از امام مهدی به تمام مهدیون؛ حبیبان خداوند ، پروردگار عالمیان بسم الله الرحمن الرحيم خداوند تعالی میفرماید: { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿٥٤﴾ }صدق الله العظيم [المائدة] همانطور که خداوند به انصار امام مهدی از قبل وحی نموده است ( وحی تفهیمی ) که مرا بر میانگیزد؛ به کسانی از آنها که بخواهد الهام نموده که "مهدی" هستند ولی بسیاری از آنان گمان کرده اند ممکن است امام مهدی منتظر باشند ولی این تنها گمان است و گمان کسی را از حق بینیاز نمیکند؛ خداوند به آنان وحی نموده(الهام کرده ) که "مهدی" هستند یعنی مردم را به سوی مهدی منتظر حق پروردگارشان هدایت خواهند کرد. یعنی خداوند او را از کسانی قرار میدهد که مردم را به سوی "پرچم هدایت"عالمیان راهنمایی میکنند؛ یعنی آنان را راهنمای مردم به سوی مهدی منتظر حق پروردگارشان قرار میدهد و آنها از وزرای امام مهدی هستند. اما حکمت اینکه خداوند به کسانی از آنان که بخواهد، چنین الهام و وحی میکند که در نفس خود حس کند مهدی است، چیست؟ برای این است که به دنبال حق بگردد چرا که امام مهدی برایش اهمیت دارد و شاید خودش امام مهدی منتظر باشد؛ ولی درباره احساسی که درون خود دارد با مردم صحبت نمیکند و اگر با کسی صحبت کنند ممکن است به دوستی که به او اطمینان دارند و رازشان را نگه میدارد، بگویند. برخی هم از این درک که مهدی هستند سخنی نمیگویند چون حیا میکنند با کسی درمورد آن حرف بزنند چرا که به خود اطمینان ندارند که مهدی باشند. همانا که درنفس خود احساس میکنند مهدی هستند و با وجود اینکه خداوند است که این امر را به آنها وحی کرده و با وحی تفهیمی با قلب به آنان تفهیم نموده که مهدی هستند ولی بیش از این چیزی به او وحی نکرده است. فقط اینکه او مهدی است یعنی او مهدی و هدایت کننده به سوی پرچم هدایت یعنی مهدی منتظر حق است یعنی خداوند او را از مهدیونی قرار داده که مردم را به سوی مهدی منتظر حق هدایت میکنند. اما حکمت الهی این وحی به قلب آنان چیست که هریک فکر میکنند شاید مهدی باشند؟ برای این است که به مهدی منتظر اهمیت بدهند و به دنبال این باشند که حقیقت خود را دریابند نه اینکه به دنبال امام مهدی باشند و هریک گمان میکنند امام مهدی هستند تا اینکه امام مهدی حق را پیدا میکنند در این زمان خداوند همان گونه که به حواریون وحی نمود به ایشان وحی میکند. خداوند تعالی میفرماید:
{وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَبِرَسُولِي قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ ﴿١١١﴾} صدق الله العظيم [المائدة]
وقتی که مسیح عیسی بن مریم از انصار خود پرسید کیست که یاور من به سوی خدا گردد؟ خداوند به حواریون چنین وحی نمود.و خداوند تعالی میفرماید:
{ فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَىٰ مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ﴿٥٢﴾رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ ﴿٥٣﴾ } صدق الله العظيم [ال عمران]
و بعد از آن که خداوند به وزرای امام مهدی نیز وحی میکند و بعد از آن که جستجو کرده و حق را یافتند؛ خداوند بار دیگر به ایشان وحی میکند که این مهدی منتظر حق است و به آنان فرمان میدهد تا مردم را به سوی او هدایت کنند. نام اینان در نزد خداوند، مهدیون و هدایتگران به سوی مهدی منتظر است؛ همان طور که کسانی که نبی امی صلى الله عليه وآله وسلم را تصدیق کرده بودند با نام امییون نسبت به نبی امی محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم خوانده میشدند؛ مهدیون هم همین طور هستند. اینها حزب امام مهدی حق هستند و شیطان به انان وحی نکرده است بلکه کسی که به ایشان وحی میکند خداوند است. خداوند تنها یک چیز را به آنان وحی میکند؛ این که هر یک از آنان احساس میکند مهدی است و حکمت آن هم در این است که به این امر اهمیت داده و شروع به جستجو نمایند و هربار که میشنوند کسی از اولیای شیطان ادعا نموده که امام مهدی است؛ به دتبال این میروند تا ببینند او چه میگوید اما قلبشان با سخنان او اطمینان و آرامش نمییابد و باز گمانشان به سوی خودشان بازمیگردد و فکر میکنند خودشان مهدی هستند و حکمت آن هم این است که به جستجوی خود برای یافتن حق ادامه دهند تا بالاخره مهدی منتظر حق را پیدا کنند. وقتی او را یافتند خداوند به ایشان وحی میکند که از مهدیون و هدایتگرانی هستند کعه مردم را به سوی امام مهدی حق پروردگارشان راهنمایی میکنند و از شاهدان این امر میشوند و همان طور که میبینید مردم را به سوی امام مهدی ناصر محمد یمانی دعوت مینمایند و لذا خداوند آنها را مهدیون مینامد یعنی هدایت گران به سوی پرچم هدایت جهانیان یعنی ناصر و یاری دهنده به محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم امام ناصر محمد یمانی. اما به همه انصار چنین وحی نمی شود؛ تنها به کسانی که خداوند بخواهد و اینان وزرایی هستند که مردم را به سوی امام مهدی حق پروردگارشان هدایت میکنند.برعکس اینها کسانی هستند که شیطان به ایشان وحی میکند که امام مهدی هستند و باعث می شوند بدون شرم و حیا با مردم سخن گفته و قرآن را برحسب هوای نفسانی و با ظن و گمان و بدون برهان و دلیل تأویل کنند اما ظن کسی را از حق بی نیاز نمیکنند. مانند این تأویل احمد حسن یمانی از فرموده خداوند تعالی: { وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ } صدق الله العظيم [فصّلت:۱۲]
اقتباس المشاركة :
احمد حسن یمانی گفته است: بیان حق این آیه چنین است: همانا که مصابیح رسولان و انبیا خداوندند و اما مقصود از فرموده خداوند "وحفظاً" یعنی رسولان و انبیا که از پیروانشان محافظت میکنند.
—
انتهى الاقتباس
پایان بیان ناحق.
اینها هدایتگران به سوی شرک هستند و مردم را از نور خارج و به تاریکی و ظلمات میبرند؛ شیطان آنها را آشفته کرده و مطالب ناحق به آنان الهام میکند. نه شما ای مهدیون؛ شما حزب امام مهدی حق پروردگار عالمیان ناصر محمد یمانی هستید؛ شما دوستان خداوند، پروردگار عالمیان هستید و اوست که آنچه خبر دادم - احساس اینکه مهدی هستید-را به شما وحی مینماید. ممکن است این خبر محدود به خودتان مانده و آن را به کسی نگفته باشید و میدانم بعضی از بیاناتی که قبل از این بیان آوردهام شما را غمگین کرده باشد و ترسیده باشید که مس شیطان در شما سرگردان شده و آشفتهتان کرده باشد و گفته باشید ما دیدهایم ناصر محمد یمانی در برخی از بیاناتش از مهدیونی سخن گفته است که شیطان آنان را دچار این وسوسه ناحق کرده است و پیش خود گفته باشید من هم یکی از آنها بودم و خدا مرا از این وسوسه نجات داده و من مهدی و هدایتگر به سوی مهدی منتظر حق پروردگارعالمیان شدهام ولی باز هم میترسد مس شیطان هنوز در او سرگردان باشد. من در جواب شما میگویم حاشالله رب العالمین... این خداوند است که در "دوران قبل از گفتگو" به قلب برخی از انصار وحی میکند که هر یک از آنان مهدی است. و حال حق برایتان روشن شد که شما واقعاً مهدیون و هدایتگر به سوی مهدی منتظر حق ناصر محمد یمانی هستید. آیا نمیبینید که مردم را به سوی مهدی منتظرحق پروردگار عالمیان امام ناصر محمد یمانی هدایت میکنید و با دلایل و برهانهای علمی که امام مهدی حق پروردگارتان به شما آموخته با مردم محاجه مینمایید. برای همین به خداوند شهادت میدهم که پروردگار شما را" مهدیون" حزب امام مهدی حق پروردگار عالمیان نامیده است . بلکه شما برگزیده برگزیدگان هستید و بهترین مردم مؤمنان هستند و بهترین مؤمنان متقیان و بهترین متقیان انصار پیشگام برگزیده و حبیبان خداوند(احباب الله) پروردگار عالمیان هستند؛ کسانی که خداوند در آیات محکم کتابش در مورد ایشان فرموده است: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿٥٤﴾} صدق الله العظيم [المائدة]
اما فتوا میدهم که چنین اندیشهای برای همه انصار پیش نمیآید بلکه برای کسانی که خدا بخواهد چنین فکری پیش میآید و آنها خود از این امر خبردارند اما درباره آن هیچ چیزی به من نگفتهاند و شاید برای برخی از آنان این راز از وجود خودشان فراتر نرفته باشد؛ پس چه کسی مرا از آن باخبر نموده است؟ این وحی تفهیمی از پروردگار عالمیان است که قبل از آنکه از دعوت امام ناصر محمد یمانی باخبر شوید؛ به شما الهام شده. میخواهم چیزی را به شما بگویم پس خواهش میکنم دقت کنید. من نگفتم این الهام و اندیشه حتما برای تمام انصار رخ میدهد؛بلکه تنها برای کسانی اتفاق میافتد که خدا بخواهد ولی چیزی را به شما میگویم؛ من نمیدانم آیا این گروه از وزرا به انصار پیوستهاند یا هنوز از وجود من باخبر نشدهاند و میگویم خدا میداند که آیا به ما ملحق شدهاند با نه؟ فقط این که من از وجود یکی از آنان باخبرم . او چیزی به من نگفته و وقتی رویایی را برایمان میگفت متوجه شدم که او گمان میکرده امام مهدی است و سپس خداوند او را به سوی حق هدایت نموده است. من تا همین الآن هم چیزی به او نگفتهام و او نیز به من نگفته بود که تصور میکرده امام مهدی است. اویکی از انصار است و من مجبور شدم این بیان را عنوان کنم؛ چون یکبار درحالی که تنها بودم خندهام گرفت و به شما خواهم گفت چرا خندیدم.چون به یاد آوردم بیانی درباره مهدیونی نوشتهام که دچار وسوسه و مس شیطان شده و بناحق هر یک تصور میکنند امام مهدی هستند و از روی ظن و گمان برای قرآن تفسیر میآورند در حالی که گمان کسی را از حق بینیاز نمیکند. من از دست این مهدیون دروغین که دچار وسوسه شیاطین شدهاند نخندیدم؛ بلکه مهدیون حق پروردگار عالمیان مرا به خنده انداختند که از بیانی مطلع شوند که در آن درباره مهدیون دروغینی فتوا دادهام که مس شیاطین گرفتارشان کرده و در انها سرگردان شده است. گفتم حتماً انصاری که خداوند به حق به آنان وحی کرده پیش خود خواهند گفت من ازآنان بودم و فکر میکردم مهدی هستم ولی ناصر محمد یمانی روشن ساخته که این وسوسه شیطان رجیم است. اما من میترسم این مس هنوز در من سرگردان باشد و بسیار به خدا پناه میبرم. این امر بود که مرا به خنده انداخت چون شیطان او را سرگردان و آشفته ذهن نکرده است؛ بلکه واقعاً خداوند به او وحی کرد که مهدی است یعنی از مهدیونی است که مردم عالم را به سوی مهدی حق پروردگار عالمیان هدایت میکند و آنها واقعاً نسبت به رهبر و قائدشان امام مهدی(المهدیون )هستند. چیزی که میخواهم بگویم این است که وحی تفهیمی در حد گمان باقی میماند تا اینکه از نزد خداوند رحمن دلیلی فرستاده شود که نشان دهد این وحی خداوند رحمن است نه شیطان ؛ مثل همین دلیلی که برایتان آودیم که این وحی از جانب خداوند رحمن به شما میشود نه از جانب شیطان و خود میدانید که در این مورد چیزی به ناصر محمد یمانی نگفتهاید.وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين قائد المهديين الإمام المهدي ناصر مُحمد اليماني
من الإمام المهديّ إلى كافة المهديّين أحباب الله ربّ العالمين ..
