعون الباطل من دون الله فقد صدَقوا في دعوتهم للباطل من دون الله، وقال الله تعالى: {فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿٨٣﴾ وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ ﴿٨٤﴾ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ ﴿٨٥﴾ فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم [سورة الواقعة].
إذًا المُفتَرون قد جعلوا المسلمين يكفرون بتحدِّي الله للباطل أن يحيي ميِّتًا في مُحكم القرآن العظيم، وبلغوا مرادهم فهم يعلمون أنه لن يحدث من ذلك شيءٌ، وإنما يريدون أن يردُّوكم من بعد إيمانكم كافرين بما أنزل الله في مُحكَم هذا القرآن العظيم في آياته المُحكَمات البيّنات هُنّ أُمّ الكتاب وذلك لأن الباطل لا يستطيع أن يفعل ذلك وهو يَدَّعي الربوبيّة من دون الله، تصديقًا لقول الله تعالى: {قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ﴿٤٩﴾} صدق الله العظيم [سورة سبأ].
ويا أبا فراس مِن خِيار النَّاس، والله الذي لا إله غيره لا يستطيع الإمام المهديّ أن يَحكُم بينكم فيما كنتم فيه تختلفون حتى تؤمنوا بالناموس في مُحكَم كتاب الله لكشف الأحاديث والروايات المكذوبة على الله ورسوله، ولربّما يودّ أن يقاطعني أبو فراس ويقول: "وما هو سبيل النَّجاة من اتّباع فتنة الأحاديث المكذوبة عن النبيّ زورًا وبهتانًا؟" ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ وأقول: هو أن تتّبعوا كتاب الله وسُنّة رسوله الحقّ، وما خالف منها لمُحكَم الكتاب فاعتصموا بحبل الله القرآن العظيم واكفروا بما خالف لمُحكَم كتاب الله القرآن العظيم، فإن فعلتم فقد اهتديتم وإن أبيتم فقد ضللتم وما علينا إلَّا البلاغ المُبيْن بالبيان الحقّ للقرآن العظيم للعالَمين لِمَن شاء منهم أن يستقيم وذلك لأن بصيرة الإمام المهديّ هي ذاتها بصيرة جدّه محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - من رَبّ العالَمين لا شَكَّ ولا ريبَ، ولذلك قال الله تعالى: {وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ ۖ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ ۖ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِينَ ﴿٩٢﴾} صدق الله العظيم [سورة النمل]، وذلك لأن مُحكَم القرآن العظيم هو البُرهان المُبين للدعوة إلى الله إلى النَّاس أجمعين، تصديقًا لقول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾} صدق الله العظيم [سورة النساء].
إذًا حَبْل الله الذي أمرنا الله بالاعتصام به والكُفْر بِما خالَف لِمُحكمه هو القُرآن العظيم، فتذكَّروا قول الله تعالى: {فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾} صدق الله العظيم [سورة النساء]، ولا يقصد الله بالاعتصام بالقرآن أن تعتصموا به وحده وتذروا السُنّة النّبويّة الحقّ التي لا تزيد القرآن إلَّا بيانًا وتوضيحًا، فإن فعلتم فقد أعرضتم عن قول الله تعالى: {وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ} صدق الله العظيم [سورة النحل:44]، ويقصد البيان للقرآن في السُنّة النّبويّة الحقّ التي لا تزيد القرآن العظيم إلَّا بيانًا وتوضيحًا للأُمَّة، ولكن الافتراء عن النبي - صلّى الله عليه وآله وسلّم - يأتي مُخالفًا للآيات البيّنات المُحكمات هُنّ أمّ الكتاب ومن بعد تطبيق الناموس لكشف الأحاديث المكذوبة ومن ثمّ تعلمون علم اليقين أن هذا الحديث في السُّنّة النّبويّة ليس من عند الله ورسوله صلّى الله عليه وآله وسلّم؛ بل جاء ذلك الحديث النّبويّ المُخالِف لمُحكَم القرآن من عند غير الله، تصديقًا لقول الله تعالى: {مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّـهَ ۖ وَمَن تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ﴿٨٠﴾ وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [سورة النساء].
ويا أخي الكريم أبا فراس، إذا تدبَّرتم هذه الآيات البَيِّنات سوف تعلمون بما يلي:
1- إن القرآن وسُنّة البيان جميعهن من عند الله.
2- إن القرآن محفوظٌ من التحريف وسُنّة البيان ليست محفوظةً من التحريف.
3- فبما أن القرآن محفوظٌ من التحريف فحتمًا يكون هو المَرجِع لِما اختلفتم فيه في الأحاديث في السُنّة النّبويّة.
4- ومن ثمّ علّمكم الله بالناموس لكشف الأحاديث المكذوبة أنكم سوف تجدونها تُخالف لمحكم آيات الكتاب البيّنات المحكمات هُنّ أمّ الكتاب البيّنات لعالِمكم وجاهلكم، فاعتصموا بحبل الله القرآن العظيم واكفروا بما خالف لِمُحكَمه من آيات أمّ الكتاب هُنّ أمّ الكتاب؛ سواء تكون في التوراة أو في الإنجيل أو في السُنّة النبويّة، وذلك لأنّ الله قد جعل القرآن العظيم هو المَرجِع والحَكَم والمُهيمن على التوراة والإنجيل والسُنّة النّبويّة، تصديقًا لقول الله تعالى: {وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللَّـهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّـهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ﴿٤٩﴾ أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّـهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [سورة المائدة].
وأمّا سؤال أبي فراس: "لماذا يا ناصر محمد اليمانيّ تُفتي بضلال عُلماء الأُمَّة مع أنهم لم يُفتوا في شأنك أنك على ضلالٍ مُبينٍ؟" ومن ثمّ يترك الإمام المهديّ الردّ على أبي فراس من الله إلى المُخالفين لأمر الله وفرَّقوا دينهم شيعًا ولم يعتصموا بحبل الله فيتّبعوا مُحكَم القرآن العظيم ويكفروا بما خالف لمحكمه، فسوف نترك الردّ على أبي فراس من الله مباشرةً في قول الله تعالى: {وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ۚ وَأُولَـٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿١٠٥﴾} صدق الله العظيم [سورة آل عمران].
فاتقوا الله يا أبا فراس ويا كافة النَّاس وما ينبغي أن يكون الإمام المهديّ شيعيًّا ولا سُنيًّا بل حنيفًا مُسلِمًا وما أنا مِن المُشركين؛ أدعو إلى الله على بصيرةٍ ولا أقول وأنا من الشّيعة فأدعو إلى مذاهبهم ولا أقول وأنا من السُّنّة والجماعة وأدعو إلى مذاهبهم؛ بل أدعو إلى الله على بصيرةٍ من ربّي وأقول وأنا من المُسلمين، تصديقًا لقول الله تعالى: {وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّـهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿٣٣﴾} صدق الله العظيم [سورة فصلّت]، فكيف تريدون أن تقنعوا النَّاس بدينكم وأنتم فيه مختلفون يا معشر الشّيعة والسُنّة؟ فكيف تريدون أن تقنعوا العالَمين بالدّخول في دينكم وهم يعلمون أنكم يلعن بعضكم بعضًا ويُكَفِّر بعضكم بعضًا! أفلا تتّقون؟ فذروا التفرّق والاختلاف واعتصموا بحبل الله القرآن العظيم ولا تختصموا بِما خالف لِمُحكَمه فيعذِّبكم الله، أفلا تتقون؟
ويا حبيبي في الله أبا فراس مِن خيار النَّاس، كُن مِن الشاكرين أن بعث الله الإمام المهديّ في جيل أبي فراس، وكُن من الشاكرين أن أعثرك الله على دعوة المهديّ المنتظَر في عصر الحوار من قبل الظهور عبر هذه الشبكة العالميّة (النعمة الكُبرى لحوار العالَمين).