بسم الله الرحمن الرحيم، قال الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم [المائدة:54].
كما أوحى الله إلى أنصار الإمام المهديّ من قبل أن يبعثني الله، فأوحى الله إلى من يشاء منهم أنّه المهديّ، ولكن ظنَّ كثيرٌ منهم أنّه لربما يكون الإمام المهديّ المنتظَر ولكنّ هذا ظنٌ والظنّ لا يُغني من الحقّ شيئاً؛ بل أوحى الله إليه أنه المهديّ (أي المهديّ إلى المهديّ المنتظَر الحقّ)؛ بمعنى أنّ الله جعله من المهديّين إلى عَلَم الهدى للعالمين فيهدون الناس إلى المهديّ المنتظَر الحقّ من ربِّهم وأولئك من وزراء الإمام المهديّ، ولكن ما هي الحكمة من هذا الوحي إلى من يشاء الله منهم فيشعر في نفسه أنّه المهديّ؟ وذلك لكي يقوم بالبحث عن الحقّ لأنّه يهمه شأن الإمام المهديّ ولعله يكون هو الإمام المهديّ المنتظَر ولكنهم لا يُكلِّمون النّاس بما شعروا به في أنفسهم فإن تجاوزهم ذلك فإلى صديقٍ يثقون به لأنه سوف يكتم سرّهم، وبعض منهم لا يتجاوزه هذا التكليم بالتفهيم أنّه المهديّ ويستحي أن يُكلّم أحداً به وذلك لأنه غير واثقٍ من نفسه أنّه المهديّ، وإنما يشعر في نفسه وكأنّه المهديّ برغم أنّ الذي أوحى إلى أنفسهم إنّه الله بالتكليم بوحي التفهيم إلى قلبه أنّه المهديّ ولم يوحِ الله إليه بأكثر من ذلك إلا أنّه المهديّ فقط؛ أي المهديّ إلى عَلَم الهدى؛ أي المهديّ إلى المهديّ المنتظَر الحقّ بمعنى أنّ الله جعله من المهديّين الذين يهدون الناس إلى المهديّ المنتظَر الحقّ. ولكن ما هي الحكمة الإلهية من هذا الوحي إلى قلوبهم فيوحي لكل منهم لعلّه المهديّ؟ وذلك حتى يهتمّوا بشأن المهديّ المنتظَر فيقوموا بالبحث عن الحقيقة عن أنفسهم وليس عن الإمام المهديّ، وذلك لأنهُ يظنّ كلٌّ منهم أنه الإمام المهديّ حتى إذا وجدوا الإمام المهديّ الحقّ من ربِّهم ومن ثم يوحي الله إليهم كما أوحى إلى الحواريين. وقال الله تعالى: {وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي قَالُوَاْ آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ} صدق الله العظيم [المائدة:111].
وجاء هذا الوحي من الله إلى الحواريّين حين قال المسيح عيسى ابن مريم منْ أنصاري إلى الله؟ وقال الله تعالى: {فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمْ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ(52) رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ(53)} صدق الله العظيم [ال عمران].
وكذلك يوحي الله إلى وزراء الإمام المهديّ بعد أن بحثوا وعثروا على الحقّ؛ حتى إذا وجدوه فيوحي الله إليهم مرةً أخرى بأنّ هذا هو المهديّ المنتظَر الحقّ، وأمرهم أن يهدوا الناس إليه، وهؤلاء يُسمّون عند الله بالمهديّين نسبة إلى الإمام المهديّ المنتظَر الحقّ كما يُسمى المصدِّقين بالنّبي الأمّي صلى الله عليه وآله وسلم بالأميّين نسبةً إلى النّبيّ الأمّي محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم وكذلك المهديّين؛ (حزب الإمام المهديّ الحقّ). وهؤلاء لم يوحِ لهم الشيطان بل الذي أوحى إليهم إنّه الله، ولم يوحِ إليهم إلا بشيءٍ واحدٍ وهو أن يشعر أحدهم أنه المهديّ، والحكمة من ذلك لكي يهتم بهذا الشأن فيقوم بالبحث، وكلما سمعوا بشخصٍ من أولياء الشياطين يدّعي أنّه الإمام المهديّ فيقومون بالبحث عمَّا يقول ومن ثم لا تطمئن إليه قلوبهم فيعود الظنّ إلى أنفسهم لكلٍّ منهم أنه المهديّ، والحكمة من ذلك لكي يواصل البحث عن الحقّ حتى إذا وجدوا المهديّ المنتظَر الحقّ ومن ثم يأتي الوحي من الله إليهم أن يكونوا المهديّين للعالمين إلى الإمام المهديّ الحقّ من ربهم فيكونوا على ذلك لمن الشاهدين. كما ترونهم يفعلون فيدعون الناس إلى الإمام المهديّ ناصر مُحمد اليماني، ولذلك سمّاهم الله بالمهديّين أي المهديّين إلى عَلَم الهُدى للعالمين (الناصر لمحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم الإمام ناصر مُحمد اليماني)، ولكنّ هذا الوحي ليس لكافة الأنصار بل لمن يشاء الله من الأنصار الوزراء المهديّين إلى الإمام المهديّ الحقّ من ربِّهم وعكسهم يوحي إليهم الشياطين بأنه الإمام المهديّ ويجعله يكلِّم الناس ولا يستحي ويجعله يُأوِّل القرآنَ على هواه دون أي سُلطان بالظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئاً كتأويل أحمد الحسن اليماني لقول الله تعالى: {وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ} صدق الله العظيم [فصّلت:12].
وقال أحمد الحسن اليماني:
اقتباس المشاركة :
أن البيان الحقّ لهذه الآية؛ إن المصابيح هم الرسل والأنبياء وأما قوله وحفظاً قال أنهم الرسل والأنبياء يحفظون أتباعهم
—
انتهى الاقتباس
انتهى بيانه بغير الحقّ. وهؤلاء هم المهديّون إلى الإشراك ويخرجون الناس من النور إلى الظُلمات؛ أولئك الذين تتخبّطهم الشياطين فأوحوا إليهم بغير الحقّ ولستم أنتم يا معشر المهديّين حزب الإمام المهديّ الحقّ من ربّ العالمين ناصر محمد اليماني؛ بل أنتم أحباب الله ربّ العالمين وهو الذي أوحى إليكم ما أخبرتكم به ولربما لم يتجاوز هذا النبأ لأنفسكم، وأعلم أنها أحزنتكم بعض بياناتي من قبل هذا البيان لأنّكم خشيتم أنّها كانت تتخبّطكم مسوس الشياطين فتقولون لقد وجدنا في بيانات ناصر محمد اليماني تعريفاً عن المهديّين الذين وسوست لهم الشياطين بغير الحقّ، فيقول أحدكم لقد كنت منهم وقد أنقذني الله من هذا الوسواس أنّي المهديّ بالمهديّ المنتظَر الحقّ من ربّ العالمين ناصر محمد اليماني، ولكنه يخشى أنّ مس الشيطان لا يزال يتخبطه! ومن ثم أرد عليكم وأقول لكم: حاشا لله ربّ العالمين بل هو الله الذي أوحى إلى قلوب من يشاء من الأنصار من قبل عصر الحوار إلى قلب أحدهم أنّه المهديّ، وها هو توضّح لكم الحقّ من ربِّكم أنّكم حقاً المهديين إلى المهديّ المنتظَر الحقّ ناصر محمد اليماني، أفلا ترون أنّكم تهدون الناس إلى المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّ العالمين الإمام ناصر محمد اليماني وتحاجّونهم بسلطان العلم الذي علّمكم الإمام المهديّ الحقّ من ربكم؟ ولذلك أشهدُ الله أنّ الله سمّاكم بالمهديّين حزب الإمام المهديّ الحقّ من ربّ العالمين؛ بل أنتم صفوةٌ من صفوةٍ.. وصفوة البشرية المؤمنون، وصفوة المؤمنين المُتقون، وصفوة المُتقين الأنصار السابقون الأخيار أحباب الله ربّ العالمين من الذين قال الله عنهم في محكم كتابه: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم [المائدة:54].