ويا أبا فراس إنه لا يجتمع النور والظلمات، وما الإمام المهديّ إلّا أحد علماء المسلمين غير أن مُعَلِّمه الله الذي زاده بسطةً في العِلم على كافة عُلماء الأمَّة ليجعله الله حَكمًا بين المُختَلِفين ويدعو إلى وحدة المسلمين فيُذهب فشلَهم بوحدتهم وجَمْع كلمتهم وعدم تفرُّقهم في دينهم فيُوحِّد صفَّهم فتقْوى شوكتُهم ويطهِّر قلوبهم من الشرك بالله ثمّ يُصْدِقهم ما وعدهم بالخلافة الإسلاميّة العالميّة، تصديقًا لقول الله تعالى: {وَعَدَ اللَّـهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا ۚ وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿٥٥﴾} صدق الله العظيم [سورة النور]، ولذلك نَسعَى إلى تطهير قلوب المؤمنين من الشِّرك لكي يتحقّق شرط الخلافة بالحقّ: {يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا} صدق الله العظيم [سورة النور:55].
ويا أبا فراس، إني أرى أنك تريد المهديّ المنتظَر أن يرُدّ عليك بالقول المُختَصر، ومن ثمّ يقول لك المهديّ المنتظَر: أفلا تعتقد أن بعث خليفة الله الإمام المهديّ هو نبأٌ عظيمٌ من أنباء الكتاب؟ فوجب علينا أن نُفَصِّل الحقّ تفصيلًا حتى لا تكون لهم الحُجّة فنُقيم عليهم الحجّة بالحقّ حتى لا يجدوا في أنفسهم حرجًا من الاعتراف بالحقّ فيُسَلِّموا تسليمًا فيقولوا سمعنا وأطعنا غفرانك ربّنا وإليك المصير.
وإنّي بهم رؤوفٌ رحيمٌ مهما رأيتَ الإمام المهديّ قاسيًا عليهم في بعض بياناته، وذلك لأن إعراضهم عن دعوة الإمام المهديّ والاعتراف بشأن خليفة الله على العالَمين سوف يتسبّب في عذاب أنفسهم وعذاب أُمّة المسلمين وعذاب كافة قُرى البشر فيُظهر الله خليفته المهديّ المنتظَر على كافة البشر في ليلةٍ وهم صاغرون.
وسلامٌ على المُرسَلين، والحَمْدُ لله رَبّ العالَمين..
الذليل على المؤمنين خليفة الله الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ.
____________________
ای جماعت انصار پیشگام برگزیده! اگر مهدی منتظر از شما سؤال کرده و بگوید: طول شبانهروز بر اساس ساعتی که به دست بستهاید، چقدر است؟ همه شما و تمام مسلمانان [ چه عالم وچه جاهل] پاسخ خواهید داد: «شبانهروز ۲۴ ساعت است.»
حال مهدی منتظر سؤال دیگری مطرح میکند: در کتاب خدا چه لحظهای را لحظهی آغازشبانهروز مییابید؟ اهل علم خواهند گفت که خداوند تعالی میفرماید:
{ أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِكُمْ ۚ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ ۗ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتَانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ ۖ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ ۚ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ۖ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ } صدق الله العظيم [البقرة:۱۸۷]
از خلال این آیات دانستیم که روز از غروب آفتاب و دخول شبِ ماهِ روزه، آغاز و با غروب آفتاب تمام میشود. پس میگویم درست گفتید بارک الله؛ لذا اولین نماز هم در کتاب نماز مغرب است و آخرین نماز؛ نماز عصر است. حال ببینیم کدام نماز وسط است؟
«مغرب، عشاء، صبح، ظهر، عصر»
قال الله تعالى: {حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ ﴿٢٣٨﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
يا معشر الأنصار السابقين الأخيار، لو يلقي إليكم المهديّ المُنتظَر بسؤالٍ ونقول لكم: فكم طول أيامكم حسب ساعاتكم التي بأيدكم؟ لأجبتموني جميعاً وجميع المُسلمين عالِمهم وجاهلهم ولقالوا: إن اليوم يتكون من 24 ساعة. ومن ثُمّ يُلقي إليكم المهديّ المُنتظَر بسؤالٍ آخر: ومن أي لحظةٍ وجدتم اليوم يبدأ في كتاب الله؟ لقال أهل العلم منكم. قال الله تعالى: {أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِكُمْ ۚ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ ۗ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتَانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ ۖ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ ۚ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ۖ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ} صدق الله العظيم [البقرة:187].
فقد علمنا من خلال هذه الآية أنّ اليوم يبدأ من غروب الشمس لدخول ليلة الصيام فينتهي بغروب الشمس. ومن ثُمّ أقول صدقتم و بارك الله فيكم. إذاً أول الصلاة في الكتاب هي صلاة المغرب وآخرهُنّ هي صلاة العصر، فتعالوا لننظر أيهم بالوسط؟ ( المغرب العشاء الفجر الظُهر العصر )، {حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ ﴿٢٣٨﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ، وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ..
أخوكم؛ الإمام ناصر مُحمد اليماني.
______________
- 27 -
الإمام ناصر محمد اليماني
30 - رجب- 1430 هـ
23 - 07 - 2009 مـ
۱-مرداد-۱۳۸۸ه.ش.
12:50 صبح
ــــــــــــــــــــــــ با غروب آفتاب، شبانهروز آغاز میشود و نماز وسطی؛ نماز صبح است....
بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله رب العالمين.
برادر گرامی! خداوند به شما آموخته که زمان آغاز حساب در کتاب و حرکت دهر[ روزگار و زمانه] و ماه چگونه است. خداوند در کتاب خود همه چیز را به تفصیل بیان نموده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{ هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ۚ مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَٰلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ ۚ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿۵﴾ } صدق الله العظيم [يونس]
و تصدیق فرموده خداوند تعالی: { وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ ۖ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُوا فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ۚ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلًا ﴿۱۲﴾ } صدق الله العظيم [الإسراء] { وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا } صدق الله العظيم [النساء:۱۲۲] آیا نمیبینی خداوند برای شما روشن نموده که وقت و حساب شبانهروز از کی شروع شد، و ماه کی آغاز میشود؟ خداوند تعالی میفرماید:
{وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿٣٧﴾ وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿٣٨﴾ وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ ﴿٣٩﴾ لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ ۚ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظیم [يس]. در این آیه به دقت روشن شده است که به وقت مرکز زمین و عالم وجود [ یعنی کعبه معظمه] روزی که خداوند عالم را آفرید، زمان آغاز شبانهروز و ماه، برای حساب دهر[روزگار و زمان] چگونه بوده است. این زمان دقیقاً همزمان با آغاز حرکت زمین در حین غروب آفتاب و ظاهر شدن شفق بوده است. حرکت زمین به سمت شرق آغاز شده و شبانهروز با دخول در تاریکی [به علت غروب آفتاب] آغاز گردیده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{ وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿۳۷﴾ } صدق الله العظيم [يس]
و شب آن شبانهروز به علت حرکت زمین به سمت شرق آغاز میشود و به علت غروب خورشید؛ تاریکی فراگیر میشود و دوران زمین دور خودش بعد از ۲۴ ساعت تمام شده و لذا یک شبانهروز حین غروب آفتاب خاتمه یافته و موعد نماز عصر هم با غروب خورشید به پایان میرسد. تصدیق فرموده خداوند تعالی درمورد نبی او سلیمان:
{ إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِنَاتُ الْجِيَادُ ﴿۳۱﴾ فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّي حَتَّىٰ تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ ﴿۳۲﴾ } صدق الله العظيم [ص] با غروب آفتاب، روز تمام شده و موعد نماز مغرب فرا میرسد که اولین نماز از نمازهای واجب و اولین نمازی است که با آغاز حرکت دهر و ماه مقرر گردیده است. طول روز ۲۴ ساعت است و اگر بخواهید بدانید ساعت وسطی چه ساعتی است، این میعادِ وسط و زمان دقیق فجر است که در وسط ۲۴ ساعت قرار میگیرد. دوازده ساعت شب و دوازده ساعت روز است و ساعت وسط؛ ساعت فجر است.