ولكني أُفتي أنّ هذا الإيحاء ليس لكافّة أنصاري؛ بل لمن يشاء الله منهم وهم يعلمون أنّهم لم يخبروني من ذلك شيئاً أبداً، ولربما بعضهم لم يتجاوز هذا السر نفسه، فمن الذي علّمني بذلك؟ فذلك هو وحيُ التّفهيم من ربّ العالمين بما أوحى إليكم من قبل أن تعلموا بدعوة الإمام ناصر محمد اليماني. ولكنّي سوف أقول لكم شيئاً وأرجو أن تنتبهوا إليه: إنّ هذا الإيحاء لم أقل أنّه لا بدّ أن يحدث لكافة أنصاري أبداً بل لمن شاء الله منهم، ولكنّي سوف أقول لكم شيئاً إنّي لا أعلم هل قد انضم لهذه الزُمرة من الوزراء إلى أنصاري أم إنّهم لم يعلموا بوجودي بعد؟ وأقول الله أعلم هل قد انضموا؟ غير أني أعلم بواحدٍ منهم ولم يخبرني، وإنّما علمت ذلك من خلال رؤيا قصّها علينا فعلمت أنّه كان يظنّ أنّه الإمام المهديّ ثم هداه الله إلى الحقّ ولم أخبره إلى حدّ الآن بهذا ولم يخبرني أنّه كان يظنّ أنّه الإمام المهديّ وهو أحد الأنصار، وأجبرني على هذا البيان لأني ضحكت ذات مرةٍ وأنا وحدي وسوف أخبركم بما أضحكني: وذلك لأنّي تذكرت أني كتبت في بياناتي تعريفاً للمهديّين الذين توسوسُ لهم الشياطين بغير الحق فيدّعي كلُّ واحدٍ منهم أنّه الإمام المهديّ ويأتي بتفسير للقرآن بالظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئاً، ولكنّي لم أضحك من هؤلاء المهديين المُفترين الذين تتخبّطهم مسوس الشيطان بل الذي أضحكني هم المهديّون الحقّ من ربّ العالمين، فحين يطّلعون على الفتوى في بياني عن المهديّين الذين يتخبّطهم مُسوس الشياطين فقلت أكيد سوف يظنّ أنصاري الذين أوحى الله إليهم بالحقّ فسوف يقول: "في نفسه إنّي كنت من هؤلاء وكنت أظنّ نفسي المهديّ ولكن بيّن ناصر محمد اليماني أنّ ذلك وسوسة شيطان رجيم، ولكني أخشى أنّ هذا المسّ لا يزال يتخبّطني". فيستعيذ بالله كثيراً، وذلك ما أضحكني لأنّه لم يتخبّطه شيطانٌ بل حقاً أوحى الله إليه أنّه المهدي؛ أي من المهديّين للعالمين إلى المهديّ الحقّ من ربّ العالمين؛ وهم حقاً (المهديّون) نسبةً لقائدِهم الإمام المهديّ.
وما أريد قوله إنّ وحي التفهيم يبقى ظنّاً حتى يأتي الدليل على أنّه وحيٌّ من الرحمن وليس من الشيطان، وها هو أتاكم الدليل أنّه كان وحياً إليكم من الرحمن وليس من الشيطان فأنتم تعلمون أنّكم لم تخبروا ناصر محمد اليماني بذلك.
وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
قائد المهديين؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
ـــــــــــــــــــــ
- 2 - الإمام ناصر محمد اليماني
30 - 01 - 1430 هـ
27- 01- 2009 مـ
۸- بهمن- ۱۳۸۷ ه.ش.
10:50 مساءً
ــــــــــــــــــــــ
ای جماعت مهدیون! بر طبق آنچه که خداوند از قرآن عظیم به من آموخته است؛ شما به سه گروه تقسیم میشوید....
بسم الله الرحمن الرحيم ، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين، وبعد.. ای مهدیون عالم؛ آنچه که در قرآن عظیم میبینم این است که شما بعد از آن که حق برایتان روشن شد به سه گروه تقسیم میشوید:
۱- برخی از آنان به خود ظلم میکنند و بعد از آن که حق را شناختند از آن رومیگردانند و خود را بهتر و داناتر از آن میدانند و این ظلم به خود است.
۲- گروهی آن را تصدیق میکنند ولی حاضر به انفاق نیستند. اینها مؤمنان مقتصدند. ایمان دارند ناصر محمد یمانی مهدی منتظر است ولی درمورد شأن ناصر محمد یمانی به یقین نرسیدهاند ولذا به تصدیق او اکتفا کرده ولی انفاق نمیکنند چون میترسند مهدی منتظر نباشد. ۳- و گروهی از شما حبیبان خداوند(احباب الله) بوده و به یقین رسیده و در أمور خیر پیشگام و پیشتازند و صدقه داده و برای یاری و نصرت حق آمده از نزد پروردگار عالمیان، انفاق میکنند. اینان به فوز حب و قرب خداوند و نعیم رضوان او نایل شدهاند.آنان که چیزی برای انفاق ندارند هم همین گونهاند. اینان بهترین مهدیون و حبیبان خداوند و پروردگار عالمیان هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ ﴿٣١﴾ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [فاطر]. و اما کسانی که به خود ظلم کردند؛ هر یک بر سر عقیده اول خود باقی مانده و خود را مهدی منتظر میدانندو این افراد از مهدیون به سوی مهدی منتظر نیستند. عرش خلافت آنان را گرفتار این فتنه میکند، همان طور که ابلیس را گرفتار فتنه کرد وبه همین دلیل حاضر نشد در برابر آدم از روی اطاعت سجده کند؛ چون برای خلافت خود را از آدم شایستهتر میدید و خود را بهتر و داناتر میدانست و نسبت به خداوند خشمگین شد که چرا آدم را گرامیتر از او دانسته است چون خود را برای خلافت شایستهتر میدانست و بهتر از آدم میدید. برای همین هم با اینکه میدانست آدم خلیفه برگزیده خداوند است؛ حاضر نشد در برابر او سجده نماید. از حق دلتنگ و منحرف شد و خداوند نیز قلب او را منحرف و از پذیرش حق تنگ نمود و سپس مورد لعن خداوند قرار گرفت و از رحمت او طرد شد. اگر میگفت پروردگارا مرا ببخش؛ او را رحیم و غفور مییافت ولی غرور او را به گناه کشاند و از خدا خواست تا به او فرصت دهد تا با وجود اینکه میدانست راه حق کدام است؛ مردم را از آن باز دارد و با اینکه باطل را میشناخت مردم را به سوی آن دعوت کند.آنگاه خداوند درخواست او را اجابت نمود تا هم بار گناهانش اضافه شود و هم بندگانش را بیازماید. خداوند تعالی میفرماید: {قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَٰذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٦٢﴾ } صدق الله العظيم [الإسراء]. علت سجده نکردن ابلیس در برابر آدم؛ عدم رضایتش از انتخاب آدم توسط خدا بود و خود را بهتر و سزاوارتر از او میدید. واما ملائکه؛ آنها معتقد بودند خداوند خلیفه را از میان آنان انتخاب خواهد کرد؛ آنان هم از انتخاب آدم راضی نبودند، البته نه به این علت که تصور میکردند او در زمین فساد و خونریزی خواهد کرد که همین بهانه ظاهری آنان بود؛ بلکه خود را سزاوار تر میدیدند و لذا گفتند: {أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ} صدق الله العظيم [البقرة:۳۰]. آنها خود را شایستهتر میدیدند و مقصود از این گفتند: {وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ}این بود که آیا ملایکه محقتر نیستند که خلیفه از میان انان انتخاب شود: {وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ}؟ ولی برای اطاعت از امر خدا و از ترس او سجده کردند و خداوند تعالی میفرماید:
{ إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن طِينٍ ﴿٧١﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٧٢﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٧٣﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿٧٤﴾ قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِينَ ﴿٧٥﴾ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿٧٦﴾ قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ ﴿٧٧﴾ وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٧٨﴾ قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٧٩﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿٨٠﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٨١﴾ قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٨٢﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿٨٣﴾قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ ﴿٨٤﴾ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٨٥﴾} صدق الله العظيم [ص]. ای جماعت مهدیونی که خداوند آنان را وارث علم کتاب کرده است؛ برخی از شما به خود ظلم میکنید. خداوند به آنها وحی میکند که آنها مهدی هستند؛ یعنی هدایت کننده به سوی پرچم هدایت. اما این افراد در نزد خود فکر میکنند که خودشان پرچم هدایت و مهدی منتظر و خلیفه خداوند پروردگار عالمیان هستند! تا اینکه برایشان روشن میشود او تنها از هدایت کنندگان به سوی مهدی منتظر خلیفه خداوند و پروردگار عالمیان است ولی بعد از روشن شدن حق آمده از نزد پروردگارش؛ به آن رضایت نداده و همان را بگوید که ابلیس گفت:{أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ} و استکبار ورزید و حاضر به سجده دربرابر خلیفه برگزیده خداوند نشد تا جایی که مورد غضب و لعن خداوند قرارگرفت و از آن پس بیشتر روی امر باطل اصرار کرد و نگفت پروردگارا مرا ببخش و اگر چنین میگفت خداوند را غفور و رحیم مییافت ولی به جای آن گفت: {رَبِّ فَأَنظِرْنِي}، یعنی به من فرصت بده- مرگ مرا به تأخیر بینداز؟- و این برای به مبارزه طلبیدن و دشمنی کردن با خلیفه پروردگار وذریه او بود تا آنها را از راه راست به گمراهی بکشاند. پس خداوند او را امام کفر قرار داد ودعوت کننده به کفر گردید در حالی که میدانست مسیر او باطل است و خداوند نیز به او پیروانش وعده آتش جهنم را داد. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ ﴿٨٤﴾ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٨٥﴾} صدق الله العظيم [ص].