در کتاب خداوند چیزی مبنی بر اینکه طول شبانهروز دوازده ساعت است نیافتم؛ بلکه هر شبانه روز ۲۴ ساعت به طول میانجامد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{ قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا } صدق الله العظيم [مريم] و معنی فرموده خداوند { سَوِيًّا } یعنی شب آن دوازده ساعت و روز آن نیز دوازده ساعت است و لذا یک شبانهروز برابر ۲۴ ساعت میشود که از غروب آفتاب عصر [العشی] و با دخول شب آغاز میشود و با فرا رسیدن وقت نماز صبح [ابکار] و آغاز روز پایان مییابد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{ قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً ۖ قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزًا ۗ وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ ﴿۴۱﴾ } صدق الله العظيم [آل عمران] هم چنین از کتاب یافتهام: خداوند به یک شبانهروز کامل که طول آن ۲۴ ساعت است، در کتاب نام «لیلة» و یا «یوم» داده است و «یوم» یک شب و یک روز است و زمان آغاز «یوم» یعنی شبانهروز از شفق غربی، یعنی غروب آفتاب و از موعد بهجا آوردن نماز مغرب است. به این دوره زمانی در کتاب «لیلة» هم گفته میشود و طول آن هم ۲۴ ساعت است. خداوند تعالی میفرماید:
{ وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً } صدق الله العظيم [الأعراف:۱۴۲] یعنی ۴۰ شبانهروز و مقصود از «یوم» یک شبانهروز است. شب آن۱۲ ساعت و روز آن هم ۱۲ ساعت است و لذا نماز صبح در وسط دوازده ساعتِ «قبل و بعد» خود قرار میگیرد. پس نماز وسطی به حق نماز صبح خواهد بود، هم از نظر وقت؛ هم از نظر عدد و هم از نظر رقم. عقل و منطق میگوید وقتی گفته میشود نماز وسطی؛ باید دو نماز قبل و دو نماز بعد از آن باشد. ازآنجا که بر اساس حساب کتاب، شبانهروز از زمان شفق آغاز میشود؛ اولین نماز در هر شبانهروز باید با آغاز شبانهروز بهجا آورده شود و لذا نماز مغرب دقیقاً اولین نماز است که در آغاز روز بهجا آورده میشود و شکوتردیدی در این نیست. حال شناختن نماز وسطی با حساب عادی برایتان آسان میشود.
به حق روشن شد که اولین نماز، نماز مغرب است؛ سپس عشاء و بعد صبح و ظهر و عصر. آیا نمیبینید که خداوند همه چیز را به طور مفصل شرح داده است؟ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{ وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ ۖ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُوا فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ۚ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلًا ﴿۱۲﴾ } صدق الله العظيم [الإسراء] ای مردم از کسانی که چیزی نمیدانند پیروی نکنید: { وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا } صدق الله العظيم [النساء:۱۲۲]
سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ، وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.. أخوكم الإمام المُبين ناصر مُحمد اليماني.
- 27 -
الإمام ناصر محمد اليماني
30 - 07 - 1430 هـ
23 - 07 - 2009 مـ
12:50 صباحاً
ــــــــــــــــــــــــ
بِدء اليوم من الغروب، وصلاة الوسطى هي صلاة الفجر ..
بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
ويا أخي الكريم ، لقد علّمكم الله من أين يبدأ الحساب في الكتاب لحركة الدهر والشهر وكُل شيء فصّله الله في الكتاب تفصيلاً. تصديقاً لقول الله تعالى: {هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ۚ مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَٰلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ ۚ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿5﴾} صدق الله العظيم [يونس].
{وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا} صدق الله العظيم [النساء:122].
أفلا ترى إنه بيّن لكم من أين يبدأ الوقت والحساب لليوم ومن أين يبدأ الشهر؟ وقال الله تعالى: {وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿37﴾ وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿38﴾ وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ ﴿39﴾ لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ ۚ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿40﴾} صدق الله العظيم [يس].
وفي هذه الآية بيّن بالضبط بحسب توقيت مركز الأرض والكون يوم خلق الله الكون وابتدأ اليوم والشهر لحساب الدهر وكان الوقت عند بدء الحركة للأرض عند غروب الشمس وظهور الشفق بالضبط فبدأت حركة الأرض نحو الشرق فبدأ اليوم بدخول الظلام بسبب غروب الشمس. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿37﴾} صدق الله العظيم [يس].
وتلك ليلة اليوم دخلت بسبب حركة الأرض شرقاً فإذا هم مُظلمون بسبب غروب الشمس، وتُكمِل الأرض دورانها حول نفسها بعد 24 ساعة فينتهي يومها عند غروب الشمس فينتهي ميقات صلاة العصر بغروب الشمس. تصديقاً لقول الله تعالى عن نبيِّه سليمان: {إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِنَاتُ الْجِيَادُ ﴿31﴾ فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّي حَتَّىٰ تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ ﴿32﴾} صدق الله العظيم [ص].
فينتهي النهار بغروب الشمس ودخول ميقات صلاة المغرب التي هي أول الصلوات المفروضات جعلها في أول ميقات حركة الدهر والشهر، واليوم طوله 24 ساعة فإذا أردت أن تعلم أيُّهم الساعة الوسطى فتلك هي الميقات الوسط تجدها بالضبط ساعة الفجر مُنتصف أربع وعشرون ساعة، اثني عشر ساعة ليلاً واثني عشر ساعة نهاراً صارت الساعة الوسطى هي ساعة الفجر.
ولم أجد في الكتاب أنّ طول اليوم اثني عشر ساعة؛ بل وجدت طول اليوم في الكتاب هو 24 ساعة. تصديقاً لقول الله تعالى: {قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا} صدق الله العظيم [مريم].
ومعنى قوله: { سَوِيًّا } أي ليلته اثني عشرة ساعة، ونهاره اثني عشرة ساعة، فأصبح اليوم طوله 24 ساعة يبدأ من غروب شمس العشي فتدخل ليلة اليوم فتنتهي عند الإبكار وهي صلاة الفجر حيث يبدأ النهار. تصديقاً لقول الله تعالى: {قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً ۖ قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزًا ۗ وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ ﴿41﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].
وكذلك أجد في الكتاب: إنّ اليوم الكامل والذي طوله 24 ساعة يُسمّيه الله في الكتاب ليلة أو يوم، ويتكون اليوم من ليل ونهار، ويبدأ ميقات اليوم من شفق الغروب بدء اليوم من ميقات صلاة المغرب ويسمى في الكتاب ليلة وطوله 24 ساعة.وقال الله تعالى: {وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً} صدق الله العظيم [الأعراف:142].
أي أربعين يوماً، واليوم يتكون من ليل ونهار، وطول ليلة 12 ساعة وطول نهاره 12 ساعة، فأصبحت الصلاة الوسطى بين الرقمين 12 قبله 12 بعده. فأصبحت الصلاة الوسطى هي حقاً صلاة الفجر من ناحية وقتيّة ومن ناحية عددية ومن ناحية رقمية. وبالعقل والمنطق ما دام الله قال الصلاة الوسطى فلا بد أن تكون قبلها صلاتين وبعدها صلاتين، وبما إنّ اليوم يبدأ في الحساب في الكتاب من الشفق فأصبحت الصلاة الأولى هي بدء اليوم فيبدأ بالضبط بصلاة المغرب أول الصلوات لا شك ولا ريب ومن ثم يتسنّى لكم معرفة الصلاة الوسطى بالضبط بالحساب العادي.
فأول الصلوات تبيّنت بالحقّ إنّها المغرب ومن ثُمّ العشاء ومن ثُمّ الفجر ومن ثُمّ الظهر ومن ثُمّ العصر، أفلا ترون أنّ الله فصّل كُل شيءٍ تفصيلاً؟ تصديقاً لقول الله تعالى: {وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ ۖ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُوا فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ۚ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلًا ﴿12﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].
ويا قوم لا تتّبعوا الذين لا يعلمون، {وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا} صدق الله العظيم [النساء:122].
سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ، وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ..
أخوكم؛ الإمام المُبين ناصر مُحمد اليماني.
____________
- 28 - الإمام ناصر محمد اليماني
14 - رمضان - 1431 هـ
24 - 08 - 2010 مـ
۲-شهریور-۱۳۸۹ه.ش.
07:42 صبح
_________
همانا نمازهای نافلهِ نمازهایی هستند که فریضه و واجب نیستند..
بسم الله الرحمن الرحيم وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين.. بارک الله برادر گرامی! در کتاب نامی از نماز«الضحی» [نمازی که بعد از طلوع آفتاب تا قبل از اذان ظهر بهجا میآورند] نیامده است؛ بلکه اینها نماز نافله هستند و وقت معینی ندارند. هر وقت که از نظر روحی آماده باشی و کاری نباشد که انجام آن بخواهد فکرت را مشغول کند، با فراغ بال خودت را آماده اقامه نماز نافله اختیاری میکنی؛ این بر اساس وقت فراغت تو است و موعد معینی ندارد. بلکه اختیاری و برحسب وقت فراغت خودت است که تمایل پیدا میکنی رو به پروردگارت نمایی. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{ فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ ﴿۷﴾ وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَارْغَب ﴿۸﴾ } صدق الله العظيم [الشرح]
اما فقط اینکه نماز شب بیشترین تأثیر را روی قلب انسان میگذارد. تو درحالیکه در خلوت خود با پروردگارت هستی؛ با ذکر نام پروردگارت به درگاه او رو کن و از همه چیز ببر؛ تو در طول روز هم فرصت طولانی داری. هروقت فرصت داشتی خداوندت را تسبیح گوی [اشاره به آیات کریمه سوره المزمل: إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِيلًا ﴿٦﴾ إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا ﴿٧﴾ وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا ﴿٨﴾].
اما اینکه برای نافله زمان خاصی مقرر شده باشد؛ درآیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم چیزی در این مورد پیدا نمیکنم وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر مُحمد اليماني.
الإمام ناصر محمد اليماني
14 - 09 - 1431 هـ
24 - 08 - 2010 مـ
07:42 صباحاً
_________
إنّما الصلوات غير المفروضات هي صلوات نوافل ..
بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
أخي الكريم بارك الله فيك، وليس في الكتاب صلاة اسمها صلاة الضحى بل هي الصلاة النافلة، ولا تسمّى بوقتٍ معين؛ بل حين تتهيّأ نفسيّاً لذلك فلم يعد يشغل بالك عمل تريد فعله وصرت بوقت فراغٍ فهنا أنت مُهيّأ نفسيّاً للقيام بصلاة النافلة الطوعيّة، وهي حسب وقت فراغك لأنّها ليست فرضيّة بميقاتٍ معلومٍ؛ بل هي طوعيّة حسب وقت فراغك ومن ثم ترغب إلى ربك. تصديقاً لقول الله تعالى:
{فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ ﴿٧﴾ وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَارْغَب ﴿٨﴾} صدق الله العظيم [الشرح].
غير أنّ نافلة الليل هي أشدُّ وطأً على القلب في خلوتك مع ربك لتذكر اسم ربك فتتبتّل إليه تبتيلاً، وكذلك لك في النهار سبحاً طويلاً في أي وقت فراغٍ.
أما تحديد النافلة بوقتٍ معلومٍ فلم أجد ذلك في كتاب الله وهي بدعةٌ لكوني لم أجد ميقات صلاة النافلة معلوماً في محكم كتاب الله القرآن العظيم.
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين ..
أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر مُحمد اليماني .
_____________
و سؤالت درمورد این فرموده خداوند تعالی است: { وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ }صدق الله العظيم
و حکم حق درمورد مسئله «المسح»:
شایسته است که جز حق به خدا نسبت ندهم؛ همانا که طهارت و پاکی از شرایط نماز است. ای علمای امت و ای تمام مسلمانان! برشماست که از عقلتان استفاده کنید که دیده بصیرت کور نمیشود، چگونه ممکن است خداوند فرمان دهد صورت و دستهایتان را بشویید تا تطهیر و پاک شود؛ ولی گمان میکنید امر نفرموده که پاهایتان را بشویید؟ درحالیدر میان اعضای بدن، پاها یکی از اعضایی است که زیاد کثیف میشود و در معرض نجاست است! اگر با آب ریختن و کشیدن دستها به پا، تمیز و پاک نشوند، حتماً پای نمازگزاران تمام مواضع سجده در خانههای معظم خداوند را نجس و آلوده میکند؛ همان خانههایی که خداوند فرمان داده تا برای رکوع و سجود؛ پاک نگه داشته شوند. برای همین خداوند فرمان داده تا دستهای خود را به پایتان بکشید.
حال مسح کشیدن دست بر روی پا تا قوزکها [کعبین] چیست؟ مقصود شستن پاها با استفاده از دو دست است. باید با دو دست؛ پاها را مالید تا به خوبی از هرگونه نجاست و آلودگی پاک شوند. شما را چه میشود با پاهایی که پاک و طاهر نیست؛ خانههای خدا را بدبو کرده ومواضع سجود نمازگزاران را لگد مال میکنید.
ای علمای اهل سنت و شیعه که ندانسته به خداوند نسبت میدهید! از خدا نمیترسید؟
و اما شیعیان به طور مستمر روی پاها را مسح کرده و دست میکشند
و اهل سنت مسح را موضع موضع و حتی از روی جوراب قبول دارند، ولی امام مهدی منتظرحق نسبت به عقیده شما درباره مسح پاها با دست آغشته به آب، کافر است. مسح سر با مسح پاها فرق دارد؛ چگونه شما این دو را یکی میدانید؟ مگر شما روی سر و پایتان راه میروید تا بر حسب فتوایتان یکسان با آنها برخورد میکنید؟ و اما اگر روی موی سرغباری نشسته باشد، اگر با دست آغشته به آب سه بار روی آن بکشید؛ غبار پاک میشود. و اما درمسح پا؛ باید با آب و با کمک دستها پا را مالید و شست.