ای جماعت مهدیون؛ همانا که کرسی خلافت فراگیر و شامل درجهای است که تنها شایسته یک بنده از بندگان صالح خداوند است؛ ولی شرطی دارد که حتی اگر خداوند آن بنده را انتخاب کند و او حقیقت این شرط را نداند؛ شکست خواهد خورد و خلافت او ادامه نخواهد یافت؛ چنانکه برای آدم چنین شد و خلافت از او گرفته و به کسی غیر از او که اهل آن باشد سپرده شد. این شرط در کتاب " وسیله" است و بندگان مقرب و رسولان و صدیقین گمان کردند شرط آن این است که محبوبترین و مقربترین بنده به درگاه پروردگار عالمیان باشند و همچنین گمان کردند که " وسیله" یعنی محبوبترین و مقربترین بنده به درگاه خدا بودن و برای همین هم برای بالاترین درجه حب و قرب به خداوند به رقابت پرداختند و خداوند تعالی میفرماید: {يَبْتَغُونَ إِلَىٰ ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ} صدق الله العظيم [الإسراء:۵۷] و بیان این فرموده خداوند تعالی: {وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ﴿٥٧﴾} یعنی امید به بهشت خدا داشته و از آتش او هراسان هستند. ای کسانی که به درجه خلافت فراگیر دنیا و آخرت طمع کرده و آرزو میکنید به این فوز نائل شوید؛ به خداوند و پروردگارعالمیان قسم حتی اگر خداوند یکی از شما را برگزیند؛ برایش دوامی نخواهد داشت و خداوند آن را از او گرفته و به کس دیگری میسپارد مگر اینکه خداوند را آن گونه که شایسته اوست عبادت کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: { أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّىٰ ﴿٢٤﴾ فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَىٰ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [النجم]. وبیان حق این آیه ؛ هرکس که خداوند را آنگونه عبادت کرد که شایسته اوست؛ هدف خداوند از خلقتش را محقق ساخته است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿۵۶﴾} صدق الله العظيم [الذاريات]. و لذا خداوند ملکوت دنیا و آخرت را به او عطا خواهد کرد واو آن را با پشه و بزرگتر از آن معاوضه خواهد کرد یعنی اگر خداوند همه چیز را مشمول رحمت خود نماید مگریک پشه که آن را از ملکوت این بنده خارج کرده و به آتش جهنم بفرستد و سپس به این بنده خود بفرماید: ما حکم کردهایم این پشه وارد آتش جهنم شود مگر اینکه حاضر شوی این پشه را با تمام آنچه که در ملکوت بزرگتر از آن است معاوضه کنی؛ آن گاه خداوند میداند و شهادت میدهد که این بنده کوچکترین افسوس و حزنی برای از دست دادن عرش ملکوت احساس نمیکند؛ بلکه به شدت شاد و خرسند شده و تکبیر خداوند را سر داده و میگوید: " خدایا من شهادت میدهم که با رضایت کامل و سینهای گشاده بدون تأسف و حزن این پشه را با تمام آنچه که از ملکوت به من عطا نمودهای،معاوضه میکنم تا از آتش جهنم رها شود و تو بر این امر شاهدی". ای جماعت متقیانی که در روز قیامت خداوند رحمن به شما اجازه سخن گفتن نداده است؛پس چرا ؟ آیا کسی در میان شما هست که یک پشه را به قیمت تمام ملکوت بخرد؟ حتما خیر. ولی من به خداوندی که جز او را عبادت نمیکنم قسم میخورم که در همین حد متوقف نخواهم شد.بلکه اگر بعد از آن که تمام ملکوت را با یک پشه معاوضه کردم؛ خداوند نپذیرد و بگوید: خودت را فدای آن کن و خود را به آتش جهنم بیافکن و وقتی خودت را به آتش جهنم انداختی پروردگارت فوراً آن پشه را ازآتش جهنم خارج خواهد ساخت و سپس تو را نیز خارج خواهد کرد و هدفت که تحقق نعیم اعظم است محقق شده و پروردگارت در نفسش راضی خواهد شد. قسم به پروردگار علی العظیم البر الرحیم؛ خداوندی که استخوانهای پوسیده را بعد از پراکنده شدن زنده میکند؛ اگر که هدفم جز با این محقق نشود چنین خواهم کرد و خداوند مرا بر این ( عقیده ) ثابت خواهد نمود و خداوند شاهد و وکیل این سخن من است. پس چرا؟ خداوند که از من راضی شده و مرا خلیفه تمام ملکوت از پشه تا بالاتر از آن قرار داده و ملکوت دنیا و آخرت را به من عطا نموده است؛ از نظر شما دیگر بعد از این چه میخواهم؟ اما من از نعیمی خبر دارم که از تمام اینها بزرگتر است؛ به خداوند و پروردگار عالمیان قسم میخورم. این نعیم؛ راضی بودن خداوند و در نفسش و حزین و متحسر نبودن نسبت به بندگانش است. من برای بندگان خداوند متحسر نیستم؛ بلکه حسرت من؛ به خاطر حسرت خداوندی است که بیش از من نسبت به بندگانش رحیم است به خاطر خداوند ارحم الراحمین متحسرم و فدای پشه شدن به خاطر رحیم بودن من نیست؛ بلکه برای تحقق یافتن هدف راضی شدن خداوند درنفسش است و این از نظر من نعیم اعظم است و خداوند شاهد و وکیل این سخن است. آیا کسی از شما هست که چنین کند؟ در این امر راز "وسیله" امام مهدی حق پروردگارتان نهفته است؛ کسی که خلیفه خداوند بر تمام ملکوت - از پشه تا بالاتر ازآن- است و خداوند به واسطه او تمام مردم را هدایت خواهد کرد مگر شیاطین جن و انسی که بدانند او امام مهدی حق پروردگارشان است و اگر او را از نزدیک ببینند؛ چهرهشان تیره میشود چون میدانند وقتی خداوند امام مهدی حق پروردگارشان را برانگیزد؛ زمان هلاکت آنان نزدیک شده است.تصدیق فرموده خداوند تعالی: {فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَقِيلَ هَـٰذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَدَّعُونَ ﴿۲۷﴾} صدق الله العظيم [الملك]. آنچه ادعای آن را میکردند چیست؟ این دعوت مهدویت دروغینی و ناحق کسانی است که مورد مس شیاطین قرار گرفتهاند و شیاطین ذهن آنها را آشفته میکنند تا در طول قرنها؛ هر یک ادعا کنند که امام مهدی هستند تا زمانی که با برانگیخته شدن امام مهدی او را از تزدیک ببینند: {وَقِيلَ هَـٰذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَدَّعُونَ} یعنی این امام مهدی است که ادعای آن را میکردید و برخی از آنان پیرو حق میشوند و برخی نیز به علت غرور وتعصب به گناه کشیده شده و جهنم برایشان کافی است که جایگاهی بسیار بد است. ای نسیم؛ مانند شیطان رجیم نباش که غرور او را به گناه کشاند و مانند شیاطین تشر نگو " شنیدیم و عصیان کردیم" تو جزو هدف و غایت من هستی و قسم به پروردگار عالمیان که اگر خدا مرا مخیر کند که یا تو به جهنم بروی و یا اینکه با گذشتن از خلافت فراگیر تو را نجات دهم؛ چگونه تو را نجات ندهم؛ من حتی برای یک پشه و هرچه که در ملکوت بالاتر و بزرگتر از آن است، چنین خواهم کرد چون درجه خلافت هدف و غایت من نیست؛ هدف نهایی من نعیمی است که از نعیم دنیا و آخرت بزرگتر است؛ یعنی راضی بودن خداوند در نفسش و متحسر نبودن او به خاطر بندگانش. برادر نسیم؛ اگر پسرت سالها در برابرت عصیان کند و بعد ببینی که در آتش جهنم افتده است؛ آیا شاد و مسرور از این امر، سرجای خود خواهی نشست؟ حاشا لله. هرچقدرهم فرزندت عصیان کرده باشد حسرتت بسیار بزرگ خواهد بود؛ پس خداوندی که ارحم الراحمین است و رحمتش نسبت به پسرت بیش از توست در چه حالی خواهد بود؟ اگر ازمن بپرسی حال خداوند رحمن را به تو خواهم گفت چون من بنده خبیر به رحمن هستم و من عبدی هستم که از حال او خبر دارم و دریافتهام خداوند در نفس خود سعید نیست و هربار که رسول خود را برمیانگیزد تا قومش را به سوی خدا دعوت نماید و آنها او را تکذیب میکنند؛ وخداوند بدون اینکه ظلمی به ایشان کند، با قدرت خود گرفتارشان کرده و هلاکشان میکند وملائکهاش آنها را گرفته ودرآتش جهنم میاندازند؛ آیا فکر میکنی از این امر خشنود و سعید است؟ به پروردگارم قسم هرگز... او به خاطر بندگانی که در آتش جهنم فریاد میکشند حزین و متحسر است وبعد از ان که آنها را هلاک کرد و غضبش فرو نشست و غیظش رفت؛ نزد خود سخنی را میگوید که نه ملایکه مقربی که نزد او هستند آن را میشنوند و نه احدی در آسمانها وزمین آن را میشنود. خداوند تعالی میفرماید: {يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿۳۰﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿۳۱﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿۳۲﴾} صدق الله العظيم [يس]. ای حبیبان خداوند و پروردگار عالمیان؛ اگر خداوند را دوست دارید؛ آیا راضی میشوید که از نعیم و حورالعین لذت ببیرید درحالی که میدانید خداوند به خاطر ظلمی که بندگان به خود کردهاند در نفس خود راضی نیست؟ و خداوند میداند که بندهاش امام مهدی تا زمانی که پروردگارش در نفس خود راضی نباشد؛ بهشت را بر خود حرام کرده است؛ ولی خداوند تا زمانی که همه مردم به صورت امتی واحد در مسیر هدایت نباشند در نفس خود راضی نخواهد شد و لذا برای تحقق این هدف و از روی تکریم بندهاش امام مهدی تمام کسانی که حق را تکذیب کرده و هلاک شده بودند- از قوم نوح گرفته تا بعد از آنان- را برخواهد انگیخت و آنها به سوی شما بازگردانده میشوند تا تمام مردم به صورت امتی واحد در مسیر هدایت قرار گیرند. این رحمتی است که خداوند بر خود فرض نموده مگر کسانی که با آگاهی از حق آمده از نزد پروردگار عالمیان،از رحمت خداوند سرباز زنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {إِنَّ اللَّـهَ لَا يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلًا مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا ۚ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الحقّ مِن ربّهم ۖ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّـهُ بِهَـٰذَا مَثَلًا ۘ يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا ۚ وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ ﴿۲۶﴾ الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّـهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّـهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ ۚ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿۲۷﴾ كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّـهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ۖ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۲۸﴾} صدق الله العظيم [البقرة]. ای نسیم از آنان مباش و از من پیروی کن تا تو را به راه راست هدایت نمایم. ای حقجویان؛ آیا ایمان دارید که خداوند به خاطر مهدی منتظر تمام بندگانش را هدایت خواهد کرد؟ مگر شیاطینی که میدانند این حق آمده از نزد پروردگار عالمیان است ولی این امر بر پلیدی و رجس ایشان افزوده و به علت حسدی که در وجودشان است، بعد از روشن شدن حق پروردگار؛ بر استکبار خود اصرار کرده و بعد از عهد کردن با خدا؛ میثاقشان را میشکنند و آنچه را که خداوند فرمان به نگاه داشتن آن داده ؛ میگسلند و در زمین فساد میکنند ... و همانطور که میدانید اینها شیاطین بشرند؛ کسانی که اگر راه حق را ببینند؛ آن را انتخاب نکرده و در صورت دیدن راه باطل و فاسد؛ آن را برمیگزینند و با وجود تدبر در آیات الهی؛ آنها را تحریف مینمایند. در حالی که اگر به خاطر گناهانشان استغفار کرده و به حق اعتراف کنند؛ گناهانشان هرچه هم که باشد: پروردگارشان را رحیم و غفور خواهند یافت. به خداوند علی العظیم قسم میخورم که اگر ابلیس به سوی خدا بازگردد و توبه کند؛ خداوند او را مشمول رحمت خود خواهد کرد که رحمت و علم خداوند همه چیز را دربرمیگیرد؛ مگر کسی که از رحمت خداوند سرباز زند. ای بندگان جن و انس خداوند؛ همانا که خداوند بشارت رحمت خود را به همه شما داده است مگر اینکه پیشنهاد خداوند را رد کنید.. خداوند نفرمود ای جماعت جن یا ای جماعت انس؛ بلکه تمام بندگانش را مورد خطاب قرار داده و میفرماید:
{قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿۵۳﴾ وَأَنِيبُوا إِلَىٰ ربّكم وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ ﴿۵۴﴾} صدق الله العظيم [الزمر]. و چه کسی از خدا راستگوتر است؟ آیا عظمت رحمت پروردگارتان را نمیبینید؛ آیا نمیبینید که او حقاً ارحم الراحمین است؟ قسم به خداوند علی العظیم که این ندا حتی ابلیس شیطان رجیم را نیز شامل میشود؛ او هم از بندگان خداوند است و خدا به شما وعده داده که هرکس را که توبه نماید؛ مورد مغفرت قرار خواهد داد؛ بدون اینکه هیچ گناهی را استثنا کرده باشد؛ بلکه تمام گناهان را میبخشاید به این شرط که به سوی پروردگار رو کرده و تسلیم او شوید... بر این اساس من تمام بندگان خداوند از جن و انس گرفته تا شیاطین جن و انس را به سوی اسلام و توبه و انابه به پیشگاه پروردگارشان دعوت میکنم که او تمام گناهان آنان را آمرزیده و بدیهایشان را تبدیل به حسنات عفو مینماید وه که چه نعمتی است این...و چه کسی چنین چیزی را به شما خواهد گفت مگر خداوند ارحم الراحمینی که از پدر و مادر نسبت به بندگانش رحیمتر است؟ پس ای بندگان خدا؛ آیا شایسته نیست که به خاطر خدا، عفو پیشه کنید؟ خدا را به شهادت میگیرم و شهادت خداوند کافی است که من امام مهدی منتظر حق پروردگار عالمیان؛ از تمام کسانی که در این دنیا درحق من ظلم کردهاند به قصد قرب به پروردگار و به طمع تحقق نعیم اعظم رضوان او گذشت کردم. و هرکس خدا را دوست دارد - برای اثبات آن- همراه من از تمام بندگان خداوند که در حق شخص او مرتکب گناه شدهاند درگذرد که هر ادعایی برهانی لازم دارد و خواهید دید که خداوند از شما کریمتر است؛ خداوند خیرالغافرین است و به شما میگوید ای بندگان من شما کریمتر از خدایتان نیستید؛ من خیرالغافرینم واز کسانی که شما به خاطر من آنان را عفو کردید مورد مغفرت قرار دادم . خداوند آنان را به خاطر شما میبخشد و هدایتشان میکند. خدا را به شهادت میگیرم که من برادر گرامی نسیم را عفو کردم باشد که خداوند او را به سوی آنچه که برای او دوست دارد و راضیاش میکند، هدایت فرماید. من تمام کسانی که در دوران گفتگو قبل از ظهور به من ناسزا گفته و بی ادبی کردهاند را بخشیدم و عضویتشان را که تعلیق شده بود آزاد کردم فرقی ندارد از حقجویان بوده باشند یا شیاطین؛ من حق شخصی خودم را بخشیدهام و در مورد حق الله برای آان استغفار نمیکنم و شاید خداوند به خاطر بندهاش هرکدام از آنان را که بخواهد هدایت فرماید که وعده او حق است و او ارحم الراحمین است. وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين... برادر بندگان خدا که به او رو میکنند به امید رحمتی که او برخود فرض نموده است مگر کسانی که بعد از روشن شدن حق از رحمت خداوند سرباز زنند. الإمام ناصر محمد اليماني.
- 2 -
الإمام ناصر محمد اليماني
01 - صفر - 1430 هـ
27 - 01 - 2009 مـ
10:50 مساءً
ــــــــــــــــــــــ
يا معشر المهديِّين إنكم تنقسمون إلى ثلاثٍ كما علّمني الله بالقرآن العظيم..
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين، وبعد..
يا معشر المهديِّين في العالمين، إني أراكم في القرآن العظيم من بعد ما تبيّن لكم الحقّ سوف تنقسمون إلى ثلاث جماعاتٍ:
1- فمنهم ظالمٌ لنفسه عرف الحقّ وأعرض عنه ويرى أنه خيرٌ وأعلم، فظلم نفسه.
2- ومنكم صدَّق واكتفى بالتصديق ولم ينفق وأولئك المُقتصدون المؤمنون بأنّ ناصر محمد اليماني المهديّ المنتظَر ولكنهم لم يرقوا إلى درجة اليقين بشأن ناصر محمد اليماني ولذلك اكتفوا بالتصديق ولم ينفقوا خوفاً أن لا يكون هو المهديّ المنتظَر.
3- ومنكم أحباب الله الموقنين السابقون بالخيرات صدَّقوا وأنفقوا نُصرةً للحقّ من ربّ العالمين وفازوا بحُب الله وقربه ورضوان نفسه وكذلك الذين لا يجدون ما ينفقون؛ أولئك صفوة المهديِّين أحباب الله ربّ العالمين. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ هُوَ الحقّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ ۗ إِنَّ اللَّـهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ ﴿31﴾ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا ۖ فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّـهِ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ ﴿32﴾} صدق الله العظيم [فاطر].
فأمّا الذين ظلموا أنفسهم، فكلٌ منهم استمر في عقيدته الأولى بأنّه هو المهديّ المنتظَر وأنّه ليس من المهديِّين إلى المهديّ المنتظَر، أولئك سبب فتنتهم عرش الخلافة كما كانت فتنة إبليس ولذلك لم يسجد لآدم بالطاعة لأنه يرى أنّه أولى من آدم بالخلافة وخيرٌ منه وأعلم، وغضب من الله لماذا يُكَرِّم آدم عليه فهو يرى أنّه أولى بالخلافة من آدم ويرى أنه خيرٌ من آدم، ولذلك لم يسجد له برغم أنه يعلمُ أنّ آدم خليفة الله المصطفى، وزاغ عن الحقّ ثم أزاغ الله قلبه ولعنه وطرده من رحمته، ولو قال ربِّ اغفر لي لوجد الله غفوراً رحيماً، ولكنه قد أخذته العزّة بالإثم وطلب من الله أن يُنِظره فيؤخِّره ليصدّ عن الحقّ وهو يعلم أنّه الحقّ ويدعو للباطل وهو يعلم أنّه الباطل، ثم أجابه الله ليزداد إثماً ويبتلي به عباده. وقال الله تعالى: {قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَـٰذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا ﴿62﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].
وسبب عدم سجود إبليس لآدم هو عدم رضوانه باصطفاء الله لآدم ويرى أنّه خيرٌ وأولى، وأما الملائكة الذين كانوا يعتقدون أنّ خليفة الله سوف يصطفيه الله منهم فبرغم أنّهم لم يكونوا راضين باصطفاء آدم ليس بزعمهم أنه سيفسد فيها ويسفك الدماء، وإنما ذلك تحججٌ منهم بل يرون أنهم أولى، ولذلك قالوا: {أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ} صدق الله العظيم [البقرة:30].
ويا معشر المهديِّين من الذين أورثهم الله علم الكتاب إنّ منكم ظالمٌ لنفسه، وأوحى الله إليه إنّه المهديّ أي المهديّ إلى علم الهدى وكان يظنّ نفسه أنّهُ علم الهدى بذاته المهديّ المنتظَر خليفة الله ربّ العالمين! حتى إذا تبيّن له أنّه ليس إلا من المهديِّين إلى المهديّ المنتظَر خليفة الله ربّ العالمين ومن ثم لم يرضَ بالحقّ بعد ما تبيّن له أنّه الحقّ من ربه، وقال كما قال إبليس: {أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ} واستكبر وأبى السجود لخليفة ربّه المُصطفى حتى غضب الله عليه ولعنه ثم ازداد إصراره على الباطل ولم يقل ربّي اغفر لي ولو قال ذلك لوجد الله غفوراً رحيماً، ولكنه قال: {رَبِّ فَأَنظِرْنِي}، أي أَخِّرني وذلك من باب التحدي للعداء لخليفة ربِّه وذريته ليُضلَّهم عن الصراط المُستقيم. ومن ثم جعله الله إماماً للكُفر يدعو إلى الكفر وهو يعلم أنّه على باطل ثم وعده الله ومن تبعه بنار جهنم. تصديقاً لقول الله تعالى: {قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ ﴿84﴾ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿85﴾} صدق الله العظيم [ص].
ويا معشر المهديِّين، إنّ كرسي الخلافة الشاملة ذو درجةٍ لا تنبغي إلا أن تكون لعبدٍ واحدٍ من عباد الله الصالحين، ولكنّ لها شرطٌ وحتى ولو اصطفى الله عبداً ولم يعلم بحقيقة شرطها فحتماً سوف يفشل ولن تدوم له كما ذهبت من آدم وتذهب منه إلى سواه إلى من هو أهل لها، ولها وسيلة في الكتاب وظنّ عباد الله المُقربين من الأنبياء والمرسلين والصدِّيقين أنّ شرطها أن يكون أحبّ عبدٍ وأقربَ عبدٍ لربّ العالمين، وظنوا كذلك أنّ الوسيلة هي أن يكون أحبّ عبدٍ وأقرب عبدٍ إلى ربه ولذلك تنافسوا على درجة الحُبّ والقرب من ربّهم. وقال الله تعالى: {يَبْتَغُونَ إِلَىٰ ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ} صدق الله العظيم [الإسراء:57]. والبيان لقوله تعالى: {وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ﴿٥٧﴾}؛ أي يرجون جنته ويخافون ناره.
ويا معشر الطامعين في درجة الخلافة الشاملة للأولى والآخرة فيتمنّون الفوز بها أُقسم بالله ربّ العالمين لو اصطفى الله أحدكم لما دامت له ويذهبها الله منه إلى سواه إلاَّ من يعبد الله كما ينبغي أَن يُعبد. تصديقاً لقول الله تعالى: {أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّىٰ ﴿24﴾ فَلِلَّـهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَىٰ ﴿25﴾} صدق الله العظيم [النجم].
والبيان الحقّ لهذه الآية أنّ الذي عبد الله كما ينبغي أن يُعبد فقد حقّق الهدف الذي خلقه الله من أجله. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿56﴾} صدق الله العظيم [الذاريات].
ولذلك سوف يؤتيه الله ملكوت الأولى والآخرة ومن ثم يفتدي بالبعوضة فما فوقها من الملكوت، بمعنى لو أدخل الله كُل شيء في رحمته إلا بعوضةً واحدةً أخرجها الله عن ملكوت هذا العبد لتكون في نار جهنم ومن ثم يقول الله تعالى لهذا العبد إنّ هذه البعوضة قد حكمنا عليها بالخلود في نار جهنم إلا أن يفتدي هذه البعوضة بما فوقها من الملكوت كله، ثم يعلم الله ويشهد بأن هذا العبد لن يحزن شيئاً على عرش الملكوت؛ بل سوف يفرح فرحاً كبيراً ويكبِّر الله تكبيراً ثم يقول: "إنّي أُشهِدك ربّي أنّي افتديتُ هذه البعوضة من عذاب الخلود في نار جهنم بما آتيتني من الملكوت كُله عن طيب نفسٍ وانشراح صدرٍ من غير أسىً ولا حُزنٍ شيئاً، وأنت على ذلك لمن الشاهدين".