و چرا خداوند تعالی فرموده است: «تمسحوهم الی الکعبین»؟ چون پا تا قوزک که پایینترین قسمت ساق است، بیش از همه قسمتهای پا در معرض آلودگی و نجاست است؛ جدا از اینکه آلودگی پنهان در کفشها باعث میشود پاها تا ناحیه مچ، بوی بسیار بد و آزار دهندهای بگیرند. برای همین خداوند فرمان میدهد با استفاده از آب و با کشیدن دستها، آلودگی و نجاستها را پاک کنید و اگر انگشتان پای فرد به هم خیلی نزدیک باشند؛ باید بین انگشتان را هم با کمک انگشتهای دست بشوید تا آلودگیهایی که بین انگشتان پا گیر کردهاند پاک شوند. به خصوص بین انگشت کوچک پا و انگشت کناری آن باید از هر آلودگی و نجاست پاک شوند تا اماکن سجود شما در خانههای خدا با پاهایتان نجس و آلوده نشود؛ چرا که خداوند فرمان داده است خانه او را برای اعتکاف کنندگان و رکوع وسجود گزاران پاک نگه دارید. ای کسانی که ندانسته به خدا نسبت میدهید؛ آیا از خدا پروا ندارید؟
هیچ یک از اعضایی که ذکر شد، از وضو کنار گذاشته نمیشوند؛ مگر اینکه عضو گرفتارمرضی باشد که رساندن آب به آن ضرر داشته باشد. برای مثال اگر کسی یک پایش زخم باشد، وضو تنها از عضوی که زخم است و آب برایش ضرر دارد، برداشته میشود؛ نه اینکه به کل وضو برای بیمار ضرورت نداشته باشد. خیر به هیچ وجه چنین نیست؛ بلکه وضو تنها ازعضوی که گرفتار مرض است برداشته میشود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{ وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ ليَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ } صدق الله العظيم [المائدة:۶]
به «واو» عطف که به قبل از آن اشاره دارد بنگرید:
و اینجاست که خداوند روشن مینماید که وضو به کل از بیمار برداشته نمیشود و دلیل قاطع اینکه { فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً } یعنی اگر آب باشد، بیمار نمیتواند تیمم کند؛ بلکه باید وضو بگیرد و تنها از عضوی از اعضا که بیمار است وضو برداشته میشود؛ مگر در حال مسافرت. چون مسافر تنها برای آشامیدن، آب با خود بر میدارد. خداوند نمیخواهد مسافر را در معرض خطر تشنگی قرار دهد و آبی که دارد برای وضوی نماز استفاده شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{ فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ ليَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ } صدق الله العظيم [المائدة:۶] برای همین خداوند اجازه تیمم داده است، ولی اگر آب پیدا کردید؛ فرموده خداوند تعالی را به یاد داشته باشید: { وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ} تا با آب آلودگی شیطان از شما پاک گردد؛ وقتی آب باشد تیمم باطل است [حضر الطهور بَطل العفور] ولذا تنها زمانی بیمار حق تیمم دارد که آب در دسترس نباشد و وقتی آب پیدا شود؛ تنها عضوی که بیمار است وضو ندارد؛ آن هم اگر بترسد آب برای آن ضرر داشته باشد. اما اگر تمام بدنش بیمار باشد، مثلا آبله یا سرخک که همه بدن را گرفته باشد، در این صورت، روی صورت و دست و سر و پاهایش دانه و تاول دارد و وضو آزارش میدهد؛ در اینجا تیمم برایش حلال است، پس با خاکی پاک تیمم کند.
و اما خدا را به شهادت میگیرم که من مسح روی پا با دستهای خیس را به کل رد میکنم. همانا که مسح پا با هر دو دست یعنی اینکه دستهایتان را روی پاها مالیده و با آب، پا را بشویید تا آلودگی و نجاست پاها تا ناحیه قوزک به طور کامل پاک شود و پا تا قوزک از مناطقی هستند که بیش از سایر مناطق در معرض آلودگی و نجاست هستند. برای مثال چکمه که پاها را تا ناحیه قوزک میپوشاند، بویی ایجاد میکند که تنها با ریختن آب بر روی پا، از بین نمیرود و برای همین خداوند فرمان داده است تا پاهایتان را به کمک دستها با آب بمالید و بشویید.
خدایا من به حق پاسخ دادم و برای مسلمانان بیان حق درباره مقصود از مسح پا با دست را روشن کردم. ولی کسانی که نمیدانند آب را مانند روغن دانستهاند که روی پاها کشیده میشود چون اصلاً عقل خود را حاکم نمیکنند.
وإنا لله وإنا إليه لراجعون، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين.
أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.
- 29 -
الإمام ناصر محمد اليماني
07 - 07 - 1430 هـ
30 - 06 - 2009 مـ
11:15 مساءً
ـــــــــــــــــ
الحُكم الحق في الصلاة والوضوء ..
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين وآله الطيبين الطاهرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين..
قال الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ ليَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ} صدق الله العظيم [المائدة: 6].
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، والفتوى الحقّ في قول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ}صدق الله العظيم. وموضع سؤالك هو في قول الله تعالى: {وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ}صدق الله العظيم.
والحُكم الحقّ في هذه المسألة في المسح:
حقيق لا أقول على الله إلا الحقّ والطهارة من شروط الصلاة، ويا عُلماء الأمّة وكافة المُسلمين عليكم أن تستخدموا عقولكم فإنها لا تعمى الأبصار، فكيف أنّ الله يأمركم أن تغسلوا وجوهكم وأيديكم للتطهير ومن ثم يزعمون أنّ الله لم يأمرهم بغسل أرجلهم والأرجل من أكثر أعضاء الجسد عُرضةً للنجاسات! وإذا لم يتمّ تطهير الأقدام بالماء بمسح اليدين فحتماً سوف تُنجس أقدام المُصلين جميع مواضع السجود في بيت الله المُعظم الذي أمركم الله أن تطهروا بيوته للركع السجود، ولذلك أمركم الله أن تمسحوا أقدامكم بأيديكم.
فما هو مسح الأيدي على الأرجل إلى الكعبين؟ وهو الغُسل لهما بمشاركة المسح باليدين ليفركهنَّ من النجاسة فيطهّرهنّ تطهيراً ما لم فسوف تجعلون بيوت الله عفنة فتدوسون بأقدامكم غير طاهرةٍ مواضع سجود المُصلين.
أفلا يتّقون الذين يقولون على الله ما لا يعلمون من علماء الشيعة والسُّنة؟ فأمّا الشيعة فجعلوا المسح على الأقدام في الوضوء بشكل مُستمر!
وأما السُّنة فجعلوا المسح في مواطن ومواضع كالمسح على الجراب! ولكنّي المهديّ المُنتظَر الحقّ من ربكم أكفر بفتوى المسح على الأرجل باليدين المُبللات بالماء حسب ما يزعمون، ويختلف المسح على الرأس من المسح على القدمين، فكيف تجعلونهم سواءً! فهل أنتم تمشون على رؤسكم وأقدامكم حتى تجعلونهم سواء حسب فتواكم؟ فأمّا شعر الرأس إذا كان فيه شىء قليل من الغُبار فحتماً يزول بمجرد ما تمسح على رأسك ثلاث مرات بيديك وهنّ مُبللات بالماء فحتماً سيذهب الغبار، وأما الأرجل فمسحهم باليدين هو فركهم بالماء.