فلماذا يا معشر المُتقين الذين لن يملكوا من الرحمن خطاباً يوم القيامة، فهل منكم من يشتري بعوضةً بالملكوت كُله؟ حتماً لا. ولكنّي أُقسم بالله الذي لا أعبدُ سواه أنّي لا أتوقف عند ذلك؛ بل لو يقول لي ربي بعد أن افتديت بعوضة بالملكوت كُله ثم يأبى ويقول: بل افتديها بنفسك أنت واقذف بنفسك في نار جهنم حتى إذا قذفت بنفسك في سواء الجحيم في نار جهنم ومن ثم سوف يخرجها ربّك فور أن تُلقي بنفسك في نار جهنم ثم يخرجك ويحقق هدفك النّعيم الأعظم فيكون ربك راضياً في نفسه.
وأقسم بالله العلي العظيم البر الرحيم الذي يحيي العظام وهي رميم أني سوف أفعل ذلك لو لم يتحقق هدفي إلا بذلك، ومنه التثبيت على ذلك. والله على ما أقول شهيد ووكيل، فلماذا وقد رضي الله عني وجعلني خليفته على ملكوت كُلّ شيء من البعوضة فما فوقها وآتاني ملكوت الدنيا والآخرة، فماذا أبغي بعد ذلك في نظركم؟ ولكني أعلم بنعيمٍ هو أعظم من ذلك كله؛ أقسمُ بالله ربّ العالمين، وهو أن يكون الله راضياً في نفسه وليس مُتحسراً على عباده، وإني لستُ مُتحسراً على عباد الله بل حسرتي من حسرة من هو أرحم بعباده من عبده الله أرحم الراحمين، وليس افتداء البعوضة رحمةً مني؛ بل لتحقيق الهدف فيكون الله راضياً في نفسه، وذلك هو النّعيم الأعظم بالنسبة لي والله على ما أقول شهيدٌ ووكيلٌ، فهل منكم من سوف يفعل ذلك؟ وفي ذلك سرّ الوسيلة للإمام المهديّ خليفة الله على الملكوت كُله من البعوضة فما فوقها الذي سوف يهدي الله به الناس أجمعين إلا شياطين الجنّ والإنس الذين علموا أنّه الإمام المهديّ الحقّ من ربّهم فلما رأوه زُلفةً سِيئَت وجُوههم لأنهم يعلمون أنّ هلاكهم قد اقترب ما دام بَعَثَ اللهُ الإمامَ المهديّ الحقّ من ربّهم. تصديقاً لقول الله تعالى: {فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَقِيلَ هَـٰذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَدَّعُونَ ﴿27﴾} صدق الله العظيم [الملك].
وما هو هذا الذي كانوا به يدَّعون؟ إنها المهدِّية بغير الحقّ عن طريق الممسوسين من الشياطين الذين يَؤُزّونَهم بأَنّ يدَّعي كُلٌ منهم أنّه الإمام المهديّ على مرّ العصور حتى إذا رأوه زلفةً ببعث الإمام المهديّ {وَقِيلَ هَـٰذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَدَّعُونَ} أي هذا هو الإمام المهديّ الذي كنتم به تدّعون فمنهم من اتّبع الحقّ ومنهم من أخذته العزّة بالإثم وحسبه جهنّم وبئس المهاد.
ويا نسيم، لا تكن كمثل الشيطان الرجيم الذي أخذته العزّة بالإثم ولا تقل كما قال شياطين البشر سمعنا وعصينا فأنت جزء من هدفي وغايتي وأقسمُ بربّ العالمين لو يخيّرني الله ما بين دخولك جهنم أو أفتديك بدرجة الخلافة الشاملة لافتديتك بها، فكيف لا أفتديك بها وأنا سوف أفتدي بها حتى بعوضة بما فوقها من الملكوت أجمعين! وذلك لأنّ درجة الخلافة ليست غايتي شيئاً؛ بل غايتي هو نعيمٌ أعظم من نعيم الآخرة والأولى وهو أن يكون الله راضياً في نفسه ليس مُتحسراً على عباده.
ويا أخي نسيم، أرأيت لو عصاك ولدك سنين عدداً ومن ثم ألقيتَ به أنت في نار جهنم فهل تراك سوف تقعد مسروراً بذلك؟ حاشا لله، إنَّ حسرتك على ولدك ستكون كُبرى مهما عصاكَ فما بالك بحسرة من هو أرحم بولدك منك الله أرحم الراحمين؟ فسلني عن الرحمن فأخبرك بحاله فأنا العبد الخبير بالرحمن وأنا عبده الخبير به فقد وجدته ليس سعيداً في نفسه فكلما بعث الله رسولاً يدعو قومه إلى الحقّ فيكذِّبونه ومن ثم يهلكهم الله ببأسٍ شديد من لدنه بالحقّ من غير ظُلمٍ ومن ثم يلقي بهم الملائكةُ في نار جهنم، فهل ترى الله سعيداً بذلك؟ كلا وربّي إنَّهُ حزينٌ ومُتحسرٌ على عباده الذين يصطرخون في نار جهنم ويقول في نفسه قولاً لا تسمعه ملائكته المقربون عنده ولا أحدٌ في السماوات والأرض من بعد أن يهلكهم فيسكت غضبه ويذهب غيظه، ومن ثم يقول: {يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿30﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿31﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿32﴾} صدق الله العظيم [يس].
إذاً يا أحباب الله ربّ العالمين، إن كنتم تُحبّون الله فهل يرضيكم أن تستمتعوا بالنعيم والحور العين وأنتم تعلمون أنّ الله غير راضٍ في نفسه بسبب ظلم عباده لأنفسهم؟ وعَلِمَ الله بأَنَّ عبده الإمام المهديّ حَرَّمَ جنة النّعيم على نفسه حتى يكون الله راضياً في نفسه، ولكن الله لا يكون راضياً في نفسه حتى يجعل الناس أمةً واحدةً على الهُدى، ومن أجل تحقيق هذا الهدف سوف يبعث الله كافة الذين كَذَّبُوا بالحقّ من ربّهم فأهلكهم من قومِ نوح فما بعدهم فإنّهم إليكم عائدون لكي يجعل الله الناس أمّةً واحدةً على الهُدى تكريماً لعبده الإمام المهديّ، رحمة الله التي كتب على نفسه إلا من أبى رحمة الله بعدما تبيّن له أنّه الحقّ من ربّ العالمين. تصديقاً لقول الله تعالى: {إِنَّ اللَّـهَ لَا يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلًا مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا ۚ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الحقّ مِن ربّهم ۖ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّـهُ بِهَـٰذَا مَثَلًا ۘ يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا ۚ وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ ﴿26﴾ الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّـهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّـهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ ۚ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿27﴾ كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّـهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ۖ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿28﴾} صدق الله العظيم [البقرة]. فلا تكن منهم يا نسيم واتبّعني أهدِك صراطاً مُستقيماً.
ويا معشر الباحثين عن الحقّ، فهل تؤمنون أنّ المهديّ المنتظَر سوف يهدي الله من أجله الناس أجمعين إلا الشياطين الذين علموا أنّه الحقّ من ربّهم فزادهم رجساً إلى رجسهم وأصَرُّوا على استكبارهم حسداً من عند أنفسهم بعدما تبيّن لهم أنّه الحقّ من ربّهم وينقضون عهد الله من بعد ميثاقه ويقطعون ما أمر الله به أن يوصل ويفسدون في الأرض؟ وكما تعلمون أولئك هم شياطين البشر الذين إن يروا سبيل الحقّ لا يتَّخذونه سبيلاً وإن يروا سبيل الغي والباطل يتَّخذونه سبيلاً ويحرِّفون كلام الله من بعد ما عقلوه، ولو أنهم استغفروا الله لذنوبهم واعترفوا بالحقّ لوجدوا لهم رباً غفوراً رحيماً مهما كانت ذنوبهم، وأقسمُ بالله العلي العظيم لو يتوب إبليس إلى الله متاباً لوسعته رحمة الله الذي وسع كُل شيءٍ رحمةً وعلماً، إلا من أبى رحمة الله.
يا عباد الله من الجنّ والإنس، لقد أَنزل الله إليكم البُشرى برحمته لكم أجمعين إلا أن ترفضوا عرض الله، ولم يقل يا معشر الجنّ أو يا معشر الإنس بل جعله نداءً إلى عباده أجمعين. وقال الله تعالى: {قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿53﴾ وَأَنِيبُوا إِلَىٰ ربّكم وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ ﴿54﴾} صدق الله العظيم [الزمر].
ومن أصدق من الله حديثاً يا عباد الله؟ أفلا ترون ما أعظم رحمة ربّكم وأنّه حقاً أرحم الراحمين، وأقسمُ بالله العلي العظيم إنّ هذا النداء الشامل يشمل حتى إبليس الشيطان الرجيم فهو ضمن عباد الله فقد وعدكم الله بالتوبة وأن يغفر ذنوبكم جميعاً دون أن يستثني ذنباً واحداً؛ بل الذنوب جميعاً شرط أن تنيبوا إلى ربّكم وتسلموا له. وعليه فإني أدعو كافة عباد الله من الجنّ والإنس وشياطين الجنّ والإنس إلى الإسلام والتوبة والإنابة إلى ربّهم فيغفر لهم جميع ذنوبهم ويبدِّلهم بحسنات العفو، فأيّ نعمة هذه ومن الذي سوف يقول لكم ذلك غير من هو أرحم بعباده من آبائهم وأمهاتهم الله أرحم الراحمين، أفلا يستحق أن تتعافوا يا عباد الله من أجله؟
وأشهد الله وكفى بالله شهيداً بأنّي الإمام المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّ العالمين قد عفوت عن جميع من قد ظلمني في هذه الحياة قربةً لربي طمعاً في تحقيق رضوان نفسه، ومن كان يحب الله فلكل دعوى برهان فليعفُ معي عن عباد الله فيما اقترفوه من ذنبٍ في حقه الشخصي وتجدون الله أكرم منكم وهو خير الغافرين فيقول لكم يا عبادي لستم أكرم من ربّكم؛ بل أنا خير الغافرين قد غفرت للذين عفوتم عنهم من أجل ربّكم فعفا الله عنهم من أجلكم وهداهم.
وأشهد الله أني قد عفوت عن أخي الكريم نسيم عسى الله أن يهديه إلى ما يحبه له ويرضاه، وعفوت عن جميع الذين شتموني أو أساءوا إلينا في عصر الحوار من قبل الظهور ورفعتُ عنهم الحجب عن عضويتهم أجمعين سواءً كانوا من الباحثين عن الحقّ أو الشياطين، وإنّما عفوت عنهم في حقي الشخصي ولا أستغفر لهم في حق الله وإنّما لعلّ الله يهدي من يشاء منهم من أجل عبده ووعده الحقّ وهو أرحم الراحمين، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
أخو عباد الله المُنيبين إليه؛ رحمة الله التي كتب على نفسه إلا من أبى الدخول في رحمة الله بعدما تبيّن له أنّه الحق؛ الإمام ناصر محمد اليماني.