ولماذا قال الله أن تمسحوهم إلى الكعبين؟ وذلك لأنّ أعضاء الأرجل إلى الكعبين تلك المنطقة أسفل الساق هي أشد عرضة للنجاسات سواء من نجاسة الحذاء المكتومة فتترك في القدمين إلى الكعبين رائحة مؤذية جداً، ولذلك أمركم الله بغسلهم بالماء بالمسح باليدين لإزالة النجاسة، وإذا كانت الأصابع للرجل مُزدحمات فيجب التخليل بأصابع اليدين بين أصابع الرِّجلين لإزالة النجاسة العالقة بين أصابع القدمين خصوصاً ما بين الإصبع الصغيرة والتي بجانبها تعلق فيها نجاسة فيجب فركها حتى لا تُنجسوا بأقدامكم أماكن سجودكم في بيوت الله الذي أمركم الله بتطهير بيته للعاكفين والرُكع السجود، أفلا يتقون الذين يقولون على الله ما لا يعلمون؟
ولا يُرفع الوضوء عن أي عضو من الأعضاء المذكورة إلا في حالة أنّ هذا العضو مريضاً والماء سيؤذيه، مثلاً: تكون أحد رجليه مجروحة. فلم يرفع الله الوضوء إلا عن العضو المريض والذي سيتأذى من الماء ولم يرفع عن المريض الوضوء بشكل كُلي! كلا ثم كلا؛ بل يرفع عن العضو المريض فقط. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ ليَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ} صدق الله العظيم [المائدة:6].
فانظروا لـ ( أو العطف ) فهو معطوف على ما قبله: {وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا}صدق الله العظيم. وهنا وضّح الله أنّ الوضوء لم يرفعه عن المريض كُلياً والدليل القاطع {فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً} بمعنى أنّه لا يتيَمّم المريض مع وجود الماء؛ بل يتوضأ ويرفع الوضوء عن العضو المريض فقط من أعضائه إلا في السفر ذلك لأنّ المُسافر ليس معه إلا ماء الشُرب فلا يريد الله أن يعرض المُسافر لخطر العطش فيذهب شرابه بوضوء الصلوات. تصديقاً لقول الله تعالى: {فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ ليَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ} صدق الله العظيم [المائدة:6]، ولذلك سمح الله له بالتيمم، أما إذا وجد الماء فتذكروا قول الله تعالى: {وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ} بالماء فيذهب به عنكم رجس الشيطان، فإذا حضر الطهور بَطل العفور، وكذلك لا تيمّم للمريض إلا إذا لم يجد الماء، وأما إذا وجد الماء فلم يرفع الله الوضوء إلا عن العضو المريض فقط إذا خشي الأذى من تعرض العضو للماء، وأما إذا كان المرض يعمّ جسمه كُلياً مثال مرض الجُدري فحتماً ستكون حُبيباته في وجهه وفي يديه وفي رأسه وفي رجليه وحتماً الوضوء سيعرضه للأذى فهنا يحلّ له التيمم صعيداً طيباً.
وأما المسح على الأرجل بأيدي مُبُللةٍ ليس إلا، فأشهدُ الله إنّي أنكره جُملةً وتفصيلاً، وإنّما المسح باليدين على الأرجل يقصد به الفرك باليدين للأرجل بالماء حتى تذهب النجاسة كُلياً من القدمين إلى الكعبين، ومنطقة القدم إلى الكعبين هن أشد عرضة للنجاسة، فمثل (الجزمة) كما نُسميها هي تُغطي القدم إلى الكعبين ومن ثم تترك رائحة نتنة لن تزول بمجرد أن تسكب الماء على قدميك، ولذلك أمركم الله أن تمسحوا على أقدامكم بأيديكم والمسح هو الفرك باليدين للقدمين.
اللهم قد أجبتُ بالحقّ وبيّنتُ للمُسلمين البيان الحقّ ما المقصود (بالمسح باليدين على القدمين)، ولكنّ الذين لا يعلمون جعلوا الماء كالدهان تُمسح به القدمين لأنّهم لا يُحكّموا عقولهم شيئاً.
وإنّا لله وإنا إليه لراجعون، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
أخوكم؛ الإمام ناصر محمد اليماني.
___________
-30 -
الإمام ناصر محمد اليماني
26- رجب -1430هـ
19 - 07 - 2009 مـ
۲۸-تیر-۱۳۸۸ه.ش.
12:02 صبح
ـــــــــــــــــ
آیا برای هر نماز باید وضو گرفت یا یک وضو برای چند نماز کافی است؟
تا زمانی که وضوی شما نقض نشده باشد؛ وضودار به حساب میآیید...
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الانبياء والمُرسلين وآله الطيبين الطاهرين والتابعين للحق إلى يوم الدين، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
برادر گرامی «الأواب» و تمام اوابین و توابین به سوی پروردگار! همانا که خداوند نسبت به اوابین غفور است. خداوند در آیات محکم قرآن عظیم ذکر نموده است که یک وضو برای تمام نمازها صحیح است و برای همین هم اعمالی که باعث شکسته شدن وضو میشوند را برایتان ذکر مینماید و سپس میفرماید: اگر آب پیدا نکردید؛ با خاک پاک تیمم کنید . از اینجاست که به این حکم حق میرسیم که مادامی که وضو نقض نشده باشد؛ برای تمام نمازها کافی و صحیح است. خداوند تعالی میفرماید: {وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا ۚ وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَىٰ أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ ۚمَا يُرِيدُ اللَّـهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَـٰكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [المائدة]. و چقدر از کار اهل سنت و شیعیان متعجبم، آنها بر سر بلند یا آهسته گفتن کلمه «آمین» مجادله میکنند؛ درحالیکه یکی از ارکان نماز که همان «فاتحة الکتاب المبین» است از دست دادهاند. هرکس فاتحة الکتاب را نخواند؛ نماز نخوانده است. چقدر شما بار گناه مسلمانانی را بر دوش میکشید که به علت نداشتن علم و هدایت و [برهان] از کتاب منیر؛ با سخنانِ از روی ظن و گمانتان گمراهشان کردهاید. درحالیکه گمان جای حق را نمیگیرد و کسی را ازآن بینیاز نمیکند. ای علمای شیعه و سنی! ای علمای سنی و شیعه بفرمایید تا در موارد اختلاف در مورد نماز، میانتان حکم کنیم. نمازی که بعد از کلمه توحید، از مهمترین ارکان اسلام است و باید بین خود وخدای خود با نمازی که خداوند در آیات محکم کتابش به شما یاد داده؛ ارتباط و صله برقرار نمایید. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ وَقُومُوا لِلَّـهِ قَانِتِينَ ﴿٢٣٨﴾ فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالًا أَوْ رُكْبَانًا ۖ فَإِذَا أَمنتُمْ فَاذْكُرُوا اللَّـهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ ﴿٢٣٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة]. وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.
هل يَستوجب الوضوء لِكُلِّ صَلاةٍ أم يَكفي الوضوء لصلواتٍ عَديدة؟
بَل أنت مُتَوَضِّئٌ حَتى ينتقض وضوؤك ..
بِسْم الله الرَّحمن الرَّحيم، والصَّلاة والسَّلام على خاتم الأنبياء والمُرسَلين وآلِه الطيّبين الطاهرين والتَّابعين للحَقِّ إلى يوم الدين، وسلامٌ على المُرسَلين، والحمدُ لله رَبّ العالَمين..