ـــــــــــــــــــــــــ
- 3 - الإمام ناصر محمد اليماني
01 - 02 - 1430 هـ
28- 01 - 2009 مـ
۹- بهمن- ۱۳۸۷ ه.ش.
01:57 صباحاً
ـــــــــــــــــــــــ
به علم الجهاد وهمتایش نسيم..
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين وآله الطيبين والتابعين للحقِّ إلى يوم الدين، وبعد..
ای جماعت مهدیونی که مردم را به سوی پرچم هدایت عالمیان دعوت مینمایید؛ با حجتی با مردم محاجه کرده و دلیل بیاورید که خداوند مقرر فرموده تا حجت شما بر آنان ویا حجت آنان برشما باشد.خداوند رؤیایی که در خواب دیده میشود و یا سحر تخیلی توسط شعبدهباز شیطانی در خواب ویا بیداری را حجت قرار نمیدهد، که اینها مایه ابتلا و برای خالص سازی بیانات حق ذکر است که در سینه هاست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَلِيَبْتَلِيَ اللَّـهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ ۗ وَاللَّـهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ} [آل عمران:۱۵۴]. و تصدیق فرموده خداوند تعالی:
گمان نمیکنم این آیه نیازی به بیان و شرح داشته باشد؛ این آیه ازآیات محکم و ام الکتاب قرآن عظیم بوده و معنایش این است که قرآن حجت عالم در برابر دانشجو (طلبه ) و یا حجت دانشجو در برابر عالم است و نباید از عالم پیروی کند مگر اینکه از ایات محکم قرآن عظیم برهان و دلیل علمی خود را بیاورد؛ یعنی اگر به قرآن ایمان دارید؛ این کتاب حجت برای شما یا بر علیه شماست. حجت خدا بر شما آیات محکم و ام الکتاب و بینه قرآن است، پس از آنها پیروی کنید تا شما را به راه راست هدایت کند و به دنبال ظاهر متشابه آیاتی که ظاهرشان برخلاف آیات محکم است نروید؛ تأویل این آیات با ظاهر آنها متفاوت است اگر بدانید...اما خداوند به شما امر نموده تا به آیات محکم کتاب تمسک جسته و پیروی نمایید تا به راه راست هدایت گردید. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿۷﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].
از خلال این ایات محکم درمییابیم که خداوند به شما فرمان داده است از ایات محکم که ام الکتابند پیروی نمایید و به دنبال متشابهات نیفتید که تأویل آنها را تنها خداوند میداند. خداوند تنها به شما امر نموده که ایمان داشته باشید که آن آیات از نزد خداوندند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ} صدق الله العظيم.
اما اگر شما از مهدیون باشید؛ در برابر حق کاملاً تسلیم خواهید شد ولی اگر از کسانی باشید که شیاطین آنان را وسوسه کردهاند تلاش خواهند کرد امام مهدی را به سمتی سوق دهند که از دانش آنان استفاده کند تا به این وسیله بتوانند امت را به وسیله ناصر محمد یمانی از راه راست منحرف کنند؛ چنان که پیش از این هم عدهای تلاش کردند تا از طریق محمد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم امت را گمراه نمایند و اگر خداوند او را ثابت قدم نمیکرد نزدیک بود به سوی ایشان میل نماید.
هیهات هیهات اگر شما چنین چیزی را میخواهید؛ من فتوا میدهم که غیر ممکن است؛ همانگونه که امکان ندارد نور وتاریکی با هم جمع شوند؛ آیا شما فکر میکنید امکان دارد تاریکی و نور با هم جمع شوند؟ طبعآً غیر ممکن است؛ پیروی من از شما و یا استفاده من ازدانشتان هم غیر ممکن است؛ پس اگراز شیاطین بشر هستید و هدفتان این است که امام مهدی حق را گرفتار فتنه کنید که بناحق به خداوند نسبت دهم تا مرا به دوستی بگیرید؛ وقت خود و وقت مرا تلف نکنید. من درمورد شما چنین حکم نمیکنم؛ بلکه شما را از انصاری به حساب میآورم که مورد آزمون قرار دارند؛ ولی انصار من مطیع امرم بوده و در برابر حق کاملاُ تسلیم هستند؛ ولی نسیم من نمیبینم که بعد از دیدن حق تسلیم شده باشی و برای همین هم هنوز در موردتان شک دارم!
ای جماعت انصار؛ ممکن است شیاطین تلاش بسیاری کنند تا از راه نمایشهای سحرآمیز در خواب و یا بیداری شما را مبتلا کرده و از راه راست دور کنند؛ اگر بعد از اینکه خداوند شما را به سوی حق هدایت نمود، شیاطین شما را گرفتار فتنه کردند یک چیز را به خاطر داشته باشید و بدانید که این حجت شما بر مردم نیست و بعد از حق چیزی جز گمراهی نمیماند.
ای جماعت مهدیون؛ خدا را به حق و یقین به شهادت می گیرم من امام مهدی حق پروردگار و آخرین خلیفه از خلفای خداوند هستم و همانطور که برایتان فتوا داده بودم، بازهم فتوا داده و هشدار میدهم که خداوند قسم مرا ، یا رؤیایی که در خواب دیدهام و یا قسم من به این که فلان مطلبی را که میدانم ودر آسمان یا زمبن دیدهام را حجت من بر شما قرار نمیدهد بلکه حجت حق؛ بیان حق ذکر-قرآن- است و اگر "علم الجهاد طرید" و یا نسیم یا هریک از مردمان عالم با بیان حق قرآن عظیم بر من غلبه کرد؛ دانش او هدایتگر از علم من است و راهی که نشان می دهد استوارتر است و حجت من بر شما از دستم رفته و خداوند آن را حجتی برعلیه ناصر محمد یمانی قرار خواهد داد و اگر ناصر محمد یمانی با برهانهای قوی علمی بر آنان چیره شد یابد کاملاً تسلیم شده و اختیاری در امورندارند و تنها حقی که دارند مشورت دادن است.
تا زمانی که نسیم همچنان فتوا میدهد که از امام مهدی ناصر محمد یمانی عالمتر است ؛ میگویم : ای جماعت انصار شاهدان حق این امر باشید و به او میگویم از همین قرآن عظیم دانش خود را بیاور؛ من شرط نمیکنم که از محکمات قرآن باشد یا از متشابهات آن؛ بلکه تنها برایم کافی است که بگوید: "خداوند تعالی میفرماید" و با کلام پروردگارم با من سخن گفته و از آن حجت بیاورد؛ در اینجا برایش روشن خواهد شد که واقعاً او بیشتر میداند یا کسی که خداوند علم کتاب را به وی عنایت نموده است ؛ نسیم قاعده و ناموس حق این نیست که تو از آخرین خلیفه خداوند؛ داناتر و اعلم باشی...
پیش از این مانع حضور تو در پایگاه شده بودم و سپس این ممنوعیت را لغو کردم و تا جایی که میدانم این اولین بار بود که خودم مانع حضور کسی میشدم؛ علت هم این بود که من درمورد موضوعی با تو مجادله میکردم؛ اما تو دور رفته و سخنانی را مینوشتی که ربطی به موضوع نداشت و تنها اتلاف وقت بود؛ و خدا را به شهادت میگیرم که من نسبت به شما علم الجهاد طرید و نسیم شک داشتم و قلبم به شما اطمینان نداشت ولی شما را تصدیق نکردم تکذیب و طرد هم نکردم واگر تصور کردهاید که مرا گرفتار فتنه کرده و باعث میشوید به خداوند افترا زده و از خواستهها و امیال شما پیروی کنم به خطا رفتهاید هیهات هیهات. به تمام انصار هشدار میدهم که مراقب فتنه و دور شدن از حق باشند. پیش از این درمورد مهدیون فتوا دادیم و بعد از این بیان مهدویونی که گرفتار مس شیطان شدهاند از کسانی که خداوند به قلب ایشان وحی نموده و از مهدیونی هستند که وزرای امام مهدی حق خواهند بود تمیز داده میشوند.
و اما گروهی تسلیم کامل حق خواهند شد و بیان باعث افزایش ایمان و باورشان خواهد شد و خود میدانند که درمورد اینکه در نفسشان چه میگذرد؛ هیچ خبری به من ندادهاند و سپس خداوند آنان را از وسوسه شیطان پاک و مطهر میسازد.
و اما گروهی دیگر؛ تصدیق میکنند اما به این شرط که ایشان بر ناصر محمد یمانی کنترل و هیمنه داشته و او از آنها بیاموزد، انگار که آنان بر حسب تصورشان فرزندان خدا یا دوستان او هستند و برای همین باید امام مهدی از آنها یاد بگیرد! هیهات هیهات.
به خداوند قسم من از خلال نوشتههای شما و در حالی که هنوز مقصودتان در نفستان پنهان است، میدانم شما به کجا میخواهید برسید و به شما به صورت مختصر و مفید خواهم گفت که اگر صادق هستید در برابر حق کاملاً تسلیم شوید تا مانند انصار پیشگام برگزیده باشید.
تا زمانی که شأن شما بی شک و تردید برایم روشن نشده باشد؛ گفتگوی شخصی با شما را برانصار حرام میکنم و به آنان هشدار میدهم از فتنه شما برحذر باشند و به وضوح به آنان میگویم: به خداوند عظیم و البر و رحیم قسم که من شک کردهام شما از یهودیان باشید! ولی مشکلی نیست چون مهمترین مورد بین من وشما تسلیم شدن به کتاب خداوند و سنت حق رسول اوست که مخالف با ایات محکم قرآن عظیم نباشد و جز با کتاب خدا سنت رسولش با شما محاجه نمیکنم و به هیچ وجه راضی نشده و نمیشوم آنها را باچیزی دیگر عوض کنم و به هیچ وجه از امیال و خزعبلاتی که خداوند برای آنها دلیل و برهانی نازل نفرموده؛ پیروی نخواهم کرد.
علم الجهاد؛ به گفتگو بر اساس کتاب خداوند و سنت حق رسولش پایبند باش که حتی اگر ابلیس باشی؛ عضویتت را لغو نخواهم کرد و با تو به گفتگو خواهیم پرداخت ولی بدون خدعه و حیلهگری. وقتی بیانی را در مورد آیهای میاورم که از نظر تو باطل است؛ برتوست که بیان حق آن را با علمی هدایتگرتر از من بیاوری و تأویل بهتری ارائه نمایی. اما اگر از آن روگردانده و با نوشتار طولانی و بی ربط وقت مرا هدر دهی؛"رجل من اقصی المدینه" را به سراغت میفرستیم تا عضویت تو را لغو کند و ناسزایی که به او داده ای ضرری به او نمی رساند. او به ما شکایت کرد و ما به او گفتیم عفو کند و او گفت : سمعا و طاعة؛ اینان کسانی هستند که خداوند به عنوان وزرای مکرم ما برگزیده و از بهترین مردان عالم هستند و به تو اجازه نمیدهم به او بیاحترامی کرده و ناسزا بگویی و اگر از انصارهستی که در برابر حق سرفرود میاورند به تو امر میکنیم که به او احترام بگذاری.
وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
الإمام المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني.
- 3 - الإمام ناصر محمد اليماني
02 - صفر - 1430 هـ
28 - 01 - 2009 مـ
01:57 صباحاً
ـــــــــــــــــــــــ
إلى علم الجهاد وقبيله نسيم ..
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين وآله الطيبين والتابعين للحقِّ إلى يوم الدين، وبعد..
ويا معشر المهديِّين، الذين يدعون الناس إلى اتّباع علم الهدى للعالمين فحاجّوهم بالحُجّة التي جعلها الله لكم عليهم أو لهم عليكم ولم يجعل الله الحجّة في الرؤيا في المنام أو التخييل السحري للعارض من الشياطين في العلم أو في الحلم ابتلاءً للتمحيص لما في الصدور من البيان الحقّ للذكر. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلِيَبْتَلِيَ اللَّـهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ ۗ وَاللَّـهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ} [آل عمران:154].
وتصديقاً لقول الله تعالى: {بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ} [العنكبوت:49]؛ حجّة الله على مُحمدٍ رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم وعلى قومه وعلى الناس أجمعين إنه القرآن العظيم. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ ۖ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿44﴾} صدق اللـه العظيم [الزخرف].
ولا أظن هذه الآية تحتاج إلى بيانٍ فهي من المُحكمات من أمّ الكتاب في القرآن العظيم؛ بمعنى أنّ القرآن حجّة للعالِم على طالب العلم أو حجّة لطالب العِلم على العالِم فلا يتَّبِعُه حتى يأتي بسلطان عِلمه من محكم القرآن العظيم، بمعنى أنّ القرآن حجّة لكم أو عليكم إن كنتم به مؤمنين. ولكني أزيدكم علماً أنّ حجّة الله عليكم هي آيات القرآن المُحكمات أمّ الكتاب البينات فاتَّبِعُوهُنَّ تهدكم إلى صراطٍ مُستقيم ولا تَتَّبِعُوا ظاهر المُتشابه الذي يخالف للمحكم في ظاهره ويختلف تأويله عن ظاهره لو كنتم تعلمون، ولكن الله أمركم بالاستمساك بمحكمه واتباعه فيهديكم إلى صراطٍ مُستقيمٍ. تصديقاً لقول الله تعالى: {هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿7﴾} صدق الله العظيم [آل عمران]، ومن ثمّ نعلم من خلال هذه الآية المُحكمة بأنّ الله أمركم باتّباع المُحكم من آيات أمُّ الكتاب وعدم اتّباع المُتشابه الذي لا يعلم تأويله إلا الله وأمركم فقط بالإيمان به أنه من عند الله. تصديقاً لقول الله تعالى: {يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ} صدق الله العظيم.
ولكن إذا كنتم من المهديِّين فسوف تُسلمون للحقِّ تسليماً، وأما إذا كنتم ممن توسوس لهم الشياطين فسوف تحاولون أن تقودوا الإمام المهديّ ليستلهم علمه من علمكم وذلك حتى تضلّوا الأمّة عن الصراط المُستقيم عن طريق ناصر محمد اليماني كما حاول الذين من قبلكم أن يضلّوا الأمّة عن طريق محمد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم وكاد أن يركن إليه شيئاً قليلاً لولا أن ثبّته الله، وهيهات وهيهات إن كنتم تريدون ذلك فسوف أفتيكم أن هذا مُستحيلٌ كاستحالة اجتماع النور والظُلمات، فهل ترون أنّه من الممكن أن تجتمع النور والظلمات؟ طبعاً مُستحيل وكذلك يستحيل أن أتّبعكم أو أن أستَّهل علمي منكم فلا تُضَيِّعوا وقتكم ووقتي إذا كان هذا هدفكم هو فتنة الإمام المهديّ الحقّ إذاً لافتريتُ على الله بغير الحقّ ولاَتخَذتُموني خليلاً إذا كنتم من شياطين البشر، وأنا لن أحكم عليكم بذلك بل أعتبركم الآن من الأنصار تحت الاختبار ولكن أنصاري مُطيعون لأمري ويُسلمون للحقِّ تسليماً أما أنتم فلم أرَ التسليم بعد منكم للحقِّ يا نسيم، ولذلك فلا أزال أشك في أمركم.
ويا معشر الأنصار، لربما تُبتلون من الشياطين بمحاولاتٍ كثيرةٍ لصدّكم عن الصراط المُستقيم بمعارضات سحريّة في العلم أو في الحلم، فتذكَّروا شيئاً واحداً أنّ ليس ذلك حجّتكم على الأُمّة لو يفتنكم الشياطين عن الحقّ بعد إذ هداكم الله إليه وما بعد الحقّ إلا الضلال.
ويا معشر المهديِّين، اشهدوا لله شهادة الحقّ اليقين أنّي الإمام المهديّ الحقّ من ربّكم خاتم خُلفاء الله أجمعين وكما أفتيتكم ولا أزال أفتيكم وأُحَذِّرَكَم أنّ الله لم يجعل حُجّتي عليكم قسمي ولا حُلمي بمنامي ولا قسمي بعلمي أنّي رأيت في السماء أو في الأرض كذا وكذا؛ بل الحُجّة الحقّ هي البيان الحقّ للذِّكر، فإن غلبني علم الجهاد طريد أو نسيم أو أحد من العالمين بالبيان الحقّ للقرآن العظيم هو أهدى من علمي وأقوم سبيلاً فقد أذهب الله حُجتي إليه وجعل الله له الحجّة على ناصر محمد اليماني، وإن كان ناصر محمد اليماني هو المُهيمن عليهم بسلطان العلم حتى يُسلِّموا تسليماً فليس لهم الخيرة من الأمر وليس لهم إلا حقّ التشاور.
وما دام نسيم يفتي بأنّه أعلم من الإمام المهديّ ناصر مُحمد اليماني فسوف أقول: يا معشر الأنصار كونوا شهداء بالحقّ، وأقول له أن يأتيني بعلمه من ذات القرآن العظيم ولن أشرط عليه من مُحكمه أو متشابهه؛ بل يكفيني أن يقول : قال الله تعالى، فيحاجِجَني بكلام ربي، وهنا يتبيّن له هل هو حقاً أعلمُ بالقرآن ممن آتاه الله عِلْمُ الكتاب فهذا مخالف للناموس الحقّ يا نسيم أن تكون أَعلَم من خاتم خلفاء الله أجمعين.
وسبق وأن حظرتك بنفسي ومن ثم رفعت عنك الحظر برغم أنّي لأول مرة أحظر أحداً حسب علمي، وسبب حظرك نظراً لأني أُجادلك في موضوع فإذا أنت تذهب بعيداً وتكتب كلاماً فارغاً ومضيعة للوقت ليس إلا، وأشهد الله أني أشكّ في أمركم ولم يطمئن قلبي إليكم يا نسيم ويا علم الجهاد طريد ولكني لن أُصَدِّقكم ولن أُكَذِّبَكُم ولن أطردكم وإن ظننتم بأنكم سوف تفتنوني عن الحقّ لكي أفتري على الله غيره فأتَّبِع أهواءكم فهيهات هيهات. وأحذر جميع الأنصار أن تفتنوهم عن الحقّ وسبق وأن بيّنا شأن المهديِّين ومن بعد البيان سوف يتبيّن لنا المهديِّون الذين اعترتهم مسوس الشياطين ممن أوحى الله لقلوبهم من المهديَّين من وزراء الإمام المهديّ الحقّ.
فأمّا طائفةً فسوف تُسَلِّم للحقِّ تسليماً ولن يزيدهم البيان إلا إيماناً وتثبيتاً فهم يعلمون أنّهم ما قط أخبروني بشيءٍ عن أمرهم هذا بما في أنفسهم ثم يُطَهِّرَهَم الله من طائف الشيطان تطهيراً، وأمّا الآخرون فسوف يصدِّقون شرط أن يكونوا هم المهيمنون على ناصر محمد اليماني ويستهلّ علمه منهم، وكأنهم أبناء الله أو أَحِبَّاؤُهُ حسب زعمهم! ولذلك لا بدّ أن يكون الإمام المهديّ يستهل علمه منهم! فهيهات هيهات. وأقسم ُ بالله أنّي أعلم ما ترمون إليه ولا يزال بأنفسكم من خلال ما تكتبون وسوف أقول لكم قولاً مختصراً مفيداً هو إن كنتم صادقين فسلموا للحقِّ تسليماً فيكون مثلكم كمثل الأنصار السابقين الأخيار.
وأُحرّم على الأنصار الحوار معكم حواراً شخصيّاً حتى يتبيّن لي شأنكم بلا شكٍّ أو ريبٍ وأُحذِّرهم فتنتكم وأقول لهم شيئاً بالوضوح: والله العظيم البَرُّ الرحيم أنّي أشك أنكم من معشرٍ يهوديٍّ! ولكن لا مشكلة ممن تكونون أهم شيء بيني وبينكم هو التسليم لكتاب الله وسنّة رسوله الحقّ التي لا تخالف لمحكم الكتاب ولن أحَاججكم بغير كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ وما عندي غير ذلك أبداً، وكلا ولا ولن أرضى بهما بديلاً، ولن أتبع أهواءكم والخزعبلات التي ما أنزل الله بها من سلطان.
و يا علم الجهاد، فالتزم بالحوار من كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ حتى ولو كنت إبليس ذاته فلن أحظر عضويتك وسوف أُحاورك ولكن بدون مراوغةٍ فحين آتيك ببيان آيةٍ وتراه بياناً باطلاً عليك أن تأتيني بالبيان الحقّ في شأنها بعلمٍ أهدى من علمي وأحسن تأويلاً، أما أن تعرض عنها فَتُضَيِّع وقتي بكتاباتك الطويلة والتي جميعها كلاماً فارغاً ومضيعةً للوقت فسوف نجعل لطائرك رجل من أقصى المدينة يسعى على عُضوِيَّتَك سلطاناً وما ضَره ما شتمته به شيئاً وشكى إلينا ذلك وقلنا له أن يصفح وقال سمعاً وطاعةً؛ أولئك من الذين اصطفاهم الله وزراء مكرمين خير رجال العالمين فلا أسمح لك أبداً أن تشتمه شيئاً وآمرك بالأمر أن تحترمه إن كنت من الأنصار المُنَفِّذِين للحقّ.
وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
الإمام المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني.
ـــــــــــــــــــــــ