أخي الكريم الأواب وكافة الأوَّابين التَّوابين إلى ربهم إنَّه كان للأوَّابين غَفورًا، وقد ذَكَر الله في مُحكَم القرآن العظيم أنَّ الوضوء الواحِد يَصِح لجميع الصلوات، وذلك لأنه ذَكَر لَكُم مِن نواقض الوضوء فإن لَم تجدوا ماءً فتيمَّموا صَعيدًا طَيِّبًا، ومن خلال ذلك نستنبط الحُكْم الحَقّ أنَّ الوضوء يَصِح لجميع الصَّلوات ما لم ينتقض وضوؤك، وقال الله تعالى: {وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا ۚ وَإِن كُنتُم مَّرْضَىٰ أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ} صدق الله العظيم [المائدة:6].
ويا عجبي مِن السُّنة والشِّيعة تجادَلوا في كلمة (آمين) هل هي تُقال سِرًّا أم جَهرًا وأضاعوا رُكنًا مِن أركان الصَّلاة (فاتحة الكِتاب المُبِيْن)!فلا صلاة لِمَن لَم يقرأ فاتحة الكِتاب. فَكَم ستحملون مِن أوزار الذين أضلَلتم مِن المُسلمين بِغَير عِلمٍ ولا هُدًى ولا كِتابٍ مُنيرٍ؛ بل بقول الظنّ الذي لا يُغني مِن الحَقّ شيئًا.
فَهَلمُّوا يا معشَر عُلماء الشيعة والسُّنة؛ وهَلمُّوا يا معشَر عُلماء السُّنة والشِّيعة لنَحكُم بينكم فيما كُنتُم فيه تختلفون في الصَّلاة التي هي مِن أهَمِّ أركان الإسلام مِن بَعْد كَلِمة التَّوحيد؛ أن تُقيموا الصِّلة بينكم وبين الله بإقامة الصَّلاة كما عَلَّمكم الله في مُحكَم كِتابه تصديقًا لقول الله تعالى: {حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ وَقُومُوا لِلَّـهِ قَانِتِينَ ﴿٢٣٨﴾ فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالًا أَوْ رُكْبَانًا ۖ فَإِذَا أَمِنتُمْ فَاذْكُرُوا اللَّـهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ ﴿٢٣٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
وسلامٌ على المُرسَلين، والحمدُ لله رَبّ العالَمين..
أخوكم الإمام ناصر محمد اليمانيّ.
_____________
الإمام ناصر محمد اليماني
15 - رجب - 1430 هـ
08 - 07 - 2009 مـ
۱۷-تیر-۱۳۸۸ه.ش.
08:37 بعد از ظهر
ـــــــــــــــ
برادر گرامی؛ وضو با دست زدن به گربه باطل نمیشود؛ با لمس همسر یا زنان محرم هم وضو باطل نمیگردد بسم الله الرحمن الرحيم والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين وآله الطيبين الطاهرين والتابعين للحق إلى يوم الدين..
برادر گرامی! وضو با دست زدن به گربه باطل نمیشود، با لمس همسر یا زنان محرم هم وضو باطل نمیگردد. میبینم بعضی از علما ندانسته به خدا نسبت داده و میگویند اگر مردی که وضو دارد با یکی از زنانی که محرم او هستند دست بدهد، وضویش باطل میگردد. هم چنین میگویند اگر با دستش همسرش را لمس کرده یا با او دست بدهد؛ وضوش باطل میگردد. خداوند دست زدن و لمس همسر یا زنانی که محرم هستند را از نواقض وضو قرار نداده و مقصود خداوند از این فرموده:
تماس با همسر از طریق آمیزش است و وقتی جنب شد و آب پیدا نکرد، نمازش را برای پیدا کردن آب به تأخیر نیندازد و با خاک پاک تیمم کند تا زمانی که به آب دسترسی یابد؛ که در اینجا ملزم است خود را پاک نماید. بیان حق در کتاب این است که مقصود خداوند این نیست به صرف لمسِ کسانی که بر او حلال هستند و همچنین لمس محارم؛ وضو باطل شود. مقصود از لمس در این فرموده خداوند تعالی که در مورد اموری است که وضو را باطل میکنند؛ لمس حاصل از هم بسترشدن و آمیزش است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
و مقصود نزدیکی با همسران است. و دلیل اینکه مقصود از لمس همسر، نزدیکی با اوست این فرموده خداوند تعالی است:
{ وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا }صدق الله العظيم [المجادلة:۳]
اما لمس زنانی که جزو محارم نباشند، نه تنها ناقض وضو است؛ بلکه حرام است و گناهی است که لازم است از آن توبه شود. وقتی خداوند نگاه کردن به زنان نامحرم را حرام نموده؛ چگونه لمس و دست دادن [مصافحه] با آنها حرام نباشد. مگر موردی که ضرورت داشته باشد، مثل پزشک و یا نجات زنی از غرق شدن که اجر بزرگی دارد و گرفتن زن و نجات او از غرق شدن و یا آتش و یا پرتگاه گناه نیست. اما مصافحه با زنی که محرم نیست، مجاز نمیباشد. این تماس، ناقض وضو است و باید قلب و بدنش را تطهیر کند. و اما قلب، خداوند آن را با تقوی تطهیر مینماید و اما بدن را خداوند با آب مطهر میکند.
اگر کسی که وضو دارد وبرای نماز به مسجد میرود، به زنی بربخورد و او را نگاه کند و نگاهش را به تماشای زن بکشاند و به محض اولین نگاه، چشم خود را پایین نیندازد؛ وضوی او نقض شده است؛ چون با فرمان پروردگارش مخالفت کرده:
همانا که چشم دوختن به زنی که محرم نیست، از گامهای شیطان است. پس از گامهای شیطان پیروی نکنید که شما را به عمل سؤ و فحشا و ندانسته به خدا نسبت دادن میکشاند.
شاید یکی از علما بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید: «پس فرموده خداوند تعالی: { أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيداً طَيِّباً } صدق الله العظيم، بر فتوای تو تأکید دارد که این کار بر وضو دار حرام است و نباید به شکل عام هیچ زنی را لمس کرد». در جواب او به حق میگوییم: آیا اگر وضو نداشته باشد حلال است که زنان را عموماً لمس کند؟ حلال و حرام را قاطی نکن و چیزی را که خداوند نفرموده به او نسبت مده.
وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين.. أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.
أخي الكَريم، لا يَنقُض الوضوءَ شَيئًا لَمْسُ القِطَط ولا لَمْسُ الزَّوجة والنِّساء المحارم ..
فَتاوى الإمام بِحُكْم لَمْسِ القِطَط ..
بِسْم الله الرَّحمن الرَّحيم، والصَّلاة والسَّلام على خاتم الأنبياء والمُرسَلين وآله الطيّبين الطاهرين والتَّابعين للحَقِّ إلى يَوم الدِّين..
أخْي الكَريم لا يَنقُض الوضوءَ شَيئًا لَمْسُ القِطَط ولا لَمْسُ الزَّوجة والنِّساء المحارم، فإني أرى بعض علماء الأُمَّة يقولون على الله ما لا يعلمون أنَّ الرجل إذا صافح أحد محارمه مِن النساء وكان مُتَوضِّئًا فإنّ ذلك يَنقُض وضوءه! وكذلك يقولون أنه إذا لَمْس زوجته بيده أو صافحها فإنَّ ذلك يَنقُض وضوءه! ولم يجعل الله لَمْسَ الزَّوجة أو النِّساء المحارم مِن نواقض الوضوء، وإنما المقصود بقول الله تعالى: {أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا} صدق الله العظيم [النساء:43]، بمعنى أنَّ الذي لَمَس زوجته بالجِماع وصار جُنُبًا فلم يَجد ماءً فلا يُؤَخِّر الصلاة حتى يجد الماء؛ بل يتيمَّم صَعيدًا طَيِّبًا، حتى إذا وجد الماء فلزمه التطهير.
وذلك لأني أجِد البيان الحَقّ في الكتاب أنَّه لا يقصد باللمس لحلائله أو محارمه أنه ينقض الوضوءَ، وإنَّما اللمس المقصود منه في قول الله تعالى في نواقِض الوضوء ومنها اللمس وهو الجِماع. تصديقًا لقول الله تعالى: {أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ ۚ مَا يُرِيدُ اللَّـهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَـٰكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ} صدق الله العظيم [المائدة:6]، ويقصد به الجِماع للزوجات، والدليل على أن لَمْس الزوجة هو مُجامعتها تصديقًا لقول الله تعالى: {وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِن نِّسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِّن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا} صدق الله العظيم [المجادلة:3].
وأما مُلامَسة النِّساء غَيْر المحارم فهذا مُحَرَّمٌ ليس فقط يَنقُض الوضوء؛ بل عليه إثمٌ يلزمه التوبة، فإذا كان الله حرَّم النَّظر إلى النساء الغير محارم فكيف باللمس بالمُصافحة؟! ما لم تستدعِ هُناك الضرورة لذلك كمثل الطبيب أو غير ذلك مِمَّا تستدعيه الضرورة؛ كمثل أن يُنقِذ امرأةً من الغرق فلهُ أجرٌ كبيرٌ وليس عليه وزرٌ لَئِن أمسكها فأخرجها مِن الغَرَق أو أنقذها مِن النَّار أو أنقذها مِن التَّردِّي، أمَّا أن يلمسها بالمُصافحة وهي ليست محرمًا لهُ فلا يجوز له ذلك، ولَمسهنّ إثمٌ يَنقُض الوضوء ويجب تطهير قلبه وبدنه، فأمَّا القلب فَيُطَهِّره الله بالتَّقوى وأمَّا البَدَن فَيُطَهِّره الله بالماء.
وكذلك إذا صَادَف المُتَوَضِّئ الذاهب إلى المسجد امرأةً فنظر إليها فأقرَّ طرفه ناظِرًا إليها ولم يَغُضّ البَصر فور رؤيتها الأولى فقد نَقَض وضوءه لمخالفته لأمر ربّه في قول الله تعالى: {قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ۚ ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ ۗ إِنَّ اللَّـهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ ﴿٣٠﴾} صدق الله العظيم [النور]. ألا وإنَّ إقرار البَصَر إلى المرأة الغَير محرم لَمِن خطوات الشيطان، فلا تتَّبِعوا خُطوات الشيطان إنه يأمر بالسوء والفحشاء وأن تقولوا على الله ما لا تعلَمون.
ولربَّما يَوَدّ عالِمٌ أن يقاطعني فيقول: "إذًا قول الله تعالى: {أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا} صدق الله العظيم؛ يُؤيِّد فتواك، فأصبح اللمس مُحَرَّمًا للمُتوَضِّئ فلا يَلمِس النِّساء بِشكلٍ عام". ومِن ثمّ نَردُّ عليه بالحقّ وأقول: وهل إذا لم يكن مُتَوَضِّئًا فهل يحلّ لهُ لَمْس النساء بشكلٍ عام؟! فلا تخلط بين الحلال والحرام ولا تَقُل على الله ما لم تعلَم.
وسلامٌ على المُرسَلين والحمدُ لله رَبّ العالَمين..
أخوكم الإمام ناصر محمد اليمانيّ.
_______________
-32-
الخلاصـــــــــــــــة..* بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.. و جواب مختصراینکه: براساس کتاب خداوند تمام نمازها، چه نمازهای فریضهی واجب وچه نمازهای اختیاری دو رکعت هستند؛ فرقی ندارد نماز واجب باشد یا نافله همگی دو رکعتی هستند و بعد دو رکعت نماز سلام داده میشود. هرچقدر که میخواهید به اختیار خود نماز نافله بخوانید؛ این نمازها هم دو رکعتی هستند. نمازهای نافله و نماز فریضه [یومیه] و نماز جمعه و یا نماز سنت [نماز بین اذان واقامه برای کسانی که در مسجد نماز میگذارند] همه دو رکعتی هستند، فرقی ندارد نماز شما واجب باشد مثل نماز جمعه و یا سنت یا نافله و مستحبی؛ تنها دو نماز یک رکعتی داریم؛ نماز شکسته [قصر] و نماز وتر. من هنوز فتوا ندادهام که بیان نماز کامل شده است؛ نماز وتر را که بعد از نماز شب خوانده میشود را هم نفی نمیکنم؛ صحبت ما نمازهای فریضه [یومیه] و نمازهای نافله است؛ چه نماز واجب باشد چه نافله و داوطلبانه؛ همگی دورکعتی هستند. ما در این بیان درمورد نمازی که یک رکعتی است صحبت نکردیم و بر ما واجب است که درمورد نمازی که یک رکعت دارد توضیح بیشتری بدهیم. این نماز؛ نماز شکسته [قصر] است و همان طور که شرط بهجا آوردن آن را از آیات محکم کتاب برایتان بیان کردیم؛ یک رکعتی بهجا آورده میشود. نماز وتر هم که در پایان نماز شب بهجا میآورید یک رکعتی است. شما میدانید که نماز وتر تنها یک رکعت است؛ یک رکعت. وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين...
* مطالب ذکر شده در این بیان تکراری است. تنها مطالب مربوط به نماز استخاره؛ نماز میّت و نماز جماعت؛ باقی میماند که به طور مستقل در ادامه همین بخش آورده شدهاند
اقتباس المشاركة :
الخلاصـــــــــــــــة.. بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليكم ورحمة الله وبركاته..
والجواب المُختصر.. إن جميع الصلوات سواءً تكون صلاة فرض أم صلاة واجبة أم صلاة تطوع فجميعهم ركعتين في كتاب الله، سواء تكون فرضاً أو نافلةَ تطوعٍ، فهي ركعتين فقط ثم التسليم.
ويصلي ما يشاء من صلوات التطوع النافلة، فهي كذلك ركعتين في كل نوافل الصلوات أو الفرض أو الجمعة أو السنن فهي جميعاً ركعتين في كل صلاة سواء تكون فرضاً أو واجبة كصلاة الجمعة أو سنة أو نافله مُستحبة فجميعهم ركعتين، إلّا صلاة القصر والوتر فهي ركعة. فقد ورد إلينا على الخاص سؤالٌ عن صلاة الوتر فوجب علينا تنزيل الإضافة بالمزيد من الإيضاح.
ولم أفتكم بعد أنه اكتمل بيان الصلاة ولم ننفي صلاة الوتر من بعد ناشئة الليل وإنما تكلمنا عن الصلوات المفروضة والصلاة النافلة أنها ركعتين سواء تكون فرضاً أم نافلة َ الصلاة التطوعية، ولم نتكلم عن الصلاة ذات الركعة الواحدة في هذا البيان، ولذلك وجب علينا المزيد من التفصيل عن الصلاة ذات الركعة الواحدة، وهُنّ صلاة القصر كما علمناكم بشرطها المُحكم في كتاب الله وهي ركعة واحدة، فهي أقصر الصلوات صلاة القصر وصلاة الوتر التي تجعلوها آخر صلواتكم من بعد ناشئة الليل هي ركعة واحدة، وأنتم تعلمون أن صلاة الوتر ركعة واحدة واحدة.
وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